واكاوى شاخصه‏ هاى الگوى خانواده منتظر

  • warning: Missing argument 1 for t(), called in D:\WebSites\nashriyat.ir\themes\tem-nashriyat\upload_attachments.tpl.php on line 15 and defined in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\common.inc on line 936.
  • warning: htmlspecialchars() expects parameter 1 to be string, array given in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\bootstrap.inc on line 862.

معرفت سال بيست و يكم ـ شماره 176 ـ مرداد 1391، 71ـ84

مريم نجفى ليوارى*
نرگس محمدنيا گالشكلامى**

چكيده

از آنجا كه «انتظار» از مهم ترين مقوله هاى دينى در تشيع محسوب مى شود و نيز ترويج فرهنگ انتظار در خانواده ها نقش مهمى در تربيت دينى جامعه اسلامى دارد، واكاوى مشخصه هاى الگوى خانواده منتظر مى تواند در التزام عملى بُعد موعود باورى نقش بسزايى داشته باشد.
بدين سان، نسل جوان و نوجوان با مبحث امامت، ولايت، موعود و مهدويت آشنا شده و از آسيب هاى آن آگاهى مى يابند. فرهنگ انتظار مى تواند در نهاد خانواده تقويت گردد. شاخصه هاى الگوى چنين خانواده اى در پرتو عنايت به فرامين و سيره اهل بيت عليهم السلام تحقق مى يابد و تقويت موعودباورى و توجه خاص به امر خودسازى در خانواده به موازات تربيت دينى فرزندان نقش مهمى در تبديل اين پايگاه مقدس به خانواده منتظر خواهد داشت. 

كليدواژه ها: خانواده منتظر، انتظار، حضرت مهدى (عج)، مهدويت، دين، تربيت.


* دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث دانشگاه لبنان.                                                Maryamnajafi27@yahoo.com
دريافت: 91/1/19               پذيرش: 91/4/28.
** كارشناس ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه آزاد اسلامى واحد كرج.                                          mtr_6256@yahoo.com


مقدّمه

«انتظار» از جمله مقدّمات پديده جهانى ظهور است. اعتقاد به ظهور در مكتب شيعه، منتظر را ملزم به تبعيت و اطاعت مطلق ازولايت آخرين حلقه امامت مى گرداند.

     قرآن كريم مى فرمايد: «أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء: 59)؛ خدا را اطاعت كنيد و رسول و ولىّ امرتان را پيروى نماييد.

     اطاعت از ولىّ امر مستلزم مقدّماتى است كه اين مقدّمات بايد در نهاد مقدس خانواده پايه گذارى شود. روايات متعددى در زمينه شاخصه هاى افراد منتظر وجود دارد كه واكاوى آنها در تقويت جنبه فردى مسئله مؤثر است. اما بازيابى سازوكارهاى فرهنگ انتظار در خانواده نياز به پژوهش و تحقيق بيشترى دارد. به عبارتى، ارتباط مقوله تربيت در خانواده كه توسط والدين صورت مى گيرد و مقوله انتظار كه در زمينه مهدويت و موعودباورى است، رابطه اى است كه كمتر به آن پرداخته شده است. نهادينه سازى فرهنگ انتظار با توجه به طولانى شدن مدت زمان غيبت (غيبت كبرا) امرى است بس دشوار كه نياز به نگرشى عميق و همه جانبه به ابعاد مبحث انتظار و از طرف ديگر، بازشناسى ساختار كاركردهاى خانواده و شناخت مباحث تربيتى شكل گرفته در آن دارد. بديهى است تاكنون تأليفات بى شمارى در زمينه انتظار و صفات منتظران تدوين شده است؛ كتاب هاى ارزشمندى همچون مكيال المكارم، ظهور حضرت مهدى (عج) از ديدگاه اسلام، گفتمان مهدويت و... به مبحث انتظار پرداخته اند. اما تاكنون نوشتار و پژوهش مستقل و سازمان يافته اى پيرامون شاخصه هاى الگوى خانواده منتظر به رشته تحرير درنيامده است. جنبه نوآورى اين كار تحقيقى گردآورى مطالبى است كه ارتباط بُعد تربيتى انتظار و كانون خانواده را متذكر مى شود. واكاوى شاخصه هاى الگوى خانواده منتظر به معناى جست وجو در يافتن بهترين راه كارها براى تبلور برترين نمايه از خانواده در عصر ظهور مطابق با دستورات الهى و فرامين اهل بيت عليهم السلام مى باشد.

     سؤالات اصلى پژوهش حاضر به قرار ذيل است:

     1. آيا خانواده در بحث انتظار بايد حالت منفعل و راكد داشته باشد و براى ظهور در انزوا لحظه شمارى كند تا بتوان نام او را منتظر نهاد يا بايد حركت كرده و تلاش و كار و فعاليت اجتماعى را در راستاى هدف بزرگ ظهور قائم (عج) ادامه دهد؟
     2. آيا انتظار حالتى مسئوليت آور است كه تك تك افراد را ملزم به انجام تكاليف خاصى مى كند و يا اين تعريف فقط براى عرفا و عابدان و قشر تحصيل كرده جامعه است؟
     3. آيا براى انتظار و منتظر شاخصه ها و ويژگى هايى خاص مطرح است كه در خانواده عملى و كارساز باشد؟
     4. تا چه اندازه آيات و روايات اين مشخصات را برشمرده اند؟

     سؤالات فرعى پژوهش نيز عبارتند از:

     1. آيا مى توان در راستاى تربيت دينى فرزندان كه با تعاليم احكام آسمانى انجام مى پذيرد، آنان را در آينده افرادى منتظر به معناى  واقعى  تحويل اجتماع داد؟
     2. نقش والدين  در امر تعليم  انتظار به  فرزندان  چيست؟

واكاوى شاخصه هاى الگوى خانواده منتظر

     1. مفهوم انتظار

در ادبيات دينى مكتب جانبخش اسلام، انتظار مفهومى عميق، پرارزش و بس قابل تقديس دارد. به نظر مى رسد زيباترين جلوه عبوديت حق تعالى همانا انتظار است.

      رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «أفضَلُ اَعمال اُمّتى انتظار الفَرَج مِن اللهَ عَزّوَجَلّ»؛ 1 برترين اعمال امت من، انتظار رسيدن فرج از خداى عزيز بزرگ است.

     انتظار حالتى است نفسانى كه آمادگى براى آنچه انتظارش را مى كشيم از آن برمى آيد و ضد آن، يأس و نااميدى است. پس هر قدر كه انتظار شديدتر باشد، آمادگى مهيا شدن قوى تر خواهد بود. هرچه محبت شديدتر و دوستى بيشتر باشد، مهيا شدن براى محبوب زيادتر مى شود و فراغش دردناك تر مى گردد، به گونه اى كه منتظر از تمام امورى كه مربوط به حفظ خودش هست، غافل مى ماند و دردهاى بزرگ و محنت هاى شديد را احساس نمى كند.

