از کاربردهای واژة «حق»، مفهومی است که دو نسبت «له» و «علیه» در آن لحاظ میشود؛ یعنی حقی برای کسی علیه دیگری وجود دارد؛ بهعبارتدیگر اگر چنین حقی در خارج تحقق پیدا کند، به نفع کسی و به عهدة دیگری است. بر اساس این معنا، هنگامی که در روابط اجتماعی سخن از حق به میان میآید، ناگزیر نسبتی با دیگری در آن لحاظ میشود؛ هرچند در کلام به چنین نسبتی تصریح نشود. همچنین گرچه گفته نمیشود آن حق علیه کیست، اما معنای وجود داشتن حق آن است که جامعه باید آن حق را تحمل کرده، تأمین کند.
روشن است که این معنا از حق، با توجه به دو نسبتی که در مفهوم آن لحاظ میشود، دربارۀ خدا معنایی ندارد؛ زیرا خدا نسبت به هیچکس هیچ مسئولیتی ندارد و به کسی بدهکار نیست. درعینحال یکی از الطاف بسیار گسترده، عمیق و پرفایدة خداوند این است که در بسیاری از تعالیمش خود را در حد مخلوقات تنزل، یکی از دو طرف معامله با انسان قرار داده است: