معرفت، سال 1405، جلد سی و پنجم، شماره سوم، پیاپی 326، پاییز, صفحه‌ها 81-93

    امکان‌سنجی مطالعۀ آینده از طریق آسمان بر اساس آیات قرآن با تأکید بر آیۀ نهم سورۀ سبأ

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    محمد حسین فیاضی بارجین / دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران / mh.fayyaz@iau.ac.ir
    ✍️ احمد صادقیان / استادیار، گروه معارف دانشکده علوم انسانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران / ahmadsadeghian31@yahoo.com
    کمال خواجه پور / استادیار، گروه معارف دانشکده علوم انسانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران / kamalkhagepour@iauyazd.ac.ir
    dor 20.1001.1.10236015.1405.35.3.7.6
    doi 10.22034/marifat.2025.5002364✓
    چکیده: 
    آیۀ ۹ سورۀ سبأ ازجمله آیاتی است که خداوند در آن به رؤیت آسمان امر فرموده است. عموم تفاسیر هدف از این دعوت‌ها را تفکر در عظمت آسمان ستارگان و نتیجه گرفتن قدرت خداوند بیان کرده‌اند. واکاوی شبکۀ معنایی میان رؤیت «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، «السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» و «خسف و قذف» در این آیه، بر مبنای ساختارمندی و انسجام معنایی آیات قرآن، مسئلۀ اصلی این پژوهش است تا از این مدخل، امکان ارتباط میان «مقولات موجود در آسمان» با «آینده» را از نگاه قرآن بسنجد. در این تحقیق به روش تحلیل محتوا ضمن بررسی و نقد دیدگاه‌های تفسیری، بررسی پیشینۀ نجوم احکامی در روایات و فقه امامیه؛ معنای جدیدی برای آیه ارائه شده است. بر این اساس نه‌تنها قرآن امکان مطالعۀ آینده و گذشته بشریت از طریق آسمان و زمین را تأیید کرده است، بلکه همگان، حتی کافران را به این موضوع دعوت می‌کند. این آیه دلالت می‌کند بر اینکه با مطالعۀ‌ برخی موضوعات آسمانی، می‌توان مقولاتی کلان مانند عذاب‌های آخرالزمانی را نتیجه گرفت و در راستای آمادگی برای آن برنامه‌ریزی و تلاش کرد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Feasibility of Cosmic Futures Studies in Light of Quranic Discourse: An Exegetical-Analytical Inquiry into Surah Saba’ (34:9)
    Abstract: 
    The ninth verse of Surah Saba, is among the pivotal Quranic verses that explicitly command the reflective observation of the heavens. Conventional exegetical traditions predominantly construe the purpose of these invitations as contemplation upon the cosmic grandeur of the celestial bodies, thereby deducing divine omnipotence. Premised on the structural coherence and intratextual unity of Quranic discourse, the primary problematique of this study lies in scrutinizing the semantic network interlinking the observation of “what is before them and what is behind them”, “the heavens and the earth”, and catastrophic retribution—namely, earthly swallowing (khasf) and celestial projectile bombardment (kisaf-qadhf). Through this analytical portal, the study evaluates the Quranic feasibility of establishing an epistemic correlation between celestial phenomena and future worldly occurrences. Adopting a content analysis method, this article critically reviews conventional exegeses and traces judicial astrology in Imami jurisprudence and hadith, thereby offering an innovative interpretation of this Quranic verse. Consequently, the Quran not only substantiates the feasibility of exploring human past and future horizons through the heavens and the earth, but also universally impels all individuals, including disbelievers, toward this investigation. This verse signifies that the systematic investigation of celestial phenomena enables the inference of macro-level eschatological tribulations—including apocalyptic chastisements—thereby mandating proactive strategic planning and practical preparedness to mitigate their impact.
    References: 
    • Hubble, E. (1929). A relation between distance and radial velocity among extra-galactic nebulae. Proceedings of the national academy of sciences, 15(3), 168-173.
    • Sharov, A. S., Novikov, I. D., & Novikov, I. D. (1993). Edwin Hubble, the discoverer of the big bang universe. Cambridge University Press.
    متن کامل مقاله: 

    امکان‌سنجی مطالعۀ آینده از طریق آسمان 
    بر اساس آیات قرآن با تأکید بر آیۀ نهم سورۀ سبأ
    محمدحسین فیاضی بارجین / دانشجوي دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران    mh.fayyaz@iau.ir
     احمد صادقیان        / استادیار، گروه معارف دانشکده علوم انسانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران    Ahmad.Sadeghian@iau.ac.ir
    کمال خواجه‌پور بنادکي / استادیار، گروه معارف دانشکده علوم انسانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران    Kamal.khajepoor@iau.ac.ir
    دريافت: 09/05/1404                    پذيرش: 05/07/1404
    چکیده
    آیۀ ۹ سورۀ سبأ ازجمله آیاتی است که خداوند در آن به رؤیت آسمان امر فرموده است. عموم تفاسیر هدف از این دعوت‌ها را تفکر در عظمت آسمان ستارگان و نتیجه گرفتن قدرت خداوند بیان کرده‌اند. واکاوی شبکۀ معنایی میان رؤیت «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، «السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» و «خسف و قذف» در این آیه، بر مبنای ساختارمندی و انسجام معنایی آیات قرآن، مسئلۀ اصلی این پژوهش است تا از این مدخل، امکان ارتباط میان «مقولات موجود در آسمان» با «آینده» را از نگاه قرآن بسنجد. در این تحقیق به روش تحلیل محتوا ضمن بررسی و نقد دیدگاه‌های تفسیری، بررسی پیشینۀ نجوم احکامی در روایات و فقه امامیه؛ معنای جدیدی برای آیه ارائه شده است. بر این اساس نه‌تنها قرآن امکان مطالعۀ آینده و گذشته بشریت از طریق آسمان و زمین را تأیید کرده است، بلکه همگان، حتی کافران را به این موضوع دعوت می‌کند. این آیه دلالت می‌کند بر اینکه با مطالعۀ‌ برخی موضوعات آسمانی، می‌توان مقولاتی کلان مانند عذاب‌های آخرالزمانی را نتیجه گرفت و در راستای آمادگی برای آن برنامه‌ریزی و تلاش کرد.
    کليدواژه‌ها: آسمان، آینده، قرآن، 9 سبأ، آخرالزمان.
     
    مقدمه
     
    آیات متعددی از قرآن، دعوت به نظارۀ آسمان می‌کنند (یونس: ۱۰۱؛ رعد: ۱۶؛ ابراهیم: ۱۹؛ حجر: ۱۶؛ نحل: ۷۹؛ اسراء: ۹۹؛ انبیاء: ۳۰؛ حج: ۶۵؛ نور: ۴۳؛ روم: ۲۴؛ سبأ: 9؛ فاطر: ۲۷؛ صافات: ۸۸؛ زمر: ۲۱؛ غافر: 57ـ58؛ احقاف: ۴و۳۳؛ ق: ۶؛ طور: ۴4؛ ملک: 3ـ5؛ نوح: ۱۵؛ غاشیه: ۱۸). عموم تفاسیر هدف از این دعوت‌ها را تفکر در عظمت آسمان ستارگان و نتیجه گرفتن قدرت خداوند بیان کرده‌اند (طبری، 1412ق، ج11، ص۱۲۱؛ طبرسی، 1372، ج5، ص۲۰۹؛ فخر رازی، 1385، ج28، ص۳۰؛ ابن‌کثیر، 1987، ج۷، ص۳۷۰؛ طباطبائی، 1390ق، ج18، ص۳۴1؛ مکارم شيرازي و همکاران 1374، ج23، ص۲۳۵). اگرچه این جنبه از دعوت قرآن به رؤیت آسمان، انکارناپذیر می‌نماید، محدود کردن غرض خداوند به این موضوع نیز، خالی از تحمیل نیست.
    علامه‌ طباطبائی لازمه‌ راهيابي به تفسیر صحیح قرآن و رستن از تحمیل نظرات شخصی به قرآن را، کنار گذاشتن موقت تمام دانش‌های قبلی از سوی مفسر می‌داند (طباطبائي، 1390ق، ج18، ص13). توجه به جایگاه جمله در میان جملات پیش و پس از آن و لحاظ کردن موضع کلام (بقره: 75؛ نساء: ۴۶؛ مائده: ۱۳و14) در هر کدام از موارد دعوت به نظاره آسمان، به دور از هر پیش‌داوری، می‌تواند مشخص کند که در این آیات غرض و منظور خداوند از دعوت به نگاه به آسمان چه بوده است.
    آیۀ ۹ سورۀ سبأ ازجمله آیاتی است که در آنها خداوند به رؤیت آسمان امر فرموده است. خداوند در آیات ۷ـ۹ سورۀ سبأ می‌فرماید: «وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلى‏ رَجُلٍ یُنَبِّئُکُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکُمْ لَفی‏ خَلْقٍ جَدیدٍ * أَفْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِی الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعیدِ * أَ فَلَمْ یَرَوْا إِلى‏ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ کِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنیبٍ».
    آیات ۷ و ۸ حکایت از انکار برخی کافران نسبت به مقولاتی از آینده است (طباطبائی، 1390ق، ج‏16، ص359). از افترای کافران به خداوند، روشن است که خدا را انکار نمی‌کنند و متعلَّق کفرشان، آخرت است (مقاتل بن سليمان، 1423ق، ج‏3، ص524). در پاسخ به این کفار، خداوند کلام را به آیۀ نهم می‌کشاند: آیا اینان به «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، «مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» نمی‌نگرند؟ اگر بخواهیم، در زمین فرو می‌بریم‌شان و یا از آسمان پاره‌سنگ‌هایی بر ایشان فرود می‌آوریم.
    در این آیات خداوند به «نگاه کردن به پیش‌ رو و پشت سر» دعوت می‌کند و اینها را به «آسمان و زمین» پیوند می‌زند و انتظار آن دارد که از این نگاه، افراد به امکان «فرو برده شدن در زمین» یا «فرود آمدن سنگ از آسمان» توسط خداوند پی ببرند و البته قرآن مجموعۀ این امور را در بحث با منکران معاد مطرح می‌فرماید. آیۀ پایانی سیاق از جهت موقعیت کلام، در جایگاه متقاعد کردن کافرانی قرار دارد که منکر خداییِ خدا نیستند، بلکه نسبت به مقولاتی در آینده کافر هستند. در انتهای آیه نیز می‌فرماید که این ماجرا «آیه» است.
    برای یافتن روابط این جملات، سرنخی از روایات در دست نیست؛ چراکه متأسفانه هیچ حدیث مستقیمی ذیل این آیه در منابع شیعی وجود ندارد. آراء مفسران فریقین در این رابطه، در نقل‌قولی از یکی از تابعان، قَتادة بن دِعامة (۶۱ـ۱۱۷ق) ریشه دارد که اگرچه به برخی سؤالات ابتدایی پاسخ می‌دهد، دارای اشکالات متعدد است.
    واکاوی شبکۀ معنایی میان این مقولات، بر مبنای ساختارمندی و انسجام معنایی آیات قرآن، مسئلۀ اصلی این پژوهش است؛ تا از این مدخل، امکان ارتباط میان «مقولات موجود در آسمان» با «آینده» را از نگاه قرآن بسنجد.
    از یک‌سو بیش از چهل آیه از آیات قرآن حداقل با چهار ریشه «رأي»، «نظر»، «بصر»، «رقب» به نگاه به آسمان‌ها اختصاص یافته است و از سوی دیگر، خداوند در آیات متعددی انسان را به «تفکر»، «تعقل» و «تفقه» در آسمان و مقولات آسمانی دعوت می‌کند (آل‌عمران: ۱۹۱؛ روم: 8؛ جاثیه: 13؛ بقره: ۱۶۴؛ عنکبوت: ۶۳؛ روم: ۲۴؛ جاثیه: 5؛ اسراء: ۴۴؛ منافقون: 7). از وجه دیگر بیش از سیصد آیه از آیات قرآن، آسمان‌ها با مفاهیم و مقولات بسیاری دیگر پیوند خورده‌اند. در نظر گرفتن این ارتباطِ بین مفاهیم بر این گسترۀ آیاتی می‌افزاید. ازاين‌رو مطالعۀ قرآنی در حوزۀ آسمان‌ها و مفاهیم پیرامونی آن و پالایش و بازتعریف این مفاهیم اهمیت بسزایی دارد.
    نویسندگان و محققان متعددی در آثار مکتوب خود به مسائل نجوم و آسمان به‌خصوص از منظر قرآن پرداخته‌اند؛ کتاب‌هایی چون زمين و آسمان و ستارگان از نظر قرآن (صادقى، بى‌تا)، آیات الهی، خلقت جهان هستی و انطباق آن با آیات قرآن مجید (نعمت‌اللهی، 1386)، کیهان‌شناسی قرآنی (نیک‌سرشت، 1390) و تأملی در تفسیر هفت آسمان و هفت زمین در اعصار گوناگون (امامی‌دانالو و دهقانی، 1395).
    در بخش مقالات، در موضوع این تحقیق، به‌صورت خاص مقالۀ «بررسی احکام و احوال نجوم در برخی آیات و روایات» (واقف‌زاده، 1389) سعی کرده است نظر قرآن را در باب حد و مرز احکام نجوم و احوال نجوم بررسی نماید و سپس به ذکر برخی از پیشگویی‌های قرآن در باب نجوم پرداخته است. در کنار تحقیقاتی در باب نجوم و آسمان‌ها، موضوع «هفت آسمان» و کیفیت آن در نگاه محققان به نسبت سایر موضوعات بیشتر مورد کنکاش و مداقه قرار گرفته است. مقالات «آسمان از دیدگاه قرآن و دانش نجوم» (مسترحمی، 1388)، «در جست‌وجوی هفت آسمان قرآن» (نجفی، 1391)، «انفجار عظیم و پدیده big bang از منظر قرآن کریم» (ولی‌محمدی، 1393)، «ماهیت‌شناسی آسمان‌های هفتگانه با تکیه بر مؤلفه‌های خلق و امر در آیات قرآن» (روحانی مشهدی و معارف، 1395)، «رهیافت زبان‌شناسانه در تحلیل معنای هفت آسمان» (غروی نائینی و همکاران، 1398)، «نقد روایی دیدگاه منظومۀ شمسی درباره مفهوم السماوات سبع» (نایینی اکبری، 1398)، «نقدی بر تفسیر علمی هفت آسمان و زمین در آیۀ ۱۲ طلاق» (کریم‌پور و موسوی، 1399)، «تصویرپردازی آینده در قرآن؛ تأملی بر جایگاه‌‌یابی زمانی جنت مطرح در آیۀ ۱۳۳ سورۀ آل‌‌عمران» (احمدی آشتیانی، 1400) در این باب است.
    البته تعاریف، مباحث کلی و برخی موضوعات دیگر مرتبط با آسمان و بعضاً از منظر اعجاز علمی قرآن نیز در برخی مقالات مورد نظر و مطالعه قرار گرفته است. «تفسیر علمی «بغیر عمد ترونها» درباره «رفع» و «خلق» آسمان‌ها در قرآن» (روحانی مشهدی و همکاران، 1398)، «اعجاز نجومی قرآن» (مسترحمی، 1389)، «رتق و فتق آسمان‌ها و زمین» (جعفری، 1395)، «شعرا در قرآن کریم رویکردی گفتمانی به مفهوم» (پاکتچی، 1394) از این جمله‌اند.
    1. نجوم احکامی
    در این قسمت مقاله به «پیشینۀ نجوم احکامی» و «نجوم احکامی در روایات» و «احکام نجوم در فقه امامیه» از این جهت می‌پردازیم که مشخص شود با وجود اینکه مباحث نجوم و احکام نجومی چه در «تاریخ اسلام و تشیع» و چه در «روایات اهل‌بیت» و چه در «فقه امامیه»، مورد بحث بوده و جایگاه دارد، با تفحصی که صورت گرفته است هنوز مبنای قرآنی شفاف و صریحی حداقل در بخش «علم احکام النجوم»، استخراج، استدلال و معرفی نشده است.
    1ـ1. پیشینۀ نجوم احکامی
    اصطلاح «علم النجوم» (دانش ستارگان) نزد مؤلفان مسلمان هم به «احکام نجوم» و هم به «نجوم» گفته می‌شد. به‌عبارت‌دقیق‌تر، به احکام نجوم که ابومعشر بلخی احکامی سدۀ سوم هجری آن را «دانش تأثیر قدرت ستارگان، در زمانی معین و همچنین در زمان آینده» تعریف کرده است، «علم احکام النجوم»، «علم الأحكام»، یا صرفاً «احکام» یا «تنجیم» می‌گفتند. در مقابل، نجوم را معمولاً «علم الفلک» یا به تعبیر مشهورتر، علم الهيئة» می‌خواندند (صلیبا، 1392، ص52ـ63). در طبقه‌بندی‌های رایج علوم این دو شاخه معمولاً زیرشاخه‌هایی از یک علم در نظر گرفته می‌شدند و فقط حدود قرن هفتم هجری بود که نجوم به‌طور کامل از احکام نجوم جدا شد. از آن پس نجوم یک علم ریاضی محسوب می‌شد و احکام نجوم به حوزۀ علوم طبیعی کاربردی ازجمله کشاورزی، پزشکی و شیمی منتقل شد. مطالعۀ آینده از طریق آسمان، شاخص‌ترین موضوع احکام نجوم است. این شاخه از نجوم در طول تاریخ اسلام، پیوسته موافقان و مخالفانی داشته است. مخالفان تا آنجا پیش رفتند که گاهی احکامیان را به الحاد متهم ‌کردند (صلیبا، 1392، ص52ـ63).
