معرفت، سال 1405، جلد سی و پنجم، شماره سوم، پیاپی 326، پاییز, صفحه‌ها 39-54

    بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و یافته‌های دانش جنین‌شناسی در توصیف و تحلیل مراحل شکل‌گیری جنین انسان

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ حمید آریان / دانشیار گروه تفسیر و علوم قرآن مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / aryan@iki.ac.ir
    سید مجتبی فقیهی / دانشجوی دکتری تفسیر و علوم قرآن مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / yasgole63@yahoo.com
    dor 20.1001.1.10236015.1405.35.3.4.3
    doi 10.22034/marifat.2026.5002678✓
    چکیده: 
    این مقاله با روش توصیفی ـ تطبیقی به بررسی وجوه تشابه و تفاوت و تمایز میان دیدگاه قرآن و یافته‌های تجربی جنین‌شناسان، به‌ویژه کیث ال. مور در توصیف و تحلیل مراحل شکل‌گیری جنین انسان می‌پردازد و به صورت ضمنی تعارض احتمالی بین دو دیدگاه را در این‌باره بررسی می‌کند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، در آیات قرآن آفرینش نسل انسان در رحم مادر در پنج مرحله شکل می‌‌گیرد: نطفه، علقه، مضغه، تکوین استخوان و گوشت، دمیده شدن روح. دانشمندان جنین‌شناس شکل‌گیری جنین را در سه مرحله نطفه‌ای (انعقاد نطفه تا هفته سوم)، رویانی (هفته چهارم تا آخر هفته هشتم) و جنینی (هفته نهم تا تولد) دانسته‌اند و ویژگی‌هایی برای هر مرحله را بیان کرده‌اند. دیدگاه قرآن و جنین‌شناسان، در بیان اصل و کلیت مراحل تکوین جنین تشابه بسیاری دارند، اما در مرحلۀ دمیدن روح و نیز کیفیت ترسیم تعداد مراحل، به‌ویژه مرحلۀ دمیدن روح تفاوت‌ها و تمایزهایی بین آن دو وجود دارد. همچنین میان دو بیانات قرآن در برخی مقولات تعابیری مثل نطفه امشاج و مضغه مخلقه و غیرمخلقه با یافته‌های جنین‌شناسی احتمال ناهمخوانی و تعارض داده می‌شود، اما این تعارض صرفاً در حد احتمال است و ثانیاً مربوط به امور و حالات فرعی مراحل تکوین جنین‌ است و به اعجاز علمی قرآن آسیبی نمی‌زند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A Comparative Analysis of the Quranic Perspective and Embryological Findings in Describing and Analyzing the Stages of Human Embryonic Development
    Abstract: 
    Employing a descriptive-comparative approach, this study examines the similarities and distinctions between the Quranic perspective and the empirical findings of embryologists -particularly Keith L. Moore - regarding the stages of human embryogenesis. Furthermore, it implicitly addresses potential discrepancies between these two viewpoints. This study elucidates that the Quranic narrative of human development in uterus comprises five distinct ontogenic stages: nutfah (zygote), ‘alaqah (clinging substance), mudghah (chewed-like tissue), skeletal and muscular differentiation, and, ultimately, ensoulment. Contemporary embryologists categorize human development into three distinct phases: the germinal stage (from fertilization through the third week), the embryonic stage (from the fourth through the eighth week), and the fetal stage (from the ninth week until birth), each characterized by specific developmental milestones. While significant structural congruence exists between the Quranic account and modern embryological findings regarding the progression of human development, methodological divergences persist. These are most prominent in the taxonomical classification of developmental phases and, notably, the ontological status of ensoulment. Furthermore, specific Quranic locutions, such as nutfah amshaj (intermingled fluids) and mudghah mukhallaqah/ghayr mukhallaqah (differentiated/ undifferentiated tissue), have elicited scholarly discourse regarding their correspondence with contemporary embryological paradigms. Such purported discrepancies, however, remain essentially speculative and are confined to peripheral morphological nuances of ontogeny; consequently, they do not compromise the miraculous scientific nature of the Quran.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و یافته‌های دانش جنین‌شناسی 
    در توصیف و تحلیل مراحل شکل‌گیری جنین انسان
     حميد آريان        / دانشيار گروه تفسير و علوم قرآن مؤسسۀ آموزشي و پژوهشي امام خميني    aryan@iki.ac.ir
    سيدمجتبي فقيهي / دانشجوي دکتري تفسير و علوم قرآن مؤسسۀ آموزشي و پژوهشي امام خميني    yasgole63@yahoo.com
    دريافت: 01/07/1404                    پذيرش: 29/10/1404
    چکیده
    این مقاله با روش توصیفی ـ تطبیقی به بررسی وجوه تشابه و تفاوت و تمایز میان دیدگاه قرآن و یافته‌های تجربی جنین‌شناسان، به‌ویژه کیث ال. مور در توصیف و تحلیل مراحل شکل‌گیری جنین انسان می‌پردازد و به صورت ضمنی تعارض احتمالی بین دو دیدگاه را در این‌باره بررسی می‌کند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، در آیات قرآن آفرینش نسل انسان در رحم مادر در پنج مرحله شکل می‌‌گیرد: نطفه، علقه، مضغه، تکوین استخوان و گوشت، دمیده شدن روح. دانشمندان جنین‌شناس شکل‌گیری جنین را در سه مرحله نطفه‌ای (انعقاد نطفه تا هفته سوم)، رویانی (هفته چهارم تا آخر هفته هشتم) و جنینی (هفته نهم تا تولد) دانسته‌اند و ویژگی‌هایی برای هر مرحله را بیان کرده‌اند. دیدگاه قرآن و جنین‌شناسان، در بیان اصل و کلیت مراحل تکوین جنین تشابه بسیاری دارند، اما در مرحلۀ دمیدن روح و نیز کیفیت ترسیم تعداد مراحل، به‌ویژه مرحلۀ دمیدن روح تفاوت‌ها و تمایزهایی بین آن دو وجود دارد. همچنین میان دو بیانات قرآن در برخی مقولات تعابیری مثل نطفه امشاج و مضغه مخلقه و غیرمخلقه با یافته‌های جنین‌شناسی احتمال ناهمخوانی و تعارض داده می‌شود، اما این تعارض صرفاً در حد احتمال است و ثانیاً مربوط به امور و حالات فرعی مراحل تکوین جنین‌ است و به اعجاز علمی قرآن آسیبی نمي‌زند.
    کليدواژه‌ها: مراحل تکوین جنین، نطفه، علقه، مضغه، مرحلۀ نطفه‌ای، مرحلۀ رویانی، مرحلۀ جنینی. 
    مقدمه
     
    آفرینش نسل انسان از موضوعاتی است که خداوند متعال در آیاتی از قرآن همچون «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ» (طارق: 5-7)، انسان را به نظر و تفکر درباره آن تشویق و ترغیب نموده است. علاوه بر این، قرن‌ها پیش از به‌ ظهور رسیدن برخی دانش‌های تجربی طبیعی در این‌باره، از چگونگی تکوین جنین آدمی و مراحل آن نیز سخن گفته است. علوم تجربی طبیعی چهار شاخۀ اصلی دارد که یکی از آنها زیست‌شناسی است که خود زیرشاخه‌های متعددی دارد. یکی از زیرشاخه‌های زیست‌شناسی که به پژوهش حاضر ارتباط دارد، رشتۀ جنین‌شناسی است که از چگونگی پیدایش و تکامل موجودات زنده بحث می‌کند. بر اساس مطالعات انجام‌شده در رشتۀ جنین‌شناسی، محققان به برخی حقایق جدید درباره مراحل مختلف شگل‌گیری و رشد جنین آدمی و چگونگی تکوین آن دست یافته‌‌اند.
    اگرچه برخی از این حقایق موجود در منابع دینی، ازجمله آیات قرآن، سال‌ها قبل از ظهور و پیدایش رشتۀ جنین‌شناسی توجه عده‌ای از عالمان تجربی را به خود جلب نموده و موجب شده بود که برای تقویت و تأیید آراء خود به سراغ این منبع وحیانی رفته و دستاوردهای تجربی خود را با آیات مربوط به آفرینش نسل انسان تطبیق دهند و تأیید نمایند (ر.ک. رضایی اصفهانی،1380، ج2، ص433)، اما یافته‌های جنین‌شاسان در این‌باره، دقیق‌تر و گسترده‌تر از مطالعات دانشمندان تجربی سابق بود. علاوه بر آن، در سال‌های اخیر این موضوع بستری مناسب برای گفت‌وگو و مطالعۀ تطبیقی میان داده‌های وحیانی و یافته‌های علم جنین‌شاسی فراهم کرده است؛ اما مسیر پژوهش با دو رویکرد مشکل‌آفرین روبه‌رو بوده است: نخست نوعی تطبیق‌گرایی عجولانه است که می‌کوشد هر واژه قرآنی را دقیقاً در برابر با یک اصطلاح علمی امروزی قرار دهد؛ و دوم اتخاذ یک رویکرد دفاعی است که هدف آن اثبات «اعجاز علمی قرآن» است تا تحلیل و بررسی تطبیقی. این دو رویکرد با وجود داشتن نیّات مثبت، در عمل گاهی باعث غفلت از تفاوت‌های بنیادین میان زبان و اهداف آیات الهی از یک‌سو و زبان و سطح تحلیل علم تجربی از سوي دیگر می‌شوند.
    اکنون پرسشی که مطرح می‌شود این است که تعالیم قرآنی در باب مراحل خلقت نسل انسان با یافته‌های تجربی دانشوران جنین‌شناسی در این موضوع چه نسبتی دارد؟ آیا میان توصیفات قرآن از مراحل خلقت جنین و یافته‌های دانش جنین‌شناسی، همسویی و شباهت مفهومی وجود دارد؟ و اگر چنین نیست آیا تفاوت و ناهمسویی آن دو، قابل توجیه است و چگونه می‌توان آنها را در چارچوب زبان، فرهنگ و اهداف بیانی قرآن تبیین کرد؟ در این مقاله جهات یادشده بررسی خواهد شد.
    به لحاظ پیشینه از یک نظر پژوهش‌های مرتبط با بررسی مقایسه‌ای آیات آفرینش انسان با یافته‌های علوم تجربی را می‌توان در چند دسته کلی طبقه‌بندی کرد:
    دستۀ اول آثار مرتبط با اعجاز علمی قرآن هستند که می‌توان به کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن (رضايی اصفهانی، 1380) اشاره کرد که در آن مؤلف اشکالات تفسیری و علمی انطباق آیات با علوم تجربی و نقاط قوت و ضعف ادعاهای اعجاز علمی قرآن را بررسی کرده است.
