آيات الاحكام و نگاهي به كتاب «كنزالعرفان في فقه القرآن»

 

 

آيات الاحكام و نگاهي به كتاب «كنزالعرفان في فقه القرآن»

محمدمهدي كريمي نيا

مقدّمه

قرآن كريم يكي از دو ثقل گران بهاست كه در تشريع اسلامي و شناخت احكام شرعي به آن اعتماد مي شود. فقيهان در شناخت احكام شرعي، به تفسير و تبيين آيات خداوند پرداخته اند و هيچ فقيهي در تبيين فروع و احكام اسلامي، از شناخت و بررسي آيات قرآن كريم بي نياز نيست.

يكي از دغدغه هاي برخي از مفسّران و دانشمندان فقه، نگارش كتابي حاوي تمام آيات قرآني است كه درباره احكام شرعي باشد. برخي از اين كتاب ها به «احكام القرآن» و برخي تحت عنوان: «آيات الاحكام» يا «فقه القرآن» معروفند.

«آيات الاحكام» يا «احكام القرآن» تفسير موضوعي قرآن كريم در باب احكام شرعي است كه مفسّر در آن تمام آيات مربوط به احكام شرعي را مورد بررسي و تحليل قرار مي دهد.

يكي از مهم ترين كتاب هاي شيعه در اين باب، كتاب كنزالعرفان في فقه القرآن نوشته فاضل مقداد (م 826 هـ. ق) است كه در دو جلد و در 1252 صفحه در سال 1377 شمسي. همراه با تحقيق و پاورقي به چاپ رسيده است. نوشتار ذيل علاوه بر بررسي آيات الاحكام، كتاب مزبور را نيز مورد ارزيابي قرار داده و مزايا و ويژگي هاي آن را شمرده است. بررسي فقهي مقارن، تفسير قرآن با قرآن، تفسير قرآن با روايات و رويكرد فقهي در بررسي آيات احكام از مزاياي اين كتاب است.

معرفي كتاب كنزالعرفان في فقه القرآن

نويسنده: جمال الدين مقداد بن عبداللّه سيوري;

محقق: سيدمحمّد قاضي;

ناظر (مُشرِف): محمد واعظ زاده خراساني;

ناشر: مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با همكاري دارالهدي;

تاريخ چاپ: 1377 ش / 1419 ق;

شمارگان: 2000 نسخه.

اين كتاب در دو جلد، مجموعاً 1252 صفحه، به چاپ رسيده است. محقق اين كتاب براي تهيه منابع و مآخذ آيات و روايات زحمات زيادي كشيده و در پايان جلددوم، فهرست كاملي از آيات، روايات، اعلام، مصادر و فهرست مطالب كتاب ارائه داده است.

در ابتداي جلد اول، آقاي محمّد واعظ زاده خراساني در مقدمه اي بر اين اثر، كتاب هاي متعددي را كه درباره آيات الاحكام نوشته شده اند، معرفي كرده است. از نظر ايشان، تعدادآياتي كه درباره احكام شرعي آمده اند،قريب500 آيه است.

در مقدّمه اي ديگر آقاي سيدمحمّد قاضي زندگي و حيات نويسنده كتاب، جمال الدين مقدادبن عبداللّه را بيان كرده و اسامي تعدادي از استادان و شاگردان جمال الدين مقداد و نيز آثار و كتاب هاي ديگر نويسنده را معرفي نموده است. از نظر محققِ كتاب، نويسنده كتاب در سال 826 قمري وفات نموده است.

محقق محترم در تحقيق خويش، به 205 كتاب به عنوان مرجعِ تحقيق و پژوهش خويش مراجعه كرده است كه كوشش وافر و سعي فراوان وي را در تحقيق كتاب را مي رساند.

در اين كتاب قريب 450 بار به روايات گوناگون اسلامي استناد شده كه البته برخي از آن ها تكراري مي باشند. نويسنده به تناسب، به يك روايت در چند جاي كتاب استناد نموده است.

همچنين قريب 270 بار به آيات قرآن به عنوان شاهد استناد شده است. اين تعداد آيات، غير از 382 آيه اي است كه فاضل مقداد به عنوان «آيات الاحكام» مورد بررسي و تحليل قرار داده است.

نيز در مجموع، به 26 بيت شعر و 7 عبارت عربي به عنوان شاهد مثال استناد شده است.

