روش شناسى زبان عرفان و عارفان مسيحى

روش شناسى زبان عرفان و عارفان مسيحى

على فلاح رفيع

(دانش آموخته حوزه علميه قم; دكتراى فلسفه)

چكيده

هرچند تأمّلات فيلسوفانه درباره مباحث زبانى سابقه ديرين در تاريخ تفكر فلسفى داشته است، اما از اواخر نيمه اول قرن بيستم با اقبال به فلسفه زبانى، اهتمام فكرى ـ پژوهشى به اين مبحث در شاخه هاى گوناگون علوم بشرى، بيش از پيش، در دستور كار فيلسوفان قرار گرفت. از اين رو، تحليل هاى موشكافانه درباره كاركردهاى زبان در نزد عارفان توجه آن دسته از فيلسوفانى را به خود جلب كرد كه از يك سو، تعلّق خاطر به مباحث زبانى داشته و از سوى ديگر، داراى مشربى عرفانى بودند.

نوشتار حاضر تأمّلى است در كاركرد زبان نزد سه تن از فيلسوفان عارف مسلك مسيحى، يعنى: ديونوسيوس، ژان اسكات اريژن و مايستر اكهارت.

ديونوسيوس (قرن 6) از زمره اولين فيلسوفانى است كه با طرح كلام سلبى و سكوت مطلق در حوزه الهيات شهرت يافت. وى با طرح مباحث زبان شناختى در عرصه عرفان، راه را براى فيلسوفان ديگرى همچون ژان اسكات اريژن (810ـ877) گشود. اريژن را مى توان ادامه دهنده سنّت عرفانى نوافلاطونى در جهان مسيحى دانست. پارادوكس نفى خالق و مخلوق، كلام مضاعف و سير نزولى و صعودى از جمله مباحثى بود كه اريژن براى تبيين كاركرد زبان در حوزه عرفان مورد بررسى عقلانى قرار داد.

در ادامه اين مقال به مايستر اكهارت (1260ـ1327) از متألّهان نام آشنا در حوزه عرفان مسيحى مى پردازيم. اكهارت از معدود عارفانى است كه با طرح نظريات نوظهورى چون تجلّى ازلى در ذات، استعاره غليان و تولد سعى مى كند از يك سو، به تفسير كتاب فلسفى مشرب انجيل يوحنا بپردازد و از سوى ديگر، كاركرد زبان عارفان و سخن آنان را از ذات الهى تبيين كند.

كليد واژه ها: زبان عرفان، كلام سلبى، كلام مضاعف، تجلّى ازلى، استعاره تولد، استعاره غليان، استعاره آينه، تحديد خود.

ديونوسيوس (Pseudo -Dionysius)

بدون شك ديونوسيوس (قرن 6م) در انتقال تفكر نوافلاطونى به سنّت مسيحى ـ يهودى تأثير بسزايى داشته است. وى خود متأثر از افلوطين بود و از اين رو، نقش وى در انتقال افكار افلوطين به جهان مسيحى قابل انكار نيست. ديونوسيوس خود را مصاحب پولس قديس معرفى مى كرد. وى در سراسر قرون وسطا نامى شناخته شده، و آثارش از اعتبار بالايى برخوردار است. آراء ديونوسيوس در عرفان مسيحى تأثير زيادى گذاشته، و به گفته استيس، وى «يكى از اولين فيلسوفانى است كه از مسائل زبان شناسى در انطباق با زبان دينى بحث كرده است.»1

ديونوسيوس به طور كلى زبان وحى را فراتر از زبان انسان مى داند و معتقد است اين زبانى رمزى است كه خداوند در او متجلّى شده، و درك باطن اين كلام را منحصر به عارف سالك مى داند.

اثبات در سلب

ديونوسيوس كلام سلبى را مى پذيرد، لكن