مزاياي تفسير موضوعي قرآن كريم

مزاياي تفسير موضوعي قرآن كريم

محمّدرضا داودي

مقدّمه

قرآن كريم، كتاب علمي و تخصصي نيست كه مطالب خود را به صورت موضوعي و در ابواب و فصول معين قرار دهد و تمام سخنِ خويش را درباره يك موضوع يك جا گرد آورد، بلكه كتاب هدايت تمام انسان ها بوده و توجه به تمام ابعاد وجودي آنان دارد. بدين سبب، مطالب آن به صورت پراكنده و از زاويه هاي متفاوت مورد بررسي قرار گرفته است; گاه در يك سوره و حتي در يك آيه موضوعات گوناگون و متعددي بيان شده است. از اين رو، به دست آوردن نظر قرآن كريم در يك موضوع تنها با «تفسير موضوعي» ميسور مي باشد كه عبارت است از گردآوري همه آيات مربوط به يك موضوع از موضوع هاي قرآني و بررسي و استنطاق آن ها براي استخراج نظر قرآن كريم درباره آن موضوع.

روش تفسير موضوعي قدمت بسيار دارد و در احاديث پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم السلام)، اين شيوه به چشم مي خورد. آن بزرگواران با كمك ديگر آيات هم مضمون، به موضوعي از موضوعات قرآني پاسخ گفته اند.1تفسير موضوعي اصطلاحي نوظهور است كه از قرن چهاردهم بر روش خاصي از تفسير قرآن كريم اطلاق2 و به آن توجه اي ويژه شده و روز به روز ابعاد جديدي از آن آشكار گرديد. به رغم اينكه تفاسير موضوعي ارزشمندي پديد آمده است، اما درباره مباحث نظري اين شيوه تفسيري تحقيق كمتري به چشم مي خورد و مسائل بسياري نيازمند بررسي مي باشند. از جمله اين مباحث، بررسي مزاياي تفسير موضوعي است كه در اين مقاله بدان مي پردازيم.

1. وصول به ديدگاه همه جانبه قرآن كريم درباره يك موضوع خاص

قرآن كريم پاسخ گوي پرسش ها و نيازهاي انسان تشنه معارف الهي در تمام اعصار است; چنان كه خود مي فرمايد:

(وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِّكُلِّ شَيْء وَ هُدًي وَرَحْمَةً وَبُشْرَي لِلْمُسْلِمِينَ)(نحل: 89); و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزي است و براي مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگري است بر تو نازل كرديم.

كلام وحي با وجود واژگان محدود و كم حجم، هر آنچه بشر براي پيمودن راه قرب الهي نيازمند باشد بيان كرده است، اما دست يافتن به پاسخ اين پرسش ها با شيوه موضوعي قرآن امكان پذير است. با اين روش، از سويي، ديدگاه هاي قرآن به گونه اي جامع در خصوص اساسي ترين مسائل مورد نياز بشر براي همگان روشن مي شود و از سوي ديگر، نيازهاي فكري و عملي بشر كنوني مرتفع مي گردد.

شهيد صدر در اين باره مي گويد: «تنها راه به دست آوردن تئوري هاي بنيادين اسلام و نظريه هاي زيربنايي قرآن پيرامون مسائل گوناگون زندگي، تفسير موضوعي است.»3

تفسير ترتيبي در عين ارزشمندي و ضرورت، كافي نبوده و با پراكندگي آيات، نمي تواند ديدگاه كلي قرآن را با بررسي موضِعي آيات، نسبت به موضوع هايي كه بشر بدان مبتلا شده يا خواهد گشت، روشن سازد و براي استخراج نظريه هاي قرآني درباره مسائل متعدد زندگي، كافي نيست و نياز به مكمّل دارد و مكمّل آن چيزي جز دسته بندي آيه هاي مربوط به يك موضوع و نگاه جمعي به آياتومرتبط نمودن آن هابه يكديگر نخواهد بود.

براي نمونه، در بحث شفاعت اين سؤال مطرح است كه آيا قرآن شفاعت كسي را در روز قيامت مي پذيرد يا خير؟ وقتي به قرآن مراجعه مي كنيم، اولين آيه اي كه موضوع شفاعت را مطرح مي كند آيه 48 سوره بقره است:

(وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْس شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ); و بترسيد از روزي كه هيچ كس چيزي ]از عذاب خدا[ را از كسي دفع نمي كند و نه از او شفاعتي پذيرفته و نه به جاي وي بدلي گرفته مي شود و نه ياري خواهند شد.

