معرفت، سال 1405، جلد سی و پنجم، شماره سوم، پیاپی 326، پاییز, صفحه‌ها 95-103

    نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان و بخشیدن خانواده در داستان ایوب(ع)

    نوع مقاله: 
    Review Article
    نویسندگان:
    ✍️ رسول محمدجعفری / دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه شاهد / r.mjafari@shahed.ac.ir
    مهدی اصلانی / دکترای مدرسی معارف، گرایش قرآن و متون، دانشگاه قرآن و حدیث، پردیس تهران / mahdiaslani710@gmail.com
    dor 20.1001.1.10236015.1405.35.3.8.7
    doi 10.22034/marifat.2025.5000963✓
    چکیده: 
    نام ایوب(ع) چهار بار و در چهار سورۀ قرآن آمده است. در سورۀ نساء آیۀ 163 خداوند از نبوتش سخن گفته است. خداوند در سورۀ انعام آیۀ 84 ایشان را از ذریۀ حضرت ابراهیم(ع) و از هدایت‌شدگان و در شمار «محسنین» شناسانده است، و در سورۀ انبیاء آیۀ 83 و 84 توضیح کوتاهى درباره زندگى آن حضرت آورده است. در سورۀ ص آیات 41ـ44 مشروح‌‌تر از هر جاى دیگر قرآن، شرح‌حال او را ضمن چهار آیه بیان فرموده است. در آیۀ 41 مقصود از مسّ ایوب توسط شیطان «مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ» و در آیۀ 42 سورۀ «ص» و مراد از بازبخشش خانواده ایوب(ع) به او «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ»، دو مسئلۀ بحث‌برانگیز میان مفسران بوده است و به برخی آرای آنان نقد وارد است، ازاین‌رو پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال است که نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان و بخشیدن خانواده در داستان ایوب چگونه است؟ یافته‌های پژوهش عبارتند از: 1. استناد رنج و عذاب به شیطان از باب سببیت بوده است و تفسیر شیطان به میکروب، صحیح نمی‌باشد. 2. در تفسیر بخشیدن خانواده به ایوب دست‌کم پنج احتمال وجود دارد و احتمال اینکه خانواده ایوب از دنیا رفته بودند و خداوند بار دیگر آنان را حیات بخشید، صحیح به نظر می‌رسد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A Critical Appraisal of Exegetical Perspectives on ‘Satanic Affliction’ (mass al-Shayṭān) and the ‘Restoration of Kinship’ in the Quranic Narrative of Job
    Abstract: 
    The name of Job appears four times in four separate Quranic surahs. In Surah al-Nisāʾ (4:163), God affirms his prophetic status, enumerating him among the recipients of divine revelation. In Surah al-Anʿām (6:84), God identifies him as part of the Abrahamic lineage, enumerating him among the divinely guided and the ‘doers of good’ (muḥsinīn); subsequently, in Surah al-Anbiyāʾ (21:83–84), a concise account of his tribulation and existential resilience is delineated. Surah Sad (verses 41–44) features the most detailed account of his life in the Quran, delineating his ordeal and deliverance across four successive verses. Within this context, elucidating the nature of ‘Satanic affliction’, in verse 41 and the modalities of the ‘divine restoration of family’ in verse 43 of Surah Ṣād constitute two profound hermeneutical and theological cruces among Quranic commentators, often subject to substantive critiques regarding the doctrine of prophetic impeccability. Employing a descriptive-analytical methodology, this study aims to critically appraise exegetical paradigms concerning Satanic touch and familial restoration in the narrative of Job. The research yields two principal findings: First, attributing affliction to Satan is understood in terms of secondary causality, rendering the modernist equation of Satan with disease-causing microbes scientifically and exegetically untenable. Second, among the five exegetical possibilities regarding the restoration of Job’s family, the view that his family had perished and was granted miraculous revivification stands as the most plausible interpretation.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان 
    و بخشیدن خانواده در داستان ایوب(ع)
     رسول محمدجعفري        / دانشيار گروه علوم قرآن و حديث دانشگاه شاهد    r.mjafari@shahed.ac.ir
    مهدي اصلاني / دکترای مدرسی معارف، گرایش قرآن و متون، دانشگاه قرآن و حدیث، پردیس تهران    aslani_mahdi@mail
    دريافت: 10/05/1403                    پذيرش: 05/07/1404
    چکیده
    نام ايوب(ع) چهار بار و در چهار سورۀ قرآن آمده است. در سورۀ نساء آیۀ 163 خداوند از نبوتش سخن گفته است. خداوند در سورۀ انعام آیۀ 84 ایشان را از ذریۀ حضرت ابراهیم(ع) و از هدایت‌شدگان و در شمار «محسنین» شناسانده است، و در سورۀ انبياء آیۀ 83 و 84 توضيح كوتاهى درباره زندگى آن حضرت آورده است. در سورۀ ص آیات 41ـ44 مشروح‌‌تر از هر جاى ديگر قرآن، شرح‌حال او را ضمن چهار آيه بيان فرموده است. در آیۀ 41 مقصود از مسّ ایوب توسط شیطان «مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ» و در آیۀ 42 سورۀ «ص» و مراد از بازبخشش خانواده ایوب(ع) به او «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ»، دو مسئلۀ بحث‌برانگیز میان مفسران بوده است و به برخی آرای آنان نقد وارد است، ازاين‌رو پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال است که نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان و بخشیدن خانواده در داستان ایوب چگونه است؟ یافته‌های پژوهش عبارتند از: 1. استناد رنج و عذاب به شیطان از باب سببیت بوده است و تفسیر شیطان به میکروب، صحیح نمی‌باشد. 2. در تفسیر بخشیدن خانواده به ایوب دست‌کم پنج احتمال وجود دارد و احتمال اینکه خانواده ایوب از دنیا رفته بودند و خداوند بار ديگر آنان را حیات بخشید، صحیح به نظر می‌رسد.
    کليدواژه‌ها: ایوب(ع)، مسّ شیطان، بخشیدن خانواده، مفسران، نقد. 
    مقدمه
     
    نام حضرت ايوب چهار بار و در چهار سورۀ قرآن آمده است، بر خلاف تورات كنونى كه آن حضرت را در زمرۀ پيامبران نشمرده و تنها وی را بنده‏اى متمكن و نيكوكار و داراى اموال و فرزندان بسيار مى‏داند. در سورۀ نساء آیۀ 163 خداوند از نبوتش سخن گفته است. خداوند در سورۀ انعام آیۀ 84 ایشان را از ذریۀ حضرت ابراهیم و از هدایت‌شدگان و در زمرۀ «محسنین» شناسانده است، و در سورۀ انبياء آیۀ 83 و 84 توضيح كوتاهى درباره زندگى آن حضرت آورده است و در سورۀ ص آیات 41ـ44 مشروح‌تر از هر جاى ديگر قرآن، شرح‌حال او را ضمن چهار آيه بيان فرموده است (مکارم شيرازي و همکاران، 1374، ج19، ص293).
    سورۀ «ص» از سوره‌های مکی و در ترتیب نزول و چینش، سی و هشتمین سوره‌ و در جزء ۲۳ قرآن جای داشته است (معرفت، 1379، ج2، ص166). در این سوره به بیان استمرار جريان نبوت در طول تاريخ و تقابل مشركان و كافران با این جریان الهی پرداخته است. همان‌طور که در سورۀ صافات، نام پيامبرانى همچون نوح، ابراهيم، لوط، موسى، هارون، الياس و يونس مطرح شده است، اين سوره نیز به نام‌های ابراهیم، اسحاق، یعقوب، اسماعیل، یَسَع، ذوالکفل اشاره نموده و به زندگى حضرت داود، سليمان و ايوب با هدف تسلى‌خاطر پيامبر و مؤمنان همراه ایشان و ترغیب و تشویق آنها به صبر و استقامت در مسیر حق و توحید پرداخته است (مکارم شيرازي و همکاران 1374، ج19، ص203-204).
    از نکات مهم سورۀ «ص» آن است که هرچند در این سوره نام نُه نفر از انبیا ذکر شده، اما از داستان حضرت داود، سليمان و ايوب به تفصیل یاد شده است. با توجه به مفاد آیات، می‌توان گفت: یکی از وجوه مشترک این سه پیامبر، ابتلائات آنان در اوج برخورداری از ثروت و قدرت و موفقیت‌شان در آزمون های الهی بود. با توجه به آیات سورۀ «ص»، شاید بتوان گفت قرآن بر عبودیت ایوب بیش از داود و سلیمان تأکید فرموده است؛ زیرا درباره داود فرموده است: «وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ» (ص: 17)، در خصوص سلیمان تعبیر «سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ» (ص: 30)، آمده است، اما در مورد ایوب هر دو واژۀ «عَبْدَنا» و «وَ اذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ...» (ص: 41) و «نِعْمَ الْعَبْدُ» و «نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» (ص: 44) به کار رفته است و این شاید به دلیل سنگین‌تر بودن ابتلائات آن حضرت باشد.
    اما سرگذشت ایوب در آیات قرآن، ازجمله آیات مورد بحث و مناقشه مفسران و عمده مباحث مربوط به ایشان در آیات 41ـ44 سورۀ «ص» آمده است: «وَ اذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَ عَذَابٍ ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَ شَرَابٌ وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَ لَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ»؛ و بنده ما ايوب را به ياد آور، آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه: «شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد»، [به او گفتيم:] «با پاى خود [به زمين‏] بكوب، اينك اين چشمه‏سارى است سرد و آشاميدنى و [مجدداً] كسانش را و نظايرِ آنها را همراه آنها به او بخشيديم، تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد [و به او گفتيم:] «يك بسته تركه به دستت برگير و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشكن»، ما او را شكيبا يافتيم. چه نيكوبنده‏اى! به راستى او توبه‏كار بود.
    سه مسئلۀ چالش‌برانگیز این آیات در تفاسیر فریقین به ترتیب عبارت هستند از: 1. مقصود از تعبیر «مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ» (مسئلۀ مسّ شیطان)؛ 2. مراد از عبارت «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ» (بخشیدن خانواده)؛ 3. مفاد و دلالت «وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَ لَا تَحْنَثْ». در خصوص موضوع سوم چند پژوهش سامان یافته است، ازجمله: 1. «نقد و بررسی آرای مفسران در تفسیر آیۀ 44 سورۀ ص و تازیانه زدن ایوب به همسرش» (احمدنژاد و همکاران، 1394)؛ 2. نقد و بررسی آراء تفسیری فریقین در تفسیر آیۀ 44 سورۀ «ص» (محمدجفری و اصلانی، 1399). به‌صورت عام نیز پژوهش‌هایی چند تدوین یافته است: 1. بررسی و مقایسه سیمای حضرت ایوب با تأکید بر صبر ایشان از دیدگاه آیات و روایات و عرفان اسلامی (هوشیار کور عباسلو، 1395)؛ 2. مقایسۀ زندگی حضرت ایوب در قرآن و عهدین (رضایی، 1390)؛ 3. «حضرت ایوب (اسوه صبر و مقاومت و شكر)» (فرج‌اللهی، 1390). به‌رغم نگارش این پژوهش‌ها تا کنون پژوهشی مستقل به بررسی مسئلۀ مسّ شیطان و بخشیدن خانواده به ایوب نپرداخته است. درحالی‌که در آیۀ 41 مقصود از مسّ ایوب توسط شیطان «مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ» و در آیۀ 42 سورۀ «ص» و مراد از بازبخشش خانواده ایوب به او «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ»، دو مسئلۀ بحث‌برانگیز میان مفسران است و به برخی آرای آنان نقد وارد است، ازاين‌رو پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال است که نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان و بخشیدن خانواده در داستان ایوب چگونه است؟
    1. بررسی مفاد مسّ شیطان در عبارت «مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ»
    در آیۀ 41 سورۀ «ص» آمده است: «وَ اذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَ عَذَابٍ»؛ و بنده ما ايوب را به ياد آور، آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه «شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد». در اینکه مراد از مسّ شیطان و مبتلا کردن ایوب به رنج و عذاب توسط شیطان چیست، آرای مختلفی نقل شده است که به برخی از آنها قابل نقد لازم هستند.
    ابتدا باید معنای «مسّ» را روشن کرد. «مسّ» از ریشۀ «مسس»، مثل «لمس» مي‌باشد با این تفاوت که «لمس» براي طلب چيزی گفته می‌شود، هرچند که يافت نشود و دیگر اینکه «مس» در اموری به کار می‌رود که با حس لامسه درک می‌شود (راغب اصفهانی، 1412ق، ص766-767). هرچند به استشهاد آیات «مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ» (اعراف: 95)، «لَا يمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ» (حجر: 48)، «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ» (آل‌عمران: 120)، می‌توان گفت در قرآن، مسّ به‌معنای اصابت مطلق ـ هم به‌معناي آزار و عذاب و هم به‌معناي شادي و نعمت ـ است، ولی با دقت در کاربردهای متعدد این ریشه هم در قرآن و هم در اشعار جاهلی و همچنین مقارنه ریشۀ این واژه در دو زبان عبری و سریانی، «مسّ» بیشتر در امور منفی، رنج و درد و گرفتاری به کار می‌رود (حسینی، 1395، ص60-61). ازاین‌رو راغب اصفهاني می‌گوید: هرگونه آزار و اذيتی که به انسان می‌رسد از معاني مسّ در قرآن است، مانند آيات «وَ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ» (بقره: 80)، «مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ» (بقره: 214)، «ذُوقُوا مسَّ سَقَرَ» (قمر: 48)، «مَسَّني الضُّرُّ» (انبیاء: 83)، «مَسَّني الشّيطانُ» (ص: 41)، «مَسَّتهُم إذا لَهُم مَکرٌ في آياتِنَا» (یونس: 21)، «و إذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ» (نحل: 53) (راغب اصفهانی، 1412ق، ص766-767).
    همچنین در قرآن برای واژۀ «مسّ» ـ به‌معناى اصابت و برخورد همراه با لمس ـ معانی کنایی هم وجود دارد، مثلاً به نكاح به‌طور كنايه این کلمه اطلاق می‌شود: «وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ‏ تَمَسُّوهُنَ‏» (بقره: 236)، «أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ‏ يَمْسَسْنِي‏ بَشَرٌ» (آل‌عمران: 47) و به جنون و ديوانگى نیز به کنایه مسّ گفته می‌شود: «كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِ» (بقره: 275) (راغب اصفهانی، 1412ق، ص766-767). به دیوانه و مجنون، «ممسوس» گفته می‌شود؛ يعني کسي که جن و شيطان بر او غالب گشته است (حبیب نیشابوری، 1405ق، ج1، ص27). موسی نیز به سامری فرمود: «فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ» (طه: 97) و سامری بعد از این نفرين به نوعی بیماری روانی شبیه وسواس مبتلا شده بود که هر کس به او نزدیک می‌شد فرياد مي‌زد: «لا مساس لا مساس» ـ تماس نباشد، به من نزدیک نشوید ـ (ر.ک. عُضيمه، 1392، ص557).
    اما مسّ شیطان در چند آیه به کار رفته است؛ استعمال آن درباره اهل تقوا: «مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ» (اعراف: 201)، در ارتباط با ربا خوران: «يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ» (بقره: 275) و در خصوص حضرت ایوب: «مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ» (ص: 41)، یکسان نیست، در آیۀ اول مراد وسوسۀ شیطان است (طباطبائی، 1417ق، ج8، ص381)، در آیۀ دوم بر جنون دلالت دارد (طباطبائي، 1417ق، ج2، ص412).
    اما در آیۀ مربوط به ایوب، خداوند از زبان ایشان بيماری‌ها و حوادث تلخ را با «مسّ» یاد كرده است. علت چنین تعبیری آن است که با وجود اينكه مصيبت برای ایشان خيلی دشوار بود، ولی از باب ادب، رضا و شکر، تعبیر به «مسّ» فرموده است؛ یعنی فقط با من تماس گرفت (جوادی آملی، 1393). علامه طباطبائی مراد از مسّ شیطان را استناد رنج و عذاب به شیطان را از باب سببیت دانسته است. استناد بیماری و امثال آن به شیطان با استناد آن به اسباب طبیعی منافات ندارد؛ زیرا این دو سبب در عرض یکدیگر نیستند، بلکه در طول یکدیگرند (طباطبائی، 1417ق، ج17، ص209). منظور علامه از استناد رنج و عذاب به شیطان از باب سببیت، عدم تأثیر مستقیم و مستقل شیطان در بیماری ایوب است، همان‌طور که عوامل طبیعی مانند میکروب‌ها و ویروس‌ها، سبب و واسطۀ بیمار شدن انسان‌ها ـ و نه علت اصلی و تامه ـ هستند. طبق نظام توحید افعالی در عالم تکوین، مبدأ اصیل و مستقل حوادث از قبیل بیماری، درمان، رزق و حیات، مرگ، خداوند است و عوامل دیگر نقش واسطه‌ای ایفا می‌کنند؛ زیرا اقتضای این عالم تحقق افعال الهی به‌سبب وسائط است و یکی از وسائط، شیطان است. ازآنجاکه بیماری نوعی شرّ تلقی می‌گردد. ایوب ادب الهی را رعایت کرده و از استناد آن به خداوند پرهیز کرده و به واسطه مستند کرده است.
