نقش دینداری در خردمندی از منظر علامه طباطبائی با تأکید بر تفسیر المیزان
/ دانشجوی دکتری فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه شهید باهنر کرمان / mehdirosta@ens.uk.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- Asadi, S., Khorshidi, R., & Glück, J. (2019). Iranian children’s knowledge about wisdom. Cognitive Development, 52, 100814.
- Assmann, A. (2019). Wholesome knowledge: Concepts of wisdom in a historical and cross-cultural perspective. in Life-span development and behavior (p. 187-224). Routledge.
- Baltes, P. B., & Staudinger, U. M. (2000). Wisdom: A metaheuristic (pragmatic) to orchestrate mind and virtue toward excellence. American psychologist, 55(1), 122-136.
- Dong, M., Weststrate, N. M., & Fournier, M. A. (2023). Thirty years of psychological wisdom research: What we know about the correlates of an ancient concept. Perspectives on Psychological Science, 18(4), 778-811.
- Dortaj, F., & Daneshpayeh, M. (2022). Iranian-Islamic Wisdom Scale (IIWS): Conceptualization, Development and Validation in Iranian Culture. Iranian Evolutionary Educational Psychology Journal, 4(4), 95-112.
- Grossmann I., Na J., Varnum M. E. W., Park D. C., Kitayama S., Nisbett R. E. (2010). Reasoning about social conflicts improves into old age. Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America, 107, 7246–7250.
- Grossmann, I., & Kung, F. Y. H. (2019). Wisdom and culture. in D. Cohen & S. Kitayama (Eds.). Handbook of cultural psychology (2nd ed., p. 343–364). The Guilford Press.
- Jeste, D. V., & Lee, E. E. (2019). The emerging empirical science of wisdom: definition, measurement, neurobiology, longevity, and interventions. Harvard review of psychiatry, 27(3), 127-140.
- Krause, N., & Hayward, R. D. (2014). Religious involvement, practical wisdom, and self-rated health. Journal of Aging and Health, 26(4), 540-558.
- Sternberg, R. J. (1998). A balance theory of wisdom. Review of General Psychology, 2(4), 347–365.
- Sternberg, R. J. (2019). Race to Samarra: The critical importance of wisdom in the world today. in R. J. Sternberg & J. Glück (Eds.). The Cambridge handbook of wisdom (p. 3–9). Cambridge University Press.
- Wink, P., & Dillon, M. (2013). Religion, spirituality, and personal wisdom: A tale of two types. in The scientific study of personal wisdom: From contemplative traditions to neuroscience (p. 165-189). Dordrecht: Springer Netherlands.
- Yang S.-Y. (2008). A process view of wisdom. Journal of Adult Development, 15, 62–75.
نقش دینداری در خردمندی از منظر علامه طباطبائی
با تأکید بر تفسیر المیزان
سیدمهدی روستا / دانشجوی دکتری فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه شهید باهنر کرمان mehdirosta@ens.uk.ac.ir
سیدحمیدرضا علوی/ استاد بخش علوم تربیتی دانشگاه شهید باهنر کرمان hralavi@uk.ac.ir
مراد یاری دهنوی/ دانشیار بخش علوم تربیتی دانشگاه شهید باهنر کرمان myaridehnavi@uk.ac.ir
دريافت: 13/10/1403 پذيرش: 25/06/1405
چکیده
در چند دهه اخیر دانشمندان تلاش زیادی انجام دادهاند که مؤلفههای خردمندی را مشخص نمایند. دینداری بهعنوان یکی از مؤلفههای خردمندی مورد توجه بوده است، ازآنجاکه سایر پژوهشها به طور عمیق و جامع به تبیین نقش دینداری در خردمندی نپرداختهاند، ازاينرو هدف این پژوهش تبیین نقش دینداری در خردمندی است. جامعۀ آماری این پژوهش شامل همۀ آثار علامه طباطبائي است و نمونۀ آن، با تأکید بر تفسیر المیزان میباشد. به منظور تبیین مؤلفههای دینداری مؤثر در خردمندی از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده شد. ابتدا با کمک نرمافزار جامع التفاسیر نور3، واژه خرد و واژگانی که ارتباط معنایی قوی با خرد دارند در تفسیر المیزان مورد جستوجو قرار گرفتند. سپس به مطالعۀ عمیق پاراگرافهای جستوجوشده پرداخته شد و عبارات مرتبط فیشبرداری شدند. بعد از گردآوری اطلاعات، مجدداً عبارات مرتبط عمیقاً مورد مطالعه قرار گرفتند و به توصیف و تحلیل نقش دینداری در خردمندی از منظر علامه طباطبائي پرداخته شد. یافتهها نشان میدهد که مؤلفههای دینداری مؤثر در خردمندی شامل «دینداری عالمانه»، «دینداری عملگرایانه»، «کسب فضائل و اخلاقیات الهی و انسانی»، «حکمت الهی»، «عبودیت و بندگی خداوند»، «رابطۀ عارفانه با خداوند»، «اعتقاد به نبوت انبیاء الهی و پیروی از آنان» و «ساختن زندگی دنیوی و اخروی» میباشد. نتایج نشان میدهد که دینداری از طریق تحول در شناخت، عاطفه و معنویت فرد به تحول در بعد عقلانی اوکمک میکند و تحول در بعد عقلانی بهمعنای رشد خردمندی است. از جهتی هر نوع دینداری با خردمندی مرتبط نیست، بلکه دینداری که بهدرستی شکل گرفته باشد میتواند به رشد خردمندی کمک نماید.
کليدواژهها: دینداری، خرد، خردمندی، عقل، شناخت، علامه طباطبائي، تفسیر المیزان.