    ابومعشر عمر بلخي، حكيم، رياضي‌دان و منجم مشهور، منجم مخصوص خلفاي عباسي در کتاب خود، المدخل الی علم احكام النجوم به تفصیل به دفاع از احکام نجوم پرداخته است (ابومعشر بلخی، 1985).
    نظامی عروضی، در چهار مقاله که از اسناد مورد اعتنای تاریخی است (نظامی عروضی سمرقندي، 1382)، علم نجوم را در کنار سیاست، ادبيات و طب، از شاخه‌های ریاضیات و یکی از فروعات حکمت و نظام امور مُلک را به منجم می‌داند (نظامي عروضي سمرقندي، 1382، ص18). وی در اغلب موارد، در ده حکایتی که در مقالۀ نجوم ذکر می‌کند، از امکان مطالعۀ آینده از طریق آسمان سخن می‌گوید (نظامي عروضي سمرقندي، 1382، ص88ـ103). ابوریحان کسی را شایسته نام منجم می‌داند که حداقل چهار علم هندسه، حساب، هیأت و احکام را بداند (ابوریحان، 1362، ص2).
    حکیم، ریاضی‌دان و منجم ایرانی، خواجه نصیرالدین طوسی در رساله خود در باب اسطرلاب نیز از معرفت طالع سال مستقبل و بررسی آینده از طریق رصد نجوم صحبت کرده است (طوسی، ۱۳۳۵). علاء منجم، موسيقي‌دان، ستاره‌شناس و رياضي‌دان سده هفتم هجري، يكي از مهم‌ترين آثار در خصوص علم احكام نجوم را با عنوان احكام الاعوام به نگارش درآورده است كه كتابي است كه در دو مقاله و 12 باب و 92 فصل كه در دانش احكام نجوم نگاشته شده، در آن به مباحثي از قبيل كيفيت اعمال تسييرات، استخراج طالع تحويل و معرفت برج انتها، احكام واليان سال‌ها و ديگر مباحث مرتبط به آن پرداخته است (علاء منجم، 623ق). كوشيار گیلانی، ازجمله منجمان ديگری بود كه با نگارش مجمل الاصول في احكام النجوم به احكام نجوم پرداخته است (کوشیار گیلانی، 941ق).
    2ـ1. نجوم احکامی در روایات
    روایات امامیه، اگرچه در مواردی اشعار به نهی از آینده‌پژوهی از طریق ستارگان دارند، امکان دریافتن وقایع آینده از طریق آسمان را تأیید می‌کنند. برخی از این روایات، به شرح ذیل می‌باشند:
    1. امام كاظم در جواب هارون‌الرشید در باب علم نجوم می‌فرمایند: و خدا تعالى ستاره‏ها را ستوده و اگر علم نجوم درست نبود، خداى عزوجل نمي‌ستود. پيغمبران بدان دانا بودند و خدا درباره ابراهيم خليل‌الرحمن فرمود: «وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ» و در جاى ديگر فرموده: «فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنّي سَقيمٌ» و اگر علم نجوم نمي‌دانست، در آنها نمی‌نگريست و نمي‌گفت، من بيمارم. ادريس اعلم زمانش بوده به نجوم... و پس از علم قرآن اشرف از علم نجوم نيست، و آن دانش انبياء و اوصياء و وارثان انبياء است كه خدا عزوجل فرموده «وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ» و ما هم اين علم را مي‌شناسيم و آن را فاش نكنيم (مجلسی، 1403ق، ج55، ص217).
    2. علی بن محمد از ابوعبدالله روایت کرده که درباره قول خداوند عزوجل: «فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي اَلنُّجُومِ فَقالَ اِنِّي سَقِیم»، فرمود: او (ابراهیم) به ستارگان نگریست و آنچه بر حسین واقع می‌شود را دریافت، پس گفت: «من بیمارم»، به خاطر آنچه بر حسین حادث خواهد شد (کلینی، 1407ق، ج1، ص465؛ فیض کاشانی، 1365، ج3، ص758). در این روایت، امام صادق در ماجرای ابراهیم که فرمود: «اِنِّي سَقِیم»، می‌فرمایند که به حسب نظاره و مطالعۀ نجوم و دریافتن آنچه که بر امام حسین در آینده وارد می‌شود (و مصائب بر ایشان)، سقیم شد. این آیه یکی دیگر از آیات صریح قرآن است که حاکی از امکان مطالعۀ آینده از طریق نظاره به ستارگان و دانش نجوم می‌باشد که این امر توسط ابراهیم انجام پذیرفت.
    3. امام رضا در جمع دانشمندان در پاسخ صباح بن نصر هندی می‌فرمایند: «آن علم در اصل درست است و گفته‏اند: نخست كسى كه در علم نجوم سخن گفته ادريس است، و ذوالقرنين در آن استاد بوده و اصل اين علم از طرف خدا عزوجل است» (مجلسی، 1403ق، ج55، ص245).
    4. به چند سند از يونس بن عبد الرحمن در جامع صغير او گويد: به امام ششم گفتم: قربانت، به من بگو علم نجوم چيست؟ گفت از دانش پيغمبران است. گفتم: على بن ابى‌طالب آن را مي‌دانست؟ فرمود: داناترين مردم بود به آن (مجلسی، 1403ق، ج55، ص235).
    5. در روایتی پرداختن به نجوم تا از حد يگانه‏پرستى بیرون نرود، تأيید شده است (مجلسی، 1403ق، ج55، ص217).
    6. نجوم در کنار فقه، طب و نحو، یکی از چهار علم برای شناختن روزگارها شمرده شده است (مجلسی، 1403ق، ج1، ص218).
    7. روایات متعددی ذکر شده است که ظهور امام زمان بعد از وقوع نشانه‌هایی در نجوم واقع خواهد شد. مانند کسوف در نيمۀ ماه رمضان و خسوف در آخرش (مجلسی، 1403ق، ج55، ص113)، طولانی شدن آخرین روز و شب منتهی به ظهور و سپس طلوع خورشید از مغرب (صدوق، 1398ق، ص281؛ مجلسی، 1403ق، ج55، ص113)، جمع شدن خورشید و ماه در یک جا (مجلسی، 1403ق، ج52، ص12)، خسوف در پنجم ماه و کسوف در پانزدهم ماه (مجلسی، 1403ق، ج52، ص207)، طلوع ستاره دنباله‏دار كه به ستاره حادى نزديك مى‏شود (مجلسی، 1403ق، ج36، ص354). در این خانواده از روایات یک رویداد یا آیۀ آسمانی، نشانه و مقدمه ماجرایی است که در زمین واقع می‌شود و این دو موضوع به هم گره خورده است.
    8. در روایاتی نیز به این موضوع اشاره شده است که دانشمندان از طریق نجوم به تولد پیامبرانی چون موسی و ابراهیم در آینده پی برده‌اند (مجلسی، 1403ق، ج55، ص217 و 248) و هرقل، پادشاه روم نیز از طریق دلالت‌های نجوم به نبوت رسول‌الله پی برد (مجلسی، 1403ق، ج15، ص229). همچنین روایتی از امام باقر نقل شده است که پيغمبرى نوح به وسيلۀ نجوم دانسته شده‏ است (مجلسی، 1403ق، ج55، ص235). محاسبه زمان و مکان تولد حضرت عیسی توسط منجمان زرتشتی با توجه به ستاره مُلک که بالای سر ایشان هست تا به هنگام رفعت ایشان به آسمان، با مطالعۀ نجوم امکان‌پذیر شده است (مجلسی، 1403ق، ج14، ص217). تصویری در آسمان البته با توجه به روابط و قوانینی، حاکی از ماجرایی است که در آینده بر روی زمین رخ خواهد داد. این دسته از روایات نیز کم نیستند.
    9. ارتباط برخی وقایع زمینی با حوادث آسمانی (اتفاقات نجومی):
    الف) ذیل آیۀ اول سورۀ النجم، احادیث متعددی ذکر شده است که شأن نزول این آیه مربوط به نزول ستاره‌ای نورانی به منزل امیرالمؤمنین بوده است که نشانۀ تأيید ولایت ایشان و جانشینی رسول‌الله است (فرات كوفي، 1410ق، ص452 و 449؛ مجلسی، 1403ق، ج۳۵، ص۲۷۴ و ۲۸۱؛ حسكاني، 1411ق، ج‏2، ص280؛ حلی، 1411ق، ص408).
