معرفت، سال 1405، جلد سی و پنجم، شماره دوم، پیاپی 325، تابستان, صفحه‌ها 67-78

    بررسی انسان‌شناختی پدیدة عَلَم‌کشی در هیئات مهاجرین افغانستانی

    نوع مقاله: 
    ترویجی
    نویسندگان:
    ✍️ مرتضی محقق ورسی / کارشناس ارشد ارتباطات فرهنگی، گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم (ع) / mohaghegh123@gmail.com
    dor 20.1001.1.10236015.1405.35.2.5.2
    doi Registering DOI...
    چکیده: 
    در این مقاله پدیدۀ عَلَم‌کشی هیئات مهاجرین افغانستانی مقیم ایران، مورد بررسی انسان‌شناختی فرهنگی قرار گرفته است. این مراسم که درواقع نوعی عزاداری است، به‌عنوان یک آیین مذهبیِ سنتی در اجتماعات گوناگون مهاجرین برگزار می‌شود. ما برای توصیف آن از تکنیک مشاهدۀ مشارکتی و مصاحبه استفاده کرده‌ایم. در این تحقیق بیان شده که اگرچه این آیین در برخی مناطق شیعه‌نشین افغانستان کم‌رنگ بوده و یا در برخی نقاط دیگر با کمی زواید انجام می‌شده، اما مردم مناطق شیعه‌نشین افغانستان غالباً مراسم عزای حضرت ابالفضل العباس(ع) را همراه با این آیین پاس می‌دارند. لکن آنچه امروزه در هیئات مهاجرین (به‌خصوص هیئات مرکزی مهاجرین) دیده می‌شود این است که در شهرهای بزرگ مهاجرپذیر، این آیین مذهبی هر ساله با حلاوت بیشتری در شب هفتم محرم انجام می‌شود. در این پژوهش برآنیم تا بدانیم پدیدۀ علم‌کشی چه پشتوانۀ تاریخی، فرهنگی و ارزشی دارد، در این آیین از چه نمادهایی استفاده می‌شود و نیز کیفیت برگزاری آن در مناطق گوناگون چگونه است؟ و در پایان این نوشتار روشن خواهد شد که این پدیدۀ دینی چه پیامد فرهنگی را بر جامعۀ مهاجرین داشته است؟
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    An Anthropological Study of the Phenomenon of 'Alam-keshi in the Mourning Processions of Afghan Migrants
    Abstract: 
    This article examines the phenomenon of 'alam-keshi in the mourning processions of Afghan migrants residing in Iran from a cultural anthropological perspective. This ceremony, which is in fact a form of mourning, is performed as a traditional religious ritual in various migrant communities. We have employed participant observation and interview techniques to describe it. This research indicates that although this ritual is less prominent in some Shi'a-populated areas of Afghanistan or is performed with slight variations in others, the people of Shi'a-populated areas in Afghanistan predominantly observe the mourning ceremony for Hazrat Abul-Fazl al-'Abbas (peace be upon him) alongside this ritual. However, what is observed today in the migrant processions (particularly in the central migrant processions) is that in large migrant-receiving cities, this religious ritual is performed with increasing fervor each year on the seventh night of Muharram. In this research, we aim to understand the historical, cultural, and value-based underpinnings of the phenomenon of 'alam-keshi, the symbols used in this ritual, and the quality of its performance in various regions. At the conclusion of this paper, it will be clarified what cultural consequences this religious phenomenon has had on the migrant community.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    بررسی انسان‌شناختی پدیدة عَلَم‌کشی 
    در هیئات مهاجرین افغانستانی
    مرتضي محقق ورسي         / کارشناس ارشد ارتباطات فرهنگی، گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم     Mohaghegh123@gmail.com
    دريافت: 04/07/1403                    پذيرش: 28/02/1404
    چکیده
    در این مقاله پدیدۀ عَلَم‌کشی هیئات مهاجرین افغانستانی مقیم ایران، مورد بررسی انسان‌شناختی فرهنگی قرار گرفته است. این مراسم که درواقع نوعی عزاداری است، به‌عنوان یک آیین مذهبیِ سنتی در اجتماعات گوناگون مهاجرین برگزار می‌شود. ما برای توصیف آن از تکنیک مشاهدۀ مشارکتی و مصاحبه استفاده کرده‌ایم. در این تحقیق بیان شده که اگرچه این آیین در برخی مناطق شیعه‌نشین افغانستان کم‌رنگ بوده و یا در برخی نقاط دیگر با کمی زوايد انجام می‌شده، اما مردم مناطق شیعه‌نشین افغانستان غالباً مراسم عزای حضرت ابالفضل العباس را همراه با این آیین پاس می‌دارند. لکن آنچه امروزه در هیئات مهاجرین (به‌خصوص هیئات مرکزی مهاجرین) دیده می‌شود این است که در شهرهای بزرگ مهاجرپذیر، این آیین مذهبی هر ساله با حلاوت بیشتری در شب هفتم محرم انجام می‌شود. در این پژوهش برآنیم تا بدانیم پدیدۀ علم‌کشی چه پشتوانۀ تاریخی، فرهنگی و ارزشی دارد، در این آیین از چه نمادهایی استفاده می‌شود و نیز کیفیت برگزاری آن در مناطق گوناگون چگونه است؟ و در پایان این نوشتار روشن خواهد شد که این پدیدۀ دینی چه پیامد فرهنگی را بر جامعۀ مهاجرین داشته است؟
    کليدواژه‌ها: عَلَم کَشی، محرم، مهاجرین، عَلَم، هیئت. 
    مقدمه
     
