راهبرد پيامبر اكرم (ص) در برابر فتنه هاى يهوديان مدينه

ضمیمهاندازه
4.pdf1.01 مگابایت

 سال بيست و سوم ـ شماره 196 ـ فروردين 1393، 39ـ50

حبيب زمانى محجوب*

چكيده

يهوديان از گروه هايى بودند كه پس از هجرت پيامبر (ص) به مدينه، به عنوان دشمنى جدى در برابر پيامبر (ص) و مسلمانان قد برافراشتند. خطر يهوديان تهديدى بزرگ براى دين نوپاى اسلام بود كه پيامبر عظيم الشأن اسلام با تبيين گفتمان اسلامى، در پيش گرفتن راهبردى هدفمند، اعمال سياست هاى سنجيده و رهبرى خردمندانه توانست آن را خنثا كند و دين اسلام و كيان دولت اسلامى را از شرّ فتنه هاى اين قوم مصون دارد.
     راهبردهاى پيامبر اكرم (ص) در برخورد با يهوديان موضوع بسيار مهمى است كه اين مقاله با روش تحليل تاريخى و با استفاده از قرآن به عنوان منبع اصلى و همچنين مآخذ دست اول و برخى تحقيقات و مطالعات جديد در پى تحليل و كاوش آن مى باشد.
     يافته هاى اين پژوهش نشان مى دهد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با درايت و خردورزى توانست ضمن خنثا نمودن نيرنگ هاى يهوديان، توطئه هاى آنان را سركوب كرده و اسلام و مسلمانان را از فتنه هاى آنان در امان دارد. ايشان در اين راه به انواع روش ها مانند انعقاد پيمان نامه، دعوت و هدايت آنان، صبر و شكيبايى و در نهايت، برخوردهاى قهرآميز عليه آنان متوسل شدند.
     بررسى تعامل پيامبر اكرم (ص) با يهوديان و درك اصول، چارچوب ها و منطق اين تعامل، به مسلمانان امروز كمك مى كند تا اصول و چارچوب هاى رفتار خود را با غيرمسلمانان پى ريزى كنند و عملكرد خود را با اعتقادات خود هماهنگ سازند و در اين مسير از سيره رسول خدا (ص)، كه اسوه حسنه است، بهره گيرند.

كليدواژه ها: يهوديان، بنى قريظه، بنى قينقاع، بنى نضير، پيامبر اكرم (ص).


* دكترى تاريخ و تمدن ملل اسلامى دانشگاه آزاد اسلامى واحد علوم تحقيقات تهران.  zamani1358@gmail.com

دريافت: 11/4/92               پذيرش: 18/10/92


 

مقدّمه

هنگام هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه، گروه هايى از يهوديان مهاجر در اين منطقه زندگى مى كردند (ر.ك: اصفهانى، بى تا، ج 22، ص 107ـ108؛ سمهودى، 1410ق، ج 1، ص 112). آنان با تبليغات وسيع، توانسته بودند برخى از افراد قبايل عرب را به سوى كيش خود متمايل سازند (يعقوبى، بى تا، ج 1، ص 310). علاوه بر افرادى از خاندان هاى اوس و خزرج كه به دين يهود گرويده بودند، مشهورترين قبايل يهود ساكن يثرب بنى قينقاع، بنى نضير و بنى قريظه بودند كه در شمال شرقى منطقه قبا زندگى مى كردند. گروه ديگرى از يهوديان نيز در شمال مدينه و در مناطق خيبر، فدك، وادى القرى و تيما ساكن بودند.

بخش چشمگيرى از يهوديان ثروتمند، و به كار تجارت و بازرگانى مشغول بودند (ابن ادريس، 1386، ص 51؛ احمد باسميل، 1403ق، ص 46). آنان، افزون بر تسلط بر اقتصاد يثرب، با اعراب بيابانى و مشركان مكه نيز دادوستد مى كردند و انتظار داشتند با رياست عبداللّه بن ابى بر يثرب نفوذ سياسى و اقتصادى شان توسعه يابد، اما با ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به اين شهر و گسترش اسلام تمام آرزوهايشان بر باد رفت.

ازآنجاكه دين اسلام تداوم اديان بزرگ الهى است، پيروان دين يهود، به ويژه بزرگان و دانشمندانشان، با توصيه هايى كه در منابع دينى خود درباره آخرين رسول وارد شده بود آشنا بودند (بقره: 89). بر اين اساس، مى توان چنين اظهار داشت كه يهوديان از ظهور پيامبرى در جزيره العرب آگاهى داشتند (ابن سعد، 1903م، ج 1، ص 91و123؛ بيهقى، 1361، ج 1، ص 218ـ220)، ولى پس از ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله از ميان اعراب، يهوديان كه نمى توانستند ببينند شخصى غير از قوم بنى اسرائيل و از خاستگاه عروبت به مقام والاى نبوت نايل شده و با دعوت خود و تعاليم اسلامى منافع آنها را به خطر انداخته است، در كنار مشركان قريش و منافقان مدينه مقابل رسول اللّه صلى الله عليه و آله و امت وى صف آرايى كردند (شهيدى، 1379، ص 56).

درباره برخوردهاى پيامبر و يهوديان مطالعات و تحقيقات بسيارى انجام شده است. ازجمله جديدترين آنها، دو كتاب تحليلى بر عملكرد پيامبر در برابر يهود، تأليف على جديدبناب و پيامبر و يهود حجاز، از مصطفى صادقى مى باشد. كتاب اليهود فى القرآن تدوين محمدعفيف عبدالفتاح طباره نيز اطلاعات خوبى در اين باره دارد؛ ليكن اين كتاب بيشتر به معرفى يهود پرداخته و عملكرد پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر يهوديان را چندان بررسى نكرده است. علاوه بر اين كتاب ها، مقالات متعددى نيز درباره برخوردهاى پيامير با يهوديان تدوين شده است كه ازجمله آنها مى توان به مقاله برخوردهاى مسالمت آميز پيامبر با يهود از مصطفى صادقى و تعامل دولت نبوى با يهود از على اكبر عليخانى اشاره كرد.

با وجود اينكه اين موضوع در كتاب ها و مقالات مورد بررسى قرار گرفته است، لكن عمده اين تحقيقات بر محور جنگ هاى پيامبر صلى الله عليه و آله با يهوديان تدوين شده اند و اقدامات و راهبردهاى پيامبر صلى الله عليه و آله از زمان ورود به مدينه و اخراج قبايل يهود به دقت بررسى و تبيين نشده است و نوآورى نوشتار حاضر توجه به اين مسئله بوده است.

سؤال اصلى مقاله،چگونگى تعامل پيامبر صلى الله عليه و آلهبايهوديان و روش هاى مقابله حضرت با فتنه هاى اين قوم است.

سؤالات فرعى نيز عبارتند از: 1. يهوديان چه خطرهاومشكلاتى براى پيامبرومسلمانان ايجادمى كردند؟ 2. چرا پيامبر پس از ورود به مدينه با يهوديان پيمان نامه منعقد ساخت؟ محتواى پيمان نامه چه بود؟ پيامبر چه راه كارهايى را در مقابل اقدامات خصمانه يهوديان به كار بردند؟ رويارويى پيامبر با يهوديان در چه جنگ هايى رخ داد و نتايج هريك چه بود؟

آنچه به طور كلى و به عنوان فرضيه، در اين بحث، مى توان طرح كرد آن است كه برخورد رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله با صاحبان اديان مختلف، ازجمله يهوديان، براساس دعوت و گفتمان اسلامى بوده است تا باورهاى آنان اصلاح شود، ولى با نقض پيمان هاى پياپى يهوديان و بى نتيجه ماندن اين تلاش، پيامبر صلى الله عليه و آله ناچار به انجام برخوردهاى قهرآميز شد.

خطر يهوديان

خطر يهوديان براى پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان بسيار جدى بود؛ چراكه روش خصمانه شان در برخورد با پيامبر از روى علم و آگاهى بود (پاك نژاد، 1358، ص 14). ازيك سو، به لحاظ سياسى يهوديان شاهد تسلط بر مناطق پيرامونى خود بودند و آينده خويش را در خطر مى ديدند و از سوى ديگر، اسلام از لحاظ دينى، دين يهود را از بنياد مورد انتقاد قرار داده بود. همچنين قرآن كريم در آيات فراوانى (به ويژه سوره هاى قصص و انبياء) بنى اسرائيل را مورد توبيخ قرار داده و از اعمال نادرست آنان در برابر انبيا گله كرده است (مائده: 70). تحمل چنين برخوردى كه نوعى افشاگرى تاريخى براى بنى اسرائيل به شمار مى آمد و ويژگى هاى فكرى و اخلاقى آنان را برملا مى كرد، بر يهوديان بسيار دشوار آمد (جعفريان، 1386، ج 1، ص 467). ازاين رو، با وجود آنكه مى دانستند محمد رسول و فرستاده خداست و اين همان پيامبرى است كه در تورات به رسالتش وعده داده شده است (بيهقى، 1361، ص 218)، اما حسادت و تعصّب نادرست آنان را بر آن داشت تا رسالت رسول خدا را نپذيرفته، به مقابله با اسلام و مسلمانان روى آورند.

يهوديان در زمينه دشمنى با نهضت اسلامى و رهبر آن گوى سبقت را از ديگران ربودند؛ به گونه اى كه قرآن در فهرست دشمنان اسلام نام آنها را پيش از همه، حتى مشركان، ذكر نموده است: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ (مائده: 89)؛ مسلما يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده اند، دشمن ترين مردم در حق مؤمنان خواهى يافت.

يهوديان، با وجود آنكه پيمان هاى متعددى با پيامبر صلى الله عليه و آلهبسته بودند، هيچ گاه به معاهدات خويش پايبند نبوده، از آزار و اذيت پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان فروگذارى نكردند. آنان براى ضربه زدن به اسلام و مسلمانان نيرنگ هاى فراوانى به كار مى بردند؛ خارج از مدينه مشركان را تحريك و تقويت مى كردند و در داخل مدينه نيز، همگام با منافقان، عليه حكومت اسلامى توطئه مى نمودند. آمار جنگ هايى كه يهود به طور مستقيم و غيرمستقيم براى شكست اسلام به راه انداختند و نيز انبوه آيات قرآن كه درباره آنها، به ويژه در سه سوره بقره، آل عمران و نساء، نازل شده است، ت