    ب) گریه ماه و خورشید و ستارگان بر امام حسین (مجلسی، 1403ق، ج45، ص202)، خون باریدن آسمان، گرفتن خورشید، دگرگون شدن ستارگان در شهادت امام حسین (مجلسی، 1403ق، ج45، ص204). این‌گونه روایت متعدد نیز، حاکی از این است که حالات آسمان و کیفیت اجرام آسمانی می‌توانند، متأثر از یک واقعۀ زمینی همچون شهادت سیدالشهداء باشد.
    ج) برخی از روایات، سخن از هیجان و مستی برخی از حیوانات با طلوع بعضی از ستارگان و ارتباط این دو امر با هم دارند (طبرسی، 1416ق، ج‏2، ص331).
    د) از امام صادق منقول است که اگر کسی علم اهل‌بیتی در باب نجوم را واجد باشد حتی شناخت مؤمن از کافر از قبل این علم برایش میسر است (مجلسی، 1403ق، ج55، ص217).
    هـ .) قوم عاد زمانی عذاب شدند که ماه توسط سیاره زحل نحس شده بود (مجلسی، 1403ق، ج55، ص217).
    و) از امیرالمؤمنین كه بد است مسافرت و ازدواج در محاق ماه و در وقت قمر در عقرب (مجلسی، 1403ق، ج55، ص217).
    ح) در الذهبيه از امام رضا هم آمده است که بدان كه جماع با زنان با اينكه ماه در برج حمل يا دلو است، بهتر است، و به از آن اين است كه در برج ثور باشد، چون‏ شرف ماه است (مجلسی، 1403ق، ج‏55، ص187).
    ط) روایاتی حاکی از مناسب نبودن سفر و ازدواج و تجارت در زمان‌هایی خاص چون قمر در عقرب وارد شده است (کلینی، 1411ق، ص275؛ مجلسی، 1403ق، ج‏55، ص113).
    ی) روایاتی حاکی از این است که صدقه، فال بد و نحسی را می‌برد (مجلسی، 1403ق، ج55، ص217). واضح است که اگر فال بد و نحسی وجود نداشته و حقیقت نداشته باشد، برای رفع آن، نیاز به صدقه نیست.
    در بخش قبلی، نمونه‌هایی از بسیار روایاتی را ذکر کردیم؛ بدین جهت که حداقل این موضوع به ذهن متبادر می‌شود که امکان دارد ماجرایی آسمانی به واقعه‌ای در زمین ـ چه در حال و چه در آینده ـ ارتباط مستقیم داشته باشد و بر همین اساس دور از ذهن نیست که خداوند متعال که متعدد دعوت به رؤیت و نظاره و رصد آسمان کرده است، ممکن است ناظر به این وجه از آسمان هم باشد و نه صرفاً علم هیئت و تقویم و گاهشماری.
    3ـ1. احکام نجوم در فقه امامیه
    به‌تبع این روایات، بحث در مورد احکام نجوم در طول تاریخ، در میان فقهای امامیه نیز پیوسته محلّ اختلاف بوده است.
    شيخ بهائى در مورد روایات نهی از تنجیم می‌گوید: «وابستن حوادث زمين به اجرام آسمانى با عقيده به اينكه آنها آفريننده يا شريك در آفرينش‏اند، به مسلمان روا نيست و علم نجوم بر اين پايه كفر است و حديث نهى از علم نجوم به همين معناست؛ و اگر گويند اوضاع كواكب نشانه برخى حوادث اين جهان‌اند كه خدا آفريند، چنانچه حركات و اوضاع نبض، نزد طبيب نشانۀ صحت و بيماري‌اند، و چنانچه لرزيدن برخى اندام تن را نشانۀ احوال آينده گيرند، اين مانعى ندارد، و روايات صحت علم نجوم و جواز نقل آن بر اين معنا است» (مجلسی، 1403ق، ج‏55، ص292).
    شیخ انصاری نیز در مکاسب محرّمه، جواز و حرمت پرداختن به احکام نجوم را متوقف بر اعتقادی می‌داند که منجم در این مورد دارد. در این راستا، اعتقاد به علت تامه بودن ستارگان و نیز اعتقاد به اینکه ستارگان موجوداتی زنده و ذی‌شعور و دارای فاعلیت هستند را محکوم به کفر و حرمت می‌داند. اما اعتقاد به اینکه خداوند در طبیعت ستارگان خصوصیاتی قرار دهد که اقتضای حدوث برخی امور را داشته باشند و همان‌گونه که برای به جریان انداختن امور از اسباب استفاده می‌کند، از ستارگان را نیز در کنار دیگر اسباب به کار گیرد را جایز می‌شمارد: «و بالجملة، فمقتضى ما ورد من أنّه «أبى اللّه أن يُجري الأشياء إلّا بأسبابها» كون كلّ‌ حادث مسبّباً، و أمّا أنّ‌ السبب هي الحركة الفلكيّة أو غيرها فلم يثبت، و لم يثبت أيضاً كونه مخالفاً لضرورة الدين» (انصاری، 1381، ج1، ص221). صاحب مکاسب صورت دیگری از اعتقاد را به این سه ضمیمه می‌کند که در آن اجرام آسمانی تنها امارات و نشانه‌هایی هستند که بر اساس آنها می‌توان به امور روی زمین پی برد. شیخ انصاري در این مورد چنین می‌نویسد: «و الظاهر أنّ‌ هذا الاعتقاد لم يقل أحد بكونه كفراً و الأكثر على أنّه لا بأس به» (انصاري، 1381، ج1، ص221).
    صاحب جواهر می‌نویسد: احادیثی که دلالت بر صحت علم نجوم دارند، به قدری زیاد است که قابل حصر نیست. در مقابل نیز روایاتی بر عدم تکیه به نجوم دلالت دارند، در این احادیث منجمان تکذیب شده و بسان کاهن و ساحر قلمداد گشته‌اند. لیکن می‌توان بین این دو دسته روایات را آشتی داد و جمع کرد، بدین‌گونه که بگويیم: اگر اعتقاد بر این باشد که نجوم، صاحبان اراده مستقل، فاعل مختار و تأثیراتشان مستقل است، بدون اینکه مسخر خداوند باشند، [چنان‌که منجمان قبل از اسلام بر این باور بوده‌اند]، در این صورت منجم مانند ساحر و کاهن است. اما اگر اعتقاد بر این باشد که اوضاع فلکی [اتصالات، اقترانات، انفصالات، تربیعات، تسدیسات و...] همه نشانه‌ها و علامات سنت خدا و عادت او باشند؛ یعنی بر این باور باشیم که عادت خدا بر این امر جاری است که مثلاً فلان اختر فلان تأثیر را دارد و حق‌تعالی تأثیرات آنها را به مقتضای حکمت خویش قرار داده است، در این صورت حرام نیست، می‌توانیم فراگیریم، آموزش دهیم، پژوهش به عمل آوریم، به‌ویژه اینکه حق‌تعالی قادر است تأثیرات آنها را به وسیلۀ صدقه دادن، دعا و راز و نیاز داشتن، تغییر دهد؛ زیرا حق‌تعالی هرچه را بخواهد محو کرده و هرچه را بخواهد ثابت باقی می‌دارد. «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ»، ولی احاطه به دقائق اخترشناسی بر غیر خزینه‌داران علم الهی میسور نیست؛ زیرا دیگران احاطۀ کامل به احوال و اوضاع فلکی و اقترانات کواکب ندارند. لیکن سخن فوق نباید مانع از نظر و کاوش در کتب و تحقیقات اهل نجوم گردد؛ زیرا احوال و اوضاعی را برای نجوم و اختران به نگارش آورده‌اند که غالباً اتفاق می‌افتد و آنها را باید احتیاطاً عمل کرد، ازاین‌رو می‌بینیم گروهی از شیعه این دانش را فرا گرفته که در میان آنان علما و محدثان بزرگ وجود داشته‌اند (نجفی، 1360، ج۲۲، ص۱۰۸).
    از مجموعۀ روایات و آراء فقها در باب احکام نجوم به دست می‌آید که اشکالی در اصل احکام نجوم نیست؛ بلکه نوع اعتقاد در مورد نجوم و همچنین روش پرداختن به این علم بوده که در مواردی از سوی اهل‌بیت مورد نهی قرار ‌گرفته است.
    2. نظرات مفسران در مورد ارتباط مفاهیم سیاق
    1ـ2. عبارت «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ» در قرآن
    نظرات مفسران در مورد ارتباط مفاهیم سیاق و معنایی که برای آیه نظر گرفته‌اند، بستگی به معنای «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ» دارد. اگرچه معنای حقیقی عبارت که در ابتدا متبادر می‌شود جهت‌های «مکانی» است. در برخی از آیات قرآن، تعبیر «بَيْنَ أَيْدي... و خَلْف...» برای پیش رو و پشت سر «زمانی» به کار رفته است. در قرآن کریم، مشتقات عبارت «بَيْن أَيْدیـ... و خَلْف‍ـَ...»، به همراه هم، جمعاً ۱۶ مرتبه تکرار شده است (بقره: ۶۶و۲۵۵؛ اعراف: ۱۷؛ رعد: ۱۱؛ مریم: ۶۴؛ طه: ۱۱۰؛ انبیاء: ۲۸؛ حج: ۷۶؛ سبأ: ۹؛ یس: ۹؛ یس: ۴۵؛ فصلت: 25 و 14 و42؛ احقاف: ۲۱؛ جنّ: ۲۷).
    الف) در آیۀ ۴۵ سورۀ یس، علامه طباطبائي عبارت مذکور را به صورت زمانی تفسیر کرده و «ما بَيْنَ أَيْديكُمْ وَ ما خَلْفَكُمْ» را به دو صورت «حال و آینده» و «گذشته و حال» ترجمه و بیان کرده‌اند: «مراد از «ما بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَ ما خَلْفَكُمْ» شرك و گناهانى است كه در حال حاضر و در قبل از اين بدان مبتلا بودند، و يا مراد عذابى است كه بدين سبب مستوجب آن شدند، و برگشت هر دو به يكى است، و يا مراد شرك و گناهان در دنيا و عذاب در آخرت است و اين وجه از وجوه ديگر وجيه‌‏تر است» (طباطبائی، 1390ق، ج۱۷، ص۹۳).
    ب) در آیۀ ۲۵ سورۀ فصلت، علامه در مورد عبارت مذکور این‌طور بیان کرده‌اند: «فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، يعنى آن قرينان سوء در نظر ايشان جلوه داد پيش رو و پشت سرشان را، و شايد مراد اين باشد كه هم لذت‏‌هاى مادى را كه داشتند در نظرشان جلوه داد، و هم آنها را كه آرزومند بودند داشته باشند، و در آينده به دست آورند» (طباطبائی، 1390ق، ج۱۷، ص۳۸۶).
    ج) در آیۀ ۶۴ سورۀ مریم، علامه طباطبائي فرموده‌اند: «اگر مراد از جملۀ «ما بَيْنَ أَيْدِينا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَيْنَ ذلِكَ» مكان بوده باشد. شامل قسمتى از مكان پيش روى ملائكه و مكانى كه در آن‌اند و تمامى مكان پشت سر ايشان مى‏‌شود، ولى شامل تمام مكان پيش روى آنان نمى‌‏شود، و همچنين اگر مراد از آن، زمان بوده باشد، شامل همه گذشته و حال، و قسمتى از آينده، يعنى آينده نزديك مى‏‌گردد، و حال آنكه سياق جملۀ «لَهُ ما بَيْنَ أَيْدِينا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَيْنَ ذلِك» به صراحت احاطه را مى‏‌رساند، و با بعضى زمان‌ها و يا مكان‌ها دون بعضى [دیگر] نمى‏‌سازد» (طباطبائي، 1390ق، ج۱۴، ص۸۳).
    د) در آیۀ ۷۶ سورۀ حج، علامه در مورد این عبارت فرموده‌اند: «منظور از اينكه فرمود: عالم به ما بين ايدي و ما خلف ايشان است، دلالت بر اين نكته است كه خداى تعالى مراقب روش انبياى خويش است كه مبادا دچار اختلالى گردد، نه فى‌نفسه دچار فراموشى يا تغيير و يا به وسيلۀ كيدهاى شيطانى و تسويلات او دستخوش فساد شود و نه ميان‏ وحى و مردم اختلالى رخ دهد. همۀ اينها بدين جهت است كه حاملان وحى از رسولان در برابر چشم و علم او هستند. مى‏‌داند آنچه پيش روى آنهاست و آنچه خلف آنهاست و آنان همه در گذر كمين‌گاه خدا قرار دارند. ازهمين‌جا روشن مى‏‌شود كه مراد از «ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ»، مابين ايشان و بين آن كسى كه وحى را به او مى‏‌دهند مى‏‌باشد. پس «مابين ايدى رسول ملكى» مابين او و بين رسول انسانى است كه وحى به او مى‏‌دهد و «مابين ايدى رسول انسانى»، عبارت است از مابين او و بين مردم كه رسول انسانى وحى را به ايشان مى‏‌رساند. و مراد از «ما خلف ملائكه» مابين ملائكه و بين خدا است كه همۀ آنان از جانب خدا به سوى مردم روان هستند. پس وحى از روزى كه از ساحت عظمت و كبريايى حق صادر مى‏‌شود در مأمنى محكم است تا روزى كه به مردم برسد و لازمۀ آن اين است كه پيغمبران نيز مانند ملائكه معصوم باشند، معصوم در گرفتن وحى و معصوم در حفظ آن و معصوم در ابلاغ آن به مردم» (طباطبائی، 1390ق، ج۱۴، ص411-۴۱۲). از سويي همان‌طور که پیداست در آیۀ ۹ سورۀ سبأ، عبارت مذکور با اسم موصول «ما» آورده شده است. مطابق با ظاهر آیه، سیاق آیات و همچنین روش متداول تفسیر این عبارت در قرآن کریم، عبارت مذکور باید به صورت کنایی و نه مکانی ترجمه شود، ولی در اینجا علامه طباطبائی مانند اکثر مفسران از قبیل شیخ طبرسی (طبرسی، 1372، ج8، ص۵۹۴)، مقصود آیه را مکانی در نظر گرفته‌اند: «پس مراد از جملۀ «ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ...» اين است كه بفرمايد: آسمان و زمين ايشان را از جلو و عقب احاطه كرده، هر جا كه نظر كنند آسمانى مى‏‌بينند، كه بر سرشان سايه افكنده، و زمينى كه روى آن هستند، نه از طرف بالا مى‌‏توانند بگريزند، و نه از طرف پايين» (طباطبائی، 1390ق، ج16، ص360).
    با توجه به تفسیر کنایی اکثر آیات مشابه، به نظر می‌رسد که این آیه نیز باید به همین صورت در نظر گرفته شود و هیچ دلیلی وجود ندارد که در اینجا منظور عبارت «ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، به صورت مکانی؛ یعنی جلو و عقب و اطراف کفار (مخاطبان خاص آیه) باشد.
    2ـ2. نظر اول. قول مشهور بر اساس مکانی بودن «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»
    غالب تفاسیر، وجه اتصال میان آیۀ ۹ و آیات پیشین را «تخویف» ذکر کرده‌اند. به‌این‌ترتیب که قرآن این کافران را دعوت می‌کند که به پیش رو و پشت سرشان نگاه کنند و ببینند همان آسمان و زمینی که در افق پیش رویشان هست، در پشت سرشان هم قرار دارد و دریابند که چگونه در میان آسمان و زمین احاطه شده‌اند و خداوند می‌تواند ایشان را از طریق آسمان، با فرو فرستادن پاره‌هایی از آن (قذف)، یا از طریق زمین و به صورت خسف، هلاک کند. همچنین مرجع ضمیر «ذلک» در انتهای آیه را، وضعیت آسمان و زمین دانسته‌اند که عبد منیب می‌تواند از رؤیت آنها پی به احاطه و قدرت خداوند ببرد (به‌عنوان نمونه، ر.ک. فراء، ج‏2، ص355؛ طبری، 1412ق، ج‏22، ص45؛ طبرسی، 1372، ج‏8، ص378 و 594؛ میبدی، 1371، ج‏8، ص110؛ فخر رازی، 1385، ج‏25، ص195؛ سیوطی، 1404ق، ج‏5، ص226؛ ثعلبى، ج‏8، ص71؛ آلوسی، 1415ق، ج‏11، ص286؛ ابن‌عاشور، 1421ق، ج‏22، ص23؛ فضل‌الله، 1419ق، ج‏19، ص19؛ طباطبائی، 1390ق، ج‏16، ص359). البته برخی به این بیان، تفکر در قدرت خداوند بر خلقت آسمان و زمین را نیز افزوده‌اند (زحیلی، 1418ق، ج‏22، ص145‏).
    به نظر می‌رسد این تفسیر از آیۀ 9 سورۀ سبأ، ریشه در نقل‌قولی از قتاده دارد. طبری پس از بیان تفسیر آیه، به روایت ذیل از قتاده استناد می‌کند: عن قتاده، قوله: «أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلى‏ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُم»‏ قال: «ينظرون عن أيمانهم، و عن شمائلهم، كيف السماء قد أحاطت بهم‏ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ‏ كما خسفنا بمن كان قبلهم‏ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ أي قطعا من السماء» (طبری، 1412ق، ج‏22، ص45). ماتریدی نیز قول مشابهی را از قتاده نقل کرده است: «و قتادة يقول لينظروا كيف أحاطت بهم السماء و الأرض و هما واحد» (ماتریدی، 1426ق، ج‏8، ص429).