    شیعیان سراسر دنیا دارای فرهنگ‌های متعددی بوده و بخشی از این فرهنگ در مراسم محرم به نمایش گذاشته می‌شود. شيعیان در محرم آیین عزاداری را با الگوهای فرهنگی بومی خودشان برگزار می‌کنند. این تنوع فرهنگیِ شیعیان باعث گردیده انواع عزاداری و آداب و رسوم خاصی در هریک از مرز و بومِ شیعه‌نشین برگزار شود و هر کدام با آیین و مراسمی خاص به اقامۀ عزا بپردازند (همانند تعزیه در شهرستان‌های ایران یا نخل‌گردانی در ششتمد سبزوار و مهریز یزد).
    افغانستان یکی از مناطقی است که اگرچه مردم آن مسلمان هستند، ولی شیعیان آن در اقلیت بوده و فقط برخی استان‌ها هستند که تمامی و یا اکثر قریب‌به‌اتفاق آنها شیعه هستند، مانند بامیان، دایکندی، غزنی، مزار و... تقریباً جمعیت شیعیان آن حدود 25 الی 30 درصد می‌باشد. یکی از آیین‌های خاصِ عزاداری که در این اقلیم و در ایام محرم برگزار می‌شود، «عَلَم ‌کشی» است که در بسیاری از شهرهای شیعه‌نشین افغانستان از مراسم‌های اصلی محرم محسوب می‌شود و عدۀ بسیاری را در این شب مخصوص به حسینیه‌ها و تکایا می‌کشاند.
    آنچه امروزه در هیئات مرکزی مهاجرین افغانستانی مشاهده می‌شود، برگزاری پر شوروحال این آیین است، به‌طوری‌که در این هیئات که مهاجرین نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت دارند، گویی تمام عزاداران منتظر این شب و این مراسم اندوهناک هستند و احساس می‌شود این آیین هر سال پرحرارت‌تر از گذشته برگزار می‌گردد. در این میان، اگر با نگاه انسان‌شناختی فرهنگی به بررسی إمیک و درونی این پدیده بپردازیم، باید در این تحقیق، به چند سؤال پاسخ دهیم:
    ـ پشتوانۀ تاریخی، فرهنگی و ارزشی این آیین چیست؟
    ـ آیین علم کشی از نگاه صوری و محتوایی چگونه است؟
    ـ در این آیین از چه نمادهایی (دیداري، شنیداری و گفتاری) استفاده می‌شود؟
    ـ افزوده‌های فرهنگی مناطق و اقوام چه آثاری بر کیفیت این آیین به جای گذاشته است؟
    بنابراین آنچه در این تحقیق به دنبال آن خواهیم بود، توصیف کردن مراسمی است که امروزه مهاجرین افغانستانی در هیئت‌های خود، در ایام محرم با عنوان علم‌ کشی برگزار می‌کنند. همچنین در ضمن این توصیف سعی می‌شود به این پرسش‌های مطروحه در این زمینه هم پاسخ داده شود.
    با جست‌وجوی مقالات و نگاشته‌هایی که در مورد عزاداری‌ها و آداب و رسوم خاص مناطق گوناگون انجام شده، می‌توان به این نکته اشاره کرد که آثار فقهی و کلامی در زمینه موارد مذکور نسبتاً بیشتر می‌باشد، ولی کارهای انسان‌شناختی در این موضوعات کمتر بوده و توجه زیادی به عزاداری‌های خاص با رویکرد انسان‌شناختی نشده است. اگرچه در میان مقالات، عنوان جداگانه‌ای که مستقلاً یا ضمناً به علم کشی پرداخته باشد، یافت نشد. در این فرصت می‌توان به برخی از مقالات با رویکرد انسان‌شناختی فرهنگی اشاره کرد که عبارت‌اند از:
    مقاله‌هاي «بررسی مردم‌شناسانۀ نخل‌گردانی در بزرگداشت امام حسین شهرستان مهریز استان یزد» (دشتکی، 1394)؛ «نخل‌گردانی محرم در درخش: نگاهی انسان‌شناختی» (حمیدی، 1395)؛ «آیین نخل‌آرایی و نخل‌گردانی روز عاشورا در ششتمد (سبزوار)» (سپهر و عسگري، 1392)؛ «عزاداری ماه محرم در برزُک (کاشان)» (مرادي بزرگی و عسلي، 1387)؛ «چنار خونبار (بررسی پدیدارشناختی پدیده چنار خونبار الَموت قزوین)» (خانمحمدی، 1388)؛ «تحلیل مردم‌شناختی مناسک مذهبی در فرایند جهانی‌شدن؛ مطالعه موردی مناسک قالیشویان مشهد اردهال» (تقي‌زاده و خانمحمدی، 1385)؛ «گزارشی از ماه محرم در فیلیپین» (قلي‌رکنی، 1384)؛ «برگزاری ماه مراسم ماه محرم در کویت» (حسینی، 1384)؛ «مراسم سوگواری دهۀ محرم در دارالسلام» (عرب‌احمدی، 1384)؛ «نگاهی به مراسم عزاداری دهۀ محرم در لاهیجان» (وحیدی، 1394)؛ «محرم در اندونزی» (ظفراقبال، 1384)؛ «سوگواری محرم در لس‌آنجلس» (مرتضوي، 1386)؛ «مراسم محرم در آناتولی ترکیه» (وثوقی، 1364).
    یکی از مواردی که کیفیت بسیاری از آثار انسان‌شناختی را پایین می‌آورد توجه به توصیف پدیده‌هاست، یعنی توضیح و توصیف صرف پدیده‌ها که این خود باعث کِسلی مخاطب و عدم جذابیت متن و درنتیجه ادا نشدن حق مطلب و پدیدۀ مورد گزارش است، ازاين‌رو در این مقاله سعی شده به توصیف صرف بسنده نشود و برای رعایت جذابیت و غنای محتوای این نوشتار، و رهایی از یکدستی آن، به دو ‌بخش تحلیل صوری و تحلیل محتوایی پدیدۀ علم کشی پرداخته شود تا ضمن توصیف یکایک آداب و رسوم این نوع عزاداری، به تحلیل آنها نیز پرداخته شود. همچنین با توجه به اینکه سابقاً به این موضوع پرداخته نشده و کسی این آیین را توصیف علمی نکرده است، می‌تواند پژوهشی نو در باب آئین‌های عزاداری سنتی شیعیان در ماه محرم باشد.
    در این پژوهش همانند اکثر پژوهش‌های انسان‌شناختی از روش کیفی استفاده شده است. همچنین برای رسیدن به فرضیۀ صحیح و روشن شدن همۀ ابعاد آن، از تکنیک‌های مشاهدۀ مشارکتی، مصاحبه و توصیف و تفسیر استفاده شده است.
    الف. مشاهدۀ مشارکتی
    با توجه به اینکه خود نگارنده اصالتاً افغانستانی بوده و در زیست‌جهان فرهنگی آن سامان، رشد یافته است، به‌خوبی با نحوه و چگونگی اجرای این آیین آشناست. بنا بر همین نکته، یکی منابع مشاهدتی نگارنده، تجربه زیستۀ اوست. ازآنجاکه می‌بایست این مراسم به‌عنوان یک پدیدۀ انسان‌شناختی فرهنگی توصیف و تحلیل شود، دامنۀ زمانی مشاهده مشارکتی نگارنده از سال 1396 با دقت و حساسیت بیشتری دنبال گردید. همزمان با مشاهده آیین‌های عزاداری جامعۀ هدف دسته‌بندی، تحلیل و بررسی مردم‌شناختی آن نیز صورت می‌گرفته است. همچنین تلاش شده که مراحل اجرای آیین‌های مذهبی با دقت مشاهده گردیده و حالات و احساسات عزاداران به‌خوبی توصیف شود تا از این طریق خواننده بتواند خود را در این آیین تصور کند و گویی اجرای آن را از نزدیک دیده است.
    ب. مصاحبه
    ازآنجاکه یکي از سؤالات پژوهش این است که «آیا پدیدۀ علم کشی در مناطق شیعه‌نشین افغانستان هم اجرا می‌شده و اینکه آیین علم کشی از نگاه صوری و محتوایی چگونه می‌باشد؟ نیاز به انجام مصاحبه با کسانی بود که بخشی از زندگی خود را در افغانستان گذرانده و تجربیات مبسوط‌تری ‌داشتند. بنابراین اقتضا علمی بحث این بود که با دو دسته از افراد مصاحبه صورت گیرد و در مجموع حدود 30 مصاحبه انجام شد: 1. مبلغانی که به‌عنوان روحانی و مجری اصلی برنامه‌های مذهبی در هیئات حضور داشته‌اند. 2. افرادی که نقش فعالی در برگزاری هیئات و اجرای آیین‌های سنتی آن در محرم و سایر اوقات سال دارند؛ چراکه آنها نیز می‌توانند اطلاعات مناسبی در این زمینه در اختیار نگارنده قرار دهند.
    1. مفهوم عَلَم و عَلَم کشی در کتب و فرهنگ‌های مختلف
    1ـ1. بررسی لغوی
