بررسی منشأ دروغگویی و راهکارهای مواجهه با آن از نظر روایات
/ استادیار گروه معارف اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران / zdarvishi560@gmail.comArticle data in English (انگلیسی)
بررسی منشأ دروغگویی
و راهکارهای مواجهه با آن از نظر روایات
سکینه خالقینژاد / سطح 3 تفسير جامعۀالزهرا saharkhaleghii3@gmail.com
زینب درویشي / استادیار گروه معارف اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران zinab455@iau.ac.ir
دريافت: 20/11/1403 پذيرش: 05/07/1404
چکیده
پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به سؤال منشأ دروغگویی و راهکارهای مقابله با آن چیست؟ شکل گرفته است. اهمیت موضوع بدان جهت است که دروغگویی از آسیبهایی است که مانع پیشرفت و سعادت فرد و جامعه میباشد. در این مقاله به بررسی آسیب دروغ در خانواده و راههای مواجه با آن از نظر قرآن و روایات میپردازد. با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به منابع قرآنی و روایی، خود و دیگران را از آثار دروغگويی بر استحکام خانواده آگاه نماید و راههای مقابله با آن را نیز بیان کند تا نهاد خانواده مستحکم شود و زمینۀ سعادت ایجاد شود و نتایج بهدستآمده عبارتاند از: صداقت، که يکي از ارکان اساسی زندگی در خانواده و جامعه است و از آغاز آفرینش همراه انسان بوده و نقش مهمی در ایجاد اعتماد، امنیت، محبت و استحکام روابط دارد. دروغ موجب بیاعتمادی، کینه، نابودی محبت و فروپاشی خانواده و جامعه میشود. کسانی که با تعادل درونی و عقلانیت از دروغ پرهیز کرده و حتی دروغ کوچک بر زبان نمیآورند، میتوانند در میان مشکلات، راه خوشبختی و آرامش را بیابند.
کليدواژهها: دروغ، خانواده، صداقت، کذب، جامعه.
مقدمه
مهمترین نهاد سازندۀ انسان، خانواده است و زوجین میتوانند در محیط خانه بسيارى از فضايل انسانى را كسب كنند و رذايل اخلاقى فراوانى را از خود بزدايند و اگر محيط خانه را مانند جبهه، مكتب انسانسازى نام نهیم، مبالغه نكردهايم. انسان درصورتیکه متوجه اين امر باشد و در آن آرامش و آسایش داشته باشد، مىتواند هم خودسازى كند و هم ديگران را تربيت نمايد.
اما امروزه سلامت نظام خانواده دچار مشکلات و چالشهای اساسی شده است و از زوایای گونان دچار آسیب گرديده است. این آسیبها فراوان هستند. یکی از این چالشها، دروغگویی بین زوجین است. دروغگویی بر کارکردهای مثبت خانواده بسیار اثر سوء میگذارد. ازاينرو در این مقاله به مسئلۀ «منشأ دروغگويی بین زن و شوهر چیست و این دروغ چه آثاری دارد و راههای درمان این آسیب چیست؟ پرداخته شده است.
خداوند در قرآن کریم سوره مبارکۀ روم آیۀ 21 به اهمیت خانواده و آثار آن پرداخته است: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ». يكى از نشانههاى خداوند اين است كه براى شما از خودتان جفتى بيافريد تا در كنار او آرام گيريد و ميان شما مهربانى و رحمت قرار داد. در اين امر براى مردمى كه مىانديشند، نشانههايى است. ازاينرو در پژوهش حاضر نگارندگان به روش کتابخانهای مستندات را جمعآوری نموده و سپس به بررسی توصیفی ـ تحلیلی این آسیب از نظر متون دینی پرداختهاند.
صداقت از مؤلفههای مهم رابطۀ سالم در بین اعضای خانواده است و زمینۀ اعتماد و برقراری رابطۀ مستحکم را فراهم میکند و اگر نباشد باعث انحطاط و نابودی خانواده و بهتبع جامعه میشود؛ چراکه دیگر خانواده یک نهاد انسانساز نیست و فقط ظاهرش را حفظ کرده است. ازاينرو اهمیت دارد که بررسی شود چه چیز باعث عدم صداقت و دروغگويی در بین آنهاست، تا از به وجود آمدن آن جلوگیری گردد و یا در صورت مواجهه درمان شود (خالقینژاد، 1397، ص3).
دروغ و کذب، یکی از بزرگترین رذائل اخلاقی است. «کذب بر وزن وزر، مصدر بهمعناي دروغ گفتن است و بر وزن کِتف اسم مصدر بهمعنای دروغ است» (قرشی، 1371، ج9، ص97). رسول خدا میفرمایند: «أَنَّ الصِّدْقَ مُبَارَكٌ وَ الْكَذِبَ مَشْئُوم» (ورام بن ابيفراس، 1410ق، ج1، ص113)؛ بدان که راستی مبارک است و دروغ شوم. با دروغ و بیصداقتی، خانواده بهشدت آسیب میبیند و همۀ رفتارها و مناسبات تحتالشعاع آن قرار میگیرند. شعله شک، نیرنگ و پنهانکاری و تهمت در فضای خانه روشن میشود. پیامبر اکرم فرمودند: «إِيَّاكُمْ وَ الْكَذِبَ فَإِنَّهُ مَعَ الْفُجُورِ وَ هُمَا فِي النَّار» (مجلسى، 1403ق، ج2، ص112)؛ از دروغ بپرهیزید؛ زیرا دروغ توأم با انصراف از حق و پردهدری است و هر دو در آتشاند. با دروغ و نیرنگ انسان در زندگی خوشبخت نمیشود. خداوند به پیامبرش میفرمایند: «قُلْ إِنَ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُون» (تميمي آمدی، 1381، ص400)؛ بگو کسانی که به خدا دروغ میبندند، رستگار نمیشوند. عدم صداقت آرامش را از بین میبرد. انسان را به هلاکت میرساند و از سعادت دور میکند. اميرالمؤمنين علي میفرمایند: «اَلصِّدقُ مُطابِقَةُ اَلمَنطِقُ لِلوَضعِ اِلهِی وَ اَلکَذِبُ زَوالُ اَلمَنطِقِ عَن وَضعِ اِلهی» (موسوى لارى، 1376، ج1، ص41)؛ صدق مطابقت سخن با وضع الهی است و کذب ناهماهنگی سخن با وضع الهی است. قوانین وضعشده الهی مطابق با فطرت آدمی است. فطریات، مطابق با ذات انسان و مایۀ آرمش انسان هستند. «اساس برنامههای الهى متكى بر فطرت توحيد و فطرت اخلاق است؛ اين اصول طبيعى به مدد عقل، پايگاه اساسى تربيت بشرى را تشكيل مىدهند و تنها در پرتو این برنامهها، زندگی آرام و بدون اضطراب به وجود میآید» (موسوى لارى، 1376، ج1، ص41).