    3ـ2. نظر دوم. بر اساس دلالت «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ» بر زمان
    تفسیر بیان السعاده، علاوه بر ذکر معنای مشهور در این آیه، دو تبیین دیگر از آیه ارائه می‌کند که بر پایۀ نگاه زمانی به عبارت «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ» بنا شده است. در تفسیر اول، آسمان را حاکی از «عالم آخرت و ارواح» که پیش روی انسان قرار دارد و زمین را حاکی از «عالم طبیعت» که پشت سر قرار دارد در نظر می‌گیرد. این تفسیر از آیه چندان با ظاهر سازگار نیست و بیشتر آمیخته با ذوق صوفیانۀ مؤلف است (سلطان علی‌شاه، 1408ق، ج‏3، ص260). او در ادامه با اشاره به اینکه می‌توان «مِن» در عبارت «من السماء و الارض» را «ابتدائیه» لحاظ کرد، معنای دیگری از آیه پیشنهاد می‌کند: «آيا نگاه نمى‏كنند به حوادث آینده یا گذشته كه در جلو روى آنها و پشت سرشان است، درحالى‌كه آن حوادث ناشى از حركات آسمان و تحت تأثير قرار گرفتن زمين است؟» (سلطان‌ علي‌شاه، 1408ق، ج3، ص۲۶۱) در این معنا، چون مبدأ و منشأ حوادثِ روی زمین، آسمان است، تعبیر «من السماء» به کار رفته است. البته در بیان وجه اتصال این بخش آیه به دو مقولۀ خسف و قذف، این تفسیر هم راه تفاسیر متقدم بر خود را پیموده است و تمام این وجوه را دال بر قدرت خداوند بر عذاب کافران و فرصتی برای تنبه و بازگشت از گمان باطل نسبت به معاد می‌داند (سلطان‌ علي‌شاه، 1408ق، ج3، ص۲۶۱).
    خانم صفارزاده در ترجمۀ آیۀ 9 سورۀ سبأ نیز عبارت «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ» را بر اساس نگاه زمانی، با مفهوم حال و آینده ترجمه کرده‌ است: «آيا آنها درباره بلاهايى كه در حال و آينده از زمين و آسمان امكان دارد بر آنها نازل شود فكر نمى‌كنند؟ ما اگر اراده بفرماييم آنها را در زمين فرو مى‌بريم [مانند قارون] و اگر اراده بفرماييم، از آسمان بر آنها باران سنگ نازل مى‌كنيم [مانند قوم لوط] در هر يك از اين هشدارها [كه آثار آنها را در گذشته توسط تاريخ شناخته‌اند] براى بندگانى كه عامل به توبه به درگاه خداوند باشند پند و عبرتى نهفته است» (صفارزاده، ص1020).
    3. نقد و بررسی نظرات مفسران
    وجه اتصالی که برای مفاهیم مطرح‌شده در این سیاق، در تفاسیر آمده است، چنان‌‌که گذشت، خاستگاهی در روایات اهل‌بيت ندارد و در بعضی موارد به تابعان می‌رسد. از سویی این تفاسیر با اشکالاتی توأم است.
    1ـ3. آسمان و زمین بالا و پایین هستند، نه پیش رو و پشت سر
    اولین اشکالی که به تفسیر مشهور از این آیات وارد است، عدم انطباق «ما بین أیدیهم و ما خلفهم» بر «السّماء و الأرض» است. آسمان و زمین، بالای سر و زیر پای انسان‌ها قرار دارند، نه پیش رو و پشت سر؛ چنان‌که می‌فرماید: «أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُم» (ق: ۶). حتی اگر غرض، پی بردن به احاطۀ آسمان‌ و زمین بر انسان‌ها بود، نگاه به بالا و پایین بیشتر می‌توانست حاکی از آن باشد.
    2ـ3. عدم تبادر خسف و قذف با نگاه به آسمان و زمین
    در مسیر نشئت‌گرفته از قول قتاده در مورد آیۀ نهم سورۀ سبأ، انتظار بر آن است که کافران به معاد، با نگاه به بخش‌هایی از آسمان و زمین که در پیش رو و پشت سرشان است، احاطۀ خداوند و امکان وقوع خسف یا فرود آمدن پاره‌هایی از آسمان را نتیجه بگیرند. نتیجه‌گیری این موضوعات از نگاهی عادی به آسمان و زمین، بدون توجه به ماجراهای گذشتگان و آنچه از این عذاب‌ها بر آنان واقع شده است، چندان محتمل به نظر نمی‌رسد. چه طور ممکن است کافران، از نگاه و حتی تأمل در آسمان و زمین، قدرت خداوند بر خسف و قذف را نتیجه بگیرند؟ اگر بنا بود این آیه بر احاطۀ خداوند دلالت داشته باشد، دلیلی برای حذف مفهوم احاطه از آیه وجود نداشت. ترجمۀ آیه به صورت «أفلم یروا کیف أحاط بهم الله من السماء و الارض»، ترجمه‌ای توأم با تکلف و تحمیل است.
    3ـ3. میزان کارآمدی «تخویف» در موضع کلام
    تهدید و تخویف برای کسی کارآمد است که حقیقتی را که می‌داند، کتمان کرده است. گویی در تفسیر رایج، فرض بر این است که این افراد خوب می‌دانند که خلقت مجدد حق است؛ ولی آن را انکار می‌کنند. ازاين‌رو خدا در راستای استدلال بر امکان این خلق مجدد چیزی نمی‌فرماید و به تخویف ایشان بسنده می‌کند. درحالی‌که این کافران، خدا و قدرت خدا بر نابودی خودشان را منکر نشده‌اند. خداوند در مورد این کافران می‌فرماید «الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» (سبأ: ۸) و آنها را گم‌گشتگان معرفی می‌کند. وصف اصلی ایشان عدم ایمان و گم‌گشتگی و سردرگمی است، درحالی‌که در این طریق باید صفت اصلی آنها نفاق و کتمان حقیقت باشد.
    4ـ3. پاسخ خداوند به منکران معاد در قرآن
    منکران معاد در این سیاق، منکر خدا نیستند، چون از افترا به خدا صحبت می‌کنند. در پاسخ به چنین اعتقادی، بنا به تفسیر مشهور از آیۀ ۹ سبأ، قرآن به تهدید و تخویف کافران روی می‌آورد. این شیوه با گویش قرآن در مواضع دیگر سازگار نیست. در سیاق‌های دیگر، خداوند در قبال چنین تشکیکی در مسئلۀ معاد، از مقولاتی سخن به میان می‌آورد که باورپذیری آن را آسان‌تر سازد.
    در آیۀ ۵۱ اسراء، در پاسخ گروهی که مسئله‌‌شان خلقت مجدد است و می‌گویند: «أَ إِذا کُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدیداً» (اسراء: ۴۹)، قرآن می‌فرماید همان کسی که اول بار شما را پدید آورد، دوباره شما را بازمی‌گرداند. اشاره به خلقت اولیۀ انسان‌ها استدلالی آشکار برای مسئلۀ مورد اختلاف است. نمونۀ دیگر آیات ۹۸ و ۹۹ در سورۀ اسراء است. باز هم برخی کافران می‌گویند: «أَ إِذا کُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدیداً». خداوند در پاسخ می‌فرماید: خدایی که آسمان‌ها و زمین را خلق کرده، بر خلق کردن مثل این کافران نیز قادر است. در مواردی دیگر از آیات قرآن نیز، پاسخ‌های مشابهی برای منکران معاد، طرح شده است (ر.ک. حج: ۵؛ مؤمنون: ۸۲-۸۴؛‌ واقعه: ۴۷-۵۱). اینکه قرآن در پاسخ کسانی که منکر خدا نیستند، به تهدید و تخویف روی آورد، با گویش عقلانی و منطقی قرآن سازگار به نظر نمی‌رسد.
    5ـ3. عدم ارتباط میان اجزاء درونی آیه
    فهم صحیح آیۀ 9 سبأ، بی‌تردید منوط به فهم ارتباط میان سه مقولۀ رؤیت «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، «آسمان و زمین» و «خسف و قذف» است. این ارتباط در نظریۀ مشهور میان تفاسیر، ارتباطی تکلف‌آمیز است؛ چون موضوع اصلی آیه و سبب اتصال اجزاء آن، یعنی احاطۀ خداوند بر انسان‌ها، محذوف است.
    نظریۀ صاحب بیان السعاده نیز، اگرچه ارتباطی منطقی بین دو قسمت اول برقرار می‌کند؛ در مورد اتصال این دو بخش با خسف و قذف پاسخ قابل قبولی ندارد. اینکه افراد از طریق آسمان و زمین، حوادث آینده و گذشته را رؤیت کنند، آنها را به امکان خسف و قذف دلالت نمی‌کند.