مقدمه
خرد در زمره مفاهیم ارزشمند و والای بشر است که میتوان در زندگی سعادتمندانه فردی و اجتماعی او نقشی اساسی ایفا نماید. هنرمند و همکاران (1403) بیان میدارند که نوشتههای اولیه علم روانشناسی در مورد خرد، این مفهوم را بهعنوان نقطۀ پایانی ایدئال تحول هویت در انسان میدانند. در مورد نقش محوری خرد در حل معضلات پیچیده بشر در قرن حاضر استرنبرگ (2019) بیان میدارد که جهان با مشکلات بزرگ، مبرم و ترسناکی، اعم از تغییرات آب و هوایی، تروریسم، افزایش نابرابری درآمد، سوء مصرف مواد مخدر، و احساس ناامیدی در میان بسیاری از افراد روبهرو هست. خرد ظرفيت ایجاد راهحلهای این مشکلات فراهم میکند که از هیچ طریق دیگری قابل حل نیستند. به دلیل اهمیت بهسزای مفهوم خرد در زندگی انسان، در چند دهۀ اخیر، بررسی علمی این مفهوم برای شناخت مؤلفههای آن آغاز شده است. نتایج این پژوهشها منجر به شکلگیری نظریات و ابعاد و مؤلفههای متعددی برای آن شده است. خرد با فرهنگ رابطهای مستقیم دارد؛ چراکه فرهنگ در شکلدهی به شناختها، انگیزشها و رفتارهای خردمندانه انسان نقش بسزایی دارد و از جهتی مؤلفههای خردمندی تا حدودی در هر فرهنگی منحصربهفرد است. گروسمن و کانگ (2019) معتقد هستند خرد یک سازه انعطافپذیر فردی و فرهنگی است که با یک گزارش ساختگرای نوظهور از خرد و توسعه آن سازگار میباشد. همچنین آسمان (2019) بیان میدارد که ازآنجاکه خرد یک اصطلاح ارزشی میباشد که در بافت فرهنگی گنجانده شده است، ازاينرو محتوای آن بسیار متغیر است. کردنوقابی و همکاران (1394) معتقدند که دینداری باید یکی از مؤلفههای خرد باشد؛ چراکه با بررسی تاریخ زندگی میتوان مشاهده کرد گرایشهای دینی و آیین دینی در هر فرهنگ و جامعهای بین افراد آن جامعه وجود دارد و این امر گرایش فطری انسانها به دین را نشان میدهد که بر این مبنا میتوان گفت که یکی از ابعاد مهم خرد و خردمند شدن، دینداری میباشد. انسان ایرانی و دین بسیار درهمتنیدهاند؛ بهطوریکه دین منشأ بسیاری از شناختها، گرایشات و رفتارهای او میباشد. درنتیجه شناخت مؤلفههای دینداری که میتواند بر خردمندی او مؤثر واقع شود، بسیار حائز اهمیت است. برای شناخت این مؤلفهها باید به منبع اصیل دین که قرآن میباشد، رجوع نمود و از آن جهتی که قرآن نیازمند تفسیر است تا جنبههای عمیق آن کاویده شود و از خطا در فهم آن جلوگیری نمود، ازاينرو رجوع به تفسیر المیزان علامه طباطبائي که تفسیری بزرگ در جهان تشیع میباشد و با معاصریت انسان مسلمان ایرانی امروز پیوندی عمیق دارد، امری الزامی است. در اینباره جلیلی سنزیقی (1387) معتقد است که وجه فلسفی علامه طباطبائي و کاربست نظریۀ جدید تفسیریاش منجر به این شد که درس تفسیر و کتاب تفسیر المیزان او فراتر از یک درس یا کتاب صرف باشد و سرانجام به صورتبندی جدیدی از اندیشۀ دینی منجر شد که میتوانست با ویژگیها و نیازهای زمانه ارتباط برقرار کند. درنتیجه این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که مؤلفههای دینداری که مؤثر بر خردمندی میباشند، کداماند؟
پژوهشگر با بررسی پژوهشهای داخل و خارج کشور در پایگاههای داده مختلف دنیا به نزدیکترین پژوهشها، به پژوهش حاضر دست یافت که شامل موارد زیر هستند:
تجملیان و همکاران (1402) در پژوهشی تحت عنوان «ابعاد خردمندی از دیدگاه قرآن کریم و اصول تربیتی منتج از آن»، ابعاد خردمندی در قرآن را شامل «آزاداندیشـی و پرهیز از تقلید»، «غربالگري و پیروي از بهترین»، «تفکر (در آیات تکوینی یا شگفتیهاي آفرینش)»، «ذکـر (هوشـیاري)»، «انسجام وجودي (هماهنگی علم و گفتار با عمل و رفتار)»، «علمگرایی (پشتوانۀ علمی) و دوري از پندارگرایی»، «آیندهنگري و عاقبتاندیشی»، «پندآموزي و عبرتپذیري» و «تقوا (خویشتنداري)» میدانند. موحد و همکاران (1400) در پژوهشی با عنوان «بررسی مقایسهای معیارشناسی خردمندی در روایات اهلبیت با دستاوردهای روانشناختی» ویژگیهای انسان خردمند از دیدگاه روایات معصومان را در پنج بعد 1. ویژگیهای درونفردی؛ 2. ویژگیهای بینفردی؛ 3. در ارتباط با دنیا؛ 4. در ارتباط با آخرت (برای آخرت کار کردن)؛ 5. در ارتباط با معبود (به خدا ایمان داشتن، شناختن خدا، حسن اعتماد به خدا و انجام واجبات و ترک محرمات) مطرح میکنند. کردنوقابی و دلفان بیرانوند (1395) در پژوهشی تحت عنوان «نظریههای ضمنی خِرَد در ایران؛ بررسی پدیدارشناختی»، پنج مؤلفۀ اصلی خرد از دیدگاه مردم عادی درباره خرد را شامل شناخت، دانش / انعطافپذیری، همدلی / حمایت، خودتعیینگری / ابراز وجود و دینمداری (تسلیم بودن در برابر خدا، شکرگذار خدا بودن، به فکر آخرت بودن، ایمان به خدا) میدانند و ویژگیها و دلایل خردمند بودن را به هفت طبقه (ویژگیهای شخصیتی، تفکر، علم، ارتباط، رهبری، دینمداری (عادل و با تقوا بودن، مفسر قرآن، امر به معروف و نهی از منکر، خداترس، شاکر خدا بودن) و خانواده) تقسیم میکنند. اسعدی (1394) در پژوهشی با عنوان «ویژگیهای افراد خردمند بر پایه نظریههای ضمنی: با نگاهی بر تفاوت گروههای سنی و جنسیتی»، ازجمله ویژگیهای افراد خردمند را همهجانبهنگری، باایمان (باایمان، الگوبرداری از قرآن، توکل بر خدا دارد، باتقوا، پاک بودن، انجام امور دینی، امانتدار، از نفس خود پیروی نمیکند)، متفکر و منطقی، صبور و باگذشت، صاحب علم و دانش، مهربان، اهل احترام به خود و دیگران، عاقل، آیندهنگر و باهوش میداند. درتاج و دانشپایه (2022) در پژوهشی تحت عنوان «مقیاس خرد ایرانی ـ اسلامی (IIWS): مفهومسازی، توسعه و اعتباربخشی در فرهنگ ایرانی» با بررسی مفهوم خرد در فرهنگ ایرانی، ازجمله مؤلفههای خرد را تفکر استراتژیک، خودآگاهی، معنویت، سازگاری، رفتارهای جامعهپسند و مشاوره اجتماعی میدانند. اسدی، خورشیدی، و گلوک (2019) در پژوهشی با عنوان «دانش کودکان ایرانی در مورد خرد» با مطالعه درک کودکان ایرانی از خرد، ازجمله مؤلفههايی که برای افراد خردمند دست یافتند میتوان به خوب، با صداقت، باایمان، باهوش، منظم، مهربان، و باسواد اشاره کرد. جسته و لی (2019) در پژوهشی تحت عنوان «علم تجربی در حال ظهور خرد: تعریف، اندازهگیری، زیستشناسی عصبی، طول عمر و مداخلات»، خرد را یک ویژگی پیچیده انسانی میدانند که دارای مؤلفههای تصمیمگیری اجتماعی، رفتارهای جامعهپسند، خوداندیشی، تنظیم احساسات، پذیرش عدم اطمینان، قاطعیت و معنویت است. لونسون و همکاران (2005)، به نقل از دانگ و همکاران (2023) در پژوهشی با عنوان «خودتعالی: مفهومسازی و اندازهگیری» در مدل خودتعالی، کاهش اتکا به عوامل بیرونی برای هویت، افزایش معنویت و افزایش احساس ارتباط با جهان را ازجمله مؤلفههایی میدانند که منجر به رشد خرد میشود.
بررسی پیشینه نشان میدهد که پژوهشهای داخلی به صورت مستقل به بررسی عمیق نقش دینداری در خردمندی نپرداختهاند، بلکه پژوهشها به صورت ضمنی و مختصر به بررسی نقش دینداری در خردمندی اشاره کردهاند و همچنین پژوهشهای خارجی بیشتر به بررسی رابطۀ معنویت و خردمندی پرداختهاند و کمتر به رابطۀ دینداری و خردمندی اشاره داشتهاند که این امر نیز چندان عمیق و جامع نبوده است. ازاينرو پژوهشگر به پژوهشی که بهصورت عمیق به بررسی نقش خردمندی در دینداری پرداخته باشد، دست نیافته است، درنتیجه پژوهش حاضر که در پی تبیین نقش دینداری در خردمندی از منظر علامه طباطبائي با تأکید بر تفسیر المیزان میباشد، جنبۀ نوآورانه دارد.
1. مفهوم خرد
بهمنظور روشن کردن مفهوم خردمندی، ابتدا باید مفهوم خرد تبیین شود. معین (1386) در تبیین معنای لغوی خرد، آن را بهمعنای «عقل»، «ادراک»، «دریافت»، و «فهم» میداند. در قرآن و روایات بهصورت مستقیم از واژه خرد و مشتقات آن استفاده نشده است، ولی نزدیکترین واژه به خرد را میتوان «لب» و «عقل» دانست. مطهری (1389) در باب معنای «لب» بیان میکند که اگر چیزی دارای پوستهای باشد و در داخل آن پوسته ماده قابل استفادهاش قرار بگیرد، به پوستۀ آن «قشر» و به مغز آن «لب» میگویند. نویسنده مذکور همچنین بیان میدارد که قرآن عقل انسان را در بسیاری از آیات بهمعنای لب میداند. در اینباره راغب اصفهانی بیان میکند که لب و عقل دقیقاً هممعنا نیستند، «لُبّ» را عقل و خردی میداند که از هر شائبه و ناخالصی پاک باشد و به نقل از دیگران، بیان کرده است: لب برتر و والاتر از عقل است، و هر لبی، عقل است، ولی هر عقلی لب نیست (راغب اصفهانی، 1374، ج4، ص105). در باب معنای عقل، علامه طباطبائي عقل را بهمعنای ادراک و فهمیدن چیزی میداند، البته ادراک و فهمیدنی که کامل و تمام باشد، و بههمینخاطر نام آن حقیقتی را که در انسان است، و انسان بهوسيلۀ آن میان صلاح و فساد، حق و باطل و راست و دروغ فرق میگذارد، عقل نامیدهاند. این حقیقت عبارت است از: نفس انسان مدرک (طباطبائي، 1400، ج1، ص610 و 611). علامه طباطبائي (1397)، همچنین عقل را جوهری مجرد و مبرا از قوه و استعداد میداند که به نفس برای دریافت صور معقوله فعلیت میدهد. همچنین راغب اصفهانی عقل را بهمعنای بند کردن و باز ایستادن میداند و در تعریف عقل آن را نیرویی میداند که برای پذیرش علم آماده است، همچنین به علم و دانشی که به وسیلۀ آن، نیروی باطنی فرد از آن سود میبرد، «عقل» گفته میشود (راغب اصفهانی، 1374، ج2، ص630). لازم به ذکر است، علیرغم ارتباط معنای قوی واژۀ عقل با خرد، این دو واژه دارای تفاوتهای معنایی میباشند. حنایی کاشانی (1389) معتقد است که هرچند در زبان فارسی دو کلمۀ «عقل» و «خرد» معمولاً به صورت مترادف به کار میروند، اما این دو کلمه از هر حیث مترادف نیستند. از سادهترین دلایل تمایز عقل و خرد این است که عقل دچار لغزش میشود، ولی خرد مبرا از لغزش است. یکی دیگر از دلایل تمایز عقل و خرد این است که عقل یکی از قوای انسان است، ولی خرد امری شناختی و محصول عقلورزی است. بهصورتکلی میتوان رابطۀ عقل و خرد را به این صورت دانست که خرد محصول عقلورزی درست انسان است، ازاينرو در عین ارتباط قوی، خرد از لحاظ معنایی با عقل متفاوت است. در دنیا نیز تعاریف متعددی از خرد مطرح شده است که در اینجا به سه مورد از این تعاریف مهم اشاره میکنیم. بالتز و استاودینگر خرد بهعنوان یک «سیستم دانش تخصصی در شیوهشناسی بنیادین زندگی» تعریف میکنند (Baltes & Staudinger, 200, p.122). به بیانی دیگر، به دلیل تأکید خرد بر تعالی، خرد را میتوان بهعنوان تخصص در ساختن زندگی و معنای آن تعریف کرد. منظور از شیوهشناسی بنیادین زندگی، شناخت و قضاوت در مورد ماهیت شرایط انسان و راهها و ابزارهای طراحی، مدیریت و درک زندگی خوب است. یانگ خرد را به این معنا میداند: «یک نوع خاص از فرایند زندگی واقعی که پس از اینکه شخص بهطور شناختی یک ادغام غیرمعمول انجام میدهد، ایدههای خود را از طریق عمل مجسم میکند و ازاینرو اثرات مثبتی برای هم، برای خود و هم برای دیگران به ارمغان میآورد، حاصل میشود» (Yang, 2008, p.68). گروسمن و همکاران (2010) خرد را شامل استفاده از انواع خاصی از استدلال عملگرایانه میدانند که فرد خردمند برای عبور از چالشهای مهم زندگی اجتماعی آنها را مطرح مینماید. کلمۀ «خرد» اسم است و کلمۀ «خردمند» صفت فاعلی مرکب آن (خرد+مند) میباشد که بهمعنای دارنده خرد است و با اضافه کردن «ی» به کلمۀ «خردمند»، کلمۀ «خردمندی» ساخته میشود، ازاينرو کلمۀ خردمندی، مصدر جعلی بهمعنای «حالت یا کیفیت خردمند بودن» یا «خردمند بودن» میباشد. معین (1382)، خردمندی را بهمعنای «خردمند بودن» و «عاقل بودن» ذکر میکند. همچنین، صدری افشار (1388)، خردمندی را به «وضع یا کیفیت خردمند بودن» و «تعقل» معنا میکند. بهصورت خلاصه میتوان خردمندی را وضعیتی دانست که فرد صاحب نظام شناختی ژرف، جامع و عمیق است؛ بهطوریکه این نظام شناختی به فرد کمک میکند با موقعیتها و مسائل مختلف به شکل درست و مطلوب مواجهه پیدا کند.