آشنايي با نويسنده كتاب «كنزالعرفان»

جمال الدين مقداد، فرزند عبداللّه بن محمّدبن حسين بن محمّد سيوري، عالمي فاضل و فقيهي دانشمند و مفسّري آگاه بود كه كتاب هاي متعددي از خود به جاي گذاشته است. وي داراي مقامي ارجمند در ميان فقها و دانشمندان است و مورد تمجيد و تعريف آنان واقع شده. كتاب رياض العلماء از او به عنوان «شرف الدين» و «مِنَ العلماء» ياد كرده است.1 علّامه مجلسي در كتاب بحارالانوار او را به عنوان «شيخ اجل» معرفي نموده است و تأليفات او را در نهايت اعتبار و اشتهار مي داند.2 علّامه نوري در مستدرك الوسائل، او را «فاضل، فقيه، متكلّم و محققِ وجيه» معرفي كرده است.3

برخي كتاب هاي فاضل مقداد توسط نويسنده كتابِ اَعيان الشيعة معرفي شده است.4 مهم ترين استادان فاضل مقداد، شهيد اول (محمّدبن مكّي عاملي) و فخرالمحققين (م 771 هـ. ق) بوده اند. عمده كتاب هاي فاضل مقداد در موضوع فقه است و برخي كتاب هاي ديگر وي شامل كتاب هاي تفسيري و اعتقادي مي باشد. در ذيل، به برخي از كتاب هاي فاضل مقداد اشاره مي شود:

1. آداب الحج; 2. الاربعون حديثاً; 3. ارشادالطالبين الي نهج المسترشدين (درباره اصول دين); 4. الاعتماد في شرح واجب الاعتقاد; 5. الانوارالجلالية في شرح الفصول النصرية; 6. تجويد البراعة في شرح تجريدالبلاغة; 7. تفسير مغمضات القرآن; 8. التنقيح الرائع من المختصرالنافع; 9. جامع الفوائد في تلخيص القواعد; 10. شرح ألفية الشهيد; 11. شرح الباب الحادي عشر; 12. اللوامع الالهية في المسائل الكلامية; 13. نضد القواعد الفقهية علي مذهب الامامية.

كتاب هاي آيات الاحكام

قرآن كريم يكي از دو ثقل گران بهاست كه در تشريع اسلام و شناخت احكام شرعي به آن اعتماد مي شود. از اين رو، فقيهان در شناخت احكام شرعي به تفسير و تبيين آيات خداوند پرداخته اند. بنابراين، هيچ فقيهي در تبيين فروع و احكام اسلامي، از شناخت و بررسي آيات قرآن كريم بي نياز نيست.

يكي از دغدغه هاي برخي از مفسّران و دانشمندان فقه، نگارش كتابي حاوي تمام آيات قرآني است كه درباره احكام شرعي باشد. در اين ميان، كتاب هاي متعددي به نگارش درآمده اند. كتاب هايي كه به اين منظور نوشته شده است، گاه عنوان «احكام القرآن» دارند; مانند: احكام القرآن، اثر امام محمّدبن ادريس شافعي (150ـ204 هـ. ق); احكام القرآن، اثر ابي بكر احمدبن علي جصاص (م 370 هـ. ق) و احكام القرآن، اثر قاضي ابي بكر محمّدبن عبداللّه حافظ مالكي، معروف به «ابن عربي» (486ـ543 هـ. ق).

برخي ديگر از كتاب هايي كه تحت اين عنوان نوشته شده اند، به «آيات الاحكام» معروفند. مرحوم آية اللّه سيد شهاب الدين مرعشي نجفي (م 1411 / 1366)، در كتاب نهج الرشاد في ترجمة الفاضل الجواد، كه به عنوان مقدّمه مسالك الافهام فاضل جواد (از علماي بزرگ اماميه در قرن يازدهم) به چاپ رسيده، نام 57 كتاب را به عنوان «آيات الاحكام» ذكر نموده است. از اين تعداد، 23 كتاب از علماي مذاهب اربعه و 5 كتاب از علماي زيديه و 29 كتاب از علماي اماميه مي باشد.5 در اين ميان، برخي مفسّران، كه خود فقيه نيز بوده اند، در كتاب تفسيري خويش، كه عمدتاً مفصل هم مي باشند، آيات الاحكام را شرح و تفسير نموده اند. در شناخت آياتي كه مربوط به احكام شرعي مي باشند، از اين كتاب هاي تفسيري بي نياز نيستيم; مانند:

ـ تفسير طبري، طبري (310 هـ. ق);

ـ التبيان، شيخ طوسي (460 هـ. ق);

ـ مجمع البيان، طبرسي (548 هـ. ق);

ـ تفسير الكبير، فخر رازي (606 هـ. ق);

ـ تفسير قرطبي، قرطبي (671 هـ. ق);

ـ تفسير المنار، سيد رشيد رضا.