    برخی مفسران احتمال داده‌اند که مراد از شیطان در این آیه میکروب باشد، با این استدلال که در برخی روایات واژۀ شیطان کنایه از میکروب‌هایی هستند که موجب بیماری می‌شوند، وجه شباهتشان در این است که همان‎طور که شیطان با وسوسه امور ناپسند را در انسان به‌طور پنهانی می‌افکند، میکروب نیز بیماری را به‌صورت پنهانی به انسان منتقل می‎کند، بنابراین ممکن است در این آیه مقصود از شیطان، میکروب باشد که ایوب را به بیماری دچار کرده باشد (فضل‌الله، 1419ق، ج19، ص270-271).
    به نظر می‌رسد این تفسیر صحیح نباشد؛ زیرا اولاً اگر مراد از شیطان، میکروب باشد، شایسته بود که برای خانواده ایوب نیز استعمال می‎گردید؛ زیرا آنان احتمالاً بر اثر بیماری وفات کرده بودند، ازاين‌رو جا داشت، دست‌کم به‌جای «مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ» می‌فرمود: «مّسنا الشیطان» و چنان‌که علامه طباطبائی نوشته است: ذیل آیات، ظهور در این دارد که مراد از «نُصْب» و «عَذاب» بدی حال ایوب به دلیل بیماری و فقدان خانواده‌اش بود (طباطبائی، 1417ق، ج17، ص208). ثانیاً وسوسۀ شیطان همواره نهانی است، اما پنهان بودن میکروب، امروزه با پیشرفت علم پذیرفته نیست؛ چراکه میکروب‌ها با میکروسکوپ‌ها قابل رؤیت می‌باشند، به‌علاوه وسوسۀ شیطان امری معنوی و میکروب امری مادی است.
    ممکن است تفسیر شیطان به میکروب در اینجا به دلیل شبهه تصرف در انبیاء باشد، درحالی‌که این اشکال وارد نیست؛ زیرا شيطان در روح انبياء و مجاري ادراكي و ارادي آنها راه ندارد، ولي در بدن آنان ممكن است نفوذ كند (جوادی آملی، 1389ب، ج7، ص75)، ازاين‌رو عبارت «مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ» حداکثر بر این دلالت دارد كه شيطان در بدن آن حضرت تصرف كرد و به او آسيب بدني رسانيد؛ همان‌طور كه سرما و گرما و سم و شمشير در بدن پيامبران كارگر و مؤثر است و بسياري از آنان با اين آسيب‌ها به شهادت رسيده‌اند، آسيب‌هاي شيطان نيز در بدن آنان مؤثر مي‌افتد، آنچه دليل نقلي و عقلي بر استحاله آن اقامه شده تأثير وسوسۀ شيطان بر معصومان و اخلال در كار ابلاغ رسالت و هدايت آنان است؛ به‌طوري‌كه فعل يا قول آنها را از حجيت ساقط كند (جوادی آملی، 1389الف، ج6، ص120).
    اما در محدوده جان انبياء هرگز شيطان تصرفي ندارد، همان‏گونه كه در مجاري تبليغی و تعليمي آنان تصرفي نخواهد داشت، هرچند در جامعه و بين مردم القائاتي دارد تا آرزوها و اهداف والاي انبياء محقق نشود (ر.ک. حج: 52) (جوادی آملی، 1389الف، ج14، ص205).
    شایان ذکر است اینکه در برخی روایات آمده است، بیماری ایوب چنان بود که بدن ایشان زخم و جراحت‌های متعددی برداشت و كِرم به آن جراحات افتاد و حتی به تدریج به‌خاطر آن زخم‌ها، بدن ایشان به قدری بوی تعفن گرفت که مردم شهر از بوى آن متأذّى شده، آن حضرت را از شهر اخراج کرده و در مزبله‌اى افكندند (قمی، 1367، ج2، ص240)، این روایت با عقاید امامیه ـ که قائل به تنزیه معصومان، اعم از انبیا و ائمه از هرگونه رذائل خَلقی و خُلقی هستند ـ ناسازگار است؛ زيرا انزجار مردم از پيامبر و دورى گزيدن از او، با هدف بعثت ـ كه ابلاغ رسالات الهى توسط پيامبر به آنان است ـ منافات دارد (سبحانی، 1419ق، ص114).
    2. بررسی مفاد عبارت «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ»
    در آیۀ 43 سوره «ص» آمده است: «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ»؛ و [مجدداً] كسانش را و نظايرِ آنها را همراه آنها به او بخشيديم، تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد. ابتلای ایوب هفت سال به طول انجامید (صدوق، 1362، ج2، ص399). از تعبیر «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ»، می‌توان فهمید در این دوران، خانواده خود را از دست داده بود و خداوند بعد از موفقیت آن حضرت در امتحان الهی، آنان را به ایشان عطا کرد. درباره کیفیت این عطا، حداقل پنج احتمال در تفاسیر فریقین مطرح گردیده است:
    1. جمع شدن خانواده ایوب پس از بهبودی‌اش: خانواده ایوب از دنیا نرفته بودند، بلکه به دلیل بيمارى طولانی حضرت از او جدا شده بودند، پس از بهبودی بار ديگر گرد او جمع شدند (مراغی، ‏بی‌تا، ج23، ص125؛ زحیلی، 1418ق، ج23، ص206؛ مدرسی، 1419ق، ج11، ص372). صاحبان این دیدگاه دلیلی برای این تفسیر خود نیاورده‌اند.
    2. افزودن پیروان ایوب: برخی احتمال داده‌اند مراد از «اهل»، پیروان دینی باشد (حجازی، 1413ق، ج3، ص244)، در این صورت مقصود این خواهد بود که خداوند به ایوب پیروان دینی عنایت فرمود. محمدمحمود حجازی برای این احتمال هیچ دلیلی بیان نمی‌کند.