    4. وقوع خسف و قذف در گذشته و آینده
    1. سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنِ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ‏ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ‏ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ‏ قَالَ خَسْفٌ‏ وَ مَسْخٌ وَ قَذْفٌ‏ قَالَ قُلْتُ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ قَالَ دَعْ ذَا ذَاكَ قِيَامُ الْقَائِمِ (کلینی، 1407ق، ج‏8، ص166). در این روایت امام صادق منظور از آیات در آفاق و انفس را، خسف و مسخ و قذف می‌دانند که در زمان قیام امام زمان به وقوع می‌پیوندد.
    2. شیخ مفید از رسول‌الله نقل می‌کند: «لَمْ يَجْرِ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ شَيْ‏ءٌ إِلَّا وَ يَكُونُ فِي أُمَّتِي مِثْلُهُ حَتَّى الْمَسْخُ وَ الْخَسْفُ‏ وَ الْقَذْف»‏ (مفید، 1413ق، ص95)؛ آنچه در امت بني‌اسرائیل جاری شد، مانند آن در امت رسول‌الله هم جاری می‌شود، حتی مسخ و خسف و قذف.
    3. حَدَّثَنَا قَتَادَةُ بْنُ الْفَضْلِ، قَالَ: «سَمِعْتُ هِشَامَ بْنَ الْغَازِ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ رَبِيعَةَ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا مَالِكٍ صَاحِبَ رَسُولِ‌اللَّهِ، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ: يَكُونُ فِي أُمَّتِي الْخَسْفُ‏ وَ الْمَسْخُ وَ الْقَذْفُ‏ (طوسي، 1414ق، ص397). این روایت نیز مانند روایت دوم، از تحقق آیات خاص در امت پیامبر آخرالزمان، سخن می‌گوید.
    4. «وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ يَظْهَرُ فِي أُمَّتِي الْخَسْفُ‏ وَ الْقَذْفُ‏ قَالُوا مَتَى يَكُونُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ إِذَا ظَهَرَتِ المعارف [الْمَعَازِفُ‏] وَ الْقَيْنَاتُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ اللَّهِ لَيَبِيتَنَّ أُنَاسٌ مِنْ أُمَّتِي عَلَى أَشَرٍ وَ بَطَرٍ وَ لَعِبٍ يُصْبِحُونَ قِرَدَةً وَ خَنَازِيرَ لِاسْتِحْلَالِهِمُ‏ الْحَرَامَ وَ اتِّخَاذِهِمُ الْقَيْنَاتِ وَ شُرْبَ الْخُمُورِ وَ أَكْلِهِمُ الرِّبَا وَ لُبْسِهِمُ الْحَرِيرَ» (ديلمي، 1412ق، ج‏1، ص38). در این روایت شریف نیز، پیامبر اکرم وقوع خسف و قذف در امتشان را بعد از مشغولیت آنان به آلات موسیقی و شرب خمر و لهو و لعب و رباخواری مطرح می‌کنند.
    مشخص است که دو مثالی را که خداوند متعال در ادامۀ جملۀ اول آیه از «إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ» و «أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ» می‌آورد، مربوط به مکان خاصی در آسمان و زمین و در زمان حال نیست که قابل رؤیت باشد. این دو مثال یا برای زمان‌های گذشته در میان اقوام بوده است (قصص: 81؛ عنکبوت: 40) و یا طبق روایات فوق، مربوط به زمان آینده و حوادث مربوط به آخرالزمان و مهدویت است. ازاين‌رو معنای قوی‌تر در مورد «ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، همان معنای زمانی مربوط به گذشته و آیندۀ مخاطبان آیه می‌باشد.
    5. نگاه به آینده و گذشته از طریق آسمان و زمین
    با توجه به نظرات مفسران ذیل آیۀ مورد بحث، و اشکالات ذکرشده، می‌توان معنای جدیدی برای آیه ارائه کرد. بحث کافران با توجه به آیات قبل، در مورد سرنوشت بشر در آینده است. از سویی دو مقولۀ خسف و قذف چنان‌که بحث آن گذشت، موضوعاتی مربوط به آیندۀ امت رسول خدا هستند که در گذشته در امت‌های پیشین نیز واقع شده‌اند (طبری، 1412ق، ص۶۰؛ طبرسی، 1372، ج۷، ص۳۶۷)، ازاين‌رو منظور از رؤیت «ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ»، رؤیت پیش رو و پشت سر «زمانی» است؛ یعنی خداوند از کسانی که مفاهیم مطرح‌شده از سوی رسول‌الله در آینده را انکار می‌کنند، دعوت می‌کند از طریق «آسمان و زمین» به آینده و گذشته، آن هم در حد آینده و گذشتۀ بشریت نگاه کنند و در این رؤیت، به‌خصوص دو مقولۀ خسف و قذف را ببینند. نگاه به گذشته از این جهت مطرح می‌شود که موضوعاتی مشابه آنچه در آینده قرار دارد را خداوند در گذشته‌ها قرار داده است.
    6. تفاوت نگاه به گذشته و آینده از منظر قرآن با علوم مرسوم
    نکتۀ قابل‌توجه و وجه افتراق علم نجوم و توجه به آسمانی که خداوند در قرآن به آن دعوت می‌کند با علم ستاره‌شناسی و کیهان‌شناسی که علم جدید به آن دعوت دارد این است که در ستاره‌شناسی مدرن، بر اساس وضعیت آسمان، به مطالعۀ گذشته و آیندۀ آسمان و کهکشان‌ها می‌پردازند (sharov & Novikov, 1993; Hubble, 1929). اما در آیۀ 9 سبأ با توجه به ضمیر«هم»، خداوند دعوت می‌کند که انسان‌ها از طریق آسمان، آینده و گذشتۀ «خودشان» را مطالعه کنند و نه گذشته و آینده آسمان را! ازاين‌رو تفاوت زیادی بین منظر کیهان‌شناسی مدرن و منظر مطروحه در این آیه قرآنی وجود دارد.
    از سویی احکام نجومی که بر اساس منابع مختلف، سابقه داشته، در راستای منافع اشخاص یا حکومت‌ها بوده است (دينوري، 1346، ص139و436؛ مسعودی، 1425ق، ج3، ص457)، اما این آیه مخاطب را دعوت به مطالعۀ آیندۀ بشریت در مقطع آخرالزمان می‌کند که ابعاد بسیار بزرگ‌تری نسبت به آن دارد و نفع اصلی را خود انسان محقق و متوجه آیات آفاقی خداوند می‌برد که «إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لِکُلِّ عَبْدٍ مُنیبٍ» (سبأ: 9).
    نتیجه‌گیری
    بر اساس ساختار درونی آیۀ 9 سبأ، به نظر می‌رسد نه‌تنها قرآن امکان مطالعۀ آینده و گذشته از طریق آسمان و زمین را تأیید کرده است، بلکه قرآن همگان، حتی کافران را به این موضوع دعوت می‌کند. این آیه دلالت می‌کند بر اینکه با مطالعۀ برخی موضوعات آسمانی، می‌توان مقولاتی کلان مانند عذاب‌های آخرالزمانی ـ ازجمله خسف و قذف ـ در مسیر پیش روی بشر را نتیجه گرفت و در راستای آمادگی برای مواجهه با آن، برنامه‌ریزی و تلاش کرد. در این مقاله سعی شد از منظر آیۀ 9 سورۀ سبأ، امکان مطالعه آینده از طریق آسمان مورد مداقه قرار گیرد و با ذکر روایات در این باب و مصادیق تاریخی بر این دانش، فتح بابی باشد برای اینکه مفسران، دانشمندان و متخصصان علم نجوم در این حیطه ورود عمیق‌تر پیدا کرده و بروزات این علم خدایی را مبیّن، کاربردی و غنی‌تر نمایند. ان شاءالله.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • قرآن کریم، ترجمۀ طاهره صفارزاده.
    • آلوسی، محمود بن عبدالله (1415ق). روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی. بیروت:  دار الکتب العلمیه.
    • ابوریحان (1362). التفهیم لاوائل صناعه التنجیم. تصحیح جلال همائی. تهران: بابک.
    • انصاری، مرتضی (1381). کتاب المکاسب. قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی.
    • ابومعشر بلخی، جعفر بن محمد بن عمر (۱۹۸۵م). المدخل الکبیر فی (الی) علم احکام النجوم. فرانکفورت: معهد تاریخ العلوم العربیة و الاسلامیة.
    • احمدی آشتیانی، فرهاد (1400). تصویرپردازی آینده در قرآن؛ تأملی بر جایگاه‌‌یابی زمانی «جنت» مطرح در آیۀ ۱۳۳سورۀ آل‌‌عمران. پژوهش های قرآن و حدیث، 54، 9ـ23.
    • امامی‌دانالو، حسام و دهقانی، فرزاد (1395). تأملی در تفسیر هفت آسمان و هفت زمین در اعصار گوناگون. مشهد: مینوفر.