با اين آيه، نمي توان نظريه نفي شفاعت را از قرآن به دست آورد، بلكه بايد تمام آيات مربوط به موضوع شفاعت را جمع آوري كرده، سپس ديدگاه قرآن را جويا شد. با بررسي موضوعي آيات شفاعت به اين نتيجه مي رسيم كه شفاعت مستقل ويژه خداوند متعال است4 ولي شفاعت با اذن پرودگار براي ديگران هم وجود دارد5 و نيز افراد شفاعت كننده و ويژگي هاي آن ه6 و خصوصيات شفاعت شدگان7 از اين آيات به دست مي آيد.8

نمونه روشن اين روش، كاري است كه حضرت علي(عليه السلام)درباره يك موضوع انجام داده اند. آن حضرت با كنار هم قرار دادن دو آيه، نظريه قرآن در خصوص اقل حمل را به دست آورده اند: «روزي زني را پيش عمر آوردند كه پس از گذشت شش ماه از ازدواجش داراي فرزند شده بود، عمر حكم به سنگسار كردن او داد. حضرت علي(عليه السلام)فرمود: من با كتاب خدا براي تو دليل مي آورم (و با قرآن بي گناهي او را ثابت مي كنم.) خداوند مي فرمايد: (وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ...) (بقره: 233); و مادران ]بايد [فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند.

و در جايي ديگر مي فرمايد: (وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً) (احقاف: 15); بارداري و از شيرگرفتن او سي ماه است.

پس هنگامي كه شير دادن و حمل 30 ماه باشد، و از طرفي، زمان شير دادن دو سال كامل باشد مي تواند بچه اي شش ماهه متولد شود. عمر با مشاهده استدلال فوق، آن زن را رها كرد.»9

2. تفسير موضوعي; عامل نزديكي اعتقادات مسلمانان

به دنبال پيدايش فرقه هاي گوناگون اسلامي، هر گروهي براي اثبات و توجيه مذهب خويش به يك سري از آيات موردنظر خود تمسّك جسته و از آيات ديگر كه مخالف ايده اش بوده، غفلت كرده است و يا به توجيه و تأويل آن ها پرداخته است. اين امر باعث شد در امت اسلامي مذاهب گوناگون و بعضاً متناقضِ در عقيده به وجود آيد. در صورتي كه اگر اينان به اين مقدار از تفسير اكتفا نكرده بودند و يك گام به پيش مي نهادند و به تمام آيات قرآن به شيوه موضوعي مي نگريستند وحدت و يكپارچگي امت اسلامي حفظ و از بسياري از اين تناقضات و اختلافات جلوگيري مي شد. همچنين در بسياري از اعتقادات به هم نزديك مي شدند.

دو فرقه معروف اشاعره و معتزله، بهترين شاهد بر اين مدعايند; چرا كه اين دو گروه براي اثبات و توجيه مكتب خويش، آياتي از قرآن را اخذ كرده و به تفسير آن پرداخته اند، ولي به آيات مخالف عقيده خويش توجهي نكرده و يا درصدد توجيه آن برآمده اند. اشاعره كه به آنان «جبريّون» نيز مي گويند، بندگان و افعال آنان را آفريده خداوند مي دانند10 و در برابر آنان، معتزله يا «مفوّضه» كارهاي بندگان را آفريده خود آنان مي دانند نه خداوند.11 براي نمونه، تفسير آيه 17 سوره «انفال» را از هر دو گروه ذكر مي نماييم:

(فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَي); و شما آنان را نكشتيد، بلكه خدا آنان را كشت و چون ]ريگ به سوي آنان [افكندي، تو نيفكندي، بلكه خدا افكند ]آري خدا چنين كرد تا كافران را مغلوب كند.[

فخر رازي از مفسّران اشعري در ذيل آيه مزبور مي نويسد: «اصحاب ما به اين آيه استدلال كرده اند مبني بر اينكه افعال بندگان مخلوق خداوند است; به اين بيان كه خداوند مي فرمايد: ]اي مسلمانان [شما كافران را نكشتيد، روشن است كه آنان ]اصحاب پيامبر در جنگ بدر [مجروح بودند ]و نمي توانستند كفار را به قتل برسانند[ پس اين آيه دلالت مي كند بر اينكه اين گونه كارها (كشتن كفار و ...) از طرف خداوند صورت گرفته است.»12