    3. حفظ خانواده و افزوده شدن بر فرزندان و نوادگان ایوب: در آیۀ محل بحث و در آیۀ 84 سورۀ انبیاء: «وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» ـ که خداوند از ایوب سخن گفته است ـ هیچ قرینه‌ای مبنی‌بر ابتلای ایوب به مصیبت خانواده‌اش وجود ندارد، ازاين‌رو مراد از «وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» این است که خداوند خانواده او را نگاه داشت و به مصیبت آنان دچار نکرد و بر فرزندان و نوادگان او افزود. فعل «وَهَبْنا» در معنای حقیقی و مجازی به کار رفته است. آنچه که این احتمال را تقویت می‌کند، آمدن کلمۀ «مَعَهُمْ» در پی «مِثْلَهُمْ» است؛ زیرا «مع» نشان می‌دهد که مراد از آنچه عطا شده، افزودن به خانواده است و در جملۀ «وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ» هیچ مضافی در تقدیر نیست (ابن‌عاشور، بی‌تا، ج23، ص165). بنابراین دلایل ابن‌عاشور برای این دیدگاه عبارتند از: 1. عدم وجود قرینه‌ای بر ابتلای ایوب به مصیبت فقدان خانواده‌اش؛ 2. احتمال استعمال فعل «وَهَبْنا» در معنای حقیقی و مجازی؛ در معنای حقیقی زنده کردن خانواده است و در معنای مجازی، یعنی حفظ خانواده قبلی و در معنای حقیقی، یعنی اضافه کردن بر فرزندان و نوادگان؛ 3. کلمۀ «مَعَهُمْ» در پی «مِثْلَهُمْ» آمده است؛ اگر آمده بود: «و وهبنا اهله و مثلهم» بر زنده کردن دلالت داشت، ولی چون فرموده است: «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ»، از «مع» می‌توان فهمید که به خانواده افزوده شده است؛ 4. لازمۀ زنده شدن خانواده این است که برای جملۀ «وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ» مضافی در تقدیر گرفته شود، و واژۀ «عوض» را به‌عنوان مضاف «أهله‏» در تقدیر دانست: «وهبنا له عوض أهله‏»، درحالی‌که هیچ مضافی در تقدیر نیست.
    4. بخشیدن خانواده‌ای جدید به ایوب: خداوند در ازای خانواده‌ای که از دنیا رفته بودند، مجدداً به ایوب همسر و فرزند عنایت کرد و برای او نسلی جدید به وجود آورد (ابن‌عاشور، بی‌تا، ج17، ص93؛ مدرسی، 1419 ق، ج11، ص372 ؛ مغنیه، 1424ق، ج6، ص382). تنها دلیل ذکرشده برای این دیدگاه، تقدیر گرفتن واژۀ «عوض» به‌عنوان مضاف «أهله‏» است: «وهبنا له عوض أهله‏» (ابن‌عاشور، بی‌تا، ج17، ص93؛ مدرسی، 1419ق، ج11، ص372).
    5. زنده کردن خانواده ایوب: خانواده ایوب از دنیا رفته بودند و خداوند بار ديگر آنان را حیات بخشید و به زندگى بازگرداند (طبری، 1412ق، ج23، ص107 ؛ زمخشری، 1407ق‏، ج3، ص131؛ طبرسی، 1372، ج8، ص745؛ ابوالفتوح رازی، 1408ق، ج13، ص267 ؛ كاشانى، 1336، ج8، ص59؛ فخر رازی، 1420ق، ج22، ص176؛ ابوحیان اندلسى، 1420ق، ج7، ص460؛ قرطبی، 1364، ج11، ص326؛ طباطبائی، 1417ق، ج17، ص210؛ صادقی تهرانی، 1365، ج25، ص262).
    1ـ2. نقد و بررسی چهار تفسیر نخست
    به چهار تفسیر اول اشکال وارد است، به تفصیل به نقد آنها پرداخته می‌شود:
    الف. نقد و بررسی تفسیر اول و دوم
    صاحبان دو تفسیر اول، هیچ شاهد لغوی، ادبی، نقلی و عقلی برای اثبات مدعای خود ارائه نکرده‌اند. به این دو برداشت اشکالاتی وارد است:
    اولاً در این دو تفسیر، سخنی از احیا یا تولد فرزندان ایوب نیست، درحالی‌که آیه می‌فرماید: «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ». واژۀ «وهب» ـ که در اصل به‌معنای بخشيدن بی‌توقع و چشمداشت است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص884؛ مصطفوی، 1368، ج‏13، ص210) ـ در آیات متعددی ظهور در معنای ولادت دارند، مانند آیاتی که از تولد اسماعیل، اسحاق، یعقوب، یحیی و سلیمان سخن می‌گویند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي‏ وَهَبَ‏ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ» (ابراهيم: 39)، «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً...» (انبياء: 72)، «وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى» (انبياء: 90)، «وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ» (ص: 30). این استظهار تفسیری، مؤیَّد به استعمال لغوی واژه نیز هست. فراهيدي واژۀ «موهوب» را به‌معنای «فرزند» دانسته (فراهیدی، 1409ق، ج4، ص98) و ابن‌منظور معنای «فرزند» را معنای غالب واژه «موهوب» بیان کرده است (ابن‌منظور، بی‌تا، ج1، ص803).
    ثانیاً بر احتمال نخست (جمع شدن خانواده ایوب پس از بهبودی‌اش)، اشکال دیگری وارد است؛ بنا بر ظاهرِ چنین فرضی، فرزندان ایوب پدر را به دلیل بیماری ترک گفته‌اند و این استبعاد عقلی دارد؛ زیرا بعید است همۀ فرزندان ایشان به حقوق والدین بی‌توجه باشند و آن حضرت را در آن ابتلائات عظیم رها کرده باشند و اگر چنین می‌بود باید در آیات بر توبیخ آنان اشاره می‌گردید.
    همچنین اشکال دیگری بر وجه دوم (مراد از «اهل»، پیروان دینی باشد) وارد است، و آن عبارت است از اینکه در تعبیرات قرآنی، وقتی واژۀ «أهل» به شخص اضافه شود، خانواده آن شخص ـ و نه پیروان آیین وی ـ به حساب می‌آیند. از قبیل «فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرينَ» (اعراف: 83)؛ ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم؛ جز همسرش، كه از بازماندگان بود، «قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ» (هود: 46)؛ فرمود: اى نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است‏، «وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ» (مريم: 55)؛ او همواره خانواده‏اش را به نماز و زكات فرمان مى‏داد.
    ب. نقد و بررسی تفسیر سوم
    تفسیر سوم (حفظ خانواده و افزوده شدن بر فرزندان و نوادگان ایوب صحیح به نظر نمی‌رسد و دلایل بیان‌شده نیز در معرض نقد هستند:
    1. عدم وجود قرینه‌ای بر ابتلای ایوب به مصیبت فقدان خانواده‌اش نادرست است؛ زیرا: اولاً طبق سیاق آیۀ 84 سورۀ انبیاء: «فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى‏ لِلْعابِدِينَ» می‌توان استظهار کرد که به قرینه تقابل با عبارت «فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ»، تعبیر «آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُم» درصدد بیان آن است که یکی از آسیب‌های مورد ابتلای ایوب مصیبت فرزندان بود که خداوند آن را جبران کرد.‏ ثانیاً داستان ایوب بر محور ابتلای ایشان و از دست دادن نعمت‌ها (سلامتی و فرزندان) است؛ در آیۀ 41 سورۀ «ص» اجمالاً از ابتلا به رنج و عذاب ایشان سخن گفته است. در آیۀ 42 به بازگرداندن نعمت سلامتی و در آیه 43 به بخشیدنِ نعمتِ خانواده اشاره دارد، ثالثاً چنان‌که جلوتر خواهد آمد شیعه و اهل‌سنت روایت نقل کرده‌اند که خداوند فرزندان ایوب را زنده کرد (کلینی، 1362، ج8، ص252؛ قمی، 1367، ج2، ص74؛ سیوطی، 1404ق‏، ج4، ص328).
    2. احتمال استعمال فعل «وَهَبْنا» در معنای مجازی و حقیقی ناصواب است؛ اولاً برای این ادعا هیچ شاهد از لغت و آیات قرآن ذکر نشده است، و فعل نمی‌تواند در استعمال واحد دو معنای مجازی و حقیقی را توأمان داشته باشد؛ ثانیاً همان‌طور که گذشت واژۀ «وهب» ـ که در اصل به‌معنای بخشيدن بی‌توقع و چشمداشت است ـ در آیات متعددی ظهور در معنای ولادت دارند، مانند آیاتی که از تولد اسماعیل، اسحاق، یعقوب، یحیی و سلیمان سخن می‌گویند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي‏ وَهَبَ‏ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ» (ابراهيم: 39)، «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً...» (انبياء: 72)، «وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى» (انبياء: 90). هیچ اختلافی در این نیست که اسماعیل و اسحاق تنها فرزندان ابراهیم بودند و یحیی تنها فرزند زکریا بود که خداوند در سنین پیری به ایشان عنایت فرمود، ثالثاً دو فعل «آتَيْناهُ» در «وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» (انبیا: 84) و «وَهَبْنا» در «وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» (ص: 43)، به‌هیچ‌وجه بر معنای حفظ دلالت ندارند؛ اگر خداوند خانواده او را نگاه داشته بود جا داشت از افعالی چون «حفظنا» بهره می‌گرفت و در ادامه و قبل از تعبیر «مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» ـ که در هر دو آیه مشترک است ـ یکی از دو فعل «آتَيْنا» یا «وَهَبْنا» را به کار می‌برد تا بر افزودن فرزندان و نوادگان دلالت داشته باشد.
    3. ابن‌عاشور در سومین دلیل خود گفته است: کلمۀ «مَعَهُمْ» در پی «مِثْلَهُمْ» آمده است؛ اگر آمده بود: «و وهبنا اهله و مثلهم»، بر زنده کردن دلالت داشت، ولی چون فرموده است: «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ»، از «مع» می‌توان فهمید که به خانواده افزوده شده است. بخش دوم سخن ابن‌عاشور درست است و از «مع» می‌توان فهمید که به خانواده افزوده شده است، اما قسمت اول ادعای او ناتمام است؛ زیرا اینکه خداوند به خانواده او افزوده است منافاتی با زنده کردن خانواده ازدست‌رفته ندارد. از تعبیر «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ» می‌توان فهمید که خداوند خانواده او را زنده کرد و از «مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» به دست می‌آید که خداوند در کنار خانواده احیاشده، مانند آنها را نیز به او عطا کرد.
    4. دلیل چهارم آن است که لازمۀ زنده شدن خانواده این است که واژۀ «عوض» را به‌عنوان مضاف «أهله‏» در تقدیر گرفت: «وهبنا له عوض أهله‏». این استدلال نیز نادرست است؛ زیرا در صورت تقدیر گرفتن واژۀ «عوض» مقصود آن خواهد بود که خداوند به‌جای خانواده متوفای او خانواده دیگری را به او داد، درحالی‌که مراد زنده کردن همان خانواده ازدست‌رفته است.
    ج. نقد و بررسی تفسیر چهارم
    احتمال چهارم (بخشیدن خانواده‌ای جدید به ایوب، مانند وجوه سابق، صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا: اولاً در این صورت عطف «مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» بر «أَهْل» در دو آیۀ «وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» (انبیا: 84) و «وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» (ص: 43)، فایده‌ای مترتب نخواهد بود و می‌توانست به تعابیر «وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ» و «وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ» اکتفا کند؛ چنان‌که در آیاتی که سخن از تولد اسماعیل و اسحاق (ابراهيم: 39)، یحیی (انبياء: 90) و سلیمان (ص: 30) است، صرفاً تعبیر: «وَهَبْنا لِـ» وجود دارد. بنابراین از عطف «مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» می‌توان فهمید که خداوند هم فرزندان سابق ـ طبق احتمال پنجم ـ و هم فرزندان لاحق را به ایشان عنایت فرموده است، ثانیاً چنان‌که جلوتر خواهد آمد شیعه و اهل‌سنت روایت نقل کرده‌اند که خداوند فرزندان ایوب را زنده کرد (کلینی، 1362، ج8، ص252؛ قمی، 1367، ج2، ص74؛ سیوطی، 1404 ق‏، ج4، ص328).