زندگی در پرتو صراحت و صداقت مطابق با قوانین الهی، آرامشبخش و قابل اعتماد است و زن و مرد بدون پردهپوشی مشکلات را با یکدیگر در میان میگذارند. رفتار ابهامآمیز ندارند و بهراحتی میتوانند با هم گفتوگو کنند و به یکدیگر تکیه کنند، اما دروغ نابودکننده خانواده است و آثار منفی بر خانواده دارد که همانطور که در روایات مذکور بدان اشاره شد. رذایل اخلاقی که به دنبال ارتکاب به دروغ انسان به آنها مبتلا میشود، ازجمله اشاره شد به پردهدری و عدم آرامش و آسایش ناشی از استرس فاش شدن دروغ است که موجبات سختیهای بسیاری در محروم شدن از یک زندگی آرام میشود و از طرفی تلاشهايی برای پنهانکاری، دروغگوییهای بعدی به همان منظور و ارتکاب گناهان بیشتر و عادی شدن آن گناهان، بذر رذایل اخلاقی را در دل انسان میکارد و او را از آراسته بودن به فضایل اخلاقی که مهمترین آنها صداقت است، محروم میکند و موجبات شقاوت و بدبختی انسان در دنیا و آخرت را فراهم میگرداند و به همین دلیل است که در کلام رسول خدا از دروغ تحت عنوان شوم تعبیر شده است.
کتابهاي زیادی در علوم انسانی از نظر روانشناسان به بررسی موضوع دروغ پرداختهاند. در متون دینی هم کتابهایی مثل اخلاق در قرآن (1377) و زندگي در پرتو اخلاق (1376)، آيتالله مکارم شيرازي، اخلاق محتشمی، چهل حدیثها مثل گناهان کبیره (1388)، شهید دستغیب، چهل حدیث، امام خميني و کتابهای حدیثی دیگر که به بیان آثار منفی دروغ و علل آن در ذیل سایر مباحث پرداختهاند.
اگرچه حسن اسلامی در کتاب دروغ مصلحتآمیز (1387)، و سیدرضا صدر در کتاب دروغ (1387)، به بیان علل دروغ و منشأ آن پرداختهاند، ليکن موضوع دروغ در بین زن و شوهر آن هم از نظر متون دینی از لحاظ منابع بسیار محدود است و تا کنون کسی به طور منسجم به آن نپرداخته و راهکاری برای درمان آن ارائه نداده است.
در این پژوهش ذیل سه عنوان اصلی به بیان سرچشمۀ دروغ، آثار دروغ و راههای مواجهه با آن پرداخته شده است.
1. سرچشمههای دروغ
دروغ در بین زن و مرد مانند هر رذیلۀ دیگری سرچشمههایی دارد که در این قسمت به آنها پرداخته شده است. ازآنجاکه دروغ گفتن در میان زن و مرد، مانند سایر موقعیتهای انسان علل عمومی دارد. ازاينرو به مهمترین آنها به شرح ذیل اشاره میشود:
1ـ1. ضعف اعتقاد به وجود و قدرت الهی
ضعف ایمان و اعتقاد به وجود خداوند و قدرت الهی در مسائل متفاوت در خانواده و یا هر جای دیگر، یکی از انگیزهای دروغ گفتن است. پس بین ضعف ایمان و دروغ رابطۀ مستقیم وجود دارد. امام باقر میفرماید: «جَانِبُوا الْكَذِبَ فَإِنَّ الْكَذِبَ مُجَانِبُ الْإِيمَان» (مجلسی، 1403ق، ج66، ص386)؛ از دروغ کنارهگیری کنید؛ چراکه دروغ جدای از ایمان میباشد. اگر زن یا مرد به قدرت الهی در حوادث روزمره ایمان داشته باشد، هرگز برای رسیدن به خواستههای خود در مقابل همسر دروغ نمیگوید. قطعاً كسانى كه به قدرت لايزال الهى ايمان یقینی دارند و منشأ همه بركات و پيروزيها و موفقيتها را اراده نافذ او مىدانند، قدرت او را مافوق همه قدرتها و حمايت او را بالاترين حمايتها شناختهاند، دليلى ندارد كه براى دفع ضرر و ترس یا برای نیل به منفعت متوسل به خلاف واقعگویی گردند و دروغپردازى نمایند (مكارم شيرازى، 1376، ص80). حاصل سخن اینکه منشأ دروغگویی انسان، ضعف اعتقادی به قدرت الهی است (خالقینژاد، 1397، ص40).
2ـ1. ضعف شخصیت
ضعف شخصیت نیز یکی از سرچشمههای دروغ است. افرادی که گرفتار عقده حقارتاند، برای پوشاندن ضعف و ناتوانی خود در مقابل همسر یا خانواده همسر متوسل به دروغ میشوند. پیامبر اکرم فرمودند: «لَا يَكْذِبُ الْكَاذِبُ إِلَّا مِنْ مَهَانَةِ نَفْسِه علیه» (متقی هندی، 1404ق، ج3، ص625)؛ کسی دروغ نمیگوید، مگر به خاطر بیارزش بودن خودش در نظر خویش، حاصل اینکه یکی از سرچشمههای دروغگویی در بین اعضای خانواده، عدم خودشناسی و نادانی نسبت به مقام و ارزش شخصیت خود میباشد و اگر بدانند خداوند تا چه حد برای انسان ارزش قائل شده است، هرگز حاضر نخواهند شد این منزلت را از دست بدهند. اینکه انسان باور داشته باشد خداوند همانطور که بر اساس آیۀ «نفخت فیه من روحی» (ص: 72)، ازآنجاکه از روح خود در ما دمیده؛ همانطور که خودش صادق است، قطعاً انسان نیز که مخلوق اوست و درواقع کشتزاری برای صفات الهی محسوب میشود. حال یکی از این صفات صداقت است که هرچه در انسان بیشتر به خدا از جهت ویژگی فضیلت صداقت نزدیکتر خواهد شد.