     بنابراين، مؤمنى كه منتظر آمدن مولايش مى باشد هر قدر كه انتظارش شديدتر است، تلاشش در آمادگى براى آن به وسيله پرهيز از گناه و كوشش در راه تهذيب نفس و پاكيزه كردن درون از صفات نكوهيده و به دست آوردن خوى هاى پسنديده بيشتر مى گردد. 2

    امام صادق عليه السلام مى فرمايد: خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبتش منتظر ظهور او باشند و در هنگام ظهورش فرمانبردار از او. آنان اولياى خدا هستند؛ نه ترسى برايشان هست ونه اندوهگين شوند. 3

    آن حضرت همچنين مى فرمايد: هر كس دوست مى دارد از جمله اصحاب قائم (عج) باشد، بايد انتظار بكشد و با پرهيزگارى و اخلاق نيك رفتار نمايد و در حالى كه منتظر باشد، پس اگر از دنيا رفت و پس از مردنش قائم قيام كرد، براى او پاداشى خواهد بود همانند پاداش كسى كه امام قائم را درك كرده، پس جديت كنيد و در انتظار بمانيد، گوارايتان باد اى گروه مشمول رحمت الهى. 4

     2. شاخصه هاى فرد مورد انتظار در نگرش شيعى

در نگرش شيعى، انتظارْ تعين يافته و داراى شاخصه هاى تعريف شده است. در ديدگاه شيعى، انتظار دو بعد دارد: انتظار فرد و انتظار حادثه اى كه آن فرد انجام مى دهد. 5

    در انتظار فرد، هويت شخصى فردى كه مورد انتظار است كاملاً شناخته شده است. او از دودمان ابراهيم عليه السلام و پيامبر خداست؛ چنان كه در حديث نبوى آمده است: «المهدىُّ من وُلدى اسمُهُ اسمىِ وَ كنيته كُنيَتى اشَبَهُ النّاسِ بى خلقا و خُلقا... .» 6

    شاخصه دوم اين است كه اين فرد معين، متولد شده و عمرى طولانى دارد و برخلاف پندار برخى مكاتب و مذاهب، ظهور او حساب شده و بنابر خواست خداوند متعال انجام مى گيرد و او اكنون در حال حيات است. 7

     شاخصه سوم فرد يادشده اين است كه به احوال و اوضاع شيعيان آگاه است و ميان او و شيعيان رابطه معنوى وجود دارد و همان گونه كه از نظريه انتظار در روايات برمى آيد، فرد يادشده آگاه به اسرار پيروان خود و ساير انسان هاست. 8

    از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است: «يا رُمَيلَهُ لَيسَ تغيبُ عَنّا مؤمِنٌ فى شرقِ الارض و لا فى غربِها»؛ 9 شما همواره بدانيد كه هيچ مؤمنى، چه در شرق زمين و چه در غرب آن، از چشم ما پنهان نيست و ما ناظر بر شما هستيم.

     3. منتظِر و منتظَر

چرا «امت اسلامى» در برخى روايات به عنوان «امت منتظر» ناميده شده است؟ چون هميشه آنها در انتظار مهدى موعود (عج) به سر مى برند.

     امام صادق عليه السلام به ابوبصير در ضمن روايتى در اين باره مى فرمايند: «اى ابوبصير، خوشا به حال شيعيان و پيروان قائم ما اهل بيت؛ چون آنها در زمان غيبت او منتظر ظهور او هستند و وقتى آن حضرت ظهور نمايد مطيع و فرمانبردار او خواهند بود. آنان اولياى خدايندوهيچ ترس واندوهى برآنهاوجودندارد. 10

    در دعاى روز عيد فطر عبارتى با اين مضمون به چشم مى خورد: «اللّهمَّ صل على وليك المنتظر امرك المنتظر الفرج اولياءك»؛ 11 بار خدايا! بر ولىّ خودت درود بفرست؛ آن ولى كه منتظر فرمان توست و همواره در آرزوى گشايش كار دوستان تو در حال انتظار به سر مى برد.

     او انتظار مى كشد تا لحظه ظهورش فرا رسد و به اين ترتيب، دوران رنج و اندوه بشر پايان يابد و حاكميت ارزش هاى الهى و فضيلت اخلاقى در سرتاسر عالم تحقق يابد و از اين رهگذر، زمينه تعالى معنوى و رشد كمالات واقعى انسان فراهم شود. آن حضرت در برخى از دعاى عارفانه اى كه از خود به يادگار نهاده اند اهداف و آمال خويش و شوق و اشتياق وصف ناپذيرشان براى تحقق ظهور را چنين بيان مى فرمايند: «پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و دوستانت را با تحقق بخشيدن به وعده هايى كه به آنان داده اى گرامى دار و آنان را به آرزوهايى كه داشته اند برسان؛ زيرا كه مهلت حاكميت ستمگران در نظر ما به پايان رسيده است و ما از آنچه كه خشمگين هستى، خشمگينيم و همواره در يارى حق كوشاييم. ما به صدور فرمان تو مشتاقيم و چشم به راه تحقق وعده هايى كه داده اى هستيم. خداوندا! به اين قيام اذن صادر كن و راه هاى آن را هموار ساز و تحقق شايسته آن را آسان گردان. برنامه آن را به ما بياموز و سپاهيان و ياوران اين قيام را تأييد كن. قدرت و توانايى امت را به ستمگران و زورگويان هر چه زودتر آشكار ساز و شمشير استقامت را به سر دشمنان كينه توز فرود آور. 12

     بنابراين، تك تك افراددر يك امت اسلامى «منتظر» محسوب شده و خود امام منتظر بر قيامش مى باشد. نهاد خانواده نيز يك نهاد منتظر است كه با آموزش و تربيت صحيح به سمت ظهور منجى حركت مى كند.

     4. آثار و بركات انتظار در خانواده

مفهوم انتظار، به ويژه انتظار ظهور حضرت مهدى (عج)، در چارچوب مهدويت و امامت معنا مى يابد و جدا از مجموعه باورهاى اسلامى نيست. اعتقاد به مهدويت و انتظار در رأس هرم اعتقادى شيعه قرار گرفته است. بنابراين، رابطه انتظار و بهداشت روان در خانواده مبتنى بر دين و باورهاى دينى است. باورهاى دينى از راه هاى تغذيه روحى، تفسير معناى زندگى، ايجاد حسّ انسجام، تخليه هيجانى و... زمينه هاى آرامش و بهداشت روانى را فراهم مى كند. 13

    ارتباط نهاد مقدس خانواده با مقوله ارزشمند انتظار ارتباطى مهم و سازنده است. خانواده به عنوان يكى از مهم ترين پايگاه هاى دينى ـ تربيتى كه نسبت به ديگر پايگاه ها نقش كليدى دارد، مى تواند با آراسته شدن به زينت انتظار تأثير شگرف در جامعه داشته و تربيت شخصيت هاى كم نظير دينى را عهده دار شود. با كمال تأسف اين نهاد مقدس به سبب ورود دسيسه ها و نقشه هاى شياطين و تهاجم فرهنگ بيگانه به آن در معرض خطر جدى قرار گرفته است. آموزه هاى مهدويت و انتظار مى تواند در دفع چنين نيرنگ هايى كه گاه منجر به از هم پاشيدگى خانواده ها، همچون طلاق، فرار فرزندان، عدم تفاهم والدين و فرزندان و... مى شود، نقش بسيار مهمى داشته باشد.

     از ميان آثار و بركات فراوان انتظار در خانواده نقش نشاط و اميد، بيش از ساير آثار خودنمايى مى كند. حضرت على عليه السلام درباره رابطه ظهور و نشاط فرمودند: «هنگامى كه پرچم فرزندم به اهتزاز درآيد، شرق و غرب عالم را روشن سازد. با ظهورش موجى از شادى و نور، عالم گستر مى گردد.» 14

    اين شور و اشتياق و اميد در خانواده منتظر موجب پويايى و دورى از انجماد و سردى در آن مى شود. دليل اين شور، محبتى است وصف ناپذير كه از جانب آن حضرت عالم گستر خواهد شد. امام رضا عليه السلام در اين باره فرمود: «امام همدم و رفيق، پدر مهربان و برادر دلسوز است.» 15

    خانواده اى را كه شور انتظار در آن جاى خود را به افسردگى و خمودى و انزواى از جامعه داده و حسن خلق جاى خود را به كج خلقى و نااميدى سپرده، نمى توان يك خانواده منتظر به شمار آورد. اين خانواده به جاى منتظر بودن، منفعل است؛ چراكه ركود فعاليت و عدم حركت، يعنى انفعال، با باورهاى فرهنگ مهدويت هماهنگى ندارد.

     اثر سازنده ديگر مقوله انتظار در خانواده، نقش تربيتى آن مى باشد. اينكه افراد يك خانواده تلاش براى اصلاح يكديگروكوشش جمعى براى برطرف نمودن نقصان هاى اخلاقى و روحى خود دارند، به بركت انتظار و برخاسته از روحيه موعودباورى است. توجه به فضايل بى شمارانتظار اين حالت را تشديد مى نمايد.

     5. نقش خانواده در نهادينه كردن فرهنگ انتظار

خانواده نقش مهم و اساسى در تربيت دينى فرزندان دارد و آنان الفباى تعليم و تربيت را در محيط خانواده مى آموزند. هرقدر والدين با مؤلفه هاى «فرهنگ مهدويت» آشناتر باشند مى توانند فرزندان دين باورتر به جامعه تحويل دهند. به طور طبيعى، خانواده منتظر خانواده پويا و پرنشاطى است؛ چراكه ثمره انتظار چيزى جز تلاش و حركت نيست. مسئوليت خانواده منتظر از ساير مسئوليت ها سنگين تر است و بايد كاملاً بر ابعاد گوناگون اين مسئوليت آگاهى يافت و در انجام آن بر پايه احكام الهى و سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمّه هدى عليهم السلام كوشش و دقت فراوان نمود.

     6. نقش خانواده در بهره گيرى از مقوله انتظار براى تربيت فرزندان

جايگاه فرزند در قرآن به حدى است كه خداوند آن را نعمت الهى 16 و وسيله امتحان الهى 17 معرفى نموده است. تربيت مهدوى فرزندان در محيط خانواده پيش از هر چيز مستلزم پالايش اين پايگاه مقدس از مسائل ضدارزشى و غيراخلاقى است.

     پيش درآمد چنين تربيتى، آشنايى فرزندان با احكام اوليه نظير نماز، روزه، حجاب، خلق حسن، ادب و... است. چنانچه پيرامون مقوله انتظار و تربيت فرزند منتظر، تنها به رعايت برخى اعمال بى روح اكتفا شود و ديگر جنبه هاى تربيتى ناديده گرفته شود، حق چنين امر مهمى ادا نشده است.

     خانواده ها با رعايت اصل اعتدال و دورى از افراط و تفريط در آموزش انتظار به فرزندان، با ترغيب آنان به امام باورى و ايجاد انگيزه در وجود آنان با تشريح مسئله انتظار و امامت مى توانند آنان را گام به گام به مرحله «تكليف» و «مراقبه» هدايت نمايند.

شاخصه هاى خانواده منتظر

     1. سنت نبوى و سيره اهل بيت عليهم السلام، الگوى منتظر

در حديث مشهور نبوى، به مسلمانان سفارش شده كه به هنگام هجوم فتنه ها همچون پاره هاى شب تيره به قرآن پناه برند و نيز در حديث مشهور ديگرى، از جدايى ناپذيرى ثقلين (قرآن و عترت) تا قيامت و لزوم رجوع و تمسك به آن دو، براى مصون ماندن از گمراهى سخن رفته است. از همين روست كه مى بينيم اساسى ترين وظيفه شيعه به هنگام عصر حيرت (غيبت) براى رهايى از سرگردانى، رجوع به مدينه ذكر مى شود؛ چنان كه اميه بن على القيس مى گويد: به امام جواد عليه السلام گفتم: امام جانشين شما چه كسى است؟ فرمود: پسرم على و دو پسر على (يعنى پسرش امام حسن و نوه اش امام زمان عليهماالسلام.) آن گاه مدتى سرش را پايين انداخت و بعد از آن سرش را بلند كرد و فرمود: همانا به زودى حيرتى خواهد بود. عرض كردم: وقتى چنين شد به كجا بايد روى آورد؟ حضرت سكوت كرد و سپس فرمودند: به هيچ جا، و اين عبارت را سه بار تكرار كردند. سؤالم را تكرار كردم، فرمودند: به مدينه. عرض كردم: كدام يك از شهرها؟ فرمودند: به همين مدينه خودمان، آيا مدينه اى جز آن هست؟ 18 از سكوت حضرت مى توان استنباط كرد كه هيچ راه حلى جاى خالى امام غايب را پر نمى كند. چون هيچ كس در عصر غيبت كبرا نخواهد توانست مستقيما مستند به آن حضرت باشد و به طور قطعى مردم را از حيرت نجات نمى دهد. اما براى آنكه گمراه نشوند و ثابت قدم بمانند، ايشان مردم را به مدينه ارجاع مى دهند و مى دانيم كه مدينه محل نزول وحى و ايجاد سيره، اعم از سنت نبوت و سيره اهل بيت عليهم السلام، بوده است و مقصود ايشان از مدينه در و ديوار آن و نيز مردم آن نيست؛ چراكه در بسيارى از مكان ها منافقان فراوانى هم در آن مى زيستند و اينك نيز تحت سيطره گمراهان وهابى است، بلكه شايد مقصود رهايى از هر زمانى و مكانى و رجوع به ثقلين است كه همچون خورشيدى تابان، مدينه را از ديگر شهرها، و سه قرن نخستين هجرى و از بقيه قرون متمايز كرده اند؛ يعنى وقتى يك انديشمند مسلمان به دنبال راه حلى براى هدايت در شرايط حيرت است بايد خود را از قيود شرايط زمانى و مكانى پيرامونش رها كرده و از آن بيرون برود و به آن سه قرن در مدينه بنگرد و دنبال راه حل بگردد.