    2ـ2. بررسی تفسیر پنجم
    این احتمال، وجه مشهور تفاسیر است و به نظر می‌رسد وجه صحیح نیز باشد، دلیل اول، روایاتی که در جوامع روایی فریقین گزارش شده است؛ در شیعه دست‌کم دو روایت صحیح وجود دارد: کلینی با سند خود از امام صادق در تبیین آیۀ «وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» (انبیاء: 84) ـ که مشابه جملۀ «وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ» (ص: 43) است ـ نقل کرده است که فرمودند: «أَحْيَا لَهُ مِنْ وُلْدِهِ الَّذِينَ كَانُوا مَاتُوا قَبْلَ ذَلِكَ بِآجَالِهِمْ» (کلینی، 1362، ج8، ص252)؛ خداوند فرزندان ایوب را که قبل از فرا رسیدن آجالشان وفات کرده بودند، زنده کرد.
    تعلیل موجود در روایت برای احیای فرزندان ایوب را برخی از مفسران اهل‌سنت ـ بدون اشاره به چنین روایتی در شیعه ـ با استشهاد به دو دسته از آیات بیان داشته‌اند؛ قرطبی ـ که این قول را صحیح دانسته است ـ می‌نویسد: این دیدگاه با ظاهر آیه تناسب بیشتری دارد؛ زیرا آنان قبل از پایان رسیدن آجال خود مُرده بودند و دوباره زنده شدند، مانند هزاران نفری كه از بيم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند و هفتاد نفر از بني‌اسرائیل که به صاعقه دچار شدند، در داستان خانواده ایوب نیز چنین است (قرطبی، 1364، ج11، ص326). هزاران نفری كه از بيم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند، اشاره به آيۀ 243 بقره است: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ...»، و هفتاد نفر از بنی‌اسرائیل که به صاعقه دچار شدند، اشاره به آیات 55 و 56 بقره است: «وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُون‏ ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون‏».
    روایت دوم شیعه در تفسیر قمی، ذیل همان آیه با سندی متفاوت از امام صادق نقل شده است: «أَحْيَا اللَّهُ لَهُ أَهْلَهُ الَّذِينَ كَانُوا قَبْلَ الْبَلِيَّةِ وَ أَحْيَا لَهُ أَهْلَهُ الَّذِينَ مَاتُوا وَ هُوَ فِي الْبَلِيَّةِ» (قمی، 1367، ج2، ص74)؛ خداوند خانواده ایوب را خواه آنانی که قبل از امتحان و خواه آنانی که به هنگام امتحان وی از دنیا رفته بودند، زنده کرد. اهل‌سنت نیز روایات متعددی نقل کرده‌اند که خداوند خانواده ایوب را زنده کرد (سیوطی، 1404ق‏، ج4، ص328).
    دلیل دوم بر ترجیح این دیدگاه، ظهور آيه است كه خانواده اوليه‌اش برگشته است و جایز نیست که از ظاهر عدول نماییم (فخر رازی، 1420ق، ج26، ص399؛ قرشی‏، 1377، ج9، ص237). ظاهر آيه اين است كه ما اهل او را به او داديم؛ يعني آن مُرده‌ها را زنده كرديم، مثل آنها را هم به او داديم؛ يعني آن بچه‌هايي كه مُرده بودند را زنده كرديم و همسر او را هم باردار كرديم، او هم فرزندان متعددي آورد كه هم اهلش زنده شدند و هم مثل آنها به او داده شد و اين هيچ اشكال عقلي ندارد (ر.ک. جوادی آملی، 1393).
    نتیجه‌گیری
    از مباحث مطرح‌شده این نتایج به دست آمد: الف) شيطان در روح انبياء و مجاری ادراکی و ارادی آنان راه ندارد، ولی در بدن ایشان ممكن است نفوذ كند. استناد رنج و عذاب به شیطان در عبارت «مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ» از باب سببیت بوده است و استناد بیماری و امثال آن به شیطان با استناد آن به اسباب طبیعی منافات ندارد؛ زیرا این دو سبب در عرض یکدیگر نیستند، بلکه یکی در طول دیگری است. اینکه برخی مفسران احتمال داده‌اند که مراد از شیطان در این آیه میکروب باشد، به دلایل متعدد صحیح نمی‌باشد. ب) در تفسیر عبارت «وَ وَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ» دست‌کم پنج احتمال داده شده است: 1. از دست دادن خانواده به دلیل بيمارى ایوب و جمع شدن پس از بهبودی؛ 2. خداوند به ایوب پیروان دینی عنایت فرمود؛ 3. حفظ خانواده و افزوده شدن بر فرزندان و نوادگان ایوب؛ 4. خداوند در قبال خانواده‌ای که از دنیا رفته بودند، به ایوب همسر و فرزند عنایت کرد؛ 5. خانواده ایوب از دنیا رفته بودند و خداوند بار ديگر آنان را حیات بخشید. هر چهار احتمال اول با اشکال و نقد مواجه هستند، اما احتمال پنجم که وجه مشهور تفاسیر است، صحیح به نظر می‌رسد؛ زیرا اولاً روایاتی که در جوامع روایی فریقین گزارش شده است، آن را تأیید می کنند، ثانیاً ظهور آيه در این است كه خانواده اوليه‌اش بازگشته است.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • ابوحیان اندلسى، محمد بن یوسف (1420ق). البحر المحیط فی التفسیر. تحقیق صدقی محمد جمیل. بیروت: دارالفکر.
    • احمدنژاد، امیر و همکاران (1394). نقد و بررسی آرای مفسران در تفسیر آیۀ 44 سورۀ «ص» و تازیانه زدن ایوب به همسرش. آموزه‌های قرآنی، 22، 111ـ132.