3ـ1. متصف به رذایل اخلاقی
رذایل اخلاقی، نظیر حسادت و کینه از کسانی که مورد احترام و محبت هر یک از زن و مرد هستند، گاهی میتواند منشأ دروغ باشد. ازآنجاکه زن تمایل دارد محبوبترین شخص نزد همسرش باشد و مرد دوست دارد، محترمترین شخص نزد همسرش باشد. حال اگر همسری احساس کند این مسائل نزد همسرش کمرنگ شده، برای جبران به سمت دروغ میرود. اگرچه ممکن است، در حقیقت اینطور نباشد، بلکه همسر به دلیل مسائل اخلاقی در برداشتهای خود دچار اشتباه شده باشد. بيمارىهاى اخلاقى، نظیر حسادت، کینه، تکبر و انحراف از مسير حق و آلودگى به انواع گناهان سبب تشويق زن و مرد به دروغ مىشود. همانگونه که در اجتماع نیز در میان بعضی از مردم این باور به وجود آمده که مىگويند اگر به دروغ متوسل نشويم، زندگى كردن در اين اجتماع براى ما مشكل است، و يا كسب و تجارت ما مىخوابد. دلبستگی به دنیا و علاقه شديد به دنيا و حفظ مقام از عوامل تشدید دروغ است (خالقینژاد، 1397، ص56). درحالیکه غافل از این است که دروغ خود میتواند منشأ بسیاری از رذایل اخلاقی دیگر باشد که موجبات سقوط انسان از مقام والای انسانی است ( مكارم شيرازى، 1377، ج3، ص232ـ235).
4ـ1. بیاعتمادی نسبت به هم
ترس از برخورد تند در مقابل اشتباهات نیز باعث دروغگويي در خانواده میگردد. اميرمؤمنان علي میفرماید: «لَوْ تَمَيَّزَتِ الْاشْيَاءُ لَكَانَ الصِّدْقُ مَعَ الشَّجَاعَةِ وَ كَانَ الْجُبْنُ مَعَ الْكِذْبِ» (خوانساري، 1366، ج5، ص118)؛ اگر اشيا از هم جدا شوند (و گروهبندى گردند)، صدق و راستى همراه شجاعت خواهد بود و ترس همراه دروغ.
پس دروغ بهترين حربه دفاعى افراد ناتوان است. دروغ انعكاس ضعف و ناتوانى است. هنگامىكه به كودكى بگوييم: آيا تو به اين آبنباتها دست زدهاى؟ يا اين گلدان را تو شكستهاى؟ اگر كودك بداند كه اقرار براى او به بهاى يك گوشمالى شديد و مجازات سخت تمام ميشود، غريزه دفاع از خويشتن وى را واميدارد كه بگويد: نه من نكردهام (موسوى لارى، 1378، ص59).
بنابراین اعضای خانواده باید موجبات اعتماد همدیگر را فراهم نمایند تا گرفتار توسل گناه دروغ نگردند. اگر رابطۀ اعضای خانواده بر پایۀ روابط گرم و صمیمانه باشد، افراد از ترس مجبور به پناه بردن به دروغ نمیشوند و قطعاً موجبات آرامش و دلگرمی نسبت به هم و نسبت به زندگی بین آنها فراهم میگردد و بهتبع رفتارشان در جامعه نیز رفتاری نرمال و توأم با راحتی و آرامش است و خیلی از استرسها و عصبانیتها نیز از بین میرود.
5ـ1. معاشرت با دروغگویان
معاشرت با دوستان ناباب و دروغگو نیز باعث ریشه گرفتن صفت دروغگويی در آدمی میگردد. معاشرت با اشخاصى كه مبتلا به اين رذيلۀ اخلاقى هستند، ازجمله دوستان ناباب و دروغگو و محيطهايى كه آنها را به دروغ تشويق مىكند، باعث ابتلا به این رذیله میگردد. همانگونه كه ارتباط با افراد آلوده به بيمارىهاى جسمى و محيطهاى آلوده به ميكروب باعث مبتلا شدن به این بيمارىها خواهد شد (مكارم شيرازى، 1377، ج3، ص236).
اميرمؤمنان علي میفرماید: از دوستی با دروغگو بپرهیز؛ زیرا دروغگو چون سراب است که دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور مینمایاند (مجلسی، 1403ق، ج71، ص196).
از دیرباز گفتهاند که دروغگو را دوست و رفیقی نباشد. همچنین از روایات چنین برداشت میگردد که آدم دروغگو دلایل و حجتهای آشکار را از بین میبرد و با ایجاد شبهات، پیروانش را به نیستی میکشاند و با توجه به مطالب گفتهشده به این نتیجه میرسیم در همنشینی با افراد باید نهایت دقت را به عمل آورد تا در دام دوستی با انسانهای دروغگو نیفتیم؛ زیرا رذایل اخلاقی، بهویژه دروغ که منشأ سایر رذایل نیز میباشد، قابل سرایت به همدیگر است و افراد با توجه به اینکه از هم تأثیرپذیر هستند، باید مراقب باشند در مراودات خود با دیگران اول به زره تقوا خود را مسلح نموده و در برخورد با دیگران به صورت منفعل عمل نکنند، بلکه سعی بر تأثیرگذاری و فعال عمل کردن نمایند.
2. آثار دروغ
در اینجا به بیان برخی از آثار شوم دروغگویی پرداخته میشود تا از رهگذر آن انگیزه کافی برای پرهیز از دروغ پیدا شود.
1ـ2. از بین رفتن حرمت و شخصیت
یکی از آثار دروغ، از بین رفتن حرمت و شخصیت نزد هم است. همانطور که صداقت موجب عزت و بالا رفتن شخصیت انسان میشود. امام صادق میفرمایند: «الصِّدْقُ عِزٌّ وَ الْكِذبُ عَجزٌ» (مجلسی، 1403ق، ج78، ص212). صداقت مایۀ عزت و دروغ مایۀ خواری است. «دروغ گفتن باعث هلاك ابدى و مايۀ سقوط عزت و موجب رسوايى و خوارى است. دروغ باعث سلب اعتماد و موجب بىاعتبارى است؛ چه، دروغ گفتن به ضربت شمشيرى ماند، اگر جراحت ملتئم شود نشان همچنان بماند» (قمى، 1399، ص169). امام علی میفرماید: «الصَّادِقُ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَ كَرَامَةٍ وَ الْكَاذِبُ عَلَى شَرَفِ مَهْوَاةٍ وَ مَهَانَةٍ» (نهج البلاغه، 1414ق، ص117)؛ راستگو راه نجات و بزرگی و احترام است و دروغگو بر لبه پرتگاه و هلاکت و خواری است. بنا بر روایات مذکور دروغ هم موجب از بین رفتن حرمت و شخصیت انسان میشود و خیلی از توهینها و بیاحترامیها را رقم میزند. شکسته شدن دیوار احترام در محیط خانواده، بنیان زندگی را به شدت سست و لرزان میکند؛ زیرا هر چقدر اعضای خانواده احترام همدیگر را رعایت نکنند، تعداد و شدت اختلاف و مشاجرات بیشتر میشود و بنیان خانواده متزلزل میشود و متزلزل شدن خانواده موجب تزلزل جامعه نیز میگردد (خالقینژاد، 1397، ص58). بنابراین صداقت موجبات حرمت و شخصیت انسان در خانواده و جامعه را فراهم میآورد و هر چه افراد در جامعه دارای شخصیت و احترام بیشتری باشند، بهتبع جامعۀ سالم و سعادتمندتری خواهیم داشت.
2ـ2. سلب اعتماد بین افراد
یکی دیگر از آثار دروغ در خانواده و جامعه سلب اعتماد بین افراد نسبت به همدیگر است. اصلیترین پایه روابط اجتماعی، اعتماد متقابل است. اعتماد متقابل، یعنی اینکه افراد در رفتار و گفتار به یکدیگر اطمینان داشته و نسبت به هم شک و تردید نداشته باشند. دروغ در زندگی اعتماد به هم را از بین میبرد و باعث شک و تردید میگردد. اگر اعتماد میان اعضای خانواده و جامعه از بین برود تمام رفتارها و گفتارهای آنها برای هم معنادار میشود. در این صورت آرامش از زندگی رخ برمیبندد. همانطور که در روایتی از امام علی آمده است: «مَن تَجَنَّبَ الكَذِبَ صَدَّقَت أقوَالُ» (خوانساري، 1366، ج5، ص461)؛ کسی که از دروغ بپرهیزد، سخنانش پذیرفته میشود. بنابراین اگر بخواهیم سخنان ما نافذ و تأثیرگذار و پذیرفتنی گردد، باید صداقت پیشه نموده و از دروغ بپرهیزیم.
به واسطۀ دروغ، ستونهای اعتماد فرو میریزد و به دنبال آن بنایی که بر اساس آن پایهها بهپا شده تخریب میگردد. در کتب اخلاقی آمده مهمترين سرمايۀ هر اجتماعی، اعتماد متقابل و اطمينان عمومى است. مهمترين چيزى كه اين سرمايه را به نابودى مىكشاند، دروغ و خيانت و تقلب است و يك دليل عمده بر اهميت فوقالعاده راستگويى و ترك دروغ در تعليمات اسلامى، همين موضوع است. دروغگویی در یک اجتماع، اعضا را پراکنده میکند و اتحاد آنها را از بین میبرد (مکارم شيرازي و همکاران، 1374، ج11، ص415؛ دلشاد تهرانی، 1394، ج3، ص434). شاهد بر این مسئله این کلام حضرت امیر است: «إِنَ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّةً أَوْقَى مِنْه» (نهج البلاغه، 1414ق، ص83، خطبۀ 41)؛ بیگمان، وفا همراه راستی است و من سپری نگهدارندهتر از وفا سراغ ندارم.
عادت به دروغ، مانع اعتماد به کلام راست فرد میگردد. همچون برادران يوسف به عیب دروغ گفتن شناخته شدند، حضرت یعقوب به راست گفتن ايشان اعتماد نکرد. «چرا يعقوب فرزندانش را در داستان بنیامین به دروغگويى متهم ساخت، حال آنكه آنان حقيقت ماجرا را داستان دزديده شدن پيمانه پادشاه گفته بودند؟ و چرا آنان را عتاب كرد؛ زیرا برادران بار اول درباره يوسف دروغ گفته بودند و بهسبب سوءسابقه در خيانت، تهمت دروغگويى اقرب احتمالات بود» (مدرسي، 1377، ج5، ص207). اميرمؤمنان علي میفرماید: «مَن عَرَفَ بِالكَذِبِ قَلَّت الثِقَّةُ بِهِ» (خوانساري، 1366، ج5، ص390)؛ کسی که به دروغگویی شناخته شود، اعتماد مردم به او کم میشود. دروغگويی در خانواده هم، موجب سلب اعتماد متقابل میگردد. گاهی این دروغگویی تا اندازهای پیش میرود که فرد با دلایل محکم هم نمیتواند اعتماد طرف مقابل را به خود جلب کند. نتیجۀ آن بیاعتمادی و اختلاف است و بنیان خانواده را نابود میکند. در عوض صداقت در خانواده باعث پذیرش کلام و اعتماد متقابل میشود (خالقینژاد، 1397، ص49). «مفاسد دروغ چندان فراوان است كه با مصالح احتمالى و اندك آن قابل مقايسه نيست. دروغ، بنياد خانواده را در درازمدت متزلزل مىكند؛ موجب سلب اعتماد اعضاي خانواده به هم مىشود و درنتيجه نمىتوان آن را مجاز دانست» (اسلامی، 1387، ص179-180؛ مهدویکنی، 1398، ص272؛ مکارم شيرازي، 1377، ج3، ص178). بنابراین میتوان گفت: دروغ موجب سلب اعتماد بین افراد، چه در خانواده و چه در جامعه و همچنین باعث شک و تردید در روابط بین افراد و عدم پذیرش کلام همدیگر میشود. حاصل سخن اینکه خانوادهای که در آن دروغگویی بین اعضا موجب کاشته شدن تخم شک و دودلی گشته است، نهتنها خانواده ازهمگسیختهای است، بلکه تأثیر مستقیم بر شک در روابط افراد و اطمینان آنها در جامعه به هم نیز میگردد.
3ـ2. از بین رفتن ایمان
یکی دیگر از آثار دروغ، از بین رفتن ایمان است. ایمان و دروغ قابل جمع نیستند؛ زیرا دروغگو به خاطر پوشاندن حقیقت از ایمان فاصله میگیرد: «إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُون» (نحل: 105)؛ تنها کسانی دروغپردازی میکنند که به آیات خدا ایمان ندارند و آنان خود دروغگویانند. در اين آيه، نهى و منع از دروغ كرده است؛ زيرا مىگويد: دروغ، كار كسانى است كه ايمان ندارند» (مدرسي، 1377، ج14، ص54). ازاينرو میفرمایند: «الکِذبُ هُوَ خَرابُ الدِّینِ» (حر عاملی، 1414ق، ج5، ص178)؛ دروغ ویرانگر ایمان است. اهل دروغ حصار ایمان را از دست میدهند.
انسان در زندگی خود همراه با هوای نفس و شهوترانی است که آنها سرچشمۀ بسياري از بداخلاقی و تندرویها و خیانتها در خانواده است. ایمان به خدا، هوای نفس را کنترل میکند، اما دروغ پایههای ایمان به خدا را از بین میبرد و فرصت جولان به هوای نفس میدهد.
صداقت ستون دین است. این بیان مورد تأیید روایت است: «اَلصِّدقُ جَمالُ الاِنسانِ وَ دَعامَةُ الايمانِ» (خوانسارى، 1366، ج2، ص 143)؛ راستگویی جمال آدمی و ستون دین است. اما دروغ این ستون را نابود میکند و زمینه را برای بداخلاقی و تندروی و خیانت ایجاد میکند (خالقینژاد، 1397، ص51). اگر زن ايمان نداشته باشد، شوهر چگونه مىتواند به او اعتماد كند و ساعتى وى را تنها بگذارد، اگر شوهر ايمان نداشته باشد، تكليف زن بدبختش چه خواهد بود (صدر، 1387، ص67). در هر صورت اهل دروغ به دلیل نبود ایمان در حیطۀ خانواده نیز دچار بداخلاقی و خیانت میشوند و زمینۀ سقوط بنیان خانواده را به وجود میآورد و باعث فروپاشی خانواده میگردد و در جامعه نیز که متشکل از خانوادهها است تأثیر منفی آن قابل انکار نیست.
4ـ2. مبتلا شدن به انواع گناهان
از آثار دروغ، مبتلا شدن به بسیاری از گناهان است. دروغ انسان را از مسیر حق منحرف میکند و به رذایل اخلاقی دیگر میکشاند. امام حسن عسکری میفرمایند: «جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ كُلُّهَا فِي بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهَا الْكَذِب» (مجلسى، 1403ق، ج69، ص263)؛ زشتی را در خانهای گذاشتهاند و دروغ را کلید آن خانه قرار دادهاند. کسی که با دروغ سروکار دارد، در سیاهچال بدبختی قرار میگیرد.
انسانهای گناهکار هنگامیکه خود را در معرض رسوایی میبینند با دروغ گناهان خود را میپوشانند، درحالیکه انسان راستگو ناچار است گناهان دیگر را ترک کند؛ چراکه راستگویی به او اجازه انکار گناه را نمیدهد (مکارم شيرازي، 1377، ج11، ص413). ترس از رسوایی در انسان راستگو او را به ترک گناه دعوت میکند و این ترس به تدریج باعث دوری از همۀ گناهان میشود، اما دروغ پایههای ایمان را در خانواده از بین میبرد و انسان بدون ایمان هر جنایتی میتواند انجام بدهد و ارتکاب انواع گناهان سهل میگردد. بعضی از گناهان که در اثر دروغ در خانواده به وجود میآیند، عبارتند از: نفاق و دورویی، خیانت، بدگمانی و... . هر یک از این گناهان میتواند بنیان خانواده را متلاشی کند. ازاينرو در اینجا به بررسی بعضی از نتایج دروغ پرداخته میگردد (خالقینژاد، 1397، ص52).
5ـ2. نفاق و دورویی در میان افراد
یکی از آثار دروغ، نفاق است. فرد دروغگو به دلیل فراموشکاری در مورد یک موضوع، حرفهای متفاوتی میزند که گاهی مطابق با واقعیت است و گاهی بر خلاف آن. بیان متفاوت در یک موضوع باعث بروز نفاق در او میگردد. اميرمؤمنان علي میفرماید: «الْكَذِبُ يُؤَدِّي إِلَى النِّفَاقِ» (ليثى واسطى، 1376، ص29)؛ دروغ به نفاق میانجامد. انسان دروغى مىگويد و آن را فراموش مىنمايد و بعد خبرى مىدهد كه منافى با دروغ اولى است و خود را نزد مردم رسوا مىسازد. پس دروغ برداشت دوگانه از رفتار ایجاد میکند. دروغ دری از درهای نفاق است (دستغيب، 1388، ج1، ص279). بر اساس بیان قبل دروغ در خانواده نیز باعث برداشت نفاق و دورویی از رفتار همسر میشود (خالقینژاد، 1397، ص53).
از سوي دیگر، دروغ باعث میشود رفتارهای محبتآمیز همسران به یکدیگر که آب حیات هر زندگی است، کارکرد خود را از دست بدهد؛ چون همسر فرد دروغگو، به دلیل سابقۀ منفی طرف مقابل، محبت و احترام او را غیرواقعی میپندارد و کارهای محبتآمیز همسر را به دلايل دیگر همچون سوءاستفاده برای پیشبرد اهدافش میشمارد، درنتیجه دروغ باعث ضعف استحکام خانواده میشود.
انسان اگر از دروغ که نفاق گفتاری است، دست برندارد، عاقبت به نفاق باطنی و عملی هم مبتلا میشود. عدم صدق در نیت باعث ابتلاء به ریا و نیرنگ و فریبکاری و شرک میشود (خزعلي، 1387، ص362). نیرنگ و فریبکاری نیز رابطۀ صمیمی زن و مرد را خدشهدار میکنند. مردی که در سخن گفتن عادت به دروغ دارد، در وعدههای عملی خود به خانواده هم دورویی و نفاق دارد و دروغ میگوید. علاوه بر این وعده دروغ به خانواده، اثر تربیتی نادرست بر فرزندان دارد و همچنین باعث جنگ و دعوا بین افراد خانواده و همینطور اگر بین اعضای جامعه نیز دروغ رواج یابد، همین اثر را خواهد داشت.
6ـ2. خیانت
یکی از آثار دروغ، خیانت است؛ زيرا دروغ، ايمان را از قلب دروغگو بيرون مىآورد، و خودش به جاى آن بر زبانش مىنشيند. وقتى چنين شد، خیانت میکند و حق مردم را نمىدهد (كانون نشر و ترويج فرهنگ اسلامى، 1389، ج2، ص358). انسان دروغگو به هیچ قانون اخلاقی پایبند نیست و بهراحتی خلف وعده میکند. اميرالمؤمنين علي میفرمایند: «الصِّدْقُ أَمَانَةٌ وَ الْكَذِبُ خِيَانَة الصِّدْقُ يُنْجِي الْكَذِبُ يُرْدِي» (طوسی، 1389، ص222)؛ صداقت باعث امانتداری است و دروغ مایۀ خیانت است. صداقت مایۀ نجات و کذب مایۀ هلاکت است. هر زن و مردی که با هم تشکیل خانواده میدهند، یکسری تعهدات را نسبت به هم قبول میکنند که باید نسبت به آنها متعهد باشد. انسان دروغگو به تعهدات خود پایند نیست و ممکن است رفتار خیانتآمیز داشته باشد و تعهدات خود را زیر پا بگذارد؛ زیرا یکی از لوازم وفا به عهد، صداقت است (خالقینژاد، 1397، ص54). وفا از اجزاى صداقت ايمانى است. راستى در عمل، همان وفاست و خلاف آن دروغ عملى، يعنى خیانت و پيمانشكنى است» (كانون نشر و ترويج فرهنگ اسلامي، 1389، ج2، ص485). اميرمؤمنان علي در خطبهاى فرمودند: «أيُّهَا النّاسَ! أنَّ الوَفاءَ تَوأمُ الصِّدقِ» (نهج البلاغه، 1414ق، خطبۀ 41)؛ ای مردم وفا همزاد راستگويی است. پس بین دورغ و خیانت ارتباط مستقیم است. ناگفته پیداست که خیانت در جامعه تا به چه اندازه میتواند رابطۀ افراد را آسیبپذیر و متزلزل کند.