     شيخ صدوق به سند خود از ابن عباس آورده كه گويد: «رسول خدا فرمود: خدا را دوست بداريد و اهل بيتم را به خاطر دوستى من دوست بداريد.» 19

    چنان كه ملاحظه مى شود، طبق فرموده رسول خدا صلى الله عليه و آله، دوستى خاندان اهل بيت، دوستى خداوند تبارك و تعالى محسوب شده است. بنابراين، خانواده اى كه سيره خانواده نبوت را سرلوحه برنامه زندگى خود قرار دهد و مراجعه به سنت نبوى را جزء لاينفك زندگى خود بداند، مى تواند در شمار منتظران آن حضرت قرار گيرد. در روايتى از امام زين العابدين عليه السلام آمده است: «براى ما زينت باشيد و مايه ننگ ما نشويد.» 20

     2. بالا بردن سطح دانش مهدوى در خانواده

قرآن كريم درباره تفاوت معرفت و عدم معرفت مى فرمايد: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» (زمر: 9)؛ آيا كسانى كه مى دانند با آنها كه نمى دانند يكسانند؟

     در روايات نيز ميزان معرفت انسان، شاخصه ارزش گذارى او محسوب شده است.

     از امام باقر عليه السلام نقل شده است: «ارزش و منزلت هر كس به اندازه معرفت اوست.» 21

    معرفت به حضرت امام مهدى (عج) تنها دانستن نام و نسبت حضرت نيست، بلكه تبيين شناخت آن حضرت و جايگاه وجودى ايشان و اثر محورى كه براى تمام موجودات عالم، اعم از عرش و فرش، دارد مى باشد.

     امام عليه السلام در دو بعد تكوينى و تشريعى در عالم ملك و ملكوت تأثيرگذار مى باشد. بعد تكوينى، سرپرستى و ولايت جامعه اسلامى است. 22

    تقويت دانش مهدوى در خانواده با آبيارى نهال اميد صورت مى گيرد؛ چنان كه در روايت است: «اگر اميد نبود، هيچ مادرى نوزاد خود را شير نمى داد و هيچ باغبانى، نهالى بر زمين نمى كاشت.» 23

    در كافى از ابوبصير آمده است: از امام صادق عليه السلامدرباره فرموده خداى عزوجل «وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرا كَثِيرا» (و هر كس كه حكمت به او داده شود خير بسيار به او داده شده) سؤال شد. حضرت فرمود: « [يعنى] طاعت خداوند و معرفت امام.» 24

    و در همان كتاب از ابوبصير آمده كه گفت: حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام به من فرمود: آيا امام خود را شناخته اى؟ گويد: عرضه داشتم: آرى به خدا سوگند، پيش از آنكه از كوفه بيرون بيايم. فرمود: همين تو را كفايت مى كند. 25

      در خانواده اى كه تعريف صحيح و جامعى از مهدويت، حكمت انتظار و سازوكارهاى آن نشده، چگونه مى توان به ثمردهى مقوله انتظار اميدوار بود؟!

     چنانچه دانش مهدويت يك دانش سطحى، احساسى، سست و ناپايدار باشد، با كوچك ترين و ساده ترين رخدادى در هم مى شكند.

     درباره اهميت معرفت امام عصر (عج) آمده است: مهم ترين و واجب ترين امور بعد از شناخت خدا و رسول او، شناختن ولىّ امر و صاحب الزمان است؛ چراكه اين امر يكى از اركان ايمان مى باشد و هر كس در حالى بميرد كه امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است، و معرفت او كليد تمام ابواب خير و سعادت و رحمت مى باشد. 26

     3. توجه به مقوله خودسازى

نتيجه خودسازى تحول است و لازمه تحول، هدفمند بودن فرد و آمادگى و آگاهى او از لحاظ روحى و فكرى است. شناخت بيمارى نفس همچون حسادت، طمع، و بخل در سير تحول انسان و ساخته شدن او كمك قابل توجهى مى نمايد. خودسازى در خانواده بايد به عنوان يك برنامه تدوين شده، تعريف شده و تبيين شده درآيد.

     در كتاب گفتمان مهدويت در اين باره آمده است: ايمان به اين تحول، اجازه ماندن انسان در صف مخالفان را نمى دهد؛ همچنان كه بودن در صف موافقان نيز به داشتن اعمالى پاك و روحى پاك تر و برخوردار از شجاعت و آگاهى كافى نياز دارد. خودسازى براى چنين هدفى، مستلزم به كار بستن عميق ترين برنامه اخلاقى، فكرى و اجتماعى است. 27

    در بخش ديگرى از همين كتاب آمده است: عامل مهمى كه انسان را به سمت آينده مى كشاند و او را آماده مى سازد، ويژگى و تمايل براى اعمال و كنترل بر خويشتن و محيط خود است. انسان به لحاظ روان شناختى، درصدد افرايش كنترل بر دنياى درونى و بيرونى خويش است. انسان پيوسته در ناخودآگاه ذهن خويش، از دست دادن كنترل را پديده اى وحشتناك مى داند. آنچه درباره آينده بشر و ارتباط آن با كنترل يادشده وجود دارد، اين است كه چنين تمايلى در انسان ناخودآگاه يا نيمه آگاه وجود مى يابد كه در آينده چه جايگاهى خواهد داشت. به عبارتى، تمايل انسان براى كنترل خود و محيطش، جايگاه وى را در آينده اى كه در پيش رو دارد، زيرسؤال مى برد. انسان فطرتا تمايل دارد با پيوستن آگاهانه و از روى اختيار به قيام و انقلاب منجى عالم بشرى، بر آينده خويش ـ در آن شرايط ـ تأثيرى كنترل شده داشته باشد. 28

    قرآن كريم همين تمايل را براى آخرت نيز به شكل هاى گوناگون مورد توجه قرار داده است. «ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبا»(نبأ: 39)؛ آن روز حق است، پس هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمى گزيند.