اولين كتاب آيات احكام

اولين كتابي در زمينه «آيات احكام» توسط محمّدبن سائب كلبي نوشته شده است. نويسنده كتاب كشف الظنون و ديگران مي گويند: محمّدبن سائب همان «شافعي» بوده كه متوفاي سال 146 هـ. ق است.6

ولي علّامه طهراني در كتاب الذريعه الي تصانيف الشيعة مي نويسد: محمّدبن سائب كلبي، شيعه و از اصحاب امام صادق(عليه السلام) است و شافعي نمي باشد; زيرا امام شافعي متوفاي سال 204 هـ. ق است.7

آية اللّه سيدحسن صدر نيز در كتاب تأسيس الشيعه تأكيد دارد كه اولين فردي كه در زمينه «احكام القرآن» كتاب نوشته محمّدبن السائب الكلبي است. وي چنين مي نويسد: «اوّلُ مَن صنّف في الاحكام القرآن، هو محمّدبن السائب الكلبي... قال ابن النديم في الفهرست عند ذكرالكتب المؤلفة في احكام القرآن مالفظه: كتابُ القرآن الكلبي رواه عن ابن عبّاس.»8

آن گاه چنين مي نويسد: محمّدبن سائب كلبي در سال 146 هـ.ق وفات يافته است. بنابراين، كلام سيوطي در كتاب اوائل كه گفته اولين مصنف احكام القرآن شافعي (متوفاي 204 در سن 54 سالگي) است مخدوش بوده و قابل پذيرش نمي باشد.9

كتاب القرآن اثر محمّدبن سائب كلبي در دو جلد تدوين شده و اولين كتابي است كه آيات مربوط به طهارت، صلات، زكات، صوم و مانند آن را از يكديگر تفكيك و تبويت نموده و درباره هر يك به طور مختصر بحث و بررسي نموده است.

در قرون بعدي، كتاب هايي مربوط به احكام و مسائل شرعي مبتني بر آيات قرآن كريم نوشته شده اند. عمدتاً از اين گونه كتاب ها تحت عنوان «احكام القرآن» ياد مي شود; مانند:

ـ احكام القرآن، ابوبكر رازي معروف به «جصاص» (م 370 هـ. ق) از فقهاي حنفيه;

ـ احكام القرآن، ابوالحسن طبري معروف به «كياهراسي» (م 504 هـ. ق) از فقهاي شافعيه;

ـ احكام القرآن، ابوبكربن العربي (م 543 هـ. ق) از فقهاي مالكي;

ـ الجامع الاحكام القرآن، ابوعبدالله قرطبي (م 671 هـ. ق) از فقهاي مالكي;

ـ فقه القرآن، قطب الدين راوندي از فقهاي اماميه مربوط به قرن پنجم هجري.

با وجود كتاب هايي كه ذكر آن ها گذشت، كنزالعرفان في فقه القرآن، اثر فاضل مقداد، كه قرن ها بعد نوشته شده، داراي ويژگي ها و امتيازاتي است كه آن را از كتاب هاي پيشين ممتاز مي سازد. (به اين امتيازات اشاره خواهد شد.)

تعداد آيات احكام

معروف آن است كه تعداد آيه هاي مربوط به احكام شرعي 500 آيه مي باشد. در كتاب كشف الظنون، كه مربوط به احكام قرآن و از ابن عربي است، چنين آمده: «و هو تفسير خمس مأة آية متعلقة بأحكام المكلّفين»;10 اين كتاب (كشف الظنون) تفسير 500 آيه مربوط به احكام و وظايف مكلّفان است.

آقاي محمّد واعظ زاده خراساني در مقدّمه كتاب كنزالعرفان مي نويسد: «آنچه در كتاب كنزالعرفان به عنوان «آيات احكام» آمده است، 420 آيه است كه اگر آيات ترغيب كننده به نماز، زكات، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر و مانند آن اضافه شود، به حدود 500 آيه مي رسد. البته با اين توضيح كه آيات مربوط به بحث مكاسب، عقود و ايقاعات 265 آيه و آيات مربوط به عبادات 155 آيه است.»11

فاضل مقداد در مقدّمه كتاب كنزالعرفان مي نويسد: مشهور آن است كه آيات مربوط به احكام شرعي 500 آيه مي باشند، ولي اين تعداد با توجه به آيات تكراري است، وگرنه آيات احكام به 500 آيه نمي رسند. من در كتاب خويش (كنزالعرفان) سعي كرده ام تمام آيات احكام را ذكر نمايم و فكر نمي كنم آيه اي را در اين باره فروگذاشته باشم. در هر حال، ملاك و مبنا بايد تحقيق و دقت باشد، نه شهرت و كثرت.12

اما به هر روي، فاضل مقداد هيچ عددي را به عنوان تعداد آيات الاحكام معرفي نمي كند.