    یکی دیگر از آثار در این زمینه، مقالۀ «بررسی اعجاز علمی قرآن در مراحل خلقت و تکوین جنین انسان» (اسکندرلو و علي‌زیدی، 1395) است که در آن هم نويسندگان به گزارش‌دهی از آیات قرآنی دال بر مراحل خلقت جنین و یافته‌های علمی پرداخته‌اند. اگرچه هر دو اثر فوق در بیان شباهت‌ها بین دیدگاه قرآن و یافته‌های علم تجربی موفق بوده‌اند، اما عموماً از تحلیل وجوه افتراق یا تبیین ناسازگاری‌های ظاهری پرهیز کرده و کمتر متمرکز بر اصل تطبیق بوده‌اند.
    دستۀ دوم آثاری است که با رویکرد علمی‌ به بررسی موضوع در قرآن پرداخته است، مانند پایان‌نامۀ مراحل تکامل جنین در قرآن با تکیه بر یافته‌های علم جنین‌شناسی (خراسانی‌زاده، 1395)، که مؤلف بر یافته‌های علم جنین‌شناسی از نگاه قرآن متمرکز بوده است و مقالۀ «بررسی تطبیقی مراحل تکامل جنین در قرآن با یافته‌های علم جنین‌شناسی و کاربرد آن در برنامه درسی زیست‌شناسی» (محمودنیا و غلامی، 1403)، که نویسندگان به گزارش‌دهی در زمینۀ آیات قرآن و یافته‌های علم جنین‌شناسی اکتفا کرده‌اند. اگرچه این دو پژوهش با دقت بیشتر و علمی‌تری به وجوه اشتراک متمرکز بوده‌اند، اما چارچوب مشخصی برای تحلیل تفاوت‌ها و نسبت‌سنجی کلی میان دو حوزه ارائه نداده‌اند.
    دستۀ سوم از اين‌گونه آثار متمرکز بر دیدگاه دانشمندان غربی شده است و به اظهارنظرهای تطبیقی جنین‌شناسان برجسته می‌پردازد، مانند کتاب جنین‌شناسی لانگمن (سادلر، 1400) که در فصل‌های 3ـ8 به ذکر مراحل شکل‌گیری جنین در هفته‌های متوالی صرفاً از دیدگاه تجربی می‌پردازد و در هر هفته ویژگی‌ها و حالت‌های عارض‌شده بر جنین را بیان مي‌کند.
    با توجه به خلأهای موجود در آثار مطرح‌شده، پژوهش حاضر می‌کوشد تا با پرهیز از رویکرد دفاعی صرف و با ارائه یک چارچوب مشخص به یک تحلیل تطبیقی جامع دست یابد. هدف اصلی در این پژوهش اثبات اعجاز علمی قرآن نیست، بلکه هدف، فهم عمیق دیدگاه قرآن و دانشمندان جنین‌شناسی و تحلیل نسبت میان گفتمان دینی و علمی در این موضوع خاص است.
    در این پژوهش شیوه مطالعه کتابخانه‌ای است و اطلاعات با استفاده از ابزار فیش‌نویسی گردآوری شده است. روش حل مسله در برررسی دیدگاه قرآن (محور اول) تحلیلی ـ تفسیری و در گزارش و بیان دیدگاه دانشمندان جنین‌شناسی توصیفی ـ تحلیلی است (محور دوم) و در مقایسه دیدگاه قرآن و نظر جنین‌شناسان تطبیقی ـ انتقادی است و ضمن بیان نقاط اشتراک و افتراق آنها به تمایزات آنها نيز اشاره مي‌کند و در نهایت، چالش‌ها و تعارضات احتمالی یا ادعایی را با دید انتقادی در این‌باره بررسی می‌کند.
    1. مراحل تکوین جنین انسان از دیدگاه قرآن
    از منظر قرآن، آفرینش نسل انسان در دو مرحلۀ کلی صورت مي‌پذیرد. یکی مرحلۀ آفرینش جسم او و دیگری خلقت روح او. مرحلۀ آفرینش جسم انسان طبق نظر قرآن در چند مرحلۀ جزئی و به‌صورت تدریجی، نه دفعی صورت مي‌پذیرد.
    از مجموعه آیاتی که در قرآن دال بر مراحل آفرینش نسل انسان هستند، می‌توان به دست آورد که قرآن خلقت نسل انسان را در پنج مرحله می‌داند: 1. مرحلۀ انعقاد نطفه؛ 2. مرحلۀ علقه؛ 3. مرحلۀ مضغه؛ 4. مرحلۀ تکوین استخوان و گوشت (پیدایش استخوان و پوشانده شدن گوشت بر روی استخوان)؛ 5. مرحلۀ دمیده شدن روح (حج: 5؛ مؤمنون: 12ـ14).
    اما برخی از مفسران در مورد تعداد مراحل آفرینش نسل انسان نظر دیگری دارند:
    گروهی دیگر از مفسران با استناد به همان آيات معتقدند تکوین استخوان و پوشانده ‌شدن آن با گوشت، دو مرحلۀ مجزا هستد. پس شش مرحله‌اي است. استدلال ایشان این است که ظاهر آیه تقدم کامل خلقت استخوان بر پوشش گوشت را می‌رساند. آیت‌الله مکارم شيرازي می‌نویسد که آیه نمی‌فرماید مضغه به استخوان و گوشت تبدیل شد، بلکه تصریح می‌کند ابتدا مضغه به استخوان تبدیل گشت و سپس بر آن استخوان‌ها، لباس گوشت پوشانده شد (مکارم شیرازی و همکاران، 1386، ج14، ص211ـ213). برخی نیز برای تأیید این تفکیک، به روایات فقهی استناد کرده‌اند که فقها برای دیۀ جنین در مرحلۀ استخوانی و مرحله‌ای که گوشت بر آن روییده، تفاوت قائل شده‌اند (ر.ک. شاه‌عبدالعظیمی، ۱۳۶۳، ج9، ص۱۱۶) و این تفاوت دیه را دارای دلالت ضمنی بر تفاوت وضع جنین در مرحله استخوانی و مرحله‌ای که گوشت بر آن روییده شمرده‌اند و قائل شش مرحله شده‌اند.
    برخی دیگر از مفسران هم به شش مرحله‌ای بودن معتقدند. تفاوت اینها با نظر قبلی این است که «تسویه، تصویر و تعدیل» را یک مرحلۀ جداگانه در مراحل آفرینش نسل انسان به‌شمار مي‌آورند. به این صورت که پس از مرحلۀ مضغه و یا به تعبیر برخی مرحلۀ تعیین جنسیت، مرحله‌ای به نام «تسویه» وجود دارد. در تمام کاربردهای تسویه، نوعی معنای یکسان‌سازی، تعدیل و همنواختی متناسب با متعلقش در آن ملحوظ است (فیومی، 1414ق، ماده سوی) و این تعبیر در ارتباط با مخلوقاتی به کار می‌رود که در آنها ترکیب یا شائبه‌ای از ترکیب وجود دارد و تسویه در مورد انسان به قرار دادن هر عضوی در موضع مناسب خود و به نحو شایسته و تکمیل و تتمیم خلقت جسمانی او معنا شده است. یکی از دلایلی که این مفسران به آن اشاره کرده‌اند آیات 7ـ9 سورۀ سجده مي‌باشد که با استناد به واژۀ «ثم» قبل از تسویه، یک مرحلۀ جداگانه‌ای را برای تسویه قائل شده‌اند.
    به نظر می‌رسد نمی‌توان ادله هر دو گروه را پذیرفت و مراحل آفرینش نسل انسان را شش مرحله‌ای دانست؛ زیرا اولاً فاء عطف در «فکسونا» که اشاره دارد بر اینکه پس از تبدیل صورت مضغه به استخوان، صورت استخوانی دیگر تغییر نمی‌کند، بلکه همان صورت رشد پیدا می‌کند و بر آن گوشت پوشانده مي‌شود (طیب، 1392، ج9، ص368). به‌خصوص اینکه ظاهر آیه در این فراز با فرازهایی که مرحلۀ جدیدی از آفرینش را بیان می‌کنند، متفاوت است و در آن فرازها از واژۀ «خلق» و یا «ثم» استفاده شده است، ولی در این فراز این واژگان به کار نرفته و با توجه به اینکه استفاده از حرف عطف «فاء» می‌تواند دلالت بر رشد مرحلۀ شکل‌گیری استخوان به جهت پوشانده شدن توسط گوشت داشته باشد، دو مرحله دانستن این فرایند قابل قبول نیست.
    ثانیاً تسویه در آیات قرآن، به‌عنوان مرحلۀ خاصی از مراحل آفرینش انسان ذکر نشده است. برای نمونه در این دو آیه: «ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ؛ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِه‏....» (سجده: 8ـ9)؛ «ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى؛ فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‏» (قیامت: 38-39)، با توجه به سیاق آیات، می‌توان این‌گونه دریافت که موقعیت خاصی به‌عنوان یک مرحله، برای آن بیان نشده است و وجود تسویه بر طبق آیات فوق و حتی آیات دیگری که به این مسئله اشاره دارد (انفطار: 7-8؛ آل‌عمران: 6)، بیان می‌کنند که تسویه می‌تواند در کلیه مراحل آفرینش نسل انسان متصور باشد. همان‌طور که علامه طباطبائي در این خصوص این‌گونه گفته‌اند: «تسویه به‌معنای قرار دادن هر عضوی در جای مناسب خودش به مقتضای حکمت است. ثُمَّ سَوَّاهُ (سپس اعضا را عدل کرد)؛ یعنی توازن متعادل بین اعضا او قرار داد که برخی را قوی و برخی را ضعیف کرد تا یکدیگر را تکمیل کنند» (طباطبائی، 1393ق، ج20، ص337).
    بنابراین آنچه با ظاهر آیات منطبق است، پنج مرحله‌ای بودن مراحل آفرینش نسل انسان است که در آغاز ذکر شد. ما با توجه به این نکته، به تبیین هر کدام از مراحل به صورت جداگانه می‌پردازیم.
    1ـ1. مرحلۀ اول: انعقاد نطفه
    اولین مرحله در فرایند خلقت نسل انسان، مرحلۀ نطفه است. ابتدا لازم است میان دو مفهوم از مبدأ بعيد آفرينش تفکیک قائل شویم: مبدأ بعید آفرینش که ناظر به خلقت نخستین انسان است و مبدأ بعید آفرینش که به شکل‌گیری نسل بشر اشاره دارد. آیاتی که به آفرینش انسان از خاک، طین، صلصال اشاره دارند ناظر به مبدأ بعید خلقت انسان دارند، اما آیاتی که از نطفه یا ماء سخن می‌گویند به مبدأ قریب و فرایند خلقت نسل انسان اشاره دارند.