    • ابن‌عاشور، محمدطاهر بن‌ محمد (1421ق). التحریر و التنویر. بیروت: مؤسسة التاریخ العربی.
    • ابن‌‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر (1987م). تفسیر القرآن العظیم. بیروت: دار‌ المعرفۀ.
    • پاکتچی، احمد (1394). شعرا در قرآن کریم رویکردی گفتمانی به مفهوم. مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، 57، 157ـ194.
    • ثعلبی، احمد بن محمد (۱۴۲۲ق). الکشف و البیان (تفسیرالثعلبی). بیروت: چاپ علی عاشور.
    • جعفری، یعقوب (1395). رتق و فتق آسمان‌ها و زمین. درسهایی از مکتب اسلام، ۶۵۹، 25ـ29.
    • حسکانی، عبیدالله بن عبدالله (1411ق). شواهد التنزیل لقواعد التفضیل. تهران: موسسة الطبع و النشر.
    • حلی، حسن بن یوسف مطهر (1411ق). کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
    • دیلمى، حسن بن محمد (1412ق). إرشاد القلوب إلى الصواب. قم: رضی.
    • دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود (1346). اخبار الطوال. ترجمۀ صادق نشأت. تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
    • روحانی مشهدی، فرزانه و معارف، مجید (1395). ماهیت‌شناسی آسمان‌های هفتگانه با تکیه بر مؤلفه‌های خلق و امر در آیات قرآن. تحقیقات علوم قرآن و حدیث، ۳۰، 151ـ184.
    • روحانی مشهدی، فرزانه و همکاران (1398). تفسیر علمی «بغیر عمد ترونها» درباره «رفع» و «خلق» آسمان‌ها درقرآن. مطالعات تفسیری، 38، 89ـ106.
    • زحیلی، وهبه (1418ق). التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج. بیروت: دار الفکر المعاصر.
    • سلطان علی‌شاه، سلطان محمد بن حیدر (1408ق). بیان السعادة فى مقامات العبادة. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
    • سیوطی، جلال‌الدین (1404ق). الدر المنثور فى التفسیر بالماثور. قم: کتابخانۀ آیت‌الله مرعشى نجفى.
    • صادقى، محمد (بى‌تا). زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن. تهران: کتابفروشى مصطفوى بوذرجمهرى.
    • صدوق، محمد بن علی (1398ق). التوحید. قم: جامعۀ مدرسین.
    • صلیبا، جورج (1392). نجوم و احکام نجوم در دوره اسلامی. ترجمۀ یونس مهدوی. میراث علمی اسلام و ایران، 3، 52ـ63.
    • طباطبائى، سیدمحمدحسین (1390ق). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
    • طبرسی، احمد بن علی (1416ق). الاحتجاج. تحقیق ابراهیم بهادری. قم:‌ اسوه.
    • طبرسى، فضل بن حسن (1372). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. تهران: ناصر خسرو.
    • طبری، حسن بن علی (1376). تحفة الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار. تهران: میراث مکتوب.
    • طبرى، محمد بن جریر (1412ق). جامع البیان فى تفسیر القرآن. بیروت: دار المعرفة.
    • طوسی، محمد بن حسن (بی‌تا). التبیان، بیروت:  دار احیاء التراث العربی.
    • طوسی، محمد بن حسن (1414ق). الأمالی. قم: دارالثقافة.
    • طوسی، نصیرالدین (۱۳۳۵). بیست باب در معرفت اسطرلاب. تهران: چاپ محمدتقی مدرس رضوی.
    • علاء منجم، علی‌شاه بن محمد بن قاسم خوارزمی (623ق). احکام الاعوام. نسخۀ خطی. تهران: کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی.
    • غروی نائینی، نهله و همکاران (1398). رهیافت زبان‌شناسانه در تحلیل معنای هفت آسمان. مطالعات قرآن و حدیث، ۲۴، 227ـ238.
    • فخر رازی، محمد بن عمر (1385). التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب). تهران: اساطیر.
    • فراء، یحیى بن زیاد (1980م). معانى القرآن (فراء). قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب.
    • فرات کوفی، فرات بن ابراهیم (1410ق). تفسیر فرات الکوفی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
    • فضل‌الله، سیدمحمدحسین (1419ق). من وحى القرآن. بیروت: دار الملاک.
    • فیض کاشانی، محمد بن مرتضی (۱۳۶۵). الوافی. اصفهان: مکتبة امیرالمؤمنین.
    • کریم‌پور، سیدحسین و موسوی، سیدمحسن (1399). نقدی بر تفسیر علمی هفت آسمان و زمین در آیۀ ۱۲ طلاق. مطالعات تفصیلی، 42، 85ـ102.
    • کلینی، محمد بن یعقوب (1411ق). روضه کافی. بیروت: دارالتعارف للمطبوعات.
    • کلینی، محمد بن یعقوب‌ (1407ق). الکافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • کوشیار گیلانی، ابوالحسن (941ق). مجمل الاصول فی احکام النجوم. بی‌جا: بی‌نا.
    • ماتریدی، محمد بن محمد (1426ق). تأویلات أهل السنة (تفسیر الماتریدی). بیروت: دار الکتب العلمیه.
    • مجلسى، محمدباقر (1403ق). بحار الانوار. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    • مسترحمی، سیدعیسی (1388). آسمان از دیدگاه قرآن و دانش نجوم. پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کریم، 4، 83ـ116.
    • مسترحمی، سید‌عیسی (1389). اعجاز نجومی قرآن. قرآن و علم، 7، 93ـ130.
    • مسعودی، علی بن حسین (1425ق). مروج الذهب و معادن الجوهر. بیروت: المکتبة العصریة.
    • مفید، محمد بن محمد بن نعمان (1413ق). الفصول المختاره. قم: المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید.
    • مقاتل بن سلیمان (1423ق). تفسیر مقاتل بن سلیمان. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    • مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1374). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • میبدی، ابوالفضل رشید‌الدین (1371). کشف الأسرار و عدة الأبرار. تهران: امیرکبیر.
    • نایینی اکبری، محمد (1398). نقد روایی دیدگاه منظومه شمسی درباره مفهوم السماوات سبع. پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، 15، 189ـ202.
    • نجفی، روح‌الله (1391). در جست‌وجوی هفت آسمان قرآن. کتاب قیم، ۷، 29ـ52.
    • نجفی، محمدحسن (1360). جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام. ب‍ی‍روت‌: دار احیاءالتراث‌العربی.
    • نظامی عروضی سمرقندی، احمد بن عمر بن علی (۱۳۸۲). چهار مقاله. تصحیح محمد قزوینی. تهران: کانون هنر ایران.
    • نعمت‌اللهی، زهرا (1386). آیات الهی (خلقت جهان هستی و انطباق آن با آیات قرآن مجید. بی‌جا: بینش آزادگان.
    • نیک‌سرشت، حسین (1390). کیهان‌شناسی قرآنی. تهران: مبین اندیشه.
    • واقف‌زاده، شمسی (1389). بررسی احکام و احوال نجوم در برخی آیات و روایات. مطالعات قرآنی، 2، 155ـ169.
    • ولی‌محمدی، سلمان (1393). انفجار عظیم و پدیده big bang از منظر قرآن کریم. در: اولین کنگره ملی تفکر و پژوهش دینی. اردبیل: اداره کل تبلیغات اسلامی.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فیاضی بارجین، محمد حسین، صادقیان، احمد، خواجه پور، کمال. (1405) امکان‌سنجی مطالعۀ آینده از طریق آسمان بر اساس آیات قرآن با تأکید بر آیۀ نهم سورۀ سبأ. فصلنامه معرفت، 35(3)، 81-93 https://doi.org/10.22034/marifat.2025.5002364.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محمد حسین فیاضی بارجین؛ احمد صادقیان؛ کمال خواجه پور."امکان‌سنجی مطالعۀ آینده از طریق آسمان بر اساس آیات قرآن با تأکید بر آیۀ نهم سورۀ سبأ". فصلنامه معرفت، 35، 3، 1405، 81-93

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فیاضی بارجین، محمد حسین، صادقیان، احمد، خواجه پور، کمال.(1405) 'امکان‌سنجی مطالعۀ آینده از طریق آسمان بر اساس آیات قرآن با تأکید بر آیۀ نهم سورۀ سبأ'، فصلنامه معرفت، 35(3), pp. 81-93

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    فیاضی بارجین، محمد حسین، صادقیان، احمد، خواجه پور، کمال. امکان‌سنجی مطالعۀ آینده از طریق آسمان بر اساس آیات قرآن با تأکید بر آیۀ نهم سورۀ سبأ. معرفت، 35, 1405؛ 35(3): 81-93