7ـ2. سوءظن و بدبینی نسبت به همدیگر
یکی از آثار دروغ، سوءظن و بدبینی است؛ زیرا کسی که عادت به دروغ کند و اطرافیان او را به دروغگويی بشناسند، مورد بدگمانی قرار میگیرد. حتی اگر راست بگوید به او اعتماد نمیکنند و میپندارند محبتهای او هدف دیگری دارد. از سوي ديگر، انسان دروغگو به اطرافیان هم بدبین است و محبتهای آنها را حمل به فریب میشمرد. انسان دروغگو چون خودش بر خلاف حقيقت سخن مىگويد، درباره دیگران هم همين نظر را پيدا مىكند (كافر همه را به كيش خود پندارد). دیگران را مانند خود ديدن تا حدى طبيعى است، هر چند اين فكر غلط است. همچنین كسى كه به راستگويى عادت كرده باشد، در نخستين بار با هركس روبهرو شود، سخن او را راست مىپندارد (صدر، 1387، ص223-224). با توجه به این بیان، انسان دروغگو در خانواده نیز دچار بدگمانی است و تمام کارهای همسر را معنادار میپندارد. محبتهای او را غیرواقعی میداند. بعضاً ممکن است ارتباطهاي عادی همسرش با نامحرم را معنادار بپندارد. این مسائل بنیان خانواده را تضعیف میکنند و تضعیف بنیاد خانواده موجبات تضعیف جامعه نیز میگردد.
3. راهکارهای مواجهه با دروغ از منظر آیات و روایات
برای ریشهکن کردن این رذیله، نخست باید سراغ ریشههای آن رفت. اگر انگیزه دروغ بیایمانی نسبت به توحید افعالی است، باید پایههای ایمان را تقویت کرد. اگر انگیزه آن حسد و بخل و کبر و غرور است، باید به درمان آنها پرداخت. بهیقین اگر این ریشهها قطع شوند، صداقت به وجود میآید. البته راهکارهای دیگری هم برای درمان دروغگويی است، که عبارتند از:
1ـ3. توجه به آثار سوء دروغ در دنیا و آخرت
مطالعۀ عواقب سوء دروغ و نتايج مثبت صداقت برای هر انسان متفکر و فهیم، بزرگترین درس عبرت و مانع دروغ گفتن است. ازجمله پیامدهای سوء دروغگویی تهمت، خیانت، نفاق در زندگی زناشویی است که سابقاً بیان شد، این موارد چگونه باعث انحطاط و فروپاشي خانواده میگردند. دروغگو مورد لعنت خداوند است. خداوند متعال در آیۀ 61 سورۀ آلعمران میفرماید: «فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ»؛ لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. این آیه طرد خدا و دور كردن از رحمت او را، كنايه از عقوبت بر دروغگويان بیان کرده است (خانی و ریاضی، 1372، ج3، ص275).
دروغ گاهی قوه تشخیص انسان را ویران میکند، ازاينرو ضرورت دارد از آنان دوری کرد. امام علی میفرماید: «إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيب» (نهج البلاغه، 1414ق، ص475)؛ از دوستی با دروغگو برحذر باش؛ چراکه او مثل سراب است، دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را در نظر تو دور میسازد. دروغ حتی شرایط اقتصادی خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد. پیامبر اکرم ميفرمايد: «اعْتِيَادُ الْكَذِبِ يُورِثُ الْفَقْر»؛ (مجلسى، 1403ق، ج69، ص261)؛ عادت به دروغ، موجب فقر است. فقر و نداری در زندگی باعث اختلاف و مشاجره بین همسران میشود. بر اساس آمار در ایران درصد بالایی از طلاقها نتیجۀ بیاعتمادی و دروغ است (فرجاد، 1372، ص28).
صداقت آثار مثبت فراوانی دارد، امور انسان را اصلاح میکند و او را از نفاق و خیانت و ساير گناهان دور میکند. خداوند در آیات 70و71 سورۀ احزاب میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ»؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بپرهيزيد و بترسيد از خدا و بگوييد، گفتن محكم و مناسب تا خدا كردارهاى شما را برايتان به صلاح آرد و گناهان شما را بيامرزد. گفتار راست، انسان را از فساد دور میکند و از شائبۀ دروغ و بيهودهگويى خالص و پاک میکند؛ زیرا خداوند میفرماید: اگر از خدا ترسيديد و سخن درست گفتيد، براى شما اعمال شما را اصلاح ميكند. در آن اعمال بر شما مهربانى ميكند تا بر راه استوار و راستى كه سالم از فساد باشد شما را مستقيم و موفق نمايد (مدرسي، 1377، ج20، ص188). علامه طباطبائي ذیل همین آیه میفرماید: «صداقت در قول خود، مستلزم صداقت در فعل، يعنى صراحت و پاكى از نفاق هم هست و صداقت در قول خواه ناخواه كار انسان را به صلاح و سداد مىكشاند، و از ارتكاب هر گناه و معصیتی بازمیدارد و امورش را اصلاح میکند» (طباطبائي، 1394، ج6، ص361). صداقت در خانواده نیز همین آثار را دارد و باعث اصلاح امور خانواده میشود. مشکلات بین اعضای خانواده را حل میکند (خالقینژاد، 1397، ص58).
انسان عاقل با کمی اندیشه درباره اینهمه آثار مثبت صداقت و پیامدهای منفی دروغ، مسیر خود را مشخص میکند. همچنین توجه و تفکر به جایگاه صدیقان باعث راستگویی میشود: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقا» (نساء: 69)؛ و کسانی که از خدا و فرستادهاش اطاعت نمایند، آنان همراه کسانی هستند که خدا برای آنها نعمت بخشیده از پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان و آنها نیکو رفیقانی هستند. از تعبير این آیه روشن مىشود كه بعد از مقام نبوت، مقامى بالاتر از مقام صدق و راستى نيست، و در مقابل آن، هيچ صفت زشتى بعد از كفر بدتر از دروغ و نفاق و خيانت در سخن و عمل نيست (مکارم شيرازي و همکاران، 1374، ج3، ص461). توجه به بالا بودن جایگاه صدیقان حتی نسبت به شهدا و صالحان، انگیزه خوبی برای ترک دروغگويی است.