2. مفهوم دینداری
برای شناخت مفهوم دینداری، ابتدا ضروری است مفهوم دین تبیین شود. علامه طباطبائي دین را بهمعنای سنتی اجتماعی میداند که انسان در زندگی اجتماعی خود بر طبق آن سیر میکند. سنتهای اجتماعی متعلق به عمل است، که زیربنای آن، اعتقاد به حقیقت هستی عالم و خود انسان، بهعنوان یکی از اجزای عالم، میباشد؛ به همین خاطر است که بهخاطر اختلاف اعتقادات درباره حقیقت هستی، سنتهای اجتماعی نیز مختلف میشود (طباطبائي، 1400، ج15، ص7). آيتالله جوادی آملی (1380)، دین را مجموعهای از عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی میداند که بهمنظور اداره فرد و جامعۀ انسانی و پرورش انسانها به وسیله وحی و عقل در اختیار آنها قرار دارد. آيتالله مصباح یزدی (1391)، دین اسلام را اینگونه تعریف میکند که دین اسلام عبارت است از: مجموعهای از باورهای قلبی، که برآمده از استدلالهای عقلی و نقلی و امور فطری است، و تکالیف دینی که از سوی خداوند بر پیامبر اسلام و بهمنظور تأمین سعادت دنیوی و اخروی بشر نازل شده است. کلمۀ «دیندار«، صفت فاعلی «دین» است و ازآنجاکه کلمۀ «دیندار» صفت مرکب از دین+دار است؛ ازاينرو بهمعنای دارندۀ دین میباشد. با اضافه کردن «ی» به کلمۀ «دیندار»، کلمۀ «دینداری» ساخته میشود که مصدر جعلی میباشد و بهمعنای حالت یا کیفیت داشتن دین یا پایبندی عملی به دین است. از لحاظ لغوی معین (1382)، دینداری را بهمعنای 1. تدین؛ 2. تدین به دین اسلام و 3. تقوا و زهد معنا میکند. همچنین صدری افشار (1388)، دینداری را به «وضع یا کیفیت دیندار بودن» معنا میکند. آيتالله مصباح یزدی در تعریف انسان دیندار بیان میکند: «انسان دیندار كسى است كه در اعتقاد، پذیرفتن ارزشها و در عمل فردى و اجتماعى آنگونه كه مورد قبول و خواست خداوند متعال است، رفتار نماید و در هر كدام از این امور نقص داشته باشد، دینش ناقص خواهد بود» (مصباح یزدی، 1394، ص290). از نظر اميرمؤمنان علي، ایمان کامل که تجلی دینداری حقیقی است، سه نشانه دارد: شناخت با دل، اقرار با زبان و عمل با اعضاء و جوارح (نهجالبلاغه، حکمت 227، ص483). بهصورتکلی میتوان دینداری را وضعیت دیندار بودن افراد دانست؛ بهطوریکه پایبندی فرد نسبت به نظام اعتقادی، عبادی و اخلاقی دین را نشان میدهد.
3. وجود ارتباط میان دینداری و خردمندی
بسیاری از نظریات داخلی و تعدادی از نظریات خارجی به ارتباط دینداری با خردمندی اشاره داشتهاند، بهطوریکه یکی از مؤلفههای اساسی خردمندی را دینداری دانستهاند. هرچند هیچکدام از این نظریات به طور عمیق و جامع به این رابطه نپرداختهاند. در این زمینه علامه طباطبائي معتقد است که انسان با نیروی خرد با کشف قوانین طبیعت و ماورای طبیعت، هر زمان رونق و ارزش تازهای به زندگی مادی و معنوی خویش میدهد (طباطبائی، 1387الف، ص206). ازاينرو از این سخن علامه طباطبائي میتوان برداشت کرد که انسان خردمند با بهکارگیری خرد خود، زندگی معنوی خویش را رونق میدهد. در اینباره خداوند در آیات 8 و 10 سورۀ طلاق در دعوت خردمندان میفرماید: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَديداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُكْراً... أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَديداً فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً» (طباطبائی، 1400، ج19، ص541). علامه ذیل تفسیر آیۀ 8 بیان میدارد که «جملۀ «عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ» اشاره است، به اينكه اهل قريه به خدا كفر ورزيدند و مرتكب شرك شدند، و كفر ديگرى به رسولان خدا ورزيدند، و دعوت آنان را تكذيب كردند، علاوه بر اين، به خدا كفر ورزيدند و شرايع او را ترك كردند، و به رسولان او كفر ورزيدند و ولايت آنان را نپذيرفتند، با اينكه مأمور به ولايت آنان بودند» (طباطبائی، 1400، ج19، ص542 و 543). ازاينرو خداوند در این آیات، خردمندان را به پیروی از شرایعاش دعوت میکند؛ درنتیجه از نشانههای خردمندان را پیروی از شرایعاش میداند. خداوند نیز در آیۀ 130 سورۀ بقره، «وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ» (طباطبائی، 1400، ج1، ص451). رویگردانی از کیش ابراهیم را نشانه حماقت و بیخردی میداند. کردنوقابی و دلفان بیرانوند (1395)، به نقل از: پالهاوس و همکاران (2002)، در پژوهشی از دانشجویان خواستند خردمندترین فردی را که میشناسند، معرفی کنند. آنها در این پژوهش به این نتیجه دست یافتند که دانشجویان بیشتر رهبران مذهبی و افرادی که جهان را بهصورت صلحآمیز و دلسوزانه تغییر میدهند، بهعنوان خردمند معرفی مینمودند. جسته و همکاران (2010) معتقد هستند که سنتهای دینی در مسیحیت، یهودیت، بودیسم و هندوئیسم بر دینداری یا حداقل معنویت بهعنوان ویژگی خردمندان تأکید میکنند. وینگ و دیلون (2013)، بیان میدارند که بین خرد و دینداری و جستوجوی معنوی ارتباط مثبت وجود دارد و دو شکل سنتی اشکال منفرد جستوجوی معنوی و مشارکت کلیسا به ابعاد و مظاهر مختلف خرد دست میزنند. کروس و هیوارد (2014) در پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که افرادی که بیشتر به کلیسا میروند، از اعضای کلیسا حمایت معنوی بیشتری دریافت میکنند، افرادی که در کلیسا حمایت معنوی بیشتری دریافت میکنند، خرد بیشتری خواهند داشت، خرد بیشتر با احساس امید قویتری همراه است و افراد امیدوار از سلامتی بهتری برخوردار میباشند. سیاوشی و فاضلیان (1394)، ازجمله نشانههای عقلگرایی در نهج البلاغه را شامل غایتشناسی، پرسشگری، تجربهاندوزی، تدبیر، پرهیز از بدزبانی و زیادهگویی، حقگرایی و پرهیز از باطل، دوستی با مردم، اعتدالگرایی، کسب عبادت برتر، نگاه درست به دنیا، تشخیص راه رشد و مسیر پیشرفت، توشهبرداری برای قیامت و اجتناب از ارتکاب بدیها میدانند. کردنوقابی و همکاران (1394)، چهار مؤلفۀ اصلی خرد از دیدگاه سالمندان را شامل دینداری (مؤمن بودن، خداپرست، اهل نماز و زکات دادن، امربهمعروف و نهیازمنکر، خداشناس، انجام کارهای مورد پسند خدا، قرآن خواندن، باتقوا بودن، اخلاص داشتن، حمد و ثنای خداوند را بهجا آوردن، مطیع اوامر الهی، شاکر خدا بودن، ترس از آخرت، به خواست خدا تن دادن، خدا را ناظر کارها دانستن، اعتقاد پاک به خدا)، همدلی / حمایت، شناخت / علم، و شخصیت میدانند. قاسمیحامد و معارف (1398)، ازجمله آثار بهکارگیری عقل در نهج البلاغه را در چهار دسته: 1. در ارتباط انسان با خداوند (فهم حقایق، درک دستورات دینی و عمل به آنها، هدایت یافتن، اعتراف به قدرت خداوند و نجات یافتن)؛ 2. در ارتباط انسان با خود؛ 3. در ارتباط انسان با دیگران؛ 4. در ارتباط انسان با طبیعت و جهان (پند گرفتن از مرگ و قیامت و...) میدانند. دستا و همکاران (1399)، ازجمله ابعاد خرد در جامعۀ ایران را فضیلتهای عقلانی، عملکردی، اخلاقی، مدنی و معنوی (تعالی: معنویت و دینداری) میدانند.