    1ـ1ـ1. تعبیر نطفه
    واژۀ «نطفه» در لغت به‌معنای آبِ اندک، آب صاف و چکیده است (ابن‌منظور، 1375، ج۹، ص۳۳۵؛ فراهیدی، ۱۴14ق، ج۸، ص۳۷۳). این واژه در قرآن کریم گاه به صورت مطلق و گاه همراه با وصف به ‌کار رفته است. نطفۀ مطلق در آیاتی مانند: «خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ...» (نحل: ۴) و «... مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ» (عبس» ۱۹)، به‌صورت کلی به آن اشاره می‌شود که مبدأ آفرینش انسان از مایعی ناچیز است. نطفۀ امشاج در آیۀ «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ...» (انسان: ۲) به آن اشاره می‌شود. «امشاج»، جمع «مَشج» یا «مشیج» به‌معنای آمیخته و مخلوط است (طباطبائی،1393ق، ج۲۰، ص۱۰۹). مفسران این آمیختگی را به چند صورت تفسیر کرده‌اند:
    اول. «اختلاط نطفۀ مرد و زن»؛ این مشهورترین نظر در این‌باره است که «نطفۀ امشاج» را اشاره به ترکیب سلول جنسی مرد و زن می‌داند (مکارم شیرازی و همکاران، 1386، ج۲۵، ص۳۳۶). دوم. «اختلاط استعدادهای وراثتی» که برخی دیگر آن را اشاره به ترکیب ویژگی‌ها و صفات ژنتیکی مختلفی می‌دانند که از طریق نطفه از والدین به فرزند منتقل می‌شود (قرشی، 1354، ج۶، ص۲۵۹). سوم. «اختلاط اجزای خود مایع منی» که این دیدگاه نیز به ترکیبات مختلف موجود در خود مایع منی اشاره دارد.
    به نظر می‌رسد معنای اول که منجر به تشکیل سلول تخم (زیگوت) می‌شود، با مراحل بعدی خلقت که در قرآن توصیف شده، انطباق بیشتری دارد و سایر معانی نیز قابل جمع با آن هستند.
    2ـ1ـ1. تعبیر ماء
    در آیاتی از قرآن برای مرحلۀ نطفه، از تعبیر «ماء» استفاده شده است و منظور از آن نطفۀ انسان است: «وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَديراً» (فرقان: 54). مفسران معتقدند در این آیه منظور از «ماء» همان نطفۀ انسان است که مبدأ آفرینش او به حساب می‌آید. در آیاتی دیگر به «ماء مهین» به‌عنوان مبدأ آفرینش نسل انسان اشاره شده است: «الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ؛ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهين» (سجده: 7ـ8).
    بر اساس ظواهر آیات منظور از «ماء مهین» در آیۀ 8 سورۀ سجده نیز همان نطفه است که به یکی از اوصاف آن، یعنی پست و حقیر بودن اشاره شده است.
    با توجه به مجموعه آیات مرتبط، قرآن کریم برای توصیف اولین گام در خلقت جنین انسان از تعابیر گوناگونی چون «نطفه»، «نطفۀ امشاج»، «ماء» و «ماء مهین»، بهره می‌برد که همگی به حقیقت واحدی اشاره دارند که همان مبدأ قریب نسل انسان است. این تعابیر ناظر به مراحل متوالی و جدا از هم نیستند، بلکه اوصاف و جنبه‌های مختلف این مرحله آغازین را اشاره می‌کنند.
    درنتیجه به نظر می‌رسد با بررسی آیات مربوط به آفرینش نسل انسان مرحلۀ اول، نطفه است، اما به یک نکتۀ دقیق باید توجه داشت و آن اینکه در اینجا میان دو مقام باید جدایی انداخت، ابتدا مقام بحث از مبدأ آفرینش نسل انسان و دوم مقام بحث از مراحل آفرینش نسل انسان.
    در میان مفسران، مشهور این است که تمام آیاتی که واژۀ نطفه در آنها ذکر شده است و حتی آیاتی که به «ماء مهین» اشاره کرده‌اند، همه به یکی از مراحل آفرینش انسان اشاره دارند.
    اما شاید بتوان با دقت در بررسی آیات مربوط به آفرینش نسل انسان گفت که بین مراحل آفرینش با مبدأ آفرینش تفاوت وجود دارد. همان‌طور که در بحث بررسی لغوی واژۀ نطفه بیان شد برخی نطفه را به مایع جنسی نر به‌تنهایی و برخی آن را به مایع جنسی زن و مرد اطلاق کرده‌اند. بنابراین می‌توان این تقسیم‌بندی را ارائه داد که آیات قرآن برخی تنها به بیان مراحل آفرینش نسل انسان اشاره دارند که در آن نطفه به‌معنای اختلاط مایع جنسی زن و مرد است و در آیۀ 2 سورۀ انسان کلمۀ نطفه در ترکیب «نطفۀ امشاج» به همین معناست. در این صورت یکی از آیات ناظر به مرحلۀ اول آفرینش نسل انسان، آیۀ 14 سورۀ مؤمنون خواهد بود که در آن خداوند متعال می‌فرمایند: «ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَكين‏». این آیه درواقع صراحتاً به استقرار نطفه در رحم زن در مرحلۀ اول آفرینش نسل انسان اشاره مي‌کند.
    اما برخی دیگر از آیات به مبدأ آفرینش نسل انسان اشاره دارند، نه مرحلۀ اول آن، که در این آیات نطفه به‌معنای مایع جنسی نر یا ماده به‌تنهایی به کار رفته است.
    همان‌طور که برخی دیگر این اشتباه را مرتکب شده‌اند و با استناد به آیۀ «وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ» (فاطر: 11)، گفته‌اند که اولین مرحلۀ آفرینش نسل انسان خاک است و یا برخی با استناد به آیاتی که آغاز تکوین انسان را زمین معرفی کرده است (نوح: 17؛ نجم: 32)، معتقد به این بوده‌اند که مرحلۀ اول آفرینش نسل انسان خاک است.
    در پاسخ به این اشتباه، می‌توان گفت که فرق است میان مبدأ آفرینش نسل انسان با مراحل آفرینش آن؛ مواردی مانند خاک یا گل که در آیات به آن اشاره شده است، به مبدأ آفرینش نسل انسان اشاره دارند و در مقام بیان مرحلۀ اول آفرینش نسل انسان نیستند.
    بنابراین با توجه به آنچه گفتیم به نظر می‌رسد تنها برخی از آیات ناظر به مرحلۀ اول آفرینش انسان هستند، مانند آیۀ 13 سورۀ مومنون و آیۀ 2 سورۀ انسان و صراحتاً به اختلاط مایع جنسی مرد و زن پرداخته‌اند.
    2ـ1. مرحلۀ دوم: علقه
    از ظاهر آیات قرآن برمی‌آید که اولین حالتی که جنین در رحم پس از حالت نطفه به خود می‌گیرد، علقه است: «هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلا...» (غافر: 67)؛ «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَق»‏ (علق: 2)؛ «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَة....» (مؤمنون: 14)؛ «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَة» (حج: 5).
    «عَلَقَة» از ماده «عَلَق» (بر وزن شفق) در اصل به‌معناى علاقه و ارتباط با چيزى است؛ و لذا «عَلَقْ» به‌معناي خون‌ بسته و زالو نيز آمده است؛ و «علقه» كه يكى از مراحل تكون جنين در رحم مادر است، ازاين‌رو «علقه» ناميده شده كه شبيه قطعه خون منعقد شده است (راغب اصفهاني، 1380، ص579). برخی دیگر می‌گویند: علقه به‌معنای آویختن در چیزی و همراه ‌شدن با اوست (ابن‌منظور، 1375، مادۀ علق). فیومی می‌گوید: علقه کرمی است که به حلق و گلوی حیوان می‌چسبد (فیومی، 1414ق، مادۀ علق).
    از مجموع معانی ذکرشده برای علقه، این‌گونه می‌توان دريافت که معنای آویخته شدن در تمام این معانی مشترک است و بر نوعی ارتباط و تعلق چیزی به موجودی دلالت دارد.
    اکثر مفسران، علقه را به‌معنای لغوی آن حمل کرده‌اند و معنای اصطلاحی خاصی را برای آن بیان نکرده‌اند. طبرسی معتقد است: «علقه» از آن جهت به این نام خوانده می‌شود که چون شبیه کرم سیاهی به نام «العلق» است؛ زیرا علق چونان زالو به عضو و پوست بدن می‌چسبد و از آن خون می‌مکد (طبرسی، 1360، ج7، ص71).
    ازآنجاکه در آیات فوق از فعل خلق برای این پدیده استفاده شده، مي‌توان نتیجه گرفت که تعبیر علقه اشاره به مرحله‌ای از مراحل چندگانه تشکیل جسم نسل انسان دارد.
    3ـ1. مرحلۀ سوم: مضغه
    پس از مرحلۀ علقه، آیات قرآن به مرحله‌ای دیگر با عنوان «مضغه» در تکوین جسم نسل انسان اشاره می‌کنند. مضغه در لغت از ریشۀ «مضغ» به‌معنای جویدن است. راغب اصفهاني در تعریف لغوی مضغه این‌گونه گفته است: «الْمُضْغَةُ: القطعة من اللّحم قدر ما يُمْضَغُ و لم ينضج‏، و جعل اسما للحالة التي ينتهي إليها الجنين بعد العلقة» (راغب اصفهاني، 1380، ص770)؛ مضغه تکه‌گوشتی است که جویده شده، اما پخته نشده است و به حالتی می‌گویند که بعد از علقه بر جنین عارض مي‌شود.
    در اصطلاح، «مضغه» به مرحله‌ای از تکوین جنین اطلاق می‌شود که در آن، توده سلولی پس از مرحلۀ «علقه»، ظاهری شبیه به یک قطعه گوشت جویده‌شده پیدا می‌کند. این شباهت ظاهری، که احتمالاً ناظر به ایجاد شیارها و برآمدگی‌هایی بر روی توده جنینی است، وجه تسمیه این مرحله می‌باشد (مصطفوی، 1385، ج۱۱، ص134).
    در مورد مرحلۀ مضغه، دو نکته قطعی است: اول اینکه مضغه حالتي است که بعد از مرحلۀ علقه جنین به خود می‌گیرد و دوم اینکه در این حالت جنین به شکل یک گوشت جویده‌شده است.
    به مرحلۀ مضغه فقط در دو آیه از قرآن اشاره شده است: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُم‏...» (حج: 5)؛ «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَة» (مؤمنون: 14).
    قرار گرفتن واژۀ ثم بین مرحلۀ علقه و مضغه اشاره روشنی بر وجود فاصله بین آن دو و ترتب تدریجی مضغه بر علقه دارد. همچنین استفاده از تعبیر «خلقنا» و نیز چینش و ترتیب نطفه، علقه و مضغه به‌صورت مشابه در هر دو آیه، گویای مرحله‌ای دیگر از تکوین پیکره نسل انسان در امتداد دو مرحلۀ قبلی (نطفه و علقه) است.