2ـ3. معاشرت با راستگویان
یکی از راهکارهای درمان دروغ، معاشرت با اهل صداقت است. مسلمان برای برخورداری از زندگی سالم و فرار از آسیبهای دروغ، چارهای جز همراهی با اهل صداقت ندارد. در آیات و روایات نیز به معاشرت با اهل صداقت توصیه شده است. خداوند در آیۀ 119 سورۀ توبه میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِين»؛ ای اهل ایمان از گناهان بپرهیزید و با راستگویان باشید. برای اینکه بتوانید راه پرپیچوخم تقوا را بدون گناه و انحراف طی کنید، باید با صادقان باشید. همراهی و همدلی با راستگویان در تعالی روحی انسان تأثیر بهسزایی دارد و باعث رشد ارزشهای اخلاقی و انسانی میگردد، تا جایی که او خود از راستگویان میگردد (طوسی، 1389، ج5، ص318).
در روایات نیز از دوستی با اهل دروغ نهی شده است. اميرمؤمنان علي میفرماید: «إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ» (نهج البلاغه، 1414ق، ص75)؛ از دوستی با دروغگو برحذر باش. در خانواده نیز برای ممانعت از ایجاد دروغ و سالم ماندن از عواقب آن، باید از معاشرت با دوستان و انسانهای دروغگو دوری کنیم تا متصف به این صفت نشویم و بنیان خانواده را تضعیف نکنیم؛ زیرا ستون روابط خانواده، اعتماد اعضاء به همدیگر است که با دروغ از بین میرود.
زمانی انسان در محیطی زندگی میکند و یا با دوستانی معاشرت میکند که اهل صداقت هستند، او نیز از این رذیله پاک میشود. زندگیاش اصلاح میگردد و روابطش در خانواده تصحیح میشود. در خانوادههایی که اعضاي آن، اهل دروغاند، روابطشان تیره است. ناگفته نماند که بچههای این خانواده با دروغ آشنا میشوند و در زندگی آیندهشان دچار عواقب دروغ میشوند. این موضوع به حدی مهم است که پیامبر اکرم آموزش دروغگویی را به هر طریقی نهی کرده است، ایشان میفرمایند: «لَا تُلَقِّنُوا الْكَذِبَ فَتَكْذِبُوا فَإِنَّ بَنِي يَعْقُوبَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الذِّئْبَ يَأْكُلُ الْإِنْسَان فلَمّا لقنهم إِنِّي أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْب» (متقی هندی، 1404ق، ج 3، ص624)؛ هرگز تلقین دروغ به مردم نکنید؛ چراکه فرزندان یعقوب (تا آن زمان) نمیدانستند که گرگ ممکن است انسان را بخورد، هنگامیکه پدرشان یعقوب به آنها گفت از این بیم دارم که گرگ او را بخورد، آنها یاد گرفتند و گفتند یوسف را گرگ خورد.
3ـ3. پرهیز از دروغ کوچک و شوخی
یکی از راهکارهای درمان و نفوذ این صفت زشت در بین افراد، دوری از دروغ کوچک و حتی دروغ به نحو شوخی است؛ زیرا صفات رذیله معمولاً از جاهای ساده و کوچک آغاز میشود و تدریجاً به مراحل خطرناک میرسند. همیشه گناهان کوچک آغازگر گناهان بزرگ هستند. شیطان در آغاز كار، انسان را دعوت به گناهان کوچک میکند؛ زیرا انسان از ارتكاب به گناه بزرگ، بيم دارند. يكى از عواملی كه گناهکار را وادار به گناه بزرگ مىكند، ارتكاب گناهان كوچك و بىاهميت شمردن آنهاست. گناهان كوچك، خوف خدا را از دل مىبرد و به جاى آن، جرئت بر خدا را مىآورد. ترك گناهان كوچك بهمنزله پيشگيرى از گرفتار شدن به گناهان بزرگ مىباشد (مدرسي، 1377، ج2، ص158؛ مکارم شيرازي، 1377، ج 14، ص412؛ صدر، 1387، ص127). امام سجاد میفرماید: «اتَّقُوا الْكَذِبَ الصَّغِيرَ مِنْهُ وَ الْكَبِيرَ فِي كُلِّ جِدٍّ وَ هَزْلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَذَبَ فِي الصَّغِيرِ اجْتَرَأَ عَلَى الْكَبِير» (مجلسى، 1403ق، ج69، ص235)؛ از دروغ بپرهیز، خواه کوچک باشد یا بزرگ، جدی باشد یا شوخی؛ چراکه انسان هنگامیکه در موضوعات کوچک دروغ بگوید، جرئت میکند که دروغ بزرگ هم بگوید.
اساس زندگی بر صداقت و راستی است. زن و مرد آیینه همدیگر هستند که برای رشد و تکامل نیاز به هم دارند. دروغ واقعیت را میپوشاند و مانع رشد و تکامل همدیگر میشود، فرقی نمیکند که مصلحتی و یا غیرمصلحتی باشد. دروغ به همسر، بنياد خانواده را در درازمدت متزلزل مىكند؛ اگر هم در جايى از دروغ مصلحتی سخن رفته، حد اكثر دلالتش آن است كه آنان در ابراز محبتهاى مبالغهآميز آزاد هستند، و چون اين بازى دو طرفه است، مسئلۀ فريبكارى در ميان نخواهد بود و از مقولۀ دروغ اصطلاحى بيرون خواهد رفت (دلشاد تهرانى، 1394، ج4، ص456). امام خمینی در بحث دروغ مصحلتی حتی اینگونه دروغ را در خانواده قبول ندارند. «احوط ـ اگر نگوييم اقوى ـ جايز نبودن دروغ به همسر است، مگر در موارد اكراه و اضطرار (موسوی خمینی، 1373، ج2، ص4). در ادامه همین مطلب میفرمایند منظور از اضطرار، اصلاح بین همسران و ابراز محبت است.
ميان همسران بايد منتهاى پاكى و يگانگى و صداقت و صميميت برقرار باشد و بايد مانند دو آينه قدنما باشند كه هر كدام تمام وجود خود را در ديگرى ببينند، و مانند دو نهر آب زلال كه هر كدام از قعر وجود هم آگاه باشند و هيچ كوچك و بزرگى از هم پنهان نكنند. بنابراين دروغ بههيچوجه روا نيست، نه به صورت وعده، نه به هيچ صورت ديگر. اما در مقام اصلاح ميان دو نفر، بايد از هر كدام بدى مىشنويم براى ديگرى خبر نبريم و آتش كينه و دشمنى را دامن نزنيم (راشد، 1391، ج4، ص160ـ162).