    • ابن‌عاشور، محمد بن طاهر (بی‌تا). التحریر و التنویر. بی‌جا: بی‌نا.
    • ابن‌منظور، محمد بن مکرم (بی‌تا). لسان العرب. بیروت: دارالفکر.
    • ابوالفتوح رازى، حسین (1408ق). روض الجنان و روح الجنان فى تفسیر القرآن. تحقیق محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح. مشهد: آستان قدس رضوی.
    • جوادی آملی، عبدالله (1389الف). تسنیم. قم: اسراء.
    • جوادی آملی، عبدالله (1389ب). سیره پیامبران در قرآن. تحقیق علی اسلامی. قم: اسراء.
    • جوادی آملی، عبدالله (1393). آرشیو تفسیر سوره ص. در: Javadi.esra.ir
    • حبیب نیشابوری، حسن بن محمد (1405ق). عقلاء المجانین. تحقیق محمد السعید بن بسیونی زغلول. بیروت: دارالکتب العلمیه.
    • حجازی، محمدمحمود (1413ق). التفسیر الواضح. بیروت: دار الجیل الجدید.
    • حسینی، بی‌بی‌زینب (1395). رهیافتی زبان‌شناسانه به موضوع «مسّ شیطانی» در قرآن کریم. آموزه‌های قرآنی، 49، 55ـ88.
    • راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412ق). مفردات ألفاظ القرآن. دمشق: دارالقلم.
    • رضایی، یوسف (1390). مقایسۀ زندگی حضرت ایوب در قرآن و عهدین. پایان‌نامه کارشناسی ارشد. تهران: دانشگاه خوارزمی.
    • زحیلی، وهبة بن مصطفی (1418ق). التفسیر المنیر فی العقیدة والتشریع والمنهج. بیروت: دارالفکر.
    • زمخشرى، محمود بن عمر (1407ق). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل. بیروت: دار الکتاب العربی.
    • سبحانی، جعفر (1419ق). مصادر الفقه الإسلامی و منابعه. بیروت: دارالأضواء.
    • سیوطى، جلال‌الدین (1404ق). الدر المنثور فى تفسیر المأثور. قم: کتابخانۀ آیت‌الله مرعشی نجفی.
    • صادقی تهرانی، محمد (1365). الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن. قم: فرهنگ اسلامی.
    • صدوق‏، محمد بن علی (1362). الخصال. قم: جامعۀ مدرسین.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: جامعۀ مدرسین.
    • طبرسی، فضل بن حسن (1372). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. تهران: ناصر خسرو.
    • طبری، محمد بن جریر (1412ق). جامع البیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دارالمعرفه.
    • عُضیمه، صالح (1392). معناشناسی واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنی). ترجمۀ سیدحسین سیدی. مشهد: آستان قدس رضوی.
    • فخر رازی، محمد بن عمر (1420ق). مفاتیح الغیب. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    • فراهیدی، خلیل بن احمد (1409ق). العین. تحقیق مهدی مخرومی و ابراهیم سامرایی. قم: هجرت.
    • فرج‌اللهی، فرج‌الله (1390). حضرت ایوب (اسوه صبر و مقاومت و شکر). درس‌هایی از مکتب اسلام، 11 (پیاپی 672)، 30-37.
    • فضل‌الله، سیدمحمدحسین (1419ق). تفسیر من وحی القرآن. بیروت: دارالملاک للطباعة و النشر.
    • قرشی، سیدعلی‌اکبر (1377). تفسیر احسن الحدیث. تهران: بنیاد بعثت.
    • قرطبی، محمد بن احمد (1364). الجامع لأحکام القرآن. تهران: ناصر خسرو.
    • قمی، علی بن ابراهیم (1367). تفسیر قمی. تحقیق سیدطیب موسوی جزایری. قم: دارالکتاب.
    • کاشانی، ملافتح‌الله (1366). تفسیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین. تهران: کتابفروشی محمدحسن علمی.
    • کلینی، محمد بن یعقوب (1362). الکافی. تهران: اسلامیه.
    • محمدجعفری، رسول و اصلانی، مهدی (1399). نقد و بررسی آرای تفسیری فریقین در تفسیر آیه 44 سوره «ص». پژوهش‌های تفسیر تطبیقی، 6 (1)، 67ـ92.
    • مدرسی، سیدمحمدتقی (1419ق). من هدی القرآن. تهران: دار محبی الحسین(ع).
    • مراغى، احمد بن مصطفى (بی‌تا). تفسیر المراغی. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    • مصطفوی، حسن (1368). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
    • معرفت، محمدهادی (1379). صیانة القرآن من التحریف. تهران: وزارت امور خارجه.
    • مغنیه، محمدجواد (1424ق). تفسیر الکاشف. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
    • مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1374). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
    • هوشیار کور عباسلو، اعظم (1395). بررسی و مقایسۀ سیمای حضرت ایوب(ع) از دیدگاه قرآن کریم، عهد عتیق و عرفان اسلامی. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، اردبیل: دانشگاه محقق اردبیلی.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمدجعفری، رسول، اصلانی، مهدی. (1405) نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان و بخشیدن خانواده در داستان ایوب(ع). فصلنامه معرفت، 35(3)، 95-103 https://doi.org/10.22034/marifat.2025.5000963.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    رسول محمدجعفری؛ مهدی اصلانی."نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان و بخشیدن خانواده در داستان ایوب(ع)". فصلنامه معرفت، 35، 3، 1405، 95-103

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمدجعفری، رسول، اصلانی، مهدی.(1405) 'نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان و بخشیدن خانواده در داستان ایوب(ع)'، فصلنامه معرفت، 35(3), pp. 95-103

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمدجعفری، رسول، اصلانی، مهدی. نقد و بررسی دیدگاه مفسران درباره مسّ شیطان و بخشیدن خانواده در داستان ایوب(ع). معرفت، 35, 1405؛ 35(3): 95-103