    1ـ3ـ1. معنای دو صفت «مخلقه» و «غیرمخلقه»
    یکی از نکاتی که در مرحلۀ مضغه در آیات قرآن آمده، توصیف مضغه به دو صفت «مخلقه» و «غیرمخلقه» است. با توجه به اینکه در معنای مخلقه و غیرمخلقه اختلاف وجود دارد و همین اختلاف سبب شده است برخی آن را یک مرحلۀ جداگانه از تکوین جنین در نظر بگیرند و با توجه به اینکه عالمان علوم تجربی هم درباره این مرحله نظر داده‌اند، لازم است به بررسی این مسئله بپردازیم.
    نسبت به واژۀ «مخلقه» و «غیرمخلقه» اهل لغت و تفسیر اختلاف دارند و سه قول در این‌باره مطرح شده است:
    1. برخی گفته‌اند تخلیق به‌معنای تسویه است، خلق العود؛ یعنی چوب کج را صاف و هموار کرد. بر این اساس، مخلقه به‌معنای «سوّاه» می‌شود، چنان‌که در برخی از آیات هم تعبیبر « ثم سواه» آمده است. بر طبق این تعریف می‌توان این‌گونه گفت که بعد از مضغه، مرحلۀ کامل‌تری به نام «تسویه مضغه» وجود دارد (آلوسی، 1415ق، ج9، ص112).
    2. برخی گفته‌اند منظور از تخلیق تصویر است و مخلق یعنی آنکه تصویر پیدا می‌کند (طباطبائی، 1393ق، ج14، ص344).
    3. برخی دیگر هم مخلق را به‌معنای تام‌الخلقه و غیرمخلقه را به‌معنای آن چیزی که هنوز خلقتش کامل نشده است، گرفته‌اند (مصطفوی، 1385، مادۀ خلق).
    به نظر می‌رسد با توجه به سیاق آیه، منظور از مخلقه و غیرمخلقه این نیست که هر انسانی هم از مضغه مخلقه و هم از غیرمخلقه آفریده شده است که لازمۀ چنین بیانی دو مرحله‌ای بودن مضغه باشد، بلکه منظور این است که مضغه دو وضعیت پیدا می‌کند؛ گاهی مراحل و مسیر تکامل را می‌پیماید، یعنی استخوان و تصویر پیدا می‌کند و به صورت مخلق درمی‌آید و گاهی در همان حد قبل از تصویر ساقط می‌شود و به مرحلۀ بعدی نمی‌رسد که در این صورت، غیرمخلق است. مشابه این تعبیر در همان آیۀ 5 سورۀ حج هم وجود دارد که خداوند متعال می‌فرمایند: «وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ» (مصباح یزدی، 1392، ص61).
    4ـ1. مرحلۀ چهارم: تکوین استخوان و گوشت
    تنها در یک آیه از قرآن به این مرحله اشاره شده است: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْما» (مؤمنون: 14). به کار بردن واژۀ خلق نشان مي‌دهد که این مرحله هم متمایز از مراحل قبلی است. در این مرحله ابتدا استخوان‌های جنین شکل‌ مي‌گیرد و بلافاصله استخوان‌ها با گوشت و عضلات پوشانده مي‌شوند.
    همان‌گونه که در محور اول مقاله اشاره کردیم برخی معتقدند که آفرینش استخوان و سپس پوشاندن گوشت بر آن دو مرحله جداگانه به حساب می‌آیند و شاهد بر این مسئله را استفاده از واژۀ «کسونا» مي‌دانند که قرینه بر جدا بودن این مرحله از مرحلۀ رویش استخوان است (مکارم شیرازی و همکاران، 1386، ج14، ص208).
    در مقابل، بعضی دیگر معتقدند آیه دلالت بر دو مرحلۀ جداگانه در تکوین جنین ندارد. ایشان به فاء در «فکسونا» استشهاد می‌کنند که نشان‌دهنده رشد استخوان است، نه مرحله‌ای جداگانه برای مراحل آفرینش نسل انسان (طیب، 1392، ج9، ص368) و برخي ديگر از مفسران، این تحول را به‌عنوان مرحله‌ای منحاز در آفرینش جسم نسل انسان صريحاً نفي نمي‌کنند (مصباح یزدی، 1392، ص62).
    به دو دلیل، نظر دوم صحیح است، اولاً همین که در این آیات به‌جای واژۀ «ثمّ» از «فاء» استفاده شده است، نشان از پیوستگی مراحل دارد، به‌خلاف ثمّ که بر متمایز بودن مراحل دلالت می‌کند. ثانیاً تغییر فعل از «خلقنا» به «کسونا» دالّ بر تفاوت ماهوی این مرحله دارد؛ یعنی در اینجا «کسونا» توصیف ‌و تکمیل مرحلۀ سابق است، نه اشاره به یک مرحلۀ دیگر مستقل آفرینش جنین.
    5ـ1. مرحلۀ پنجم: دمیده شدن روح
    آیات قرآن مرحلۀ منحاز دیگری در موضوع آفرینش نسل انسان بیان می‌کنند که کاملاً متفاوت از مراحل خلقت جسمانی اوست. این مرحله را می‌توان مرحلۀ آفرینش روح یا دمیده شدن روح در جسم انسان نامید. در آیۀ 14 سورۀ مؤمنون می‌فرماید: «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقين».
    روح در لغت به‌ معانی مختلفی، مانند مایۀ حیات و یا مبدأ حرکت آمده است که روح انسان را هم دربر می‌گیرد. مطابق با شواهد موجود روح وجود و ساختاری مستقل از جسم انسان دارد. استفاده از واژۀ «انشآء» به‌جای «خلق» دلالت بر آفرینش امر جدیدی دارد که قبلاً نبوده است. همچنین با توجه به معنایی که برای واژۀ انشاء در کتب لغت ذکر شده است، این واژه با مفاهیمی مانند ایجاد و خلق متفاوت است. انشاء در اصل به وجود آوردن چیزی است که استمرار، امتداد و جریان داشته باشد و هدف از ایجاد و آفرینش آن چیز نیز برای بقاء است (راغب اصفهانی، 1380، ص807؛ ابن‌فارس، 1378، ج5، ص429).
    این واژه بر خلاف «خلق» که عمدتاً بر اندازه‌گیری و آفرینش مادی و تدریجی دلالت دارد، بر یک ایجاد ابداعی و بی‌سابقه دلالت می‌کند که از سنخ مراحل قبل نیست. به تعبیر علامه طباطبائی در جملۀ «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ» خداوند سیاق را از خلقت به انشاء تغییر داده و در این مرحله اوصافی به انسان داده است که نه عین آن اوصاف و نه همجنس آن در مراحل قبلی نبوده است. خداوند سبحان در این مرحله جنین را صاحب حیات و قدرت و علم کرده و به او جوهره ذاتی داد که ما از آن تعبیر به «من» می‌کنیم. ایشان درباره تمایز این دو مرحله و درعین‌حال تعلق و اتحاد آن دو می‌نویسد: ضمیر «هـ .» در «انشأناه» آن‌گونه که از سیاق برمی‌آید به انسان در آن حالی که استخوان‌هایی پوشیده از گوشت بود برمی‌گردد. چون او بود که در مرحلۀ اخیر آفرینشی دیگر پیدا کرد؛ یعنی صرفاً ماده‌ای بود و صفات و خواص ماده را داشت، سپس چیزی مغایر با سابقش در ذات و صفات و خواص شد. از سویی این همان است، و همان ماده است که به این مرحله درآمده است و درعین‌حال غیر آن است؛ چون در ذات با آن اشتراک دارد و نه در صفات و تنها با آن نوعی اتحاد و تعلق دارد تا آن را در راه رسیدن به مقاصدش به کار گیرد، مانند وسیله‌ای که در دست صاحب وسیله است و در راه انجام مقاصدش آن را به کار می‌گیرد (طباطبائي، 1393ق، ج15، ص20-21).
    دومین شاهد انتساب روح به خدا است؛ در آیات مختلفی از قرآن، روح منسوب به خدا شده است: «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا» (اسراء: 85). خداوند در این آیه روح را از «امر» الهی و مربوط به خود و نه از مقوله خلق دانسته است.
    برخی از مفسران، مانند علامه طباطبائي ذیل آیۀ 54 سورۀ اعراف در تفسیر دو واژۀ «خلق» و «امر»، خلق را کاری تدریجی و مرحله به مرحله دانسته‌اند، ولی تحقق «امر» را به‌صورت دفعی مي‌دانند (طباطبائی، 1393ق، ج8، ص150) و این مسئله دال بر این است که در نظام قرآنی ماهیت روح متفاوت ذکر شده است. در نظام قرآن عالم به ساحت «خلق» و «امر» تقسیم می‌شود، عالم خلق عالم تدریج و ماده و عالم امر عالم فرامادی و دفعی است. بنابراین وقتی در نگاه قرآنی ماهیت روح از امر معرفی می‌شود، اين خود صراحت در غیرجسمانی و مستقل بودن این ساحت وجودی دارد.
    سومین شاهد، واژۀ «ثم» است که بر تراخی (درنگ زمانی) دلالت دارد و جدا بودن دو مرحله از آفرینش انسان را مي‌رساند. البته این شاهد تنها بر منحاز بودن این مرحله از مراحل دیگر به‌صورت مستقل اشاره دارد.
    بنابراین با توجه به شواهدی که بیان شد، به‌خصوص به‌کارگیری تعبیر انشاء در آیه به‌جای خلق، این مرحله حکایت از آفرینش ایجادی و ابداعی جدیدی دارد که با مراحل قبل کاملاً متفاوت است. پس باید این‌گونه گفت که آفرینش روح نسل آدمی، نظیر دمیده شدن روح به نخستین انسان، مرحلۀ جدیدی از خلقت اوست که قرآن با تعبیر پرمعنای «ثم انشأناه خلقاً آخر» آن را بیان کرده است. با این مرحله، جنین هویت انسانیِ مرکب از جسم و روح خود را می‌یابد و در تکوین یک «انسان» کامل می‌گردد، هرچند تکامل جسمانی او تا مرحلۀ تولد و پس از آن ادامه دارد. بنابراین، دمیده‌شدن روح، نقطۀ عطف آفرینش پیش از تولد محسوب می‌شود.
    2. مراحل تکوین جنین انسان از دیدگاه دانش جنین‌شناسی
    متخصصان علم جنین‌شناسی، به‌ویژه حیات درون‌‌رحمی جنین را به سه دوره یا مرحله تقسیم می‌کنند: دورۀ نطفه‌ای، دورۀ رویانی و دورۀ جنینی. با توجه به تقسیمات دوران درون‌رحمی جنین و با توجه به اینکه غالب تقسیمات بر اساس مدت زمان هفته‌های رشد جنین بررسی می‌شود، به بیان تغییرات جنین در هر دوره و بر حسب هر کدام از هفته‌های جنینی مطابق با نظر جنین‌شناسان می‌پردازیم.