قاضي عبدالجبار از مفسّران معتزلي در ذيل همين آيه مي گويد: «چگونه اين آيه با اين عقيده كه افعال بندگان مخلوق خداوند است، سازگاري دارد؟ جواب ما اين است كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) روز بدر ]تير يا سنگ ريزه را[ پرت كرد و خداوند آن را به سپاهيان ]دشمن[ رسانيد. به همين علت خداوند پرتاپ كردن را به خود نسبت داده و در مرحله اول به پيامبر نسبت داده است كه فرمود: "اذ رميت."»13

حال اگر اين دو گروه براي روشن شدن حقيقت بدون تعصب بر عقيده اي خاص به صورت موضوعي به تفسير قرآن پرداخته و تمام آياتِ مربوط به هر موضوع را جمع آوري و از مجموع آن ها نتيجه گيري مي كردند، اين نوع اختلافات به وجود نمي آمد.

قرآن در آياتي خداوند متعال را همه كاره عالم مي داند و خلق و تدبير امور را تماماً به او نسبت مي دهد; آياتي نظير:

ـ (ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْء فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْء وَكِيلٌ) (انعام: 102); اين است خدا پروردگار شما، هيچ معبودي جز او نيست، آفريننده هر چيزي است، پس او را بپرستيد و او بر هر چيزي نگهبان است.

ـ (بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعاً) (رعد: 31); بلكه براي خداوند است ]تدبير [تمام امر.

ـ (فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَ مَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَي) (انفال: 17); و شما آنان را نكشتيد، بلكه خدا آنان را كشت و چون ]ريگ به سوي آنان[ افكندي، تو نيفكندي، بلكه خدا افكند.

ـ (اللّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاء وَيَقَدِرُ...) (رعد: 26); خداست كه روزي را براي هر كس بخواهد گسترش و تنگ مي گرداند.

ـ (وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَي صِرَاط مُّسْتَقِيم) (بقره: 213); خداوند هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مي كند.

ظاهر اين آيات در نگاه اولي جبر است; به اين معنا كه خداوند تمام كارهاي هستي و هدايت و ايمان افراد را خود انجام مي دهد و انسان در انجام اين امور كاره اي نيست، اما آيات ديگري نيز وجود دارند كه بيانگر انجام امور به دست انسان بوده و در عين حال، تأثير خداوند را نيز ثابت مي كنند:

ـ (ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ...) (روم: 41); به سبب آنچه دست هاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است.

ـ (قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ...) (توبه: 14); با آنان بجنگيد، خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوايشان مي كند.

ـ (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ...) (يونس: 9); كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، پروردگارشان به پاس ايمانشان آنان را هدايت مي كند.14

با جمع آوري و جمع بندي اين دو گروه از آيات، از ظاهر گروه اول دست برداشته و به اين نتيجه كه اختيار انسان همراه با تأثير خداوند بر عالم هستي باشد، مي رسيم; موضوعي كه به زيبايي در فرمايش امام صادق(عليه السلام) آمده است. آن حضرت فرمود: «لاجبر و لاتفويض لكن امر بين امرين»;15 نه جبر است و نه تفويض، بلكه امري بين اين دو است.

اين روايت اشاره به توحيد افعالي و فاعل هاي طولي دارد; يعني خداوند همه كاره عالم هستي است و در طول او انسان نيز با اختيار، كارهاي خويش را انجام مي دهد.

اگر تمام فرقه هاي مسلمان كه قرآن را به عنوان وحي الهي قبول دارند، به تفسير موضوعي قرآن بپردازند، بسياري از نزاع ها از بين رفته و به وحدت در عقيده نزديك مي شوند; زيرا قرآن خالي از اختلاف است و كساني كه به آن تمسّك جويند با وحدت رويه به سعادت دنيا و آخرت نايل مي آيند.

3. نگرشي تخصصي و عميق به موضوعات قرآني

از ويژگي هاي عصر حاضر، گرايش به نگاه تخصصي، عميق و همه جانبه نسبت به مسائل و موضوعات است. در بيشتر علوم سعي بر آن است كه با ديد تخصصي به يك موضوع نگريسته شده و به تجزيه و تحليل آن اقدام شود. تفسير قرآن نيز از اين روش مستثنا نبوده و مفسّران با عنايت به اين ويژگي براي پاسخ گويي به نيازهاي بشر كنوني به بررسي يك موضوع در تمام آيات پرداخته و به تمام جوانب آن توجه نموده اند. در اين نگاه تجارب