البته راستگویی بهمعناي بیان همۀ حقایق نیست. با تمام آنچه که دربارۀ زشتی دروغ و لزوم صداقت بیان شد، نباید فراموش کرد که اگرچه دروغ گفتن حرام است؛ اما این بدان معنا نیست که گفتن سخن راست همیشه لازم باشد. گاهی بیان سخنان راست، فتنهای ایجاد میکند که اصل زندگی در معرض نابودی قرار میگیرد؛ مثلاً فرض کنید مادر شوهری، غیبت عروس خود را کرده، اما صداقت حکم نمیکند که مرد این مسئله را با همسرش در میان بگذارد؛ زیرا این عمل، موجب مفاسد زیادی میشود. اختلاف و درگیری در خانواده به وجود میآورد. اگر راستگویی باعث فتنه يا عداوت مؤمنى يا فسادى شود، جايز است كه انكار آن را كند و اگر كسى مكدر شده باشد و رفع آن موقوف باشد به انكار سخنى كه گفته باشى يا عملى كه كرده باشى، جايز است انكار آن (نراقی، 1348، ص575).
نتیجهگیری
يكى از اركان و شرایط زندگى در خانواده و جامعه صداقت است. صداقت و عدم دروغگويی با حيات بشر زاييده شده و عمر آن مساوى با عمر نوع انسانى است. هيچ خردمندى در اهميت و لزوم آن براى سلامت و امنیت انسان ترديدى ندارد و يا اثر سودبخش و قاطع آن را در تقويت اساس رشد و اصلاح مشکلات خانواده و جامعه انكار نمینمايد. صداقت و راستی در حقیقت، مزین شدن به صفت اعتماد و تکیه کردن افراد به قول و رفتار هم است تا رشتۀ پر پيچ و تاب ارتباط را از هم نگسلد و بنیان خانواده و جامعه را نابود نکند.
این صفت در طول زمانها و برای همه اقوام مشترک است. در بعضی از انسانها این صفات به دلیل عدم ایمان، ضعف شخصیت، معاشرت با دروغگویان، عدم اعتماد به هم به فراموشی سپرده میشود و عواقب خطرناکی مانند از بین رفتن اعتماد، نابودی رشتۀ محبت، مشغول شدن به امور واهی و دور شدن از همدیگر، دشمنی و کینه و سرانجام نابودی اجتماع کوچک، اما مهم خانواده و ازهمگسیختگی جامعه است، اما افرادى كه به تعادل قواى باطنى خود پرداخته و نگاه عاقلانه به عواقب دنیایی و اخروی دروغ دارند و خواستههاى دل را با پسند عقل و خرد منطبق کنند در مرحلۀ عمل از معاشرت با دروغگویان دست برداشته و حتی دروغ کوچک بر زبان جاری نمینمایند، به طور مسلم راه خوشبختى را در ميان انبوه مشكلات پیدا میکنند.
- قرآن کریم.
- نهج البلاغه (1414ق). تحقیق صبحی صالح. قم: هجرت.
- اسلامی، حسن (1387). دروغ مصلحتآمیز. قم: بوستان کتاب.
- تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد (1381). غررالحکم و دررالکلم. ترجمۀ هاشم رسولی محلاتی. قم: دار الکتاب.
- حر عاملی، محمد بن حسن (1414ق). وسائل الشیعه. قم: آلالبیت.
- خالقینژاد، سکینه (1397). آسیبشناسی بنیان خانواده و راهکارهای مواجهه با آن از نگاه قرآن و روایات. قم: حوزۀ علمیه.
- خانی، رضا و ریاضی، حشمتالله (1372). ترجمه بیان السعادة فی مقامات العبادة. بیجا: دانشگاه پیام نور.
- خزعلی، محمدعلی (1387). متن و شرح دعای ابوحمزه ثمالی. قم: ابتکار دانش.
- خوانساری، آقاجمال (1366). شرح آقاجمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم. تهران: دانشگاه تهران.
- دستغیب، عبدالحسین (1388). گناهان کبیره. چ بیست و دوم. قم: دفتر نشر اسلامی.
- دلشاد تهرانی، مصطفی (1394). سیره نبوی منطق عملی. چ هشتم. تهران: دریا.
- راشد، حسینعلی (1391). سخنرانیهای راشد. بیجا: پارس کتاب.
- صدر، سیدرضا (1387). دروغ. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1394). تفسیر المیزان. ترجمۀ سیدمحمدباقر موسوی همدانی. تهران: دارالفکر.
- طوسی، محمد بن حسن (1389). التبیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
- طوسی، محمد بن حسن (1389). التبیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
- فرجاد، محمدحسین (1372). آسیبشناسی اجتماعی ستیزههای خانواده و طلاق. تهران: منصوری.
- قرشی، علیاکبر (1371). قاموس قرآن. چ ششم. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
- قمى، عباس (1399). مقامات العلیّة فی موجبات السعادة الأبدیة. بیجا، کتابستان معرفت.
- کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی (1389). سیری در سپهر اخلاق. قم: صحیفه خرد.
- لیثی واسطی، علی بن محمد (1376). عیون الحکم و المواعظ. قم: دارالحدیث.
- متقی هندی، حسامالدین (1404ق). کنز العمال فی سنن اقوال و افعال. چ پنجم. بیروت: مؤسسة الرسالة.
- مجلسی، محمدباقر (1403ق). بحارالانوار. بیروت: دار الاحیاء التراث.
- مدرسی، سیدمحمدتقی (1377). تفسیر هدایت. مشهد: آستان قدس رضوی.
- مکارم شیرازی، ناصر (1377). اخلاق در قرآن. قم: مدرسة الامام علی بن ابیطالب(ره).
- مکارم شیرازی و همکاران (1374). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتاب الاسلامیه.
- مکارم شیرازی، ناصر (1376). زندگی در پرتو اخلاق. قم: سرور.
- موسوی خمینی، روحالله (1373). المکاسب المحرمه. تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
- موسوی خمینی، روحالله (1394). شرح چهل حدیث (اربعین حدیث). تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
- موسوی لاری، مجتبی (1376). رسالت اخلاق در تکامل انسان. چ چهارم. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
- موسوی لاری، مجتبی (1378). بررسی مشکلات اخلاقی و روانی. چ چهارم. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
- مهدویکنی، محمدرضا (1398). نقطههای آغاز در اخلاق عملی. چ هفتم. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
- نراقی، احمد (1348). معراج السعادة. تهران: حوزه علمیه.
- ورام بن ابیفراس، مسعود (1410ق). تنبیه الخواظر و نزهة النواظر. قم: مکتبة الفضیة.
Copyright © 2026 The Author(s). This article is published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.