4. یافتهها
1ـ4. حکمت الهی
شناخت حکیمانه از اسماء و صفات الهی به فرد کمک میکند بتواند از رهگذر شناخت خداوند، حقیقت عالم، پدیدهها و مسائل را بهدرستی بشناسد، ازاينرو در مواجهه با آنها به شکل صحیح برخورد کند و با آنها همنوا گردد. از این طریق است که خرد و رفتار خردمندانه فرد رشد میکند. خداوند در آیۀ 52 سورۀ ابراهیم: «هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ» (طباطبائی، 1400، ج12، ص117)، اعتقاد به خدای یگانه را از ویژگی خردمندان میداند. همچنین علامه طباطبائي در اینباره بیان میکند که (منطق خرد) انسان را دعوت مینماید كه در درك خود از هستى اين جهان گذران دقيق شود تا روشن شود كه هستى جهان و آنچه در آن است، از پيش خودشان نيست؛ بلكه از يك منبع نامتناهى سرچشمه مىگيرد (طباطبائي، 1378، ص237). ازاينرو خردمندان به پیروی از خرد خود، به وجود این منبع نامتناهی، یعنی خداوند پی میبرند. نسبت خردمندان با خداوند صرفاً به کشف وجود او منحصر نمیشود، بلکه آنها برای شناخت پروردگار خود تلاش و کوشش میکنند و از رهگذر این تلاش و کوشش بهخوبی به شناخت خداوند دست مییابند. در اینباره علامه طباطبائي معتقد است که عقل، مردم را به بذل جهد در تکمیل شناسایی خداوند و آیاتش تحریص و تشویق مینماید (طباطبائي، 1400، ج8، ص191). ازاينرو خردمندان که صاحبان عقل هستند، به بذل جهد در تکمیل خدا و آیاتش میپردازند. علامه طباطبائي ذیل تفسیر آیۀ 7 سورۀ آلعمران: «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ» بیان میکند که خردمندان یا همان راسخان در علم، آنچنان علمی به خداوند و آیاتش دارند که با ذرهای شک و شبهه آمیخته نیست (طباطبائي، 1400، ج3، ص44). ازاينرو خردمندان خداوند را بهخوبی میشناسند؛ چراکه در این علم، شک و شبههای ندارند. آيتالله مکارم شیرازی در ذیل تفسیر این آیه بیان میکند که آیات متشابه، آیاتی هستند که بهخاطر سطح بالای مطلب یا گفتوگو درباره عوالمی که از دسترس انسان خارج است، مانند عالم غیب، جهان رستاخیز و صفات الهی، چنان هستند که معنای نهایی و اسرار و کنه حقیقت آنها نیازمند سرمایۀ خاص علمی میباشد. آيتالله مکارم شيرازي همچنین بیان میکند که راسخان در علم، اسرار آیات متشابه را میدانند و آنها را برای مردم تشریح میکنند، راسخان در علم در پرتوی علم وسیع خود، آیات متشابه را مانند آیات محکم درک میکنند و به همین دلیل در مقابل همۀ آنها تسلیم هستند (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج2، ص442 و 443). ازاينرو خردمندان یا راسخان در علم بهخوبی صفات الهی و... را درک میکنند.
2ـ4. اعتقاد به نبوت انبیاء الهی و پیروی از آنان
مواجهه با انبیای الهی و پیروی از آنها به فرد کمک میکند به معرفتی حقیقی و فطری که به سعادت دنیوی و اخروی او منجر میگردد دست یابد، ازاينرو کسب چنین معرفتی نظری و عملی در مواجهه خردمندانه و درست فرد با مسائل مختلف به او یاری میرساند؛ درنتیجه خرد فرد رشد میکند. خداوند در اینباره در آیات 9 و 10 سورۀ ملک: «قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ في ضَلالٍ كَبيرٍ وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في أَصْحابِ السَّعيرِ» میفرماید: علت حسرت دوزخیان بهخاطر تعقل نکردن است؛ چراکه اگر تعقل میکردند، دعوت پیامبران را تکذیب نمیکردند (طباطبائي، 1400، ج19، ص582 و 583). ازاينرو خردمندان که اهل تعقل هستند، دعوت پیامبران را تکذیب نمیکنند. در ذیل تفسیر این آیه ابوالفتوح رازی در اینباره میفرماید که اهل دوزخ به یکدیگر میگویند که اگر چنانکه ما در دنیا به سمعیات و شرعیات گوش میدادیم، آنچه پیامبران خدا گفتند را شنیده بودیم، در آنچه از معقولات بود با عقل اندیشه میکردیم و در اوامر و نواهی تأمل و تدبر میکردیم، از اهل دوزخ نبودیم (ابوالفتح رازی، 1371، ج19، ص322). اعتقاد خردمندان به نبوت انبیاء الهی صرفاً به پذیرش دعوت آنها محدود نمیشود، بلکه آنها نیز عامل به فرمانهای انبیاء الهی هستند. در اینباره خداوند در آیات 8 و 10 سورۀ طلاق: «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَديداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُكْراً... أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَديداً فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً» (طباطبائي، 1400، ج19، ص541)، خردمندان را به اطاعت از فرمان پیامبران فرا میخواند.