    واژۀ عَلَم از ریشۀ عَلَمَ یَعلُمُ یا یعلِمُ علماًه بوده و این‌گونه معنا می‌دهد: علامتی بر روی آن گذاشت، یا آن را با داغ کردن علامتگذاری کرد. خود واژۀ العَلَم نیز جمع أعلام بوده و به‌معنای پرچم علم یا پرچمی که بر روی نیزه سوار می‌کنند می‌باشد (بندرریگی، 1380، ج2، ص1170).
    2ـ1. بررسی تاریخی عنوان «علم در فرهنگ اسلامی»
    هر گاه به نیزه یا عصا چیزی بسته شود، در زبان عرب به آن لواء گفته می‌شود. به آن رایت یا عَلَم هم می‌گویند (موسوی‌ مقرم، 1389، ص245). رسم این بوده که روی پرچم‌ها نام خلفا و فرماندهان را به‌منظور گرامیداشت آنان و ترساندن دشمن و تفأل برای پیروزی و گاه آیات قران را می‌نوشتند. در یکی از معابد دیرالظاهر شهر برغوس اسپانیا پرچمی از حریر یکدست یافت شده که بر آن آیات قرآن همراه با آیات زیبا ترسیم شده است (موسوی‌ مقرم، 1389، ص245). به‌هرحال پرچم سبب نظام و نشانۀ برپایی سپاه بوده است و مادام که در پیشاپیش سپاه در اهتزاز بود، از فروپاشی سپاه جلوگیری می‌کرد و نوید‌بخش پیروزی بود. ازاین‌رو پرچم همیشه به دست مردان دلیر و متهور، غیور و متعصب داده می‌شد. مردانی امین که قدرت و جاه، زر و مال در ارادۀ آهنین آنان اثر نمی‌گذاشت (موسوی ‌مقرم، 1389، ص245).
    ریشۀ واژۀ علم‌کشی به کلمۀ معروف عَلَم برمی‌گردد و درواقع هم‌معنای پرچم می‌باشد. در کتاب چهرۀ  درخشان قمر بنی‌هاشم در تعریف پرچم اینچنین آورده شده: به پارچه‌ای که بر سر چوب کنند و علامت یک کشور، یا بخشی از ارتش، و یا یک دسته‌ای باشد، پرچم و بیرق و درفش و لوا و عَلَم و رایت گفته می‌شود (ربانی ‌خلخالی، 1386، ص186).
    به فرازی از سخن امیرالمؤمنین علي به‌عنوان شاهد بر این سخن اشاره می‌کنم: «پرچم لشگر را بالا دارید و پیرامون آن را خالی مگذارید، و جز به دست دلاوران و مدافعان سرسخت خود نسپارید؛ زیرا آنان که در حوادث سخت ایستادگی می‌کنند، از پرچم‌های خود بهتر پاسداری می‌نمایند و آن را در دل لشکر نگاه می‌دارند و از هر سو، از پیش و پس و اطراف، مراقب آن می‌باشند، نه از آن عقب می‌مانند که تسلیم دشمن کنند و نه از آن پیشی می‌گیرند که تنها رهایش سازند» (نهج البلاغه، 1387، ص237).
    3ـ1. عَلًم در فرهنگ ایرانی
    به نظر می‌رسد که نوعی علم در زمان آل‌بويه برای مراسم محرم استفاده می‌شده ‌است. در زمان آق‌قویونلوها، طبل و علم از امامزاده‌ها توسط علما در مراسم مذهبی حمل می‌شده ‌است. با تشکیل دولت شیعی صفوي، علم به صورت گسترده‌ای در مراسم محرم و سایر مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می‌گرفته ‌است. قدیمی‌ترین علم‌های ایرانی در کاخ توپ‌قاپی استانبول نگهداری می‌شود. این علم‌ها از غنایم جنگی است و پس از تصرف شهر تبریز توسط سپاهیان عثمانی، شاه سليم آنها را به استانبول منتقل کرد که پس از رواج تشیع در زمان شاه اسماعیل مورد استفاده دسته‌ها قرار می‌گرفت، از صفحه‌ای آهن به صورت تیغه‌ای باریک و بلند ساخته می‌شد. در رأس آن علامت و نشان سنتی و قومی قبیله و در شیعه‌مذهبان نام الله یا نام الله و محمد و علي يا نام الله و پنج تن نقره‌کاری (نقره‌کوبی) یا کنده‌کاری می‌شد. تیغه باریک و بلند آهنین با صفحه‌ای مدور و بزرگ‌تر در انتهای تیغه که دارای قابی از فلز بود خاتمه می‌یافت. دور این قاب را با سرهای اژدها که از هنرهای چینی و ژاپنی اقتباس شده بود، می‌آراستند. این علَم‌ها بر روی دسته‌ای چوبی یا فلزی قرار می‌گرفت و پیشاپیش دسته‌ها حمل می‌شد. در سال‌های بعد، به‌خصوص در دوران زنديان و قاجاريه، تزئینات دیگری به علم‌های دسته اضافه شد و عزاداران مذهبی در ایام سوگواری یا بزرگداشت و تشریفات دیگر آنها را به کار می‌برند (ویکی پدیا).
    امروزه علَمی که در دسته‌جات عزاداری در ایران مرسوم است، چیزی شبیه به همین علَمی است که ذکر شد؛ علَمی فلزی و بزرگ که هم دارای ارتفاع دو یا سه متری، و هم پهنای چندین متری است. علَمی بسیار سنگین که فقط انسان‌های نیرومند قادر به بلند کردن و جابه‌جا کردن آن هستند. معمولاً این کار در روز تاسوعا و مخصوصاً عاشورا انجام می‌شود و جوانانی که طالب این علَم‌گردانی هستند در این روز با کمربندهای مخصوص و محکم چرمی در هیئت حاضر می‌شوند و هر کسی به فراخور توان و نیتی که دارد، از این طریق به اقامۀ عزا می‌پردازد. این نوع عًلَم با طراحی خاص و زنگوله‌هایی که دارد در هنگام حرکت، ایجاد صدا کرده و پرهای بزرگ و نمادینی که در تمام این عَلَم‌ها تعبیه شده، در هنگام علَم‌گردانی، به جلو و عقب متمایل می‌شود؛ گویی این علَم لحظات سخت حفظ علَم توسط حضرت ابالفضل را تداعی کرده و حال عزاداران را بیشتر عاشورایی می‌کند.
    4ـ1. عَلَم در فرهنگ افغانستانی
    در شهر کابل افغانستان هم هر ساله، در زیارتگاهی به نام قدمگاه سخی پرچم و علمی به نام حضرت علي توسط اهل‌سنت و شيعه برافراشته می‌شود. این علم که تقریباً هشت الی ده متر طول دارد، طی یک مراسم خاص و با حضور مردم، به منظور گرامی‌داشت سال نو خورشیدی و به خلافت رسیدن حضرت علی برافراشته می‌شود. در این مراسم که در عید نوروز برگزار می‌شود، یک عالم شیعه و یک عالم سنی به نوبت سخنرانی می‌کنند و افراد عالی‌رتبۀ دولتی هم در این مراسم شرکت می‌کنند و پرچم مذکور تا ۴۰ روز برافراشته می‌ماند. مردم کابل به شدت به این علم تبرک می‌جویند و به آن اعتقاد خاصی دارند. همان‌طور که ذکر شد این علم به نام «عَلَم علی» معروف است و ربطی به آیین علم‌کشی محرم ندارد.
    امروزه پدیدۀ علم‌کشی یکی از سنن به‌نام و مورد توجه در بین هیئات شیعی مهاجرین افغانستان می‌باشد و در ده سال اخیر، بسیار پررونق و با حلاوت خاصی در بین این هیئات برگزار می‌شود. این شب در میان دهۀ محرم از اهمیت و شور خاصی برخوردار بوده، به‌گونه‌اي‌که همۀ اهالی هیئت، اعم از پیر و جوان و زن و مرد، سعی می‌کنند هرگز این شب را از دست ندهند و به خاطر ارادت خالص و عمیقی که نسبت به حضرت باب‌الحوائج دارند، در این شب حتماً در مجالس عزاداری شرکت مي‌کنند. قابل ذکر است که این تحقیق در ابتدا با پیش‌فرضِ انجام این مراسم در تمامی شهرهای شیعه‌نشین افغانستان، و در پی آن، در تمامی هیئات مهاجرین آغاز شد. اما با سؤال و جواب و مصاحبه‌هایی که از برخی مبلغان افغانستانی که از مناطق مختلف افغانستان بودند، انجام شد، این پیش‌فرض تغییر کرد؛ چراکه متوجه شدم اگرچه غالب مناطق افغانستان این مراسم را دارند، ولی برخی نقاط (هرچند بسیار کم) این آیین را در عزاداری خود ندارند. ازاين‌رو تصمیم گرفته شد که از برخی اعضای هیئات و مبلغان که تجربۀ بیشتري دارند در این مورد مصاحبه شد که آیا در افغانستان این آیین را اجرا می‌کرده‌اند و تجربیاتشان از اجرای این مراسم چه بوده است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا این آیین از سال‌های اولیه در هیئات مهاجرین نیز اجرا می‌شده، یا اینکه فقط در سال‌های اخیر مراسم علم‌کشی به آیین محرم اضافه شده است؟