آية اللّه حسين كريمي قمي درباره شمار «آيات الاحكام» چنين مي نويسد: «در هر حال، مشهور اين است كه مجموع آيات احكام، 500 آيه مي باشد، ولي محقق خبير ميرابوالفتح حسيني گرگاني (م 976)، در كتاب تفسير شاهي (آيات الاحكام شاهي) فرموده: مشهور آن است كه آيات احكام 500 آيه است و بعضي محققان گفته اند كه 359 آيه مي باشد كه دلالت مي كند بر 500 حكم از احكام فقهي.»13

آن گاه در ادامه چنين مي نگارد: «نگارنده معروض مي دارد تمامي آيات كتاب كنزالعرفان فاضل مقداد را بررسي كردم، حدود 340 آيه مي باشد، و اين در حالي است كه آقاي محمود شهابي در جلد دوم ادوار فقه (چاپ سوم، ص 257) مي نويسد: مجموع كتاب هاي فقهي، كه در اين اوراق عنوان گرديده است 44 عنوان و مجموع آيات منقوله در آن ها 450 تا 500 آيه است. ولي با محاسبه اي كه به عمل آمد، مجموع آياتي كه به آن ها استدلال نموده اند حدود 382 آيه مي باشد كه بعضي از آن ها تكراري است. مقصود اين است كه به يك آيه در ابواب مختلف استدلال شده; مثل آيه (اوفوا بالعقود.)14

درباره تعداد آيات احكام روايتي وارد شده است: «القرآنُ اَربَعةُ اَرباع: رُبعٌ فينا، و ربعٌ في عَدوّنا، و ربعٌ فرائض و احكام، و ربعٌ قصصٌ و اَمثالُ; قرآن شامل چهار ربع است: يك چهارم درباره ما (اهل بيت(عليهم السلام))، يك چهارم آن درباره دشمنان ما، يك چهارم آن درباره واجبات و احكام شرعي، و يك چهارم آن درباره داستان ها و مَثَل هاي قرآني.15

چنان كه آيات قرآن كريم را 6236 آيه بدانيم، در اين حالت پرسشي مطرح است، و آن اينكه لازم مي آيد آيات احكام 1559 آيه باشد، كه اين امر با گفته مشهور، كه تعداد آيات احكام 500 آيه است، سازگاري ندارد.

فاضل مقداد در كتاب كنزالعرفان در پاسخ به پرسش مزبور چنين مي نويسد: مراد از «رُبع» در حديث مزبور، رُبع واقعي نيست، بلكه به معناي جزء يا قسمت است. در اين حالت، معناي روايت اين است كه بخشي يا قسمتي از آيات قرآن كريم درباره احكام شرعي است. پس لازم نيست كه چهار جزء با يكديگر مساوي باشند.16

مزاياي كتاب «كنزالعرفان»

1. بررسي فقهي مقارن

نويسنده كنزالعرفان در نقل قول كلمات مفسّران، تنها به بيان آراء و نظرات فقها و مفسّران شيعه اكتفا نمي كند، بلكه به صورت تطبيقي، از آراء و ديدگاه هاي مفسّران اهل سنّت نيز استفاده مي كند; مانند: كشاف زمخشري، تفسيركبير امام فخررازي.

اين امر از چند جهت داراي اهميت است: اول آنكه نويسنده كنزالعرفان هيچ گونه تعصّب مذهبي از خود نشان نمي دهد، بلكه به آراي علمي مخالفان مذهبي نيز توجه دارد. دوم آنكه فاضل مقداد به عنوان فقيه و مفسّر به آراء فقها و مفسّران هم عصر خويش و نيز دانشمندان سابق نيز توجه داشته و اين با نبود امكانات چاپ و ارتباطات، تلاش علمي آنان از اهميت و ارزش ويژه اي برخوردار است.