3ـ4. دینداری عالمانه
دینداری عالمانه به فرد کمک میکند از سطحینگری و قشریگری در دین فاصله گیرد و بینش ژرف و عمیقی نسبت به مقولههای دینی دست یابد. این امر هم به فرد کمک میکند که به شکلی خردمندانه با دین مواجهه گردد و هم از این معارف عمیق و ژرف برای شکل دادن به جهانبینی و سبک زندگی خود به شیوهای حقیقی بهره ببرد. ازاينرو دینداری عالمانه به رشد خرد فرد منجر میگردد. علامه طباطبائي درباره تشخیص دین حق میفرماید: هر انسان عاقلی اگر دينى را میپذیرد و تشخيص مىدهد كه دين حق است، با عقل خود تشخيص مىدهد (طباطبائی، 1400، ج3، ص502). ازاينرو خردمندان که صاحبان عقل هستند، با عقل خود میتوانند دین حق را تشخیص دهند. همچنین علامه طباطبائي در تفسیر آیۀ 9 سورۀ زمر: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»، معتقد است، خردمندان که همان عالمان هستند، برای کسب دانش در آیات خداوند تدبر و در دینش تفقه میکنند (طباطبائي، 1400، ج1، ص324). خردمندان بعد از شناخت عالمانۀ دین، آن را میپذیرند و در جرگه مؤمنان به دین الهی قرار میگیرند. خداوند در آیات 18 و 19 سورۀ رعد: «لِلَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنى وَ الَّذينَ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ أُولئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسابِ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»، ازجمله ویژگیهای خردمندان را اجابت دعوت پروردگار میداند (طباطبائي، 1400، ج11، ص455 و 456). همچنین مغنیه ذیل تفسیر این آیه بیان میکند که مراد از اولوالالباب، مؤمنان و پرهیزگاران هستند (مغنیه، 1386، ج4، ص621).
4ـ4. دینداری عملگرایانه
دین علاوه بر اینکه به اصلاح شناختها و نگرشهای فرد کمک میکند، در حوزۀ عمل انسان نیز تحول ایجاد میکند. دینداری غیرعملگرایانه علاوه بر اینکه نشانۀ عدم شناخت صحیح دین است، منجر به شکاف نظر و عمل در فرد میشود؛ بهطوریکه فرد دچار انحراف در جهانبینی و باورهای حقیقی خود میشود. دینداری عملگرایانه به فرد کمک میکند، علاوه بر حفظ انسجام شخصیتی خود، به اعتلای حوزههای عملی و ساحات مختلف زندگی خود دست یابد. ازاينرو فرد از این طریق خردمندانهتر زندگی میکند. خداوند در آیۀ 50 سورۀ مائده: «أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ»، بیان میدارد که در مقابل دین حق، حکم جاهلیت قرار دارد و کسی حکمش از حکم خدا بهتر نیست (طباطبائي، 1400، ج5، ص552 و 553). بحرانی به نقل از کتاب الکافی در تفسیر البرهان در ذیل تفسیر این آیه از منظر امام علی بیان میکند که حکم کردن دو نوع است؛ حکم خداوند و حکم جاهلیت؛ هر کسی که حکم پروردگار را کنار بگذارد، به حکم جاهلیت قضاوت نموده است (بحرانی، 1389، ج3، ص670). ازاينرو خردمندان که قادر به درک امور جاهلانه هستند و از چنین اموری دوری میکنند، درنتیجه با درک اینکه غیر حکم خدا، جاهلیت است، از دین حق پیروی مینمایند. همچنین علامه طباطبائي ازجمله ویژگیهای صاحبان خرد را ترس از خداوند و عمل به شرایع او میداند تا از این طریق شاید رستگار شوند (طباطبائي، 1400، ج6، ص219). از جلوههای عمل به دین، رعایت تقوای الهی است؛ خداوند در آیۀ 179 سورۀ بقره: «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»، خردمندان را کسانی میداند که تقوای الهی پیشه میکنند (طباطبائي، 1400، ج1، ص655).
5ـ4. کسب فضائل و اخلاقیات الهی و انسانی
فضائل و اخلاقیات الهی و انسانی، اموری ذاتاً فطری و عقلایی هستند. فرد با فهم و عمل به آنها به همنوایی با فطرت و عقل خود اقدام مینماید؛ این امر منجر به شکوفایی فطرت و عقل فرد میگردد. ازآنجاکه شکوفایی فطرت و عقل رابطۀ مستقیم با رشد خرد در فرد دارد، ازاينرو کسب فضائل و اخلاقیات الهی و انسانی منجر به شکوفایی خرد در فرد میگردد. علامه طباطبائي معتقد است، ازجمله عواملی که باعث میشود، حکومت عقل باطل شود، اعمالی است که انسانیت را تهدید میکند (طباطبائي، 1400، ج2، ص290). ازاينرو خردمندان وقتی قادر هستند به کمک عقل خود به خرد دست یابند که از اعمالی که انسانیت آنها را تهدید میکند، اجتناب کنند. همچنین علامه طباطبائي بیان میدارد که عقل درباره کسب فضائل، اوامر و همچنین دربارۀ دوری از رذائل، نواهی صادر میکند (طباطبائي، 1400، ج6، ص523). ازاينرو کسب فضائل اخلاقی و دوری از رذائل اخلاقی، امری عقلایی و خردمندانه هست و خردمندان از آن پیروی میکنند. ازجمله صفات اخلاقی که تفسیر المیزان به صورت واضح رعایت آنها برای خردمندان الزامی میداند، شامل وفای به عهد (طباطبائي، 1400، ج11، ص455 و 456)، اجتناب از تقلب (طباطبائي، 1400، ج2، ص290)، رعایت ادب و احترام نسبت به پیامبر (طباطبائي، 1400، ج18، ص453 و 454)، دوری از تکبر (طباطبائي، 1400، ج2، ص375)، دوری از خودبینی و خودخواهی (طباطبائي، 1378، ص237) و... میباشد. در این زمینه استرنبرگ (1998)، معتقد است که ارتباط بین خرد و اخلاق چنان عمیق است که نمیتوان از خرد بدون در نظر گرفتن مجموعهای از ارزشها صحبت کرد.
6ـ4. عبودیت و بندگی خدا
عبودیت و بندگی خداوند بهمعنای محور قرار دادن خواست خداوند در همۀ امور است. ازآنجاکه خداوند امور خردمندانه را خواست خود قرار میدهد، ازاينرو فردی که اهل عبودیت و بندگی خداوند است، به اموری خردمندانه دست میزند و سعی میکند خردمندانه زندگی و رفتار نماید. از جهتی عمل به خواست الهی منجر به رشد قوا و ظرفیتهای درونی و بیرونی فرد منجر میشود که این امر به رشد ظرفیت خرد در فرد منجر میگردد. علامه طباطبائي معتقد است که یکی از احکامی که خداوند به عقل داده، این است که جز او را نپرستند (طباطبائي، 1400، ج8، ص259 و 260). ازاينرو خردمندان که صاحبان عقل هستند، به عبودیت و بندگی خدا میپردازند. همچنین علامه ذیل تفسیر آیۀ 19 سورۀ رعد: «أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ»، در توصیف خردمندان بیان میکند که چون در دنیا اطاعات و عبادات مختلف را انجام دادند، اهل بهشت هستند (طباطبائي، 1400، ج11، ص467). ازاينرو خردمندان اهل اطاعت از خداوند هستند. علامه طباطبائي در تفسیر المیزان، آیات انعام: 110؛ جاثیه: 23؛ بقره: 130 و هود 20 را در ارتباط با بحث خرد و عقل میداند. در این آیات به ارتباط بین اطاعت از خداوند با عقل و خرد اشاره میشود. استاد قرائتی در تفسیر نور هنگام برشمردن اوصاف خردمندان در قرآن، یکی از ویژگیهای آنها را اهل تهجد و عبادت بودن میداند (قرائتی، 1388، ج4، ص338). همچنین کردنوقابی و همکاران (1394) در این زمینه بیان میدارند که عامل دینداری بهعنوان یکی از مؤلفههای خردمندی، به پرستش و پیروی از خدای یکتا، بهطور کلی به بندگی و عبودیت خداوند اشاره دارد.