     4. آراستگى به نيكى ها با تقوا و رياضت

امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «هر كس دوست دارد از ياران قائم (عج) باشد، بايد كه منتظر باشد و در اين حال با پرهيزگارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد.» 29

    تمرين زندگى ساده و دور از رفاه و تن آسايى، تقويت روحيه زهد و بى نيازى و دورى از ضعف، سستى و علايق مادى از مؤلفه هايى است كه بايد در يك خانواده منتظر عملى شود. 30

    امام زمان (عج) نيز مى فرمايد: «هريك از شما بايد آنچه را كه موجب دوستى ما مى شود، پيشه خود سازد و از هر آنچه موجب خشم مامى گردددورى گزيند.» 31

    در توقيعى كه از ناحيه مقدسه به شيخ مفيد صادر گرديده، اعمال ناشايست و گناهانى كه از شيعيان سر مى زند، يكى از اسباب  و يا تنها سبب  طولانى  شدن غيبت ودورى  شيعيان  از ديدار آن  حضرت  شمرده  شده  است. 32

    از آن رو كه امر غيبت امام زمان (عج) به طول مى انجامد و نيز در اين مدت زمان طولانى امكان ديدار امام حتى از طريق نواب خاص فراهم نيست، مسئله نسيان و فراموشى امام7 پيش آمده و به تبع آن، نگهدارى و حفاظت از دين بسى مشكل و با مشقت مى گردد. از اين رو، نقش خانواده در تحكيم ارزش هاى دينى و تقويت باورهاى مهدوى بسيار حساس است.

     يمان تمار مى گويد: نزد امام صادق عليه السلام نشسته بوديم، به ما فرمود: «صاحب الامر غيبتى خواهد داشت كه كسى كه بخواهد در آن دوره ديندار بماند سخت در مشقت و در معرض مشكلات است.» سپس فرمود: «صاحب الامر غيبتى دارد و بنده خدا ـ براى حفظ دينش ـ بايد تقواى الهى را پيشه كند و دو دستى به دين خود بچسبد.» 33

    پاسخ به شبهات دينى از طريق تحقيق، پژوهش و پرسش  و تقويت رويكرد مطالعاتى  در خانواده ها مى تواند به استحكام پايه هاى تقوا در خانواده كمك كند.

     در اصول كافى به سند صحيح از امام صادق عليه السلامآمده كه فرمود: ما كسى را مؤمن نمى شماريم تا اينكه نسبت به تمام امر ما پيرو و علاقمند باشد. توجه كنيد كه البته از جمله پيروى و خواستن امر ما، ورع و پرهيزگارى است. پس خود را به آن زينت دهيد كه خداى تعالى بر شما رحمت آورد. به وسيله ورع دشمنانمان را در رنج و فشار قرار دهيد. 34

     5. بردبارى و پايدارى

مقاومت، بردبارى و پايدارى در مسير انتظار موعود از مهم ترين شاخصه هاى الگوى خانواده منتظر است و آن بدين معناست كه درجه استقامت هر خانواده اى بر مشكلات و مسائل ناشى از غيبت متفاوت است. خانواده اى كه مطابق آموزه هاى قرآنى، صبر را از عوامل آزمايش الهى به حساب مى آورد موفق تر و كامياب تر عمل خواهد نمود.

     خداوند متعال مى فرمايد: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ.» (بقره: 155)؛ قطعا همه شما را با ترس و گرسنگى و كمبود مالى و جانى و ميوه ها ابتلا مى نماييم و بشارت باد بر پايداران.

     بنابراين، شرط مهم انتظار، استقامت در مقابل نقصان ها و كمبودهاست.

     «مقاومت وپايدارى از آن جهت كه مسلمانان به ويژه شيعيان را در برابر ظلم ها، فسادها و... ثابت و پابرجا نگه مى دارد و به آنان دل و جرئت مى دهد تا در برابر دشمنان اسلام مقاومت و ايستادگى كنند ارزشمند است. بردبارى و مقاومت موجب ثبات قدم براى منتظراست كه سرمايه روحى بزرگى به شمارمى رود.» 35

    در روايتى از امام سجاد عليه السلام آمده است: مردمانى كه در روزگار غيبت به سر مى برند معتقد و منتظرند. آنان از مردمان همه دوران ها افضل اند؛ زيرا خداى متعال به آنان خرد و فهم و معرفتى داده است كه غيبت امام براى آنان مانند حضور است. (يعنى با اينكه در عصر غيبت به سر برده و امام را نمى بينند، از نظر ايمان و تقوا و بردبارى گويى در زمان ظهور به سر مى برند و امام خود را مى بينند).

     امام سجاد عليه السلام در ادامه مى فرمايد: «خداوند اين مردمان را مانند سربازان پيكارگر صدر اسلام قرار داده است؛ همانان كه در ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله شمشير مى زدند و پيكار مى كردند. آنانند اخلاص پيشگان حقيقى و آنانند شيعيان واقعى و آنانند كه (در نهان و عيان) مردم را به دين خدا دعوت مى كنند.» 36

     صبر و پايدارى و دعوت يكديگر به استقامت و بردبارى براى هر خانواده شيعى منتظر كه در زندگى خود، با اندوه و اميدوارى توأمان، به تكاليف و مسئوليت هاى دينى خود عمل مى كند، ارزشى والا محسوب مى شود. رابطه با امام در حين صبر بر مشكلات عصر غيبت را مى توان از آموزه هاى قرآنى فرا گرفت؛ آنجا كه در آيه 200 سوره «آل عمران» آمده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، صبورى كنيد و استقامت ورزيده و از مرزها مراقبت كنيد و ازخداپرواكنيد، باشد كه رستگار شويد.

     6. تربيت حماسى

برخلاف برخى از پندارها، انتظار ظهور، موجب از دست رفتن حركت هاى اصلاحى و حماسه هاى دينى و اجتماعى نيست. انتظار، خود دعوت به «نپذيرفتن» است؛ نپذيرفتن باطل، ستم و دور شدن از بردگى و خوارى. 37

    وجود روحيه حماسى در خانواده همواره آن كانون مقدس را آماده مقابله با هرگونه ظلم و ستم و بى عدالتى قرار مى دهد. از اين رو، در عصر غيبت به شيعه به عنوان منتظر دستور داده شده كه سلاح خود را هميشه آماده نگه دارد و همواره مهياى پيكار و رزم باشد. روايتى كه نعمانى به سند خود از امام صادق عليه السلام آورده بر آن دلالت دارد كه آن حضرت فرمودند: «هريك از شما براى خروج حضرت قائم (عج) سلاحى مهيا كند، هرچند كه يك تير باشد كه خداى تعالى هرگاه بداند كه شخصى چنين نيتى دارد، اميدوارم عمرش را طولانى كند.» 38

    و نيز شيخ كلينى در روضه كافى به سند خود از ابوعبداللّه جعفى روايت آورده كه گفت: حضرت ابوجعفر محمدبن على امام باقر عليه السلام به من فرمودند: منتهاى زمان مرابطه نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز. فرمودند: ولى مرابطه ما مرابطه اى است كه هميشه هست و هر كس سلاحى را براى يارى ما مهيا سازد تا وقتى كه نزد او هست به مقدار وزن آن برايش ثواب خواهد بود. 39

