معناشناسي واژه هاي قرآن و تفسير موضوعي

معناشناسي واژه هاي قرآن و تفسير موضوعي

عليرضا نيازاده

مقدّمه

قرآن مجيد جامع ترين و كامل ترين معارف وحياني را در خود جاي داده است. دست يابي صحيح و روشمند به آموزه هاي اين كتاب آسماني، با توجه به ويژگي هاي خارق العاده آن، روش شناسي خاص خود را طلب مي كند و فهم درست آن نياز به تبيين دقيق و كامل مباني، روش ها و مراحل فهم و تفسير اين كتاب الهي دارد.

با تمام همّتي كه از ديرباز انديشمندان و قرآن پژوهان مسلمان براي فهم قرآن مصروف داشته اند، اما در جهت تدوين و تبيين قواعد و روش شناسي فهم قرآن، تلاش كمتري صورت گرفته و فضاي خالي پژوهش هايي اينچنين كاملا محسوس است. البته نبايد غافل بود كه در دهه هاي اخير شتاب بيشتري براي پر كردن اين خلأ توسط دانشمندان علوم قرآني صورت گرفته است، ولي با وجود اين، باز هم انجام پژوهش هاي عميق و در ابعاد گوناگون در اين زمينه ضرورت دارد.

از ميان حوزه هاي اساسي و روش شناسي تفسير، به مبحث مهم و كاربردي «شيوه و مراحل تفسير» كمتر پرداخته شده و چون تفسير موضوعي گامي پس از روش تفسير ترتيبي قرآن محسوب مي شود.1 و كمتر به آن پرداخته شده، اين كاستي در روش تفسيرموضوعي بيشتر مشهود است. از اين رو، افزون بر مباحث نظري و كاربردي روش شناسي تفسير به طور عام، نياز به مباحث اختصاصي محسوس است.

از محققاني كه به اين مبحث پرداخته اند، مي توان به آية اللّه جوادي آملي و مصطفي مسلم اشاره كرد.2 البته اين بزرگواران نيز به اجمال مطالبي را در اين باب بيان داشته اند، و حال آنكه هر مرحله اي از مراحل مطرح شده تحقيق و شرح مبسوطي مي طلبد. مقاله حاضر فتح بابي براي اجابت اين نياز است.

در نگاهي كلي، مفسّر موضوعي به دنبال گردآوري و تحليل آيات مربوط به يك موضوع براي دست يابي به ديدگاه قرآن نسبت به آن است و تفاوتي نمي كند كه موضوع موردنظر از خارج قرآن كريم اخذ شود و يا از خود قرآن، و نيز تفاوتي نمي كند آيات ذي ربط پيوندي مستقيم با موضوع داشته باشند و يا به گونه اي فراگير از نظر مفهومي با موضوع ارتباط پيدا كنند.

بنابراين، در تفسير موضوعي دو مرحله كلي وجود دارند: ابتدا گردآوري روشمند آيات مرتبط با موضوع و سپس دسته بندي و تحليل آيات استخراج شده و كشف نظريه جامع قرآني در خصوص آن موضوع.

در مرحله نخست، هر قدر مفسّر بيشتر به آيات مرتبط آگاه شود، در رسيدن به نظريه قرآني تواناتر است. به اين لحاظ، در تبيين شيوه تفسير موضوعي، يكي از مراحل اساسي و مهم «شيوه هاي استخراج آيات مرتبط» است. هدف از اين پژوهش به طور مشخص، بسط و توضيح يكي از اين شيوه هاست.

شيوه هاي گزينش آيات همنوا

در يك تقسيم بندي كلي، شيوه هاي گزينش آيات مرتبط به دو شكل تقسيم مي شوند:

الف. گزينش بر اساس لفظ موضوع

در اين شيوه، كه ابتدايي ترين و آسان ترين شيوه است، مفسّر از راه هاي گوناگون ـ همانند مراجعه به كتاب هاي معجم ـ آياتي را كه دربردارنده كلمات هم خانواده با موضوع هستند، استخراج مي كند و با بررسي و تأمّل در مفاهيم آن ها، آيات مرتبط را گزينش مي كند. از اين شيوه، به دو هدف بهره برده مي شود: يكي براي درك مفاهيم واژه هاي قرآني و ديگري تبيين ابعاد گوناگون يك موضوع.

از كساني كه هدف نخست را دنبال كرده اند، راغب اصفهاني در كتاب مفردات الفاظ القرآن و استاد حسن مصطفوي در كتاب التحقيق في كلمات القرآن هستند. آنان با گردآوري آيات از منظر الفاظ و تجزيه و تحليل آن ها، سعي در روشن ساختن معاني ناب قرآني براي هر واژه داشته اند.

از افرادي كه هدف دوم را لحاظ كرده و خود را در بيشتر موارد محدود به همين شيوه كرده اند، مي توان از علّامه مجلسي در كتاب بحارالانوار نام برد.

همان گونه كه روشن است، اين شيوه به تنهايي براي فهم نظريه جامع قرآن درباره موضوعي خاص كافي نيست، بلكه در خصوص بعضي موضوعات، هيچ واژه و كلمه هم خانواده اي در قرآن ديده نمي شود. اما آيات مرتبط متعددي در خصوص آن موضوع وجود دارند و از اين رو، شيوه ديگري در تكميل شيوه اول مطرح شده است.

ب. گزيش بر اساس مفهوم موضوع

هر واژه اي به غير از شكل لفظي و صرفي خود، آيينه اي از معنا و مفهومي خاص است. همان گونه كه در شيوه قبل از ارتباط شكلي كلمات هم خانواده براي گزينش آيات همنوا بهره برده مي شد، از ارتباط مفهومي واژه ها نيز مي توان بهره برد. اما در اين نوع، به خلاف نوع اول، يك رابطه ساده و خاص نيست، بلكه ارتباطات متفاوتي از جهت هاي گوناگون ممكن است برقرار باشند. شايد تمام اين ها هماهنگ با هدف بحث ما نباشد، اما اغلب اين ارتباطات با كاركردهاي متفاوت افق گسترده اي در فراهم كردن آيات به روي مفسّر باز مي كنند. و به دليل همين تفاوت در كاركرد، شمارش و تحت قاعده اي خاص در آوردن انواع آن ها، دشوار است. در اين قسمت، فقط به برخي از اين ارتباطات و عملكرد آن ها اشاره مي شود. اين مطلب را نيز نبايد از خاطر دور داشت كه به دليل پيچيدگي و ظرافت هاي ويژه، مفسّر در اين قسمت، ملزم به داشتن تخصص، تبحّر و دقت بيشتري است.

گزينش بهتر در گرو داشتن چشمي روشن است و اين روشني چشم در سايه دانايي و توانايي هاي ذهني حاصل مي شود.

در بسياري از موارد، به ويژه موضوعاتي كه از خارج قرآن اخذ مي شوند، زاويه ديد و دانش هاي متفاوت، مفسّر را به سوي آيات متعددي حول يك موضوع رهنمون مي شوند. اما اين نظريه، كه اصل گزينش در همه حال بايد مبتني بر معلومات مفسّر باشد، نمي تواند نظر صحيحي باشد; زيرا با ذهني خالي و سليم نيز مي توان از اقيانوس بيكران قرآن، گوهرهاي بي شماري به دست آورد تا در پرتو نورانيّت آن ها، زواياي متعددي از يك موضوع