به عبارت ديگر، او آراء مذاهب چهارگانه اهل سنّت و نيز ديدگاه هاي فقهاي اماميه را ذكر مي كند. وي پس از بررسي همه آراء و ديدگاه ها، بر اساس حجت و برهان عقلي، يكي از آن ديدگاه هاراانتخاب مي كند. بنابراين، ازاين نظر، كتاب كنزالعرفان فاضل مقداد يك «موسوعه فقهي مقارن» محسوب مي شود.

2. بررسي فقهي همه آيات الاحكام

فاضل مقداد همه آيات الاحكام را مدّنظر قرار داده است. اين امر در مقدّمه نويسنده مورد تأكيد قرار گرفته است. وي چنين مي گويد: آيات قرآن كريم، مرجع و منبع اصلي در فتواي شرعي است كه علما تلاش داشته اند از آن بحث نمايند. با اين حال، در زمينه آيات احكام، كتابي پيدا نكردم كه مفيد و جامع و خالي از زوايد باشد; زيرا كتاب هايي كه در اين باره نگاشته شده اند گاه به دليل ذكر نظرات و ديدگاه هاي فراوان، بسيار طولاني مي باشند; گاه بسيار مختصر و ناكافي. از اين رو، تصميم گرفتم كتابي تدوين نمايم كه شامل فوايدي باشد كه بيشتر تفاسير واجد آن نيستند. علاوه بر آن، فروع فقهي را ذكر كردم كه يا نصوص آيات قرآن كريم بر آن ها دلالت دارند و يا از ظواهر آيات به دست مي آيند.17

بنابراين، از نظر نويسنده محترم، تمامي آياتي كه مربوط به احكام شرعي مي باشند و نيز تمام فروعات فقهي مربوط به آن ها، از نظر وي دور نيفتاده و آن ها را بيان كرده اند.

3. تفسير قرآن با قرآن

نگارنده كنزالعرفان در ذيل بسياري از آيات قرآن كريم، به آيات مشابه و مربوط به آيه موردنظر نيز توجه دارد. اين امر بر غناي مطالعه تفسيري و فقهي نويسنده افزوده است. وي 311 بار به آيات قرآن كريم به عنوان شاهد استناد مي كند. (267 آيه و 44 بار تكرار آن ها، مجموعاً 311 بار.) با توجه به اينكه آيات احكام قريب 340 آيه مي باشند، استشهاد به 311 آيه قرآن كريم به عنوان شاهد مثال، بُعد «تفسير قرآن به قرآن» كتاب كنزالعرفان را به خوبي نمايان مي سازد.

4. تفسير قرآن با روايات

صاحب كنزالعرفان علاوه بر «تفسير قرآن به قرآن»، به «تفسير قرآن به روايات» نيز توجه دارد. ايشان به قريب 500 روايت كه ناظر به آيات شريفه مي باشند و يا در فهم آن ها دخالت دارند استناد مي كند.

اساساً اولين حلقه هاي تفسيري بر اساس نقل احاديث و روايات در ذيل آيات شريفه بوده است. ابن عبّاس حلقه هاي تفسير خويش را براي صحابه و تابعان تشكيل مي داد و آراء و اقوال مربوط به آيات را ذكر مي كرد. بر اساس همين مشي و عملكرد (تفسير آيات بر اساس اخبار و روايات) تعدادي كتاب هاي تفسيري به وجود آمد; مانند: تفسير طبري، تفسير كوفي، تفسير قمي و تفسير عيّاشي.

5. رويكرد فقهي در بررسي آيات الاحكام

فاضل مقداد در كتاب خويش، رويكرد جديدي را پيش گرفته; ابتدا كتاب «الطهارة»، سپس كتاب «الصلاة» و تا آخر عبادات را مطرح ساخته است. به دنبال آن، بحث معاملات و در نهايت، كتاب «قضا و شهادات» را مورد بررسي قرار داده است. وي در ذيل هر باب فقهي، آيات مربوط به آن را ذكر كرده است. چنين رويكردي، (تبويت و دسته بندي آيات احكام بر اساس ترتيب ابواب فقهي) اولين بار توسط فاضل مقداد صورت پذيرفت. مطمئناً اين روش براي فقيه و پژوهشگر فقه بسيار مناسب تر و مفيدتر است، در حالي كه روش پيشينيان و مفسّران قبل، «تفسير ترتيبي» بر اساس سوره هاي قرآني بوده و مفسّر هر گاه به آيه اي از آيات احكام برخورد مي كرد، توضيحات مربوط به آن را ارائه داده است.