    نحوه مرابطه خانواده منتظر فرج با امام زمان خود به اين است كه خود را به رشته ولايت او بربسته و مرتبط سازند و به پيروى و يارى حضرتش ملتزم گردند و اين گونه مرابطه بر همه افراد واجب عينى است و نيابت در آن نيست و اين يكى از اركان ايمان است و خداوند متعال هيچ عملى را بدون آن نمى پذيرد. 40

     7. شناخت مدعيان دروغين مهدويت

از آن رو كه ادعاى دروغين مهدويت تاريخ ديرينه دارد و اين جريان پس از اتمام غيبت صغرا تا زمان حال به شكل هاى مختلف ظهور و بروز نموده، شناسايى ابعاد فكرى و اهداف اين مدعيان از جمله مسائلى است كه در يك خانواده منتظر بايد صورت پذيرد؛ چراكه بخصوص افكار جوانان آمادگى امكان انحراف بدين سمت و سو را دارد. در روايات متعددى به شيعيان امر شده است در زمان غيبت كبرا از كسى كه ادعاى امامت و نيابت خاصه را داشته باشد هرگز پيروى نكنند. امام صادق عليه السلام فرمود: «هرگاه روزى صبح و شام كردى در حالى كه امامى از آل محمد صلى الله عليه و آله را نبينى، پس هر كه را بيشتر دوست مى داشتى دوست بدار و با هر كس دشمنى داشته اى دشمن باش و از هر كس پيروى داشته اى پيروى كن و هر صبح و شام منتظر فرج باش.» 41

    كنايه است از وجوب ترك محبت و پيروى كسى كه براى خود مرتبه خاصى از امامت يا نيابت خاصه را در زمان غيبت تامه ادعا كند؛ يعنى اگر كسى براى خويش مقام خاصى ادعاكند ازاوپيروى مكن و دعوتش را براى هيچ كار مپذير و اين است معناى تكذيب ادعاى او. 42

     8. ايجاد روابط خانوادگى با صالحان

از آن رو كه انتخاب هم نشين و انتخاب گروه هايى شايسته براى دوستى و آمد و شد ميان خانواده ها از اهميت فوق العاده اى برخوردار است، رويكرد يك خانواده منتظر فرج نيز بايد نشست و برخاست با چنين افرادى باشد. چنان كه دستورات دينى در زمان انتظار نيز مؤيد همين مطلب است.

     امام كاظم عليه السلام فرموده است: «كسى كه نمى تواند ما را زيارت نمايد پيروان صالح ما را ديدار كند كه ثواب زيارت ما برايش نوشته مى شود و هر كس نمى تواند ما را صله كند، پس نيكان پيرو ما را صله نمايد كه براى او ثواب صله ما نوشته مى شود.» 43

     9. امر به معروف و نهى از منكر در چارچوب خانواده

امر به معروف و نهى از منكر از مهم ترين طاعات و واجب ترين عبادات است. اسلام در قانون خود براى ترويج عدالت و اصلاح گرى طريق امر به معروف و نهى از منكر را معرفى و ابعاد آن را تبيين نموده است: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ»(آل عمران: 110)؛ شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسان ها آفريده شده اند. [چه اينكه امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد... .]

     اگر خانواده فريضه امر به معروف و نهى از منكر را به عنوان يك فضيلت تعريف كند و مشخصه هاى آن را در كردار و رابطه با يكديگر متجلى سازد، اميد به ترويج اين امر و سرايت اين خصيصه به جامعه مهدوى بيشتر و بيشتر مى گردد.

     در روايت است: «همانا علمى كه به مردم معارف دينشان را بياموزد و آنان را به امامشان دعوت كند از هفتاد هزار عابد بهتر است.» 44

    سفارش پروردگار متعال در قرآن كريم درباره احساس مسئوليت افراد خانواده نسبت به يكديگر و انجام اين فريضه الهى در اين نهاد مقدس نيز نشانگر اهميت فوق العاده اين مهم است.«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ»(تحريم: 6)؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خود و خانواده خود را نگاه داريد از آتشى كه مردم و سنگ خارا فروزنده آنند.

     10. صدقه به نيابت از امام عليه السلام

از نشانه هاى مودت و دوستى آن حضرت در يك خانواده منتظر، صدقه دادن به نيابت از ايشان است. از آن رو كه سنت خانواده ها در محبت ورزى به يكديگر و قصد سلامتى نمودن براى هم، دادن صدقه مى باشد، پايه گذارى و ترويج فرهنگ تصدق به حضرت قائم (عج) مى تواند در ايجاد رابطه قلبى از يك سو و نشانه انتظار موعود از سوى ديگر اثرگذار باشد.

     در مكيال المكارم آمده است: نظر به اينكه اين كار از گونه هاى مودت نسبت به قربى و بستگان پيغمبر صلى الله عليه و آله است كه خداوند بندگانش را در كتاب خود به آن امر فرموده، نمى بينى كه هرگاه فرزندت يا كسى از عزيزانت را دوست مى دارى و براى او بيمناك هستى به قصد سلامتى او صدقه مى دهى؟! پس مولاى تو به هر كس به اين سزاوارتر است. اضافه بر اينكه اين كار از اقسام صله امام است و اين براى خردمندان واضح مى باشد. 45

    على بن طاووس در كتاب كشف المحجه به صدقه و دوستى امام سفارش كرده و گفته است: «... پس در پيروى و وفادارى و تعلق خاطر و دلبستگى نسبت به آن حضرت به گونه اى باش كه خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو مى خواهند، و حوايج آن بزرگوار را بر خواسته هاى خود مقدم بدار هنگامى كه نمازهاى حاجت را به جاى مى آورى و صدقه دادن از سوى آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوى خودت و عزيزانت قرار ده و دعا براى آن حضرت را مقدم بدار بر دعا كردن بر خودت و نيز در هر كار خيرى كه مايه وفاى به حق آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار كه سبب مى شود به سوى تو توجه فرمايد و به تو احسان نمايد.» 46

    بنابراين، خانواده منتظر خانواده اى است كه بخشى از دارايى خود را براى امام زمان عليه السلام هديه مى كند و بر اين عمل مداومت مى نمايد. اينكه صله امام در مثل اين زمان از صله امام در زمان ظهور دولت حقه و تسلط يافتن ايشان بهتر است، نكته اى قابل توجه مى باشد. از امام صادق عليه السلام سؤال شد:

     كدام يك از انواع عبادت ـ عبادت پنهانى با عبادت پنهان شده شما در دولت باطل يا عبادت در دوران ظهور حق و دولت آن با امام آشكار ـ از شما بهتر است؟ ايشان فرمودند: به خدا كه صدقه در سرّ از صدقه در آشكارا بهتر است. همين طور به خدا قسم ـ عبادت شما در پنهانى با امام پنهانتان در زمان دولت باطل و با ترس از دشمنتان بهتر است از كسى كه خداى ـ عزوجل ـ را در زمان ظهور حق با امام بر حق ظاهر در دولت حق عبادت نمايد. 47

     11. مداومت در توسل به امام عصر (عج)

امامان، همه مقرب خدايند و توسل به هر كدام، مى تواند گره مشكلات معنوى و مادى انسان را باز كند. حجت خدا و امام حاضر و ناظر، در عصر غيبت، وجود نورانى امام مهدى (عج) است و فيوضات الهى از طريق او به موجودات مى رسد. وجود وى به عنوان «ولى اللّه» داراى چنين مركزيتى در عالم هستى است.