7ـ4. رابطۀ عارفانه با خداوند
برقراری رابطۀ عارفانه با خداوند جنبههای معرفتی، انگیزشی و رفتاری فرد را چنان متحول و یکپارچه میکند که جزء رفتار خردمندانه از او سر نمیزند؛ بهطوریکه باعث میشود که فرد جنبههایی از حقایق را در قالب کشف و شهود مشاهده نماید که منجر به رشد معرفتی و عقلایی فرد گردد، ازاينرو این امر منجر به رشد خرد در فرد میگردد. علامه طباطبائي ذیل تفسیر آیات 7 و8 سورۀ آلعمران: «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»، در توصیف خردمندان یا همان راسخان در علم بیان میکند که از خداوند درخواست رحمتی میکنند که نعمت رسوخ در علم برای آنها باقی بماند، تا این نعمت آنها را در سیر بر صراط مستقیم هدایت، یاری کند و در سلوک مراتب قرب، آنها را کمک نماید (طباطبائي، 1400، ج3، ص28). ازاينرو خردمندان اهل سلوک مراتب قرب الهی هستند، ازجمله نشانههای این رابطۀ عارفانه با خداوند یاد دائمی او میباشد. خداوند در آیه 190 و 191 سورۀ آلعمران: «إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّار»، ازجمله ویژگیهای خردمندان را یاد کردن خداوند در همه حال (ايستاده، نشسته و خفتن) میداند (طباطبائي، 1400، ج4، ص134 و 135). همچنین علامه طباطبائي در اینباره بیان میدارد که خداوند غایت و هدف است، و انسان عاقل هیچ وقت هدف را از یاد نمیبرد، چون میداند از یاد بردن هدف باعث فراموش کردن راه است (طباطبائي، 1400، ج6، ص243 و 244). ازاينرو خردمندان که افرادی عاقل هستند، همیشه به یاد خداوند هستند. در اینباره طبرسی در مجمع البیان بیان میدارد که عاقلان کسانی هستند که از خلقت جهان بر وجود خداوند استدلال میکنند و هم خداوند را در حال ایستاده، خوابیده و نشسته یاد میکنند (طبرسی، 1359، ج4، ص386).
8ـ4. ساختن زندگی دنیوی و اخروی
توجه به حیات دنیوی منجر به پاسخ به نیازهای مادی و آماده شدن فرصت مناسب رشد برای فرد میگردد و از جهتی توجه به جنبههای اخروی به رشد معنوی فرد کمک شایانی میکند. ازاينرو توجه توأم به زندگی دنیوی و اخروی به فرد کمک میکند به نیازهای مختلف وجودی خود پاسخ مناسب دهد و قوای و ظرفیتهای مختلف خود را فعال نماید؛ درنتیجه این امر باعث میشود فرصت مناسبی برای رشد خرد فرد فراهم گردد. علامه طباطبائي معتقد است که خداوند براى بندگانش وظایف و تكاليفى تعيين نمىكند، مگر اينكه در آن مصلحتى باشد كه دنيا و آخرت آنها را اصلاح کند. خداى تعالی بهجز امر حسن و پسنديده دستور نداده است، و بهجز از امرى كه قبيح و موجب فساد کردن دنيا و دين بندگان است، نهى نكرده است. كارى را انجام مىدهد که عقل نيز همان را مىپسندد، و چيزى را ترك مىكند، که عقل هم ترك آن را سزاوار مىداند (طباطبائي، 1400، ج7، ص173). درنتیجه عقل به انجام مصالحی که باعث اصلاح دنیا و آخرت میشود، دستور میدهد، ازاينرو خردمندان به پیروی از حکم عقل به اصلاح دنیا و آخرت میپردازند. همچنین علامه معتقد است که انسان در مسير سعادت خود بايد هدفى را مورد نظر قرار دهد كه عقل و خرد او، آن را نقطۀ سعادت تشخيص مىدهد، نه چيزى را كه عواطف حيوانى او مىپسندد (طباطبائي، 1388، ج1، ص280 و 281). علامه طباطبائي در اثر دیگری در اینباره میفرماید: «سعادت حقيقى آدميان برمبناى عقل و خرد است» (طباطبائی، 1387ب، ص73). ازاينرو انسان خردمند که عقل و خرد در او حاکم است، به سعادت در دنیا و آخرت دست مییابد. با وجود اینکه خردمندان به هر دو دنیا توجه دارند، ولی درصورتیکه بین این دو تزاحمی اتفاق بیفتد، آخرت را بر دنیا ترجیح میدهند. خداوند در آیۀ 32 سورۀ انعام: «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ»، دعوت به تعقل میکند تا از این طریق انسان بفهمند که خانه آخرت از دنیا بهتر است (طباطبائي، 1400، ج7، ص58 و 60). ازاينرو خردمندان که اهل تعقل هستند، خانۀ آخرت را بهتر از دنیا میدانند. رضائی اصفهانی ذیل تفسیر این آیه بیان میکند که با توجه به فریبندگی دنیا، فقط متفکران حقیقت برتر آخرت را درمییابند و افراد غافل و بیهدف بازی میکنند و دنیامداری را شغل خویش قرار میدهند (رضايی اصفهاني، 1389، ج3، ص61). ازجمله آموزهها و پیامهای این آیه را این نکته میداند که تفکر کنید تا به حقیقت و فواید دنیا و آخرت آگاه شوید (رضايي اصفهاني، 1389، ص62). همچنین آیات اعراف: 169؛ یوسف: 109؛ قصص: 60 نیز به برتری آخرت بر دنیا نزد خردمندان اشاره دارد. پژوهشهای ایرانی حوزۀ خرد به این مؤلفه نیز توجه داشتهاند. در این زمینه کردنوقابی و دلفان بیرانوند (1395)، ازجمله مؤلفههای خرد از نظر ایرانیان را دینداری میداند که شامل زیرمؤلفههایی مانند تسلیم بودن در برابر خداوند، شکرگذار خدا بودن، به فکر آخرت بودن و ایمان به خدا میباشد. همچنین دستا و همکاران (1399) با بررسی مفهوم خرد در جامعۀ ایران، ازجمله مؤلفههای خرد را تعالی میداند که شامل معنویت (خودمراقبتی، معنویت بالا، زندگی معنادار) و دینداری (باایمان، خداترس، توکل به خدا داشتن، دیندار، وابستگی دنیوی نداشتن، پارسا، متدین، با تقوا) میشود.