    در این مرحله با پرسش‌هایی که به‌طور رَندُم از چند تن از طلاب مبلغ جامعة المصطفی و افراد قدیمی‌تر هیئات انجام شد، به این نتیجه رسیدم که در برخی مناطق شیعه‌نشین همانند زابل افعانستان این مراسم یا وجود نداشته و یا به این صورت انجام نمی‌گرفته است؛ مثلاً در برخی مناطق همانند مهاجرینِ سمنان و گرمسار که برخی از هیئات مربوط به مهاجرین شهر دایکُندی افغانستان در آنها دائر می‌باشد، علاوه بر مراسم مذکور در ‌بخش توصیف علم‌کشی (که معروف و مدنظر این تحقیق نیز می‌باشد)، مراسمی هم به‌عنوان آماده کردن علم دارند و این مراسم را نیز جزئی از علم‌کشی می‌دانند.
    همچنین در برخی مناطق همانند درۀ صوف افغانستان برای انجام علم‌کشی در روز عاشورا، علَم هیئت را برداشته و همراه با جمعیت عزادار به حسینیۀ روستا یا منطقۀ مجاور رفته و همراه با آنان مشغول عزاداری می‌شوند و در پایان هم همگی مهمان سفرۀ حضرتش می‌شوند.
    در سؤالاتی که از یکی از مبلغان قدیمی اهل افغانستان داشتم، اشاره‌ای به قدیمی بودن این مراسم در بین مهاجرین کرد و نشانۀ بارز آن را هیئت حسینی مرکزی مهاجرین دانست. این گفت‌وگو بنده را بر آن داشت تا به حاج کاظم خیاط (مسئول امور مالی هیئت حسینی مرکزی مهاجرین استان قم) مراجعه کنم. لازم به ذکر است که هیئت مذکور یکی از هیئات باسابقه و پرجمعیت در قم است که از سال 1359 در مسجد حضرت زهرا در منطقۀ شاه ابراهیمِ قم تأسیس و شروع به فعالیت نموده است، و به گفتۀ این مسئول هیئت، هیئت حسینی قدیمی‌ترین هیئت مرکزی مهاجرین می‌باشد.
    منظور از هیئت مرکزی مهاجرین هویت فراقومیتی این هیئت بوده، به‌گونه‌ای‌که بسیاری از مهاجرین، از تمام قم در این مجلس و مجالس مرکزی مشابه نیز شرکت می‌کنند. یکی از برنامه‌های اصلی این هیئت از همان سال‌های اولیه مراسم علم‌کشی بوده که به صورت پرشور و مستمر برگزار می‌شده است و جوانان و عزاداران از همان سال‌ها به این مراسم ارادت خاصی داشتند.
    5ـ1. بنیاد ارزشی و اعتقادی علم‌کشی
    با توجه به نکات مذکور در بررسی تاریخی، جایگاه عَلم و علمدار در بین سپاهیان و جنگاوران و فرهنگ زمان صدر اسلام روشن شد، اما علَم و آیین علَم‌کشی در میان شیعیان از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد و زیربنای ارزشی و اعتقادی آن، حضرت ابالفضل العباس بن علی بن ابیطالب است.
    نام ابالفضل پیام‌آور شهامت، شرافت، دیانت، غیرتمندی، رفعت، بزرگواری، و سیادت حضرت ابالفضل است. حضرت ابالفضل پرچمدار حضرت امام حسین در روز عاشورا بود. پرچمداری در چنین وضعیت نشان از شجاعت، صلابت، غیرت و معرفت پرچمدار است.
    2. تحلیل انسان‌شناختی علم‌کشی
    1ـ2. تحلیل صوری (نمادها و نشانه‌ها)
    الف) عَلَم
    طبق بیان گیرتز، هر کدام از نشانه‌هایی که در این آیین خاص استفاده می‌شود معنایی خاص را در فرهنگ عزاداری مردم افغانستان ایفا می‌کند که این معانی را می‌توان از متن این مناسک بیرون کشید و به تفسیر آن پرداخت. البته برای این کار باید با فرهنگ شیعیان افغانستان و هم و با فرهنگ شیعه آشنایی نسبی پیدا کرد. اکنون با پرداختن به متن این آیین نمادین، به تحلیل صوری نمادهای آن می‌پردازیم.
    در این مراسم یک عَلَم نمادین که به‌عنوان یادبودی از عَلم حضرت عباس است، تهیه می‌شود. البته این علم با علم مرسوم در ایران فرق دارد. این علم از یک چوب تقریباً صد و هشتاد سانتی‌متری ساخته می‌شود که گاهاً به فراخور بزرگی و جمعیت هیئت ممکن است بلندتر هم باشد. مثلاً در هیئت مرکزی مهاجرین در شهر ری که در مسجدی داخل خیابان حرم برگزار می‌شد از علَمی بلند‌تر استفاده می‌شود.
    ب) پارچۀ سبز
    روی چوب علم را با پارچه‌های سبز رنگ می‌پوشانند، به‌طوری‌که پارچه‌ها تقریباً به انتهای چوب و گاهی روی زمین می‌رسد. در این حالت این چوب با چندین پارچۀ سبز رنگ احاطه شده که از حالت برهنگی و چوب خالی بودن، خارج شده است و درواقع دیگر بدنۀ چوب پیدا نخواهد بود. این رنگ سبز پارچه‌های علم نماد رنگ سبزی است که منتسب به اهل‌بیت عصمت و طهارت می‌باشد، کما اینکه از قدیم‌الایام خاندان پیامبر را با رنگ سبزی که اشاره به سادات بودن آنهاست، نشان می‌دادند. این رنگ سبز وقتی سر تا پای علم را می‌پوشاند، اُبهت و حالت روحانی خاصی به آن می‌بخشد، البته برداشت این حالت روحانی و اُبهت ممکن است به خاطر پیش‌زمینه‌های مذهبی ما شیعیان باشد و شاید مردم سایر فِرَق این حس را نداشته باشند. این پارچه‌ها را از بالای علم با نخ یا طناب ظریفی بر روی علم می‌بندند تا بر روی آن ثابت بمانند و سایر پارچه‌ها را بر روی آن گِره می‌زنند.
    ج) دست نمادین روی عَلَم
    بر روی این پارچه‌ها و قسمت بالای چوب که اکنون با پارچه‌ها مستور شده، یک دست نمادین فلزیِ زرد رنگ و گاهی سفید رنگ چسبانده می‌شود. معمولاً درون این دست‌های نمادین که شامل قسمت مچ دست تا نوک انگشتان است، نام سقا یا ابالفضل العباس و یا القاب منتسب به حضرتش حک شده است. این دست نمادی از دستان قلم‌شدۀ حضرت ابالفضل العباس می‌باشد. وجود این دست نیز کمی به حالت روحانی و خاص علم می‌افزاید و وقتی در هنگام روضه به میان جمعیت آورده می‌شود، کمتر عزاداری است که بتواند جلوی سیل اشک خود را بگیرد و با دیدن آن، آه از نهان دل نکشد. بیشتر هیئات برای این علم پایه‌ای آهنی تعبیه می‌کنند تا این علم بر روی آن استوار باشد و نیازی نباشد کسی دائماً آن را نگه دارد و تا شب‌های پایانی در میان خیل عزاداران نمایان باشد.
    د) پارچه‌های دخیلِ روی علم
    به منظور اینکه بانوان مجلس نیز از این علم بهره‌ای داشته باشند و بتوانند به این علم تبرک بجویند، بعد از اینکه سینه‌زنی دور علم به پایان رسید و همه روی زمین نشستند تا مراسم سینه‌زنی ادامه یابد، کسی که علم را در دست دارد، آن را به ‌بخش بانوان هدایت می‌کند و به‌این‌ترتیب علم نمادین حضرت باب الحوائج وارد قسمت زنان می‌شود، اما زنان هیئت نیز استقبال خاصی از این علم دارند. آنها همگی اطراف علم را گرفته و با چشمانی که معمولاً هنوز اشک‌بار است برای مظلومیت آل‌الله گریه و نوحه‌سرایی می‌کنند و با علاقه و اعتقاد خاصی خود را به این علم و پارچه‌های آن متبرک می‌کنند. همچنین بانوان مجلس در این شب پارچه‌هایی را همراه خود آورده و آنها را به علم گره زده و به آن آویزان می‌کنند، اما کارکرد و هدف این پارچه‌ها بر روی علم چه خواهد بود؟