      جريان شب قدر و نزول فرشتگان بر امام و تقدير امور،درجهت تأثيرتكوينى امام برجهان خلقت است. 48

    در توقيع آن حضرت (عج) به شيخ مفيد آمده است: «ما از تمام حوادثى كه برايتان اتفاق مى افتد، آگاهيم و هيچ خبرى از اخبار بر ما پوشيده نيست. ما هرگز از سرپرستى و رسيدگى به امورتان كوتاهى نكرده و يادتان را از خاطر نبرده ايم و اگر جز اين بود، دردها و دشوارى ها از هر سو بر شما فرود مى آمد و دشمنان شما را ريشه كن مى كردند. پس از خداوند پروا داشته باشيد و ما را پشتيبانى كنيد.» 49

    در يك خانواده منتظر مداومت در توسل با احساس حضور آن حضرت و علم به معرفت همه جانبه ايشان به اعمال و كردارشان به گونه اى است كه توسل را محدود به زمان اضطرار و گرفتارى خانواده و بروز مشكلات و حوادث ناگوار نمى كند.

     در باب هفتم نجم الثاقب مى خوانيم: «البته نبايد فقط در هنگام اضطرار، متوجه و متوسل به آن حضرت شويم، بلكه بايد دايم به فكر او باشيم. چه انسان هايى كه با سوز و گداز به ساحت مقدس آن امام همام، متوسل گرديده، از الطاف وجودش بهره مند شده اند.» 50

    آن جناب فريادرس خلق است، چنان كه در زيارتى كه از حضرتش روايت گرديده، آمده است: دادرس كسى است كه از او دادخواهى كند. 51

    در «زيارت جامعه» چنين آمده است: «فازَ مَن تمسّك بِكُم وَ أمينَ من لَجَأَ إِليكُ»؛ 52 هر كس به شما تمسك جست رستگار و پيروز شد و هر كس به شما پناه آورد از [كج روى و بدبختى] ايمن گشت.

     12. برپايى مجالس يادكرد حضرت در منازل

پيشوايان ما همواره به تشويق برگزارى يادكردهاى اهل بيت عليهم السلام سفارش نموده اند. امام صادق عليه السلامبه داودبن سرحان مى فرمايد: اى داود! سلام مرا به دوستانم برسان و اين پيام مرا بگو: خداوند رحمت كند بنده اى را كه وقتى با يك نفر هست، درباره امر ما مذاكره كند. در اين صورت، نفر سوم آنها فرشته اى است كه براى آنها طلب مغفرت مى كند. و هيچ دو نفرى با هم بر ياد نمودن از ما اجتماع نمى كنند، مگر آنكه خداى تعالى به آن دو بر فرشتگان مباهات مى كند. پس هر گاه اجتماع كرديد به «ذكر» بپردازيد؛ زيرا اجتماع شما و ياد كردن شما، سبب زنده شدن ما مى شود. و بهترين مردم بعد از ما كسانى هستند كه درباره امرمامذاكره كرده وبه«ذكر»مادعوت مى كنند. 53

    ملاحظه مى شود كه امام صادق عليه السلام تشكيل جلسات ياد اهل بيت عليهم السلام را در چه درجه اى از اهميت برمى شمارد. و اين اهميت براى گسترش يافتن مفاهيم دينى و پاك شدن درون ها و وحدت كلمه است؛ چراكه در اين جلسات از مناقب اهل بيت عليهم السلام سخن به ميان مى آيد، و مباحث علمى و نظرى درباره امام عصر (عج) مطرح مى گردد و به شبهات و سؤالات اذهان عمومى توسط افراد داراى صلاحيت علمى و كارشناسان نخبه پاسخ داده مى شود. نيز چنانچه گروه يا گروه هاى انحرافى در جامعه قد علم كرده باشند، توسط اين مجامع به مردم معرفى و هشدارهاى لازم براى مصون ماندن از خطرات فكرى آنان گوشزد مى شود. طراوت بخشيدن به فضاى خانه با ذكر اهل بيت و ياد حضرت و دعاى جمعى براى سلامتى و فرج ايشان روح مهدويت باورى و مهدويت گرايى را در اعضاى خانواده بيش از پيش تقويت مى نمايد.

     13. تلاش براى پاسخ به شبهات در زمينه مهدويت در خانواده ها

ترويج و در نتيجه، تأثير شبهات منكران مهدويت آسيبى است كه انديشه باور مهدوى و منتظران مهدويت را خدشه دار نموده است. اينكه اولين و مهم ترين آسيب ها در اين زمينه متوجه جوانان و نوجوانان در خانواده ها مى باشد، ضرورت مطالعه هر چه بيشتروالدين در پاسخ گويى به اين شبهات را گوشزد مى نمايدوپاسخ به شبهه هايى از قبيل ولادت حضرت، طول عمر ايشان و... از وظايف مهم والدين مى باشد.

     14. تلاش خانواده براى اشباع خلأهاى روحى فرزندان

شناخت خلأهاى روحى فرزندان و كمك به اشباع اين خلأها از طرق سفارش شده اسلام، از نيازهاى واهى آنان به جذب شدن در گروه هاى انحرافى و سوق داده شدن به مسيرهاى غيراخلاقى كه با فرهنگ مهدويت ناسازگار است ممانعت به عمل مى آورد. البته براى رسيدن به اين هدف، بايد عالمانه و آگاهانه عمل شود.

نتيجه گيرى

در مكتب تشيع، پديده جهانى ظهور، تك تك افراد را به حركت، تلاش و تكاپو وامى دارد. حالت انتظار حالتى نيست كه به افراد خاصى تعلق داشته و بقيه انسان ها را موظف ننمايد. شاخصه هايى در روايات براى منتظران تعريف و شمرده شده كه با يك برنامه ريزى همه جانبه به راحتى در خانواده قابل اجرا مى باشد. و خانواده مى تواند با تعريف و بازشناسى ابعاد انتظار، باورهاى اسلامى در اين حيطه را راهبردى تر نمايد.

     ركود، گوشه نشينى و انزوا هيچ گونه سازگارى با مفهوم انتظار ندارد. عنصر نااميدى سنخيتى با انتظار ندارد. خانواده اى مى تواندبهتر در اين مسير حركت كند كه هرگز دچار سستى و يأس نگردد. آراستگى به تقوا، اهميت به تلاش، بردبارى و پايدارى در مسير انتظار، حفظ دين و... ازشاخصه هاى مهم انتظاردرروايات است.