اين رويكرد جديد توسط عده اي از مفسّران فقيه پي روي شده است; از جمله محقق اردبيلي (م 993ق) او كه قريب 150 سال پس از فاضل مقداد مي زيسته، از روش تفسير فقهي، فاضل مقداد استفاده كرده است.

جالب آنكه محقق اردبيلي در كتاب زبدة البيان، ترتيب بررسي آيات را شبيه ترتيب آيات مذكور در كتاب كنزالعرفان قرار داده است.

مقايسه آيات مطرح شده در باب طهارت، در دو كتاب كنزالعرفان و زبدة البيان شاهدي بر اين مدعا مي باشد. محقق اردبيلي حتي در برخي ويژگي هاي جزئي نيز از كتاب كنزالعرفان پي روي كرده است; مانند «النوع الثاني في دلائل الصلوات الخمس و اوقاتها» كه همين تعبير پيش تر در كتاب كنزالعرفان آمده است.

6. بحث همه جانبه در ذيل آيات قرآن كريم

فاضل مقداد تنها به مباحث فقهي توجه ندارد، بلكه به جوانب غيرفقهي نيز پرداخته است; مانند مباحث ادبي (نحو، لغت و مانند آن) و اسباب نزول، البته با اين توضيح كه مباحث غيرفقهي را به صورت خلاصه و مختصر آورده و از تفصيل و اطناب خودداري كرده است. اما در تفاسير ديگر، مانند تفسير كبير امام فخر رازي و الجامع لاحكام القرآن قرطبي اختصار و گزيده گويي رعايت نشده است. فاضل مقداد تأكيد دارد كه پيش از وي كتابي مستقل و جامع مربوط به آيات احكام همراه با اختصار وجود نداشته است. وي مي نويسد: «ولكنّي لم اظفر بكتاب في تنقيحِ تلكَ الآيات يُبرّد الغليلَ و يُشفي العليلَ و يحتوي علي جملةِ ما يبغيه الراغبُ و يستطرفُه الطالبُ، بل امّا مُسهب بذكرِ الاقاويلِ و الاخبارِ، او مقصّرٌ قد ملّل بالايجازِ و الاختصارِ...»18

7. بيان معناي لغوي و شرعي هر كتاب

فاضل مقداد در ابتداي هر كتاب و پيش از بيان آيات مربوط به آن، ابتدا معناي لغوي و شرعي (حقيقت شرعيه) را بيان مي كند. براي مثال، در ابتداي كتاب «طهارت» مي نويسد: «فالطهارةُ ـ لغةً ـ النزاهةُ... و شرعاً تطلق حقيقة ـ عند بعضهم ـ علي رفع الحدث، او المبيح للصلاة...»19

وي در ابتداي كتاب «الصلاة» چنين مي نگارد: «كتاب الصلاةِ و هو لغةً الدعاءُ، قال اللّه تعالي: (و صلِّ عليهم)، اي اُدع لهم... و شرعاً قيل: هي اذكارٌ معهودةٌ مقترنةٌ بحركات و سكنات يتقرّبُ بها الي اللّهِ تعالي...»20

پي‌نوشت ها


1ـ عبدالله افندى اصفهانى، رياض العلماء، ج 5، ص 216.

2ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 1، ص 41.

3ـ ميرزا حسين نورى طبرسى، مستدرك الوسائل، ج2، ص 274.

4ـ محسن الامين، اعيان الشيعة، ج 10، ص 134.

5ـ حسين كريمى، مفتاح آيات، مجله فقه و مبانى حقوق اسلامى، ش 1 (پاييز 1382)، ص 99.

6ـ محمّد واعظ زاده خراسانى، «حولة فى آيات الاحكام»، مقدمه كنزالعرفان، ص 9، به نقل از: كشف الظنون.

7ـ همان، ص 9، به نقل ازالذريعة الى تصانيف الشيعه،ج1،ص300.

8و9ـ حسين كريمى، پيشين، ص 99، به نقل از: سيد حسن صدر، تأسيس الشيعه، ص 321.

10ـ محمّد واعظ زاده خراسانى، پيشين، ص 13، به نقل از: كشف الظنون، ج 1، ص 20.

11ـ همان، ص 13 و 14.

12ـ فاضل مقداد، كنزالعرفان فى فقه القرآن، ج ؟، ص 49.

13و14ـ حسين كريمى، پيشين، ص 98.

15و16ـ فاضل مقداد، پيشين، ج 1، ص 49.

17ـ همان، ص 46.

18ـ همان، ص 49.

19ـ همان، ص 51.

20ـ همان، ص 101.