    درواقع برای تحلیل این عمل می‌توان گفت که این علم به قدری برای زنان و مردان عزادار ارزشمند و دارای حرمت می‌باشد که علاوه بر بذل نذورات و قربانی در پای علم و تبرک جستن به آن، عده‌ای که حاجتی دارند و یا خواستار عرض ارادت به ساحت مقدس حضرت ابالفضل العباس هستند پارچه‌های خود را به نشانۀ دخیل به آن می‌بندند و با این کُنش معنادار، حضرتش را برای برآورده شدن حاجاتشان واسطه می‌نمایند.
    بعد از پایان مراسم دهۀ اول محرم، در شب آخر مراسم و بعد از روضه خواندن و سینه‌زنی، بزرگان هیئت جمع شده و پارچه‌هایی که توسط بانوان مجلس بر روی علم بسته شده (غیر از پارچه‌های سبزرنگ خود علم) را باز می‌کنند. با توجه به اینکه این پارچه‌ها چند روزی بر روی علم متبرک بوده‌اند، اکنون بسیار برای عزاداران با ارزش هستند و هر کسی میل دارد تا یکی از این پارچه‌های علم نصیب او شود، اما این پارچه‌ها قسمت چه کسانی خواهد شد؟
    با توجه به اینکه پیش‌تر گفته شد در مجالس محرم اگرچه هیئات ممکن است یک یا دو مداح اصلی داشته باشند، اما به‌غير از آنان، کسانی که توانایی نوحه خواندن را داشته باشند نیز دقایقی به مداحی می‌پردازند. بنابراین این پارچه‌ها به مداحان و کسانی که در طول این شب‌ها نوحه می‌خوانند تعلق خواهد گرفت؛ یعنی اگر کسی فقط یک شب هم نوحه‌سرایی کرده باشد، باز هم یکی از این پارچه‌ها سهم او خواهد بود. همچنین به مقداری از این پارچه‌های متبرک به واعظ جلسه و در برخی هیئات به کسانی که در طول مدت ایام روضه خدمت‌رسانی به عزاداران مشغول بوده‌اند، داده می‌شود.
    بعد از پایان مراسم و باز شدن تمامی پارچه‌هایی که بانوان مجلس به آن بسته‌اند و تقسیم آنها بین اعضای هیئت، به‌نحوی که گفته شد، این علم دوباره به حالت اول خود (پوشیده‌شده با پارچه‌های سبز) درمی‌آید و به محل نگه‌داری وسائل هیئت تا سال بعد انتقال پیدا می‌کند.
    2ـ2. تحلیل محتوایی (نمادهای دیداری گفتاری و فرهنگی)
    الف) قربانی و نذورات
    بعد از اینکه این علم توسط بزرگان هیئت تهیه شد یا در صورت تهیه شدن در سال‌های گذشته، آماده و غبارروبی و تنظیف شد، برای شب هفتم محرم به مجلس عزا آورده می‌شود و در اتاقی غیر از محل برگزاری مراسم یا پشت پرده یا محلی که جدای از مجلس، ولی نزدیک به آن باشد، قرار می‌گیرد. افراد هیئت اعتقاد خاصی به این علم دارند و با حالتی خاص به آن تبرک جسته و پارچه‌های آویخته‌شده به علم را به منظور تبرک، به سر و صورت خود می‌مالند. با توجه به اینکه حضرت عباس به باب الحوائج معروف است، عده‌ای از عزاداران که برای شب علم‌کشی نذر کرده‌اند و یا برخی که به رسم هر ساله در این شب و برای علم حضرتش قربانی در نظر گرفته‌اند، جلوی علم گوسفند قربانی می‌کنند. گاهی در هیئات مرکزی و یا هیئات بزرگ‌تر در پای علم چندین قربانی ذبح می‌شود و صاحبان نذر از این طریق ارادتشان را به روضه و علم و حضرت باب‌الحوائج اعلام می‌دارند. عده‌ای هم مبالغ نذری خود را (هرچند کم باشد یا زیاد) به پارچه‌های علم سنجاق می‌کنند. در برخی از هیئات هم وجوه نقدی را که صاحبان نذر برای علَم در نظر گرفته‌اند را در صندوقچه‌ای که برای نذورات در نظر گرفته‌شده جمع می‌کنند.
    ب) نوحه‌سرایی و سینه‌زنی
    در این شب مراسم عزاداری همانند شب‌های گذشته با سخنرانی آغاز می‌شود و واعظ در پایان صحبت‌هایش به مصائب حضرت باب‌الحوائج پرداخته و شروع به روضه‌خوانی می‌کند. در این شب، مجلس عزا برخلاف شب‌های قبل بعد از روضه به پایان نمی‌رسد؛ یعنی روضه‌خوان مصائب حضرت اباالفضل را برای مستمعان ذکر می‌کند و مجلس را سراسر اشک و اندوه و ناله‌های عزاداران برای حضرتش می‌نماید. وقتی که ذکر روضۀ ایشان به اوج خود رسید و صدای گریۀ عزاداران فضا را روحانی کرد، جمعی علم به دست وارد مجلس می‌شوند و همگی با هم بیتی معروف در رسای حضرت باب الحوائج را تکرار می‌کنند:
    این علم از کیست که بی‌صاحب است
    این علم از ماه بنی هاشم است
    این لحظات دارای روحانیت عجیبی است و عزاداران که غرق در اشک و ناله برای قمر بنی‌هاشم هستند، با دیدن این علم نمادین، گویی داغشان تازه‌تر می‌شود و صحنه‌ای از حادثۀ عاشورا در پیش چشمانشان تداعی می‌شود و عده‌ای با تمام وجود از این علم تبرک جسته و اشک‌های چشمانشان را به این علم آغشته می‌کنند. با ورود این جمعیت علم به دست، سخنران، روضۀ خود را قطع می‌کند و ادارۀ مجلس را به آنها می‌سپارد، اما این علم با چه کیفیتی وارد مجلس می‌شود؟ شخصی علم را به دست دارد و آن را به آرامی و طمأنینه به طرف وسط مجلس حرکت می‌دهد. در هیئات کوچک‌تر این فرد می‌تواند یکی از خردسالان و یا فرد بزرگ‌تری باشد، در هیئات بزرگ و پرجمعیت یکی از بزرگ‌تر‌ها علم را حمل می‌کند، چندین نفر وی را احاطه می‌کنند تا وقتی مردم و عزاداران با حال اندوهناک برای تبرک جستن به علم پیش می‌آیند، مشکلی برای علمدار پیش نیامده و بین جمعیت آسیبی نبیند. ازاين‌رو در این هیئات پرجمعیت، میانداران و قدیمی‌ترها سعی می‌کنند عزاداران را آرام کرده و آنها را در حلقات سینه‌زنیِ تشکیل‌شده در اطراف علم جای داده و یا در صف‌های سینه‌زنی بنشانند تا مجلس از حالت عادی خارج نشود.
    بعد از اینکه روضه‌خوان مجلس را تحویل عزاداران و سینه‌زنان داد، مداح اصلی هیئت که معمولاً بزرگ‌تر و باسابقه‌تر از سایر مداحان و قدیمی‌تر از سایران است، ادارۀ مجلس را به دست می‌گیرد و همان بیتی که سینه‌زنان زمزمه می‌کنند را با صدای بلند‌تر و هماهنگ با آنها تکرار می‌کند. همچنین همراه با علم، تنی چند از عزاداران که آنها نیز معمولاً از بزرگ‌ترها و قدیمی‌های هیئت هستند هم وارد مجلس شده و با سبک خاص و البته هماهنگ با بیتی که همه زمزمه می‌کنند در اطراف علم سینه‌ می‌زنند. این عده علم را با همین منوال و با احترام خاصی تا وسط مجلس مشایعت می‌کنند. در این میان تمام جمعیت عزادار که معمولاً هنوز در حال اشک ریختن هستند، با دیدن علم و شنیدن ابیات مذکور که برای همۀ آنها نشان از آغاز این مراسم نمادین دارد، روی پا ایستاده و همراه با سایران شروع به سینه زدن می‌کنند. افراد مُسن و سالمند هم در گوشه و کنار مجلس همانند سایران ایستاده و پابه‌پای سایران اقامۀ عزا کرده، به آرامی سینه می‌زنند. همین‌طور که علم را به وسط مجلس و جلوی منبر و یا جایگاه خاص خودش حمل می‌کنند، جوانان و سینه‌زنان خود را از جای جای مراسم به اطراف آن می‌رسانده و حلقاتی را در اطراف آن تشکیل می‌دهند و با زمزمه کردن بیت مذکور، مجلس را گرم و پرشور می‌کنند.
    وقتی علم در وسط مجلس و در جای مناسب استقرار یافت و عزاداران و سینه‌زنان به‌خوبی در اطراف علم قرار گرفتند و حلقات سینه‌زنی با نظم خاص خود تشکیلی شد، مداح مجلس شروع به خواندن نوحه‌ در رسای علمدار کربلا کرده و معمولاً از اشعار معروفی که در این شب خاص بین هیئات مهاجرین مرسوم است استفاده می‌شود:
    این علم از کیست که بی‌صاحب است