     در اين ميان، والدين نقش بسيار مهمى در تربيت روحيه انتظار در فرزندان ايفا مى كنند. آنان به موازات تربيت دينى فرزندان از قبيل آموزش احكام، نماز و ...، آنان را با مبحث امامت حضرت مهدى (عج) و مقوله انتظار نيز آشنا مى سازند.


پي‌نوشت‌ها:

1 ـ محمدبن على صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، ص 644.
2 ـ سيدمحمدتقى موسوى اصفهانى، مكيال المكارم، ترجمه سيدمهدى حائرى قزوينى، ج 2، ص 385.
3 ـ محمدبن على صدوق، كمال الدين، ج2، ص 357، ب33، ح54.
4 ـ محمدبن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 106.
5 ـ لطف اللّه صافى گلپايگانى، گفتمان مهدويت، ص 41.
6 ـ محمدبن على صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 286، ب 25.
7 ـ لطف اللّه صافى گلپايگانى، همان، ص 42.
8 ـ يحيى بن حسن حلّى، العمده، ص 433.
9 ـ محمدبن حسن بن فروخ صفار، بصائرالدرجات، ص 259.
10 ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 150.
11 ـ سيدمحمدتقى موسوى اصفهانى، همان، ج 2، ص 181.
12 ـ محمدباقر مجلسى، همان، ج 85، ص 233.
13 ـ لطف اللّه صافى گلپايگانى، همان، ص 67.
14 ـ محمدبن على صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 653.
15 ـ محمدبن يعقوب كلينى، كافى، تحقيق محمد آخوندى، ج 1، ص 198، ح 1.
16 ـ نحل: 72.
17 ـ انفال: 28.
18 ـ محمدابراهيم نعمانى، همان، ص 183.
19 ـ محمدبن على صدوق، الامالى، ص 219.
20 ـ محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، تحقيق محمدجواد الفتيه، ج 2، ص 77، ح 9.
21 ـ محمدبن على صدوق، معانى الاخبار، ص 1، ح 2.
22 ـ لطف اللّه صافى گلپايگانى، همان، ص 251.
23 ـ حسام الدين متقى هندى، كنزالعمال، ج 3، ص 491.
24  و 25  - محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 1، ص 185
26 ـ همان، ج 2، ص 163.
27 ـ لطف اللّه صافى گلپايگانى، همان، ص 210.
28 ـ همان، ص 100.
29 ـ محمدبن ابراهيم نعمانى، همان، ص 200.
30 ـ لطف اللّه صافى گلپايگانى، همان، ص 218.
31 ـ محمدباقر مجلسى، همان، ج 53، ص 176.
32 ـ همان، ص 178.
33 ـ محمدبن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج 2، ص 442.
34 ـ محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 2، ص 78، ح 13.
35 ـ دار مستتر، مهدى از صدر اسلام تا قرن 13 هجرى، ترجمه محسن جهانسوز، ص 39.
36 ـ سيداسداللّه هاشمى شهيدى، ظهور حضرت مهدى عج از ديدگاه اسلام مذاهب و علل جهان، ص 224.
37 ـ لطف اللّه صافى گلپايگانى، همان، ص 218.
38 ـ محمدبن ابراهيم نعمانى، همان، ص 173.
39 ـ محمدبن يعقوب كلينى، روضه كافى، ص 381، ح 576.
40 ـ سيدمحمدتقى موسوى اصفهانى، همان، ج 2، ص 572.
41 ـ محمدبن ابراهيم نعمانى، همان، ص 81.
42 ـ سيدمحمدتقى موسوى اصفهانى، همان، ج 2، ص 501.
43 ـ جعفربن محمد ابن قولويه، كامل الزيارات، ص 319.
44 ـ سيدمحمدتقى موسوى اصفهانى، همان، ج 2، ص 388.
45 ـ همان، ج 2، ص 309.
46 ـ على بن طاووس، كشف المحجة، ص 151ـ152.
47 ـ سيدمحمدتقى موسوى اصفهانى، همان، ج 2، ص 363.
48 ـ محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 1، ص 249.
49 ـ احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، به كوشش محمدباقر موسوى خراسانى، ج 2، ص 323.
50 ـ ميرزاحسين طبرسى نورى، نجم الثاقب، ص 241.
51 ـ سيدمحمدتقى موسوى اصفهانى، همان، ص 385.
52 ـ محمدباقر مجلسى، همان، ج 102، ص 130.
53 ـ همان، ص 200.


   منابع

ـ ابن قولويه، جعفربن محمد، كامل الزيارات، نجف، مكتبه المرتضويه، 1356.
ـ حرّ عاملى، محمدبن حسن، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، قم، بى نا، 1380.
ـ حلى، يحيى بن حسن، العمده، قم، جامعه مدرسين، 1407ق.
ـ صافى گلپايگانى، لطف اللّه، گفتمان مهدويت، قم، مسجد جمكران، 1385.
ـ صدوق، محمدبن على، الامالى، قم، دارالثقافه، 1414ق.
ـ ـــــ ، كمال الدين و تمام النعمه، قم، دارالكتب الاسلاميه، 1395ق.
ـ ـــــ ، معانى الاخبار، قم، جامعه مدرسين، بى تا.
ـ صفار، محمدبن حسن بن فروخ، بصائر الدرجات، قم، كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى، 1404ق.
ـ طاووس، على بن، كشف المحجه، قم، دفتر تبليغات اسلامى، بى تا.
ـ طبرسى، احمدبن على، الاحتجاج، به كوشش محمدباقر موسوى خراسانى، نجف، بى نا، 1386.
ـ طبرسى نورى، ميرزاحسين، نجم الثاقب، چ دوم، قم، مسجد جمكران، 1377.
ـ كلينى، محمدبن يعقوب، اصول الكافى، تحقيق محمدجواد الفتيه، بيروت، دارالاضواء، 1413ق.
ـ ـــــ ، الكافى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1350.
ـ ـــــ ، روضه كافى، تهران، المكتبه الاسلاميه، بى تا.
ـ متقى هندى، علاءالدين، كنزالعمال، بيروت، مؤسسه الرساله، 1405ق.
ـ مستتر، دار، مهدى از صدر اسلام تا قرن 13 هجرى، ترجمه محسن جهانسوز، تهران، كتابفروشى ادب، 1317.
ـ موسوى اصفهانى، سيدمحمدتقى، مكيال المكارم، بى جا، دفتر تحقيقات و انتشارات بدر، 1379.
ـ نعمانى، محمدبن ابراهيم، الغيبه، تهران، مكتبه الصدوق، 1397ق.
ـ هاشمى شهيدى، سيداسداللّه، ظهور حضرت مهدى از ديدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان دوم، قم، مسجد جمكران، 1381.