    1ـ2. دورۀ نطفه‌ای
    این دوره خود مشتمل بر سه مرحلۀ جزئی است:
    1ـ1ـ2. هفتۀ اول: آغاز تکوین انسان
    پس از لقاح، تخمک بارورشده (زیگوت) در مسیر حرکت خود از لولۀ فالوپ به سمت رحم، شروع به تقسیم سلولی می‌کند. نخستین تقسیم سلولی معمولاً حدود ۲۴ تا ۳۰ ساعت پس از لقاح انجام می‌گیرد و طی آن، زیگوت به دو سلول مشابه تقسیم می‌شود که در اصطلاح علمی به آنها «سلول‌های دختر» گفته می‌شوند.
    این تقسیمات به‌صورت متوالی و سریع ادامه می‌یابد، به‌طوری‌که در هر مرحله تعداد سلول‌ها افزایش می‌یابد، اما اندازه هر سلول نسبت به سلول اولیه کوچک‌تر می‌شود؛ چراکه تقسیمات بدون افزایش حجم کلی صورت می‌گیرد. درنتیجۀ این تقسیمات، توده‌ای از سلول‌ها شکل می‌گیرد که به آن «مورولا» (مرحلۀ توتی‌سان) گفته می‌شود.
    با ورود مورولا به حفرۀ رحم، مایع از محیط رحم به درون این توده سلولی نفوذ کرده و در بین سلول‌ها تجمع می‌یابد. در پی این تغییر، ساختاری به نام «بلاستوسیت» ایجاد می‌شود که مرحله‌ای مهم در آماده‌سازی برای لانه‌گزینی در دیواره رحم است.
    روز چهارم پس از باروری، تقریباً در زمان ورود مورولا به حفره رحم، نفوذ مایع از منطقۀ شفاف به داخل فضاهای بین‌سلولی توده سلولی داخلی آغاز می‌شود و به تدریج فضاهای بین‌سلولی به یکدیگر می‌پیوندند و در نهایت حفره‌ای واحد به نام بلاستوسل (یک توده سلولی درونی که در نهایت به ساختار مشخصی به نام جنین تبدیل مي‌شود) تشکیل می‌شود که در این هنگام بلاستوسیت نامیده می‌شود. بنابراین در پایان هفتۀ اول تکامل، زیگوت انسان از مراحل مورولا و بلاستوسیت عبور کرده و لانه‌گزینی خود را در مخاط رحم آغاز می‌کند (سادلر، 1400، 63ـ77).
    2ـ1ـ2. هفتۀ دوم: تشکیل رویان دولایه‌ای
    لانه‌گزینی بلاستوسیت در آندومتر طی هفتۀ دوم کامل می‌شود، و توده سلولی داخلی به دنبال تغییراتی تبدیل به یک صفحۀ دولایه ضخیم به نام صفحۀ رویانی مي‌گردد. مخاط رحم در هنگام لایه‌گزینی در مرحلۀ ترشحی و با ادامه لانه‌گزینی، فضای کوچکی بین توده سلولی داخلی و توده سلولی خارجی ظاهر می‌شود که مقدمۀ تشکیل حفره آمنیوتیک است.
    به‌طورخلاصه دانشمندان جنین‌شناس، هفتۀ دوم رشد را به‌عنوان هفتۀ دوتایی‌ها می‌شناسند؛ زیرا در این زمان هم جفت و هم جنین دو لایه هسنتد و همچنین مزودرم جنین دو لایه دارد و حفره آمنیول و کیسه زرده جنین را احاطه کرده است (سادلر، 1400، ص81ـ161).
    3ـ1ـ2. هفتۀ سوم: تشکیل رویان سه‌لایه‌ای
    در شروع هفتۀ سوم در اثر ضخیم شدن اپی‌بلاست یک خط تیره‌ای ایجاد می‌شود که به‌عنوان خط اولیه شناخته می‌شود که در ناحیۀ دمی در قسمت وسط سطح پشتی دیسک رویانی ظاهر می‌شود. در این زمان گاسترولاسیون به وجود می‌آید؛ یعنی توده سلولی داخلی به صفحۀ رویانی سه‌لایه‌ای با اکتودرم، مزودرم و آندودرم گردیده و این سه لایه زایا با ادامه نمو، بافت‌ها و اندام‌های رویان را به وجود می‌آورند و سلول‌های هر لایه تقسیم شده، مهاجرت کرده و با تمایز خود الگوهای نسبتاً دقیق سیستم‌های اندامی مختلف را شکل می‌دهند. با تمام شدن هفتۀ سوم قلب به صورت یک زوج لوله قلبی آندوکاردیال ظاهر می‌شود که به رگ‌های خونی رویان و رگ‌های موجود در پرده‌های خارجی رویانی مثل کیسۀ زرده، بند ناف و کیسه جفتی متصل می‌شود (مور، 1371، ص66-82).
    2ـ2. دورۀ رویانی
    1ـ2ـ2. هفته‌های چهارم تا هشتم: تشکیل اعضا و دستگاه‌های اساسی
    این پنج هفته را اغلب دوره رویانی می‌نامند؛ زیرا زمان تکامل سریع رویان است و تمام اعضا و سیستم‌های مهم بدن در جریان این دوره تشکیل می‌شوند. در آغاز هفتۀ چهارم چین‌خوردگی در سطوح میانی و افقی، دیسک رویانی با سه لایۀ مسطح را به یک رویان استوانه‌ای به شکل C  تبدیل می‌کند. تشکیل سر، دم و چین‌های جانبی رویدادهایی متوالی هستند که باعث کاهش ارتباط میان رویان و کیسۀ زرده می‌گردند.
    در جریان هفتۀ چهارم، همزمان با رشد سریع مغز و چین‌خوردگی رویان، که آن را به شکل C درمی‌آورد، مهم‌ترین رویداد ظاهری، پدیدار شدن «سومایت‌ها» است. اینها توده‌های مزودرمی هستند که به‌صورت قطعات جفت و برجسته در دو طرف لولۀ عصبی درحال‌رشد ظاهر می‌شوند و منشأ اسکلت محوری و عضلات مرتبط هستند.
    این سومایت‌ها که به‌صورت برجستگی‌های متوالی و قطعه‌قطعه در پشت رویان ظاهر می‌شوند به آن نمایی شبیه به یک ماده جویده‌شده یا اثر دندان‌خورده می‌دهند (ر.ک. مور، 1371، ص83-105). همزمان، تشکیل قلب، کبد، جوانه‌های اندام، گوش‌ها، بینی و چشم‌ها نیز آغاز شده و نمای خارجی رویان را به میزان زیاد تحت تأثیر قرار می‌دهند و با تکامل ساختمان‌ها ظاهر رویان تغییر می‌کند و این مشخصات بی‌تردید او را شبیه انسان می‌کند.
    در جریان هفتۀ چهارم از توده سلول داخلی، سه لایه ژرمینال مشتق شده، به صورت بافت‌ها و اعضای گوناگون متمایز مي‌شوند، به‌طوری‌که در انتهای دورۀ رویانی ساخته‌شدن اعضای اصلی تمام سیستم‌هاي بدن شروع می‌شود. تشکیل مغز، قلب، کبد، سومایت‌ها (اعضاي تشکیل‌دهنده مهره‌ها و عضلات)، اندام، گوش‌ها، بینی و چشم‌ها نمای خارجی رویان را به میزان زیاد تحت تأثیر قرار می‌دهند و با تکامل ساختمان‌ها ظاهر رویان تغییر می‌کند و این مشخصات بی‌تردید او را شبیه انسان مي‌کند.
    درواقع بیشتر اعضای اصلی و دستگاه‌های بدن در طی دورۀ رویانی و در هفته‌های چهارم تا هشتم تشکیل مي‌شوند، ازاين‌رو این دوره از زندگی را تحت عنوان دورۀ اعضاسازی می‌نامند. در طی این دوره، هر یک از سه لایۀ زایایی اکتودرم، مزودرم و اندودرم بافت‌ها و اعضای مربوط به خود را تشکیل می‌دهند، درنتیجه تشکیل اعضای مختلف مشخصات ظاهری اصلی بدن ایجاد می‌شود.
    از لایۀ اکتودرم، دستگاه عصبی مرکزی (مغز و نخاع)، سیستم عصبی، سلول‌های حسی چشم، گوش و بینی، پوست و زوائد آن (مو و ناخن) و... به وجود مي‌آیند. از لایۀ مزودرم تشکیل غضروف، بافت پیوندی، عضلات صاف و مخطط، سلول‌های عروق خونی و لنفی و محور تناسلی تشکیل می‌شود و در آندودرم سلول‌های پوشش اپی‌‌تلیال تنفسی و معده، روده، لوزه‌ها، تیروئید، تیموس، کبد، پانکراس و پیشابراه ایجاد مي‌شود (مور، 1371، ص83-105؛ شهابیان، 1384، ص96).
    3ـ2. دوره جنینی
    1ـ3ـ2. هفتۀ نهم تا تولد: دورۀ جنینی
    دورۀ جنینی 9 هفته بعد از لقاح شروع می‌شود و با تولد پایان می‌یابد. این مرحله با رشد سریع بدن و تمایز سیستم‌های بدن مشخص می‌شود. یک تغییر مشخص کاهش نسبی رشد سر در مقایسه با بقیه بدن است. در طول این دوره، صورت جنین بیشتر شکل صورت انسان به خود می‌گیرد، چشم‌ها که در ابتدا در طرفین بودند به سطح شکمی صورت حرکت می‌کنند، گوش‌ها به نزدیک محل قطعی خود در کنار سر تغییر مکان می‌دهند، اندام‌ها در مقایسه با تمام بدن طول نسبی خود را به دست می‌آورند، در انتهای ماه سوم فعالیت رفلکسی را می‌توان در جنین‌های ساقط‌شده ایجاد کرد که نشان‌دهنده فعالیت ماهیچه‌ای است.
    در طی چهارمین و پنجمین ماه، جنین به سرعت طویل می‌شود و در انتهای نیمۀ اول زندگی داخل زهدانی است که تخمیناً به پانزده سانتیمتر می‌رسد. جنین با موهای ظریفی پوشیده شده است که موی کرکی نامیده‌ می‌شود. همچنین موهای ابرو و سر قابل تشخیص هستند و در طی پنجمین ماه، حرکات جنین توسط مادر احساس می‌شود. با شروع هفتۀ دوازدهم موهای ریز روی بدن و موهای سر ظاهر می‌شوند و بدن از ورنیکس کازئوزا پوشیده می‌شود.