    این علم از ماه بنی‌هاشم است

    این علم از کیست که غرق خون است

    این علم از کیست که واژگون است

    این علم از کیست که بی‌صاحب است

    این علم از ماه بنی‌هاشم است

    حضرت عباس علمدار کو

    ماه بنی‌هاشم و سردار کو

    آن تـن بی‌دست سپهدار کو

    این علم از کیست که بی‌صاحب است

    این علم از ماه بني‌هاشم است

    این من و این نعش علمدار من

    غرقه بخون گشته سپهدار من

    تنگ شده اندر این جهان کار من

    این علم از کیست که بی‌صاحب است

    این علم از ماه بنی‌هاشم است

    از چه خمیده قد سالار من

    از چه جان داده علمدار من

    یک تن دیگر نمانده یار من؟

    این علم از کیست که بی‌صاحب است

    این علم از ماه بنی‌هاشم است

    بمیرم از بهر علمدار تو

    آن مه تابان و فداکار تو

    آن سپهسالار و علمدار تو؟

    این علم از کیست که بی‌صاحب است

    این علم از ماه بنی‌هاشم است

    حضرت عباس دلاور چه شد

    قاسم تو با علی اکبر چه شد

    عون و تو و جعفر و اصغر چه شد؟!

    عزاداران، مخصوصاً جوانان هیئت که هنوز به منظور عرض ارادت به ساحت باب الحوائج روی پا ایستاده‌اند، با سینه‌ای آکنده از غم و با سبک خاص افغانستانی شروع به سینه زدن می‌کنند. در هیئاتی که جمعیت بیشتری دارند چندین حلقه از جوانان و افراد سینه‌زن در اطراف علم تشکیل می‌شود و در هیئات کوچک‌تر یک، دو یا سه حلقه از عزاداران اطراف علم را می‌گیرند. جوانان و سینه‌زنان هیئت، با این کنش نمادین به اهل‌بیت و مخصوصاً سیدالشهداء ابراز ارادت نموده و اعلام می‌دارند که اگرچه سقای لشگر حضرت اباعبدالله از پا افتاد و با فرق خونین به شهادت رسید، اما جوانان شیعه هیچ‌گاه نمی‌گذارند علم و نشان حضرت ابا عبدالله روی زمین بماند و تا آخرین نفس پای این علم و این مکتب خواهند ایستاد.
    در این لحظات واقعاً حالت روحانی خاصی در مجلس حاکم و است و علم عزای سیدالشهدا در وسط مجلس خودنمایی عجیبی کرده و نگاه‌ها را به خود جذب می‌کند و بی‌اختیار اشک‌ها را روان می‌کند، به‌خصوص اینکه هنوز دقایقی از ذکر روضۀ باب‌الحوائج نگذشته و اکنون نیز مداح در حال خواندن نوحۀ جانسوز علمدار کربلا می‌باشد. در این لحظات دست‌های سینه‌زنان در سراسر مجلس و مخصوصاً در اطراف علم، با نظم خاصی بالا و پایین می‌رود و علامتِ دستِ قلم‌شدۀ نمادینِ قمر بنی‌هاشم که در بالای علم نصب شده، در میان دستان ارادتمندان به حضرتش دیدنی می‌شود. گویی تمامی عزاداران آمادۀ فدا کردن دست خود برای باب‌الحوائج بوده و از طرفی انگار این دستِ نمادین به تمامی سینه‌زنان عنایتی خاص داشته و به آنان نظر دارد. برخی از هیئات برای بهتر برگزار شدن مراسم در این شب خاص، از مداحان باسابقه‌تر سایر هیئت‌های مهاجرین دعوت می‌کنند و این مداح مدعوّ نوحۀ ابتدای مراسم علم‌کشی را خوانده و به گرمای مجلس می‌افزایند.
    نکته‌ای که باید به آن توجه داشت اینکه در هیئت‌های مهاجرین اگرچه یک یا دو نوحه‌خوان باسابقه‌تر و اصلی وجود دارد، ولی هر شب تعداد زیادی از نوحه‌خوانان دیگر هم به نوحه‌خوانی می‌پردازند تا هم همگی سهمی در این اقامۀ عزا داشته باشند و هم آموزش و کسب آمادگی برای این نوحه‌خوانان باشد، ازاين‌رو بعد از اینکه نوحۀ مخصوص علم‌کشی به پایان رسید، عده‌ای از سینه‌زنان مجدداً به تبرک جستن به پارچه‌های علم پرداخته و اطراف آن جمع می‌شوند، ولی بزرگ‌ترها و میانداران هیئت به سرعت عزاداران را از اطراف علم جدا ساخته و به مرتب کردن صف‌های سینه‌زنی می‌پردازند تا مراسم از حالت رسمی خود خارج نشده و ادامه پیدا کند. ازاين‌رو بعد از اینکه عزاداران در صف‌های مرتب روی زمین نشستند، افراد دیگری از هیئت که نوحه‌ای را برای این شب آماده کرده‌اند نیز آمادۀ نوحه خواندن می‌شوند و به نوبت نوحه‌های خود را می‌خوانند که معمولاً بین پنج تا ده دقیقه طول می‌کشد. این روند در هیئات مرکزی کمی بیشتر طول می‌کشد؛ زیرا تعداد کسانی که تمایل به نوحه خواندن دارند بسیار زیاد است، ازاين‌رو معمولاً یکی از بزرگ‌ترهای هیئت قبلاً عدۀ معدودی را برای نوحه‌سرایی تعیین می‌کند تا کسانی که آمادگی بیشتری دارند برای این شب آماده شوند و مراسم به طور شکیل‌تری دنبال شود. نوحه‌خوانان پس از استقرار در کنار منبر، یکی پس از دیگری شروع به خواندن نوحه‌هایشان می‌کنند.
    3. پیامدهای فرهنگی
    1ـ3. انسجام و همبستگی
    در مراسم علم‌کشی، اگرچه اصل مراسم همانند شب‌های گذشته انجام می‌شود و در ظاهر تفاوت چندانی با سایر مراسمات محرم نخواهد داشت، اما همۀ مراسم به‌آساني نخواهد بود و هرچه جمعیت هیئت بزرگ‌تر باشد، اجرا و اداره کردن آن می‌تواند سخت‌تر باشد. به همين خاطر اجرای این مراسم همکاری تمامی افراد هیئت از بزرگ و کوچک را می‌طلبد. مثلاً حتماً باید عده‌ای از قبل از مراسم این علم را آماه و تزیین کرده و برای مراسم علم‌کشی مرتب نمایند. فراهم کردن پارچه‌های مناسب و تنظیف و خوشبو کردن و آماده کردن پایۀ علم نیز از این امور می‌باشد. مداحان اصلی و بزرگ‌ترها باید نوحۀ مخصوص پای علم را آماده کنند. وقتی در شب قبل از علم‌کشی مسئولان هیئت اعلام می‌کنند که فردا شب، شب علم‌کشی است، بانوان مجلس پارچه‌های دخیل خود را آماده کرده و با خود به مجلس می‌آورند. کسانی که نذورات و قربانی دارند باید آنها را به پای علم برسانند و در هیئاتی که چندین قربانی در پای علم تهیه می‌شود، باید چندین قصاب آنها را قربانی نمایند. علمدار و نوحه‌خوان مجلس باید علم را در موقع مناسب وارد مجلس کند که هم روضه‌خوان حق روضه را ادا کرده باشد و هم مردم آمادۀ سینه‌زنی شده باشند. علمدار باید با آرامی و هماهنگ با سینه‌زنان خود را به جای مناسب در مجلس برساند. جوانان سینه‌زنی که اطراف علم را گرفته‌اند و در هیئات مرکزی با لباس یا سربند یکرنگ مشخص شده‌اند باید در عین سینه‌زنی در اطراف علم، نظم مجلس را حفظ کرده و علم را به جای مناسب در مجلس مشایعت کنند. بزرگ‌ترهای مجلس باید وقتی علم در مجلس مستقر شد، نظم مجلس را حفظ کرده و به سرعت صفوف سینه‌زنی را مرتب نمایند تا مجلس از حالت عادی خارج نشود. در هیئات کوچک‌تر علم باید در وقت مناسب از میان جمعیت خارج شده و به میان مجلس زنانه انتقال یابد. اجرای مجموع این آیین‌ها و رسومات، باید توسط همگی اعضای هیئت از بزرگ و کوچک صورت گیرد که خودبه‌خود موجب یک انسجام بین تمامی اعضای هیئت می‌گردد. هرچه یک هیئت از اعضای منسجم‌تری برخوردار باشد، برگزاری این مراسم با هماهنگی بیشتر و منظم‌تر برگزار خواهد شد و این انسجام در هیئات مرکزی و بزرگ‌تر خیلی بیشتر به چشم خواهد آمد.