نتیجهگیری
پژوهش حاضر در پی تبیین نقش دینداری در خردمندی از منظر علامه طباطبائي با تأکید بر تفسیر المیزان میباشد، به این منظور به استخراج مؤلفههای دینداری مؤثر در خردمندی پرداخته است. ازجمله مؤلفههای دینداری که در خردمندی مؤثر میباشد، میتوان به «دینداری عالمانه»، «دینداری عملگرایانه»، «کسب فضائل و اخلاقیات الهی و انسانی»، «حکمت الهی»، «عبودیت و بندگی خداوند»، «رابطۀ عارفانه با خداوند»، «اعتقاد به نبوت انبیاء الهی و پیروی از آنان» و «ساختن زندگی دنیوی و اخروی» اشاره کرد. مهمترین ساختار وجودی انسان که در ارتباط با خرد است، عقل میباشد، بهطوريکه خرد محصول عقلورزی است. مهمترین عوامل مؤثر بر عملکرد عقل، شناخت، عاطفه و معنویت است. دینداری بر هر دو عامل شناخت و عاطفه تأثیر بهسزایی دارد. دینداری با فراهم آوردن جهانبینی و نظام اعتقادی حقیقی به فرد کمک میکند که درست و هماهنگ با مجموعه عالم بیندیشد، ازاينرو در موقعیتها دقیقتر و خردمندانهتر عمل نماید؛ چراکه جهانبینی و نظام اعتقادی در انتخاب و قضاوت انسان بسیار محوری هستند. از جهتی دینداری با متخلق کردن فرد به اخلاقیات الهی و انسانی و مکلف کردن او به انجام اعمال عبادی به رشد شناختی، تنظیمگری عواطف فرد و پیراستن روح و فطرت او از غبار گناهان کمک زیادی میکند که این امور باعث میشود عقل فعالتر و خردمندانهتر بیندیشد؛ درنتیجه دینداری در رشد خردمندی فرد نقش بسیار مهمی ایفا میکند. هر نوع دینداری بر خردمندی مؤثر نیست، بلکه دینداری که به درستی شکل گرفته باشد بر خردمندی مؤثر است، چهبسا دینداری که نادرست شکل بگیرد و فرد را به نابخردانهترین رفتارها به اسم دین وادارد. اگر دینداری به شکل درست شکل گیرد، مثل نوری است که منجر به رفتارهای خردمندانهتر میگردد و هر چقدر این نوع دینداری قویتر شود، فرد بهره بیشتری از این نور به دست میآورد، ازاينرو میزان خردمندی او بیشتر میگردد.
- قرآن کریم.
- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی (1371). روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن. مشهد: آستان قدس رضوی.
- اسعدی، سمانه (1394). ویژگیهای افراد خردمند بر پایه نظریههای ضمنی: با نگاهی بر تفاوت گروههای سنی و جنسیتی. پژوهشنامه روانشناسی مثبت، 1(1)، 51ـ66.
- بحرانی، هاشم بن سلیمان (1389). ترجمه تفسیر روایی البرهان. ترجمۀ مترجمان. تهران: نهاد کتابخانههای عمومی سراسر کشور.
- تجملیان، حمیده و همکاران (1402). ابعاد خردمندی از دیدگاه قرآن کریم و اصول تربیتی منتج از آن. پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، 31 (4)، 45ـ76.
- جلیلی سنزیقی، هدایت (1387). کارنامه کامیاب: علامه طباطبائی. کتاب ماه دین، 133-134، 84-86.
- جوادی آملی، عبدالله (1380). دینشناسی. قم: اسراء.
- حنایی کاشانی، محمدسعید (1389). تمایز عقل و خرد در چنین گفت زردشت نیچه. شناخت، 3 (62)، 7-40.
- دستا، مهدی و همکاران (1399). مفهوم خرد در جامعه ایران. تحقیقات فرهنگی ایران، 13 (3)، 33ـ63.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1374). مفردات الفاظ قرآن. ترجمۀ غلامرضا خسروی حسینی. تهران: مرتضوی.
- رضایی اصفهانی، محمدعلی (1389). تفسیر قرآن کریم ویژه جوانان. قم: عصر ظهور.
- سیاوشی، کرم و فاضلیان، جواد (1394). دعوت به تعقل و نشانههای عقلگرایی در نهج البلاغه. پژوهشنامه نهجالبلاغه، 3(12)، 71ـ89.
- صدری افشار، غلامحسین (1388). فرهنگنامه فارسی: واژگان و اعلام. تهران: فرهنگ معاصر.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1378). شیعه در اسلام. قم: جامعۀ مدرسین.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1387الف). تعالیم اسلام. قم: بوستان کتاب.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1387ب). روابط اجتماعی در اسلام. قم: بوستان کتاب.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1388). بررسیهای اسلامی. قم: بوستان کتاب.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1397). بدایۀ الحکمۀ. ترجمه و شرح علی شیروانی. قم: بوستان کتاب.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1400). تفسیر المیزان. ترجمۀ سیدمحمدباقر موسوی همدانی. قم: جامعۀ مدرسین.
- طبرسی، فضل بن حسن (1359). تفسیر مجمع البیان. ترجمۀ حسین نوری همدانی و همکاران. تهران: فراهانی.
- قاسمی حامد، مرتضی و معارف، مجید (1398). آثار بهکارگیری عقل در نهج البلاغه. پژوهشنامه علوی، 10 (1)، 191ـ213.
- قرائتی، محسن (1388). تفسیر نور. تهران: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.
- کردنوقابی، رسول و دلفان بیرانوند، آرزو (1395). نظریههای ضمنی خرد در ایران؛ بررسی پدارشناختی. روانشناسی اسلامی، 2(3)، 78ـ105.
- کردنوقابی، رسول و همکاران (1394). دیدگاه سالمندان در مورد خرد و مؤلفههای آن: روانشناسی خرد. روانشناسی پیری، 1و3، 157ـ167.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391). پرسشها و پاسخها. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1394). پاسخ استاد به جوانان پرسشگر. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مطهری، مرتضی (1389). آشنایی با قرآن. تهران: دانشگاه امام صادق(ره).
- معین، محمد (1382). فرهنگ فارسی (معین). تهران: دبیر.
- معین، محمد (1386). فرهنگ معین. تهران: آدنا: کتاب راه نو.
- مغنیه، محمدجواد (1386). تفسیر الکاشف. ترجمۀ موسی دانش. قم: بوستان کتاب.
- مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1374). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
- موحد، فریناز و همکاران (1400). بررسی مقایسهای معیارشناسی خردمندی در روایات اهلبیت(ع) با دستاوردهای روانشناختی. علومتربیتی از دیدگاه اسلام، 9 (16)، 57ـ84.
- هنرمند، مرتضی و همکاران (1403). سازه خردمندی از منظر معارف اسلامی و روانشناسی. اسلام و پژوهشهای روانشناختی، 10و1، 33ـ57.
Copyright © 2026 The Author(s). This article is published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.