    تغییرات مشاهده‌شده در مرحلۀ جنینی به اندازه تغییرات دورۀ رویانی واضح نیست، ولی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. جنین کمتر به اثرات ترانوژنیک داروها (اثرات ترانوژنیک اثراتی است که قادر به عبور از جفت بوده و ممکن است به رشد و تکوین جنین آسیب جدی وارد کند و منجر به ناهنجاری در جنین یا نوزاد شوند)، ویروس‌ها و اشعه حساس است، ولی این عوامل می‌توانند عملاً تکامل طبیعی را به‌خصوص در مغز و چشم تحت نفوذ خود قرار دهند (سادلر، 1400، ص143؛ شهابیان، 1384، ص101).
    4ـ2. جایگاه دمیده شدن روح در مباحث جنین‌شناسی
    از منظر جنین‌شناسی، که دانشی تجربی و مبتنی‌بر مشاهده و آزمون‌های زیستی است، بنابراین انتظار این نیست که مفاهیمی همچون «دمیدن روح» به‌عنوان پدیده‌ای ماورای مادی در قلمروی بررسی این علم قرار نمی‌گیرد، بلکه جنین‌شناسی تنها به بررسی فرایندهای زیستی و فیزیولوژیکی رشد و تکامل جنین انسان از لحظه لقاح تا زمان تولد می‌پردازد و به‌صورت طبیعی امکان داوری درباره پدیده‌هایی فرامادي، همچون روح و چگونگی تعلق آن به بدن را ندارد. بااین‌حال، برخی جنین‌شناسان با در نظر گرفتن تحولات جهشی در ویژگی‌های جنین در مقاطع خاص، از پدیده‌هایی سخن گفته‌اند که می‌توان آنها را با آنچه در متون دینی از آن به «دمیدن روح» یاد شده، قابل مقایسه کرد و بر آن تطبیق دانست داد.
    مطابق یافته‌های زیستی، رشد سیستم عصبی مرکزی، به‌ویژه قشر مغز در سه‌ ماهۀ دوم بارداری، نقطه عطفی در تمایز جنین به‌عنوان یک موجود دارای قابلیت‌های ادراکی تلقی می‌شود. برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که در هفتۀ 20 تا 24 بارداری، ساختارهای مغزی مربوط به ادراک، درد، و پاسخ به محرک‌های خارجی (صدا، نور، لمس) به مرحله‌ای از بلوغ می‌رسند که جنین توان پاسخ‌دهی ارادی و پیچیده‌تری پیدا می‌کند (مور، 1394، ص134). این تحول ناگهانی در توانمندی‌های ادراکی، توسط برخی مفسران مسلمان نیز با مفهوم «دمیدن روح» که در حدود 120 روزگی (معادل حدود هفته 17 بارداری) از آن یاد شده، هم‌زمان دانسته شده است.
    البته ذکر این نکته مهم است که تعیین یک زمان دقیق برای شروع فعالیت قلب و حرکت جنین نیز نمی‌تواند مطلب دقیقی باشد؛ چراکه بر طبق منابع معتبر پزشکی این زمان از سه تا چهار ماهگی متغیر است و برخی تشخیص حرکات جنین توسط مادر را در ماه پنجم دانسته اند (سادلر، 1400، ص98).
    با وجود این، باید تأکید کرد که جنین‌شناسان خود اصطلاح دمیدن روح را به کار نمی‌برند و از این پدیده تفسیری زیست‌شناختی ارائه نمی‌دهند؛ بلکه صرفاً از نقاط عطف زیستی و عصبی در مراحل رشد جنین سخن می‌گویند که از دیدگاه دینی می‌تواند محل تطبیق با رویدادهایی همچون تعلق روح به بدن باشد.
    3. بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و دانشمندان جنین‌شناسي
    پس از بیان تفصیلی دیدگاه قرآن و دانشمندان جنین‌شناسی درباره مراحل و چگونگی تکوین جنین انسان، اینک به وجوه شباهت و افتراق آن دو در این مسئله وارد می‌شویم. برخی ادعا دارند که یافته‌های جنین‌شناسی از جهاتی در تعارض با دیدگاه قرآن هستند و به‌تبع وجود این تعارض ادعایی، آن را ناقض اعجاز قرآن در بیان مراحل خلقت نسل انسان شمرده‌اند. کم‌وکیف وجوه تشابه، افتراق و درستی و نادرستی تعارضات ادعایی احتمالی را اجمالاً در ذیل سه عنوان بررسی مي‌کنیم:
    1ـ3. وجوه تشابه
    قرآن در توصیف مراحل خلقت از واژه‌هايی همچون «ثم» و حرف «فاء» بهره می‌گیرد که بر ترتیب زمانی و تدریجی بودن آفرینش دلالت دارند. در علم نیز تقسیم مراحل رشد به سه دورۀ نطفه‌ای، رویانی و جنینی بیانگر تدریج و تحول است.
    در جنین‌شناسی نقطۀ آغازین خلقت انسان «زیگوت» تعریف می‌شود که حاصل لقاح گامت نر و گامت ماده است. در مقابل قرآن از واژۀ «نطفه» استفاده می‌کند. واژه نطفه به‌معنای «آب اندک» است و می‌تواند به‌تنهایی به مایع جنسی مرد اطلاق شود. بااین‌حال قرآن به ذکر این واژه اکتفا نکرده و در آیه‌ای دیگر با آوردن قید امشاج (انسان: 2) توصیف دقیق‌تری از مبدأ ترکیبی انسان ارائه می‌دهد که منطبق با «زیگوت» است.
    برخی در اینجا ممکن است این اشکال را مطرح کنند که در آیۀ 14 سورۀ مؤمنون واژۀ امشاج ذکر نشده است که در پاسخ می‌گوییم به قرینۀ سیاق و فرایند توصیف ‌شده، منظور همان نطفه بارورشده، یعنی «زیگوت» است؛ زیرا نطفه به‌عنوان مبدأ تحول «علقه» بدون ترکیب از مایع مرد و زن قابلیت این تحول مستقل را ندارد. طبق دیدگاه قرآن اولین مرحلۀ شکل‌گیری و رشد نسل انسان (جنین) نطفه است. منظور از نطفه، مخلوطی از مایع جنسی نر و ماده است. جنین‌شناسان هم اعتقاد دارند انسان از سلول لقاح‌یافته‌ای به نام زیگوت تشکیل شده است. کیث ال مور معتقد است که تکامل انسان از زمان لقاح شروع می‌شود و آن هنگامی است که یک گامت نر اسپرم به یک گامت ماده یا اوسیت می‌پیوندد و سلول واحدی را به نام زیگوت تشکیل مي‌دهد. این سلول تولیدکننده و پایه‌گذار وجود هر یک از ما (انسان‌ها) به‌عنوان فردی مجزا مي‌باشد. او معتقد است که خلقت انسان با فعل و انفعالاتی آغاز مي‌شود که در سلول‌های جنسی مرد و زن پس از لقاح به وجود آمده‌اند. بر اثر هجوم سلول‌های نطفۀ مذکر در اطراف سلول مؤنث در محل لقاح که در انتهای لوله رحمی واقع شده است. اولین سلول به‌وجودآورندۀ انسان به نام زیگوت تشکیل می‌شود و این سلول شروع تکامل جنینی انسان است.
    به نظر می‌رسد اولین نقطۀ تشابه بین دیدگاه قرآن و جنین‌شناسی در همین‌جاست. آنچه قرآن آن را انعقاد نطفه می‌خواند، در جنین‌شناسی از آن به تشکیل زیگوت تعبیر مي‌شود و ازاين‌رو دورۀ نطفه‌ای در جنین‌شناسی با مرحلۀ نطفه در آیات قرآن تقریباً یکی بوده و منطبق است.
    از دیدگاه قرآن مرحلۀ دوم در شکل‌گیری جنین انسان، علقه است که از آن با عنوان «زالو» یا آویختن در چیزی و همراه شدن با او تعبیر شده است. این مرحله با فرایند لانه‌گزینی بلاستوسی مطابقت دارد که در آن جنین به دیواره رحم متصل شده و از خون مادر تغذیه می‌کند.
    طبق دیدگاه قرآن، «مضغه» مرحله‌ای از شکل‌گیری جنین است که در ظاهر جنین شبیه یک گوشت جویده‌شده است. در مقابل در علم جنین‌شناسی این مرحله مربوط به هفته‌های سوم تا پنجم رشد جنین است که در آن سه لایۀ زایا (اکتودرم، مزودرم، آندودرم) تشکیل شده و زمینه برای شکل‌گیری اندام‌ها فراهم می‌شود. در این مرحله، جنین به ‌شکل یک توده گوشتی دیده می‌شود که از نظر ظاهر شبیه گوشت جویده‌شده است.
    در مرحلۀ تکوین استخوان‌ها و گوشت طبق دیدگاه قرآن استخوان‌های جنین تکوین یافته و بلافاصله با گوشت پوشانده می‌شود. این مرحله در علم جنین‌شناسی منطبق با هفته‌های پنجم تا هشتم بارداری است که ابتدا اسکلت اولیه به‌صورت غضروفی شکل می‌گیرد و سپس توسط عضلات پوشیده می‌شود. جنین‌شناسان در این مرحله بحث تشکیل سه لایۀ زایایی اکتودرم، مزودرم و آنودرم را مطرح می‌کنند که درنتیجۀ آن، ابتدا استخوان‌ها پدید می‌آیند و بعد ماهیچه‌ها با خاستگاه مزودرم سوماتیک با توجه به عملکرد در گرداگرد استخوان ها قرار می‌گیرند.
    2ـ3. وجوه افتراق و تمایز
    طبق دیدگاه قرآن، مرحلۀ دمیدن روح، مرحله‌ای منحاز و کاملاً متفاوت از آفرینش جسم انسان است که از آن به خلقت روح آدمی تعبیر می‌شود. اما در دانش جنین‌شناسی به‌سبب محدودیت روش و ابزارهای تجربی و مشاهده‌پذیر، مسئلۀ دمیدن روح که پدیده‌ای فرامادی است، قابل بررسی نیست. جنین‌شناسان صرفاً از نقاط عطف زیستی و عصبی در مراحل رشد جنین سخن می‌گویند که از دیدگاه دینی می‌تواند محل تطبیق با رویدادهایی همچون تعلق روح به بدن باشد. اگرچه برخی آثار و پیامدهایی که در منابع دینی به‌عنوان نتایج تعلق روح معرفی می‌شود، در جنین‌شناسی به‌طور تجربی مشاهده شده و مورد بحث قرار گرفته است. برای نمونه، جنین از آغاز تشکیل، موجودی زنده و دارای حیات نباتی تلقی می‌شود. برای نمونه جنین‌شناسی میان حیات بیولوژیک (نبانی) و حیات ادراکی جنین تمایز قائل شده است. از منظر زیست‌شناسی جنین از همان لحظۀ لقاح یک موجود زنده با حیات بیولوژیک است؛ به‌این‌معنا که تغذیه و رشد دارد و تقسیم سلولی دارد، اما بعد از ماه چهارم حیات بیولوژیک جای خود را به حیات ادراکی می‌دهد. مور ـ جنین‌شناس مشهور ـ بیان می‌کند که جنین در ماه چهارم بارداری قادر به شنیدن است و نسبت به صدا واکنش نشان می‌دهد. همچنین، گیرنده‌های درد در همین مرحله فعال هستند. در ماه پنجم، مادر حرکات جنین را حس می‌کند و در ماه ششم جنین می‌تواند بین صداهای درون رحم و بیرون تمایز قائل شود و در ماه نهم نسبت به نور از خود واکنش نشان می‌دهد (مور، 1394، ص447-455).
    بنابراین می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که قرآن از مرحلۀ دمیدن روح به‌عنوان یک رویداد ویژه یاد می‌کند، درحالي‌که جنین‌شناسی بدون اشاره به چنین رویدادی فرایندی از تغییرات جنینی را ذکر می‌کند و به همین‌خاطر نظرات دانشمندان علم جنین‌شناسی را شاید بتوان به‌عنوان یکی از قرائن اطمینان‌آور بر زمان دمیدن روح دانست، ولی کیفیت و چگونگی روح و پژوهش درباره آن از حوزۀ دانش جنین‌شناسی خارج است.
    نکته‌ای که تفاوت و تمایز بین دیدگاه قرآن و با دانشمندان جنین‌شناسی را دامن می‌زند، این است که هر کدام از دیدگاه‌ها به تناسب حوزۀ مباحث و اهداف خود مسائل را مطرح کرده‌اند. چیزی که واضح است، این است که آیات قرآن، نیازی به طرح مباحث شکل‌گیری جنین انسان به تفصیلی که در جنین‌شناسی بیان شده، ندارند، اما آیات قرآن با استفاده از واژگان مناسب در بیان مراحل آفرینش نسل انسان مراحل اصلی علمی شکل‌گیری جنین را هم مطرح کرده است و این بیان را به‌گونه‌ای دال بر اعجاز علمی قرآن می‌توان دانست. اما وجه اعجاز، نه در کشف انحصاری این مراحل، بلکه از جهت اصل توصیف این پدیده و سبقت تاریخی‌ در بیان آن است. به‌عبارت‌دیگر، اعجاز علمی قرآن در این است که در قرونی که خبری از ابزارهای تجربی نبود، قرآن مراحل شکل‌گیری حیات انسان را با تعابیری دقیقی، چون علقه و مضغه و امثال آن توصیف ‌کرده و امروز پس از 14 قرن و با پیشرفت علوم تجربی معلوم شده که این واژگان دقیق‌ترین توصیف ظاهری را از مراحل شکل‌گیری جنین انجام داده‌اند. در مقابل حوزه تحقیقات جنین‌شناسان ایجاب می‌کند که دقیق‌تر و ریزتر به مباحث مربوط به شکل‌گیری جنین بپردازند و مباحث را با اصطلاحات خود و کشفیاتی که در این حوزه به دست آورده‌اند، بیان کنند.
    3ـ3. احتمال تعارض بین دو دیدگاه
    ممکن است گفته شود که بین برخی تعبیرات قرآنی با یافته‌های جنین‌شناسی در مرحلۀ اولیه تکوین جنین انسان همخوانی وجود ندارد. این احتمال درباره دو مطلب قرآنی درباره تکوین جنین، یکی «نطفۀ امشاج» و دیگری «مضغه مخلقه و غیرمخلقه» قابل طرح و بررسی است.
    1ـ3ـ3. بررسی احتمال ناهمخوانی نطفۀ امشاج با مرحلۀ زیگوت
    خداوند متعال در یکی از آیات، از مرحلۀ اول آفرینش انسان به «نطفۀ امشاج» یاد کرده است. نطفۀ امشاج به‌معنای نطفۀ آمیخته‌شده از تمام خصوصیات نطفۀ نر و ماده است. دانشمندان علوم تجربی هم در این مرحله زیگوت را دارای آمیخته‌های زیادی معرفی کرده‌اند. آنها معتقدند، مایع منی از ترشحات مختلطی است که از اندام‌ها و غدد زیر سرچشمه می‌گیرد: بیضه‌ها، کیسه‌های تخمی، پروستات و غدد منجر به مجاری ادرار. اینها همه سرچشمه‌های آمیخته‌ای نطفه هستند که قرآن از آنها به نطفۀ امشاج (نطفۀ تشکیل‌دهنده آمیخته‌ها) تعبیر کرده است.
    در بررسی این احتمال تعارض، مي‌توان گفت که اولاً میان بیان کلی اين موضوع در قرآن و بیان جزئیات آن در در علم، نه‌تنها تعارضی وجود ندارد، بلکه همسویی عمیقی بین آنها برقرار است. واژۀ قرآنی «امشاج» یک توصیف جامع و چندلایه است که یافته‌های علمی جدید پس از قرن‌ها، جزئیات آن را کشف کرده است. یافته‌های علمی نشان می‌دهند که این آمیختگی در تمام سطوح لازم برای خلقت انسان، مانند آمیختگی در نطفۀ زن و مرد، آمیختگی سلولی و آمیختگی ژنتیکی رخ می‌دهد.
    بنابراین آنچه در ابتدا یک تعارض احتمالی به نظر می‌رسید پس از بررسی دقیق نه‌تنها تعارض نیست، بلکه یکی از قوی‌ترین وجوه اشتراک و اعجاز توصیفی قرآن از پدیده‌های زیستی است که با یک واژه مثل «امشاج» به تمام سطوح پیچیده این آمیختگی اشاره کرده است.
    در مقایسۀ میان دیدگاه قرآن و جنین‌شناسی در این‌باره احتمال نحوه‌ای ناهمخوانی می‌رود؛ به ‌این شکل که منظور قرآن از نطفۀ امشاج در قرآن با آمیخته‌هایی که در جنین‌شناسی ذکر شده تطابق ندارد؛ زیرا نطفۀ امشاج یا سلول جنسی نر و یا حداکثر آمیخته از دو سلول جنسی نر و ماده است و زیگوت آمیخته‌ای از آن دو و غدد و ترشحات دیگر است.
    در پاسخ به این مطلب مي‌توان گفت: به‌ هیچ ‌عنوان نظر قطعی در نفی و اثبات تطابق یا عدم تطابق آن دو نمی‌توان داد و از ظاهر آیات هم، چنین چیزی برنمی‌آید. تنها چیزی که قطعاً می‌توان گفت این است که نطفۀ امشاج به‌معنای آمیخته‌ها است که قدر متیقن آن این است که آمیخته‌ای از نطفۀ نر و ماده را در خود دارد. بنابراین شاید با زیگوت تطبیق کند. پس در ظاهر نمی‌توان از ناهمخوانی و تعارض میان دیدگاه قرآن و جنین‌شناسان در این‌باره سخن گفت و از سوی دیگر هم نمی‌توان آن را قاطعانه نفی کرد.
    در نهایت می‌توان گفت که بر فرض تعارض، این تعارض در اصل مراحل تکوین جنین نیست، بلکه ظاهراً در بیان جزئیات یکی از مراحل است که قرآن وارد آن چزئیات نشده است. ازاين‌رو به اعجاز علمی قرآن در این‌باره آسیبی نمي‌زند.
    2ـ3ـ3. بررسی احتمال ناهمخوانی مضغه مخلقه و غیرمخلقه با تعابیر جنین‌شناسی
    درباره تعبیر مخلقه و غیرمخلقه در قرآن و معنی و تفسیر آن، نظر نزدیک به واقع، این است که گاهی جنین مراحل و مسیر تکامل را می‌پیماید (مخلقه)، و گاهی در همان حد قبل از مرحلۀ تصویر ساقط می‌شود و به مرحلۀ بعدی نمی‌رسد که در این صورت، غیرمخلقه خوانده می‌شود. اما از سوی دیگر، برخی از دانشمندان جنین‌شناسی اعتقاد دارند که «مخلقه» همان توده سلول‌های داخلی هستند که جنین را تشکیل می‌دهند و غیرمخلقه سلول‌های خارجی هستند که جفت و غشاهای اطراف جنین را می‌سازند (فیاض، 1999، ص208؛ شریف عدنان، 1990م، ص55). برخی دیگر اعتقاد دارند مضغۀ مخلقه همان سلول‌های تمایزیافته و غیرمخلقه همان سلول‌های غیرمتمایز هستند (مور، 1394، ص32-35).
    این تعارض ادعایی ناشی از یک رویکرد نادرست در تطبیق است. واقعیت این است که میان این دو دیدگاه، نه انطباق کامل وجود دارد، و نه لزوماً تعارض و مخالفت، بلکه دو نوع بیان مختلف از واقعیت واحد با دو هدف و در دو تراز معرفتی است.
    قرآن به‌عنوان کتاب هدایت واقعیت آفرینش را بیان کرده است، اما با یک بیان اجمالی و ناظر به مراحل اصلی و شگفت‌انگیز خلقت. هدف قرآن، ارائه یک چارچوب کلی برای تفکر در قدرت الهی بوده است، نه علم‌آموزی متعارف؛ بنابراین جزئیاتی که در هدف هدایتی آن نقش مهمي نداشته، بیان نشده است.
    از سوي ديگر، علم جنین‌شناسی با روش تجربی خود، تفصیلاً به این فرایند پرداخته و جزئیات بیولوژیکی و زمانی آن را توصیف کرده است.
    بنابراین هماهنگی میان این دو دیدگاه در سطح اجمال و تفصیل است، نه انطباق واژه به واژه مراحل و جزئیات. برای نمونه این تفاوت در بحث «دمیدن روح» به اوج می‌رسد. در این موضوع درحالی‌که علم جنین‌شناسی به آثار آن می‌پردازد و فرایند را ذکر می‌کند، قرآن به یک رویداد کاملاً متمایز و منشأ آن اشاره می‌کند. پس تفاوت‌ها به‌معنای تعارض واقعی میان علم و متون وحیانی نبوده و صرفاً ناشی از تفاوت در سطح نگاه، هدف و زبان بیانی آن دو است.
    به نظر می‌رسد در اینجا هم ادعای تعارض پذیرفتنی نیست؛ زیرا در بیان قرآن مضغه ‌بودن خود یک مرحله است، اما توصیف مضقه به مخلقه و غیرمخلقه، ناظر به بیان دو حالت و دو وضعیت محتمل برای مضغه است، و نه بیان مرحله‌‌ای جدید در تکوین جنین بعد از مضغه‌ شدن. بر این‌ اساس، تطبیق توده سلول‌های داخلی و سلول‌های خارجی که جفت و غشاهای اطراف جنین را می‌سازند یا سلول‌های تمایزیافته و غیرتمایزیافته بر مضقه مخلقه و غیرمخلقه، صرفاً یک حدس یا استحسان مبتنی‌بر داده‌های تجربی است که از جهت تفسیری فاقد اعتبار است. باید توجه داشت که این تطبیقات در فضای علمی صرفاً در حد فرضیه‌های تبیینی‌اند و نمی‌توان آنها را معادل قطعی مقصود واژگان و تعابیر قرآنی دانست. بنابراین، می‌توان گفت که قرآن کریم با بهره‌گیری از واژگانی همچون «مخلقه» و «غیرمخلقه»، به واقعیتی اشاره می‌کند که مصادیق متعددی در ساحت طبیعت دارد، اما قصد ندارد شرح آناتومیکی دقیقی مطابق با زبان زیست‌شناسی و جنین‌شناسی مدرن ارائه دهد.
    حاصل آنکه تعارض ظاهری احتمالی میان معنای بعضی تعابیر در قرآن و برخی داده‌های جنین‌شناسی، آسیبی به اعتبار علمی قرآن وارد نمی‌سازد؛ زیرا اولاً زبان قرآن، زبان هدایت و توصیف نشانه‌های الهی است، نه زبان تخصصی علوم تجربی؛ ثانیاً مفاهیم علمی پیوسته در حال تحول‌اند و نمی‌توان تفسیر قرآن را به یافته‌های متغیر علمی مقید و متکی کرد و ثالثاً نه دیدگاه علمی مورد نظر کاملاً به اثبات رسیده است و نه می‌توان دقیقاً مراد قرآن را خلاف دیدگاه جنین‌شناسان دانست. پس این بیان جنین‌شناسان دال بر نفی اعجاز علمی قرآن نیست.
    بنابراین، با تحلیل و مقایسۀ دیدگاه قرآن کریم و یافته‌های علمی دانش جنین‌شناسی درباره مراحل شکل‌گیری جنین انسان، روشن می‌شود که در اصلِ روند تکوین جسمانی انسان، ناهمخوانی و تعارضی میان این دو وجود ندارد. مراحل کلی که در قرآن کریم از نطفه تا علَقه و مضغه بیان شده‌اند، با مراحل زیستی مورد تأیید دانشمندان جنین‌شناسی انطباق دارد و شواهد علمی نیز آنها را تأیید می‌کند. اگر تفاوتی مشاهده می‌شود، بیشتر ناظر به مرحلۀ نفخ روح و نیز تفصیل در جزئیات علمیِ رشد جنین است؛ مسائلی که ماهیتاً مربوط به حوزه‌های متمایز معرفتی‌اند. تبیین‌های علمی، به‌اقتضای روش تجربی و ابزارهای زیست‌شناختی شکل گرفته‌اند و نمی‌توان از آنها انتظار داشت به عرصه‌هایی همچون روح و امور متافیزیکی وارد شوند. درنتیجه، این تفاوت‌ها به‌معنای تعارض واقعی میان علم و وحی نبوده و صرفاً ناشی از تفاوت در سطح نگاه، هدف و زبان بیانی آن دو است.
    نتیجه‌گيري
    این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی مراحل تکوین جنین انسان در قرآن و یافته‌های جنین‌شناسان انجام شد. قرآن این پدیده را در پنج مرحله با تعابیر خاصی نطفه، علقه، مضغه، خلقت عظام و لحم و دمیدن روح توصیف کلی کرده و دانش جنین‌شناسی آن را در سه مرحلۀ کلی نطفه‌ای، رویانی و جنینی با بیان جرئی تغییر و تحولات بیولوژیک در هر مرحله و به صورت زمان‌بندی‌شده بر اساس تعداد هفته‌ها توصیف کرده است. مقایسه این دو توصیف حاکی از همسویی و همگونی و انطباق کلی آنها است.
    تحلیل و بررسی اطلاعات حاصل از دیدگاه قرآن و یافته‌های تجربی جنین‌شناسان نشان می‌دهد که هر دو ديدگاه در بیان اصل و کلیت مراحل تکوین جنین تشابه بسیاری دارند، اما در کیفیت ترسیم جزئی‌تر تعداد مراحل، به‌ویژه مرحلۀ دمیدن روح تفاوت‌ها و تمایزهایی بین آن دو وجود دارد.
    قرآن به‌عنوان کتاب هدایت اجمالاً و با استفاده از واژگانی با بار معنایی عمیق به مراحل کلیدی آفرینش نسل انسان اشاره کرده است و هدفش ارائه چارچوبی برای تفکر درباره قدرت الهی بوده است، و ازاين‌رو به جزئیاتی که در با این هدف ارتباط روشني نداشته، اشاره‌ای ندارد. در مقابل، جنین‌شناسی به‌عنوان یک علم تجربی عهده‌دار بیان تفصیلی این فرایند و جزئیات بیولوژیکی و زمانی آن است و کاری با هدایت و عدم هدایت بشر ندارد.
    بیان قرآن در توصیف اصل پدیده شکل‌گیری جنین و مراحل آن به لحاظ سبقت تاریخی در این کار نوعی معجزه است، توصیفات قرآن با واژگانی مانند علقه و مضغه و امثال آن دقیق‌ترین توصیف ظاهری از مراحل خلقت جنین بر حسب بیان جنین‌شناسی است؛ توصیفی دقیق و خارق‌العاده از واقع که 14 قرن پیش و در نبود ابزارهای تجربی ارائه شده است.
    علم جنین‌شناسی به فرایند و آثار خلقت انسان می‌پردازد، اما در مقابل قرآن به مبدأ و رویداد آن اشاره می‌کند، ازاين‌رو این دو دیدگاه هر یک تبیین‌کننده چگونگی و چیستی خلقت انسان هستند، ولی از دو منظر و تعارضی با یکدیگر ندارند.
    علی‌رغم تمایز دیدگاه قرآن و جنین‌شناسان در توصیف کلیت پدیدۀ خلقت نسل انسان، اما تعارض بنیادینی میان آن دو وجود ندارد و تنها احتمال ناسازگاری در برخی از سطوح جزئی این فرایند بین آنها داده می‌شود.
    بررسی موارد تعارض احتمالی بین آن دو نظر نشان ‌داد که این احتمالات ناشی از درک نادرست از زبان اجمالی قرآن در مقابل زبان تفصیلی علم جنین‌شناسی و اهداف و اغراض متفاوت آن دو در پرداختن به پدیده‌های طبیعی ازجمله این پدیده خاص بوده است و می‌توان با تفکیک این دو سطح چنین احتمالات و شبهاتی را هم مرتفع کرد. درواقع تفاوت‌های موجود میان بیان قرآن و علم جنین‌شناسی، نه نشانۀ تعارض، بلکه ناشی از تفاوت در سطح نگاه، هدف و زبان متون دینی با وحیانی و علوم بشری است.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • آلوسی، سیدمحمود (1415ق). روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم. بیروت: دارالکتب العلمیه.
    • ابن‌فارس، احمد بن زکریا (1378). معجم مقاییس اللغة. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • ابن‌منظور، محمد بن مکرم (1375). لسان العرب. قم: اسلامی.
    • اسکندرلو، محمدجواد و علی‌زیدی، سیدبهادر (1395). بررسی اعجاز علمی قرآن در مراحل خلقت و تکوین جنین انسان. قرآن و علم، 18(10)، 75-90.
    • خراسانی‌زاده، مریم (1395). مراحل تکامل جنین در قرآن با تکیه بر یافته‌های علم جنین‌شناسی. تهران: دانشگاه پیام نور.
    • راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1380). المفردات فی غریب القرآن. بیروت: دارالمعرفۀ.
    • رضایی اصفهانی، محمدعلی (1380). پژوهشی در اعجاز علمی قرآن. رشت: کتاب مبین.
    • سادلر، توماس (1400). جنین‌شناسی لانگمن. ترجمۀ بهرام قاضی‌جهانی. تهران: گلبان.
    • شاه‌عبدالعظیمی، حسین بن احمد حسینی (1363). تفسیر اثنی عشری. تهران: میقات.
    • شریف عدنان (1990م). من علم الطب القرآنی. بیروت: دارالعلم للملایین.
    • شهابیان، مسعود (1384). مقدمه‌ای بر جنین‌شناسی در قرآن. تهران: سخن گستر.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1393ق). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسۀ الاعلمی للمطبوعات.
    • طبرسی، فضل بن حسن (1360). تفسیر مجمع البیان. ترجمۀ حسین نوری. تهران: فراهانی.
    • طیب، سیدعبدالحسین (1392). اطیب البیان فی تفسیر القرآن. تهران: بنیاد فرهنگ اسلامی حاج محمدحسین کوشانپور.
    • فراهیدی، خلیل بن احمد (1414ق). العین. قم: هجرت.
    • فیاض، محمد (1999م). اعجاز آیات القرآ فی بیان خلق الانسان. قاهره: دارالشروق.
    • فیومی، احمد بن محمد (1414ق). المصباح المنیر. قم: هجرت.
    • قرشی، علی‌اکبر (1354). قاموس قرآن. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
    • محمودنیا، فهیمه و غلامی، اعظم (1403). بررسی تطبیقی مراحل تکامل جنین در قرآن با یافته‌های علم جنین‌شناسی و کاربرد آن در برنامه درسی زیست‌شناسی. پژوهش‌های ‌کیفی ‌در‌ برنامه درسی، 17 (5)، 37ـ68.
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1392). انسان‌شناسی در قرآن. تنظیم و تدوین محمود فتحعلی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصطفوی، حسن (1385). التحقیق فی کلمات القرآن. تهران: مرکز نشر آثار علامه مصطفوی.
    • مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1386). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
    • مور، کیث ال. (1371). تکامل جنینی انسان. مشهد: اسفند و کتابستان.
    • مور، کیث ال. (1394). جنین‌شناسی مور انسان در حال تکوین با رویکرد بالینی. ترجمۀ رضا شیرازی. تهران: اندیشه رفیع.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آریان، حمید، فقیهی، سید مجتبی. (1405) بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و یافته‌های دانش جنین‌شناسی در توصیف و تحلیل مراحل شکل‌گیری جنین انسان. فصلنامه معرفت، 35(3)، 39-54 https://doi.org/10.22034/marifat.2026.5002678.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حمید آریان؛ سید مجتبی فقیهی."بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و یافته‌های دانش جنین‌شناسی در توصیف و تحلیل مراحل شکل‌گیری جنین انسان". فصلنامه معرفت، 35، 3، 1405، 39-54

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آریان، حمید، فقیهی، سید مجتبی.(1405) 'بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و یافته‌های دانش جنین‌شناسی در توصیف و تحلیل مراحل شکل‌گیری جنین انسان'، فصلنامه معرفت، 35(3), pp. 39-54

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    آریان، حمید، فقیهی، سید مجتبی. بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و یافته‌های دانش جنین‌شناسی در توصیف و تحلیل مراحل شکل‌گیری جنین انسان. معرفت، 35, 1405؛ 35(3): 39-54