    آنچه امروزه نظر عاشقان اهل‌بیت و عزاداران را به خود جلب می‌کند، پرشورتر شدن و حلاوت این مراسم در سال‌های اخیر است. اگرچه می‌توان در این مورد تحلیل‌های متفاوتی همانند غیرت دینی جوانان و ارادت ایشان به ساحت اباعبدالله ارائه داد، اما مهم‌ترین تحلیلی که بنده به‌عنوان یک مشاهده‌گر در سال‌های مختلف به آن رسیدم، پیدایش نوعی انسجام و همبستگی در بین جوانان و اقشار مختلفِ عزادارِ مهاجر و همچنین الگوگیری از بزرگ‌ترهای مجالس، برای یادگیری و اجرای سُنَن اصیل افغانستانی بر پایۀ حب الحسین در هیئات محرم می‌باشد؛ چراکه بسیاری از این جوانان متولد ایران بوده و آداب و سنت‌های مناطق پدری خود را از نزدیک ندیده‌اند، ازاين‌رو وجود این مجالس باعث می‌شود جوانان با این موارد آشنایی بیشتر و بهتری پیدا کرده و آنها را بیاموزند. درواقع مشاهدۀ این مناسک عواطف مذهبی مشترک تمامی عزاداران از پیر و جوان را برمی‌انگیزد، و باعث می‌شود که تمامی آنها در زیر علَم حضرتش جمع شوند و به حفظ و برگزاری آداب، مناسک دینی و ارزشی و فرهنگی خود پایبندتر گردند. همچنین این آیین جوانان مهاجر را ترغیب می‌کند تا برای رسوماتی که پدران و گذشتگان آنها انجام می‌دادند اهمیت بیشتری قائل شده و مانند آنها به بزرگداشت این مناسک بپردازند. پس این مراسم، هم احساس دینی و مذهبی مشترکی را بین جوانان و عزاداران ایجاد می‌کند که با برگزاری عزای اباعبدالله به آن می‌پردازند و هم آنها را با شکل خاص و متحدی به برپایی این آیین سوق می‌دهد. ازاين‌رو چنین مناسکی نقش بسیار مهمی در برطرف کردن بحران هویت و ناکارآمدی دین در انسجام بین نسل‌ها خواهد داشت، یعنی به وضوح می‌توان دید که این قبیل از مناسک برای افراد درونی شده و آنان انگیزۀ بیشتری برای اجرای سُنَن قدیمی خود در هیئات، با همان کیفیت و حلاوت پیدا می‌کنند. پس شرکت در این نواع مراسمات و اجرای هرچه بهتر آنها، برای جوانان و نسل جدید اهمیت خاصی پیدا کرده است، به‌طوری‌که اینجانب در حضور چندین ساله‌ای که در متن هیئات داشته‌ام، احساس می‌کنم که امروزه جوانان برای برگزاری آدابی چون علم‌کشی و گهواره‌کشی (مراسمی که در شب عزای حضرت علی اصغر برگزار می‌شود)، علاقۀ بیشتری نسبت به بزرگسالان و سالمندان هیئات دارند و به نظر می‌رسد این نشانۀ همان درونی شدن این قبیل آداب می‌باشد که همبستگی بین نسل‌های مختلف مهاجرین عزادار را در پی دارد.
    2ـ3. تحکیم روابط بین دو منطقه
    در ابتدای این تحقیق بیان شد که هیئات مهاجرین بر اساس قرابت خویشاوندی و بر اساس مناطق داخلی افغانستان تشکیل می‌شود، ازاين‌رو غالباً اعضای هیئات با یکدیگر فامیل، آشنا و دارای قرابت دور و نزدیک می‌باشند، برخلاف هیئات مرکزی مهاجرین. با توجه به اینکه در مناطق داخلی افغانستان بنا بر رسم هر ساله، برخی هیئات در این شب به‌عنوان مهمان به هیئات مجاور حضور یافته و همراه آنها به عزاداری می‌پرداختند، گاهی این آئین در بین مهاجرین هم اتفاق می‌افتد و برخی از هیئات این مراسم را با یکدیگر برگزار می‌کنند تا بتوانند آن را هرچه پرشورتر کنند. این حضور و اقامۀ عزا در کنار یکدیگر باعث تحکیم روابط بین هیئات و مهاجرین مناطق مختلف شده و باعث جریان روابط حسنه در میان آنها می‌گردد.
    3ـ3. کاستن شکاف بین نسلی
    یکی از آسیب‌هایی که امروزه می‌توان در جوامع امروزی مخصوصاً جامعۀ مهاجر اشاره داشت، ایجاد شکاف بین نسلی، یعنی بین افراد مسن‌تر و جوان‌ترهای جامعه است که گاه و بیگاه خود را به صورت‌های مختلف نشان می‌دهد. بسیاری از جامعه‌شناسان و روان‌شناسان در تلاش‌اند تا این شکاف و فاصلۀ ایجادشده در میان نسل دیروز و امروز را بکاهند و این معضل را قبل از اینکه تبدیل به مسئله شود برطرف کنند. یکی از پیامدهایی که در مراسم علم‌کشی و این‌گونه مراسمات به وضوح دیده می‌شود، شرکت و همکاری نسل‌های مختلف می‌باشد. مثلاً نوحه‌سرایی مداحان جوان در کنار پیرغلامان و صاحبانِ سبک و همچنین سینه زدنِ جوانان و نوجوانان عزادار در کنار بزرگان و ریش‌سفیدان حسینی، خود موجب برقراری یک پیوند و رابطۀ عمیق عاطفی می‌گردد. ازاين‌رو ترویج و پرداختن به چنین مناسکی خودبه‌خود شکاف بین نسل‌های مختلف را می‌کاهد و پیوند میان آنها را هرچه بیشتر خواهد نمود.
    نتیجه‌گیری
    بررسی انسان‌شناسانۀ پدیدۀ علم‌کشی، سبب حصول نتایجی است که به اهم آنها اشاره می‌شود:
    1. علم‌کشی یکی از آیین‌های سنتی عزاداری افغانستان است که در اکثر قریب به اتفاق مناطق شیعه‌نشین افغانستان برگزار می‌شود.
    2. طبق بررسی‌های انحام‌شده، این آیین در برخی شهرها مانند بامیان و برخی مناطق، حداقل 50 سال قدمت دارد.
    3. این آیین در برخی ولایات و ‌بخش‌ها با کمی اختلاف و یا مقداری اضافات انجام می‌شود، ولی اصل این مراسم در حسینیه‌ها و تکایا پابرجا می‌باشد.
    4. این آیین در بین مهاجرین نیز حفظ شده و در بین هیئات مرکزی از چندین سال قبل اجرا می‌شده است.
    5. امروزه این مراسم با قوت و شورحال بیشتری در اکثر هیئات دنبال می‌شود و به همین سبب، شب هشتم محرم از هفتم محرم، از اهمیت خاصی برخوردار شده است.
    6. این آیین کارکردهایی ازجمله انسجام، همبستگی، تحکیم روابط بین دو منطقه و کاستن شکاف بین نسلی خواهد داشت، و لذا میان مهاجرین، مخصوصاً نسل جوان، و رسوم و آداب مذهبی و محلیِ آنها پیوندی دوباره برقرار خواهد ساخت.

    References: 
    • نهج‌ البلاغه (1387). ترجمۀ محمد دشتی. قم: هادی.
    • تقی‌زاده داوری، محمود و خانمحمدی، کریم (1385). تحلیل مردم‌شناختی مناسک مذهبی در فرایند جهانی‌شدن؛ مطالعه موردی مناسک قالیشویان مشهد اردهال. شیعه‌شناسی، 26، 71-90.
    • حسینی، داود (1384). برگزاری ماه مراسم ماه محرم در کویت. چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، 21، 77.
    • حمیدی، سمیه (1395). نخل‌گردانی محرم در درخش: نگاهی انسان‌شناختی. مطالعات فرهنگی اجتماعی، 41، 85ـ104.
    • خانحمدی، کریم (1385). چنار خونبار (بررسی پدیدارشناختی پدیده چنار خونبار الَموت قزوین). شیعه‌شناسی، 13، 55-92.
    • دشتکی، گیتی (1394). بررسی مردم‌شناسانۀ نخل‌گردانی در بزرگداشت امام حسین(ع) شهرستان مهریز استان یزد. هفت آسمان، 65، 53-76.
    • ربانی خلخالی، علی (1386). چهره درخشان قمر بنی‌هاشم. چ هفتم. تهران: مکتب الحسین(ع).
    • سپهر، محمدهمایون و عسگری، مهدی (1392). «آیین نخل‌آرایی و نخل‌گردانی روز عاشورا در ششتمد (سبزوار). مطالعات فرهنگی اجتماعی، ش 29، 161ـ180.
    • ظفراقبال محمد (1384). محرم در اندونزی. چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، 21، 50-52.
    • عرب‌احمدی امیربهرام (1384). مراسم سوگواری دهۀ محرم در دارالسلام. چشم‌انداز ارتباطات فرهنگی، 21، 84ـ85.
    • قلی‌رکنی، مهدی (1384). گزارشی از ماه محرم در فیلیپین. چشم‌انداز ارتباط فرهنگی، 21، 80.
    • بندرریگی، محمد (1380). ترجمۀ المنجد. چ ششم. تهران: ایران.
    • مرادی بزرگی، عقیل و عسلی، فاطمه (1387). عزاداری ماه محرم در برزُک (کاشان). فرهنگ مردم ایران، 14، 119ـ128.
    • مرتضوی، سیدضیاء (1386). سوگواری محرم در لس‌آنجلس. نامه جامعه، 41، 50ـ51.
    • موسوی مقرم، سیدعبدالرزاق (1389). مقتل مقرّم. ترجمۀ پرویز لولاور. چ دوم. تهران: آرام دل.
    • وثوقی، متین (1364). مراسم محرم در آناتولی ترکیه. کیهان فرهنگی، 19، 28ـ31.
    • وحیدی، طاهر (1394). نگاهی به مراسم عزاداری دهه محرم در لاهیجان. شیعه‌شناسی، 49، 83ـ108.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محقق ورسی، مرتضی. (1405) بررسی انسان‌شناختی پدیدة عَلَم‌کشی در هیئات مهاجرین افغانستانی. فصلنامه معرفت، 35(2)، 67-78 https://doi.org/10.22034/marifat.2025.5001165.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مرتضی محقق ورسی."بررسی انسان‌شناختی پدیدة عَلَم‌کشی در هیئات مهاجرین افغانستانی". فصلنامه معرفت، 35، 2، 1405، 67-78

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محقق ورسی، مرتضی.(1405) 'بررسی انسان‌شناختی پدیدة عَلَم‌کشی در هیئات مهاجرین افغانستانی'، فصلنامه معرفت، 35(2), pp. 67-78

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محقق ورسی، مرتضی. بررسی انسان‌شناختی پدیدة عَلَم‌کشی در هیئات مهاجرین افغانستانی. معرفت، 35, 1405؛ 